یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آیت اللهی که مورد احترام مخالفین بود

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : ناصر مستشار

عنوان : آیت الله منتظری برخلاف خمینی کینه توز نبود!
در نظر مولانا هر که می خواهی با ش ، قبل از هر چیز انسان بودن شرط است!

از خصوصیات شناخته شده وبارز آیت الله منتظری در انسانیت والای ایشان نهفته شده بود.تزکیه نفس آیت الله منتظری از نحله وروش زندگی با خلوص مولوی سرچشمه می گرفت.تمام تلاش و جدیت سیاسی آیت الله منتظری در تمام عمرش برای انسانیت بود .پسرش یعنی حجت اسلام محمد منتظری را در بمب گذاری ساختمان حزب جمهوری اسلامی در تاریخ هفت تیر۱۳۶۰ از دست داد.علیرغم اینکه رژیم اسلامی آن بمب گذاری را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت می داد اما آیت الله منتظری در کشتار دسته جمعی سال ۶۷ به دفاع از زندانیان سیاسی و بخصوص اسیران مجاهدین ،شجاعانه قیام نمود و علیه احکام ضد انسانی صادر شده از جانب خمینی شورید.خمینی اکثر بستگان آیت الله منتظری یعنی «هاشمی ها« را درماجرای پشت پرده ملاقات فرستادگان رونالد ریگان در تهران که با یک جلد قرآن برای مذاکرات با نمایندگان خمینی آمده بودند از دست داد.خمینی آیت الله منتظری را از جانشینی عزل و ایشان را خانه نشین کرداما وی براحتی ازجاه و جلال و مادیات گذشت و همچنان به ساده زیستن اکتفا کرد .خمینی کینه توزی را بدانجا رسانید که حتی آیت الله منتظری را از دخالت در امور سیاسی منع نمود اما ایشان همواره تصویر خمینی را در اتاق محقرش به دیوار آویزان کرده بود.هرگاه خمینی به کسی کینه می گرفت تا نابودی آن شخص پیش می رفت!رفتاری که خمینی در حق قطب زاده که خودش می گفت اورا بزرگ کرده است ،بسیار ضد انسانی بود.عملکرد خمینی در حق آیت الله شریعتمداری که اورا دربلوای ۴۲ از اعدام نجات داد نیز بی رحمانه بود.اما آیت الله منتظری با شجاعت و درایت وبرایت بی نظیری در بیشتر امور اسلامی و وقایع رخ داده در نظام جمهوری اسلامی بازنگری نمود. تا آنجائیکه در صدو پنجاه سال گذشته هیچ روحانی بلند پایه ائی جرات آیت الله منتظری را نداشت که برای اولین بار حقوق شهروندی بهائیان ایران را به رسمیت بشناسد. در مورد ولایت فقیه که خودآیت الله منتظری از تدوین کنندگان آن بود ،تجدید نظر نمود. آیت الله منتظری در آخرین مصاحبه تاریخی خویش به اشتباهات خمینی اشاره نمود واورااز خطاهای بیشمارمبراندانست.اگردر ایران چند تن از روحانیون بلندپایه و شجاع مانند آیت الله منتظری می بودند ،امکان آغاز یک رنسانس در اسلام و بخصوص شیعه ممکن می شد.فوت آیت الله منتطری نیز بسیار پرعظمت و در میان مردم حرکت آفرین بود تا آنجائیکه خامنه ائی را وادار نمود تا سکوت کبرای خویش را علیه آیت الله منتظری بشکند و با صدور اطلاعیه ائی در برابر مقام والای ایشان کرنش کرد. یاد آن حضرت گرامی باد!
۱۹۲۶۲ - تاریخ انتشار : ۶ دی ۱٣٨٨       

    از : ایرانی دوست

عنوان : آقای نیاز گرامی
آقای نیاز گرامی، من از طریق پرشین رادیو با اخبار روز چند ماه پیش آشنا شدم و کاش خیلی پیشتر با این تارنما آشنا می شدم. ماه ها فقط خواننده این تارنما بودم و بالاخره چندی پیش تصمیم گرفتم که در نظرات منهم مشارکت کنم. فکر می کردم که با تبادل نظر هم خودم از نظرات دیگران می آموزم و هم با به چالش گرفته شدن نظراتم نکات ضعف افکارم را در می یابم و در رفع آنها می کوشم. در این مدت کوتاه چند ماهه ره چند ساله را رفته ام و راهی بس دراز در پیش دارم. من سعی کردم با کسانی که مشکلی با نظرات من دارند رابطه برقرار کنم و آنها را تشویق کنم که نکات ضعف افکارم را دوستانه و صمیمانه با دلیل و سند و اعداد و ارقام مرا در جریان بگذارند. متأسفانه در این کار موفق نشدم و با خواندن نوشته محبت آمیز شما، من بعد در برابر فحاشی و اتهام و طفره رفتن به جای جواب دادن ها سکوت کامل اختیار خواهم کرد. در ضمن معتقدم که اخبار روز سیاست بسیار خوبی را دنبال می کند که اجازه می دهد همه گونه نظر ابراز شود.

با سپاس فراوان از آقای نیاز و اخبار روز
۱۹۲۶۱ - تاریخ انتشار : ۶ دی ۱٣٨٨       

    از : نیاز

عنوان : پاسخ دادن بیهوده است
جناب یک ایرانی دوست، بدترین اشتباه این است که شما خود را با افرادی که از نوشتارشان پیداست نه چندان سواد سیاسی دارند و نه پرنسیب اخلاقی درگیر بحث کنید. ترسی از ایجاد سوتفاهم برای خوانندگان نداشته باشید. اگر این استادان شاگردی پیدا کنند همانا سزوارشان باد. این افراد اتفا قا با همین اظهار نظرهایشان چهره واقعی خود را به خواننده نشان میدهند، احتیاجی به زحمت شما نیست. تنها ریش و عمامه خمینی را کم دارند با سخنان قصارش: بشکنید این قلم ها ... من تو دهن .. میزنم. باید بِرهَ ... مطمئن باشید در مقابل شعبان بی مخها سکوت از هر پاسخی بهتر است.
۱۹۲۶۰ - تاریخ انتشار : ۶ دی ۱٣٨٨       

    از : یک ایرانی دوست

عنوان : اقای مرندی، لطفأ بجای مبهم گویی شفاف و دقیق مشکلتان را با نظرات بنویسید که مفهوم باشد.
دقیقأ مشکل شما با نظر من چیست، کجای نوشته من سخنی از قیمومیت دیده می شود؟ من از شما تعیین کننده نیستید که بگویید چه کسی مبارزه کند یا نکند، این حق را کسی به شما نداده است. من نظر خودم را نسبت به گفته ها نوشته های شیرین عبادی ها و اکبر گنجی ها و غیرو داده ام. من خوشم نمی آید که اینگونه شخصیت ها که با ایرانیان خارج از کشور قهر هستند از جانب من حرف های خرافی و نا معقول بزنند. شما اگر با اینگونه شخصیت ها مشکل ندارید بخودتان مربوط است که نظر خودتان را مودبانه بدهید. منهم هر عقیده ای که داشته باشم بدون ترس می دهم و ترسی هم از تغییر عقیده ندارم. شما هم اگر مقاله های نویسندگان اخبار روز دو روز اخیر را مثل من با دقت بخوانید خواهید دید که بیشتر نظرات من در توافق با اینهاست.

لطفأ بجای مبهم گویی شفاف و دقیق مشکلتان را با نظرات بنویسید که مفهوم باشد.
۱۹۲۴۰ - تاریخ انتشار : ۵ دی ۱٣٨٨       

    از : علی مرندی

عنوان : مردم قیم نمی خواهند.
برای نیاز و حق و ایرانییدوست وبهمن کرمانی و هر اسم دیگر که در دنیای «مجازی » تلاش می کنند تا اظهار وجود نمایند.
در دنیای «واقعی » تا دلتان بخواهد شخصیت های حقیقی و حقوقی وجود دارد که سینه ی خود را در برابر تمام جنایتکاران سپرکرده اند
مردم بین شما و ایشان حتما ایشان را انتخاب می کنند . دست از این حقه بازیها بردارید مردم قیم نمی خواهند.
۱۹۲٣۶ - تاریخ انتشار : ۵ دی ۱٣٨٨       

    از : ایرانی دوست

عنوان : مقاله ها و نوشته های ژورنالیست ها، رو شنفکران، روشنفکر نمایان و بعضی از فعالان سیاسی در باره منتظری در بسیاری موارد آغشته به خرافه و دروغ و تحریف تاریخ بوده است. چرا بسیاری از اینان نیاز به قهرمان سازی و بت سازی دارند؟
مرگ منتظری خرافه پرستی و خرد گریزی بسیاری از ژورنالیست ها، «روشنفکران»، روشنفکرنمایان، نواندیشان دینی و فعالان سیاسی ایرانی را بطور اسف انگیزی در عرض یک هفته به نمایش گذاشت. بسیاری از اینان از کرده خود اگر تاکنون پشیمان نشده باشند در آینده نزدیک پشیمان خواهند شد و آرزو خواهند کرد که کاش اول فکر کرده بودند و بعد دهانشان را باز می کردند. اینان، از شیرین عبادی که منتظری را پدر معنوی ما ایرانیان می خواند گرفته تا صدها نویسنده و فعال سیاسی که کورکورانه از او دنباله روی کردند تا فرخ نگهدار که به دنیای باقی اشاره می کند، خرافه پرستی شان به یکباره بر خردشان غلبه کرد و با تحریف تاریخ و دروغگویی از منتظری یک شبه یک قهرمان ملی و مدافع حقوق بشر ساختند. معنی اینگونه بت سازی سی سال پس از بختک جمهوری اسلامی چیست؟ چند دهه دیگر باید به انتظار بنشینیم تا روشنفکران ایرانی قرن بیست و یکمی را در عرصه روشنگری ببینیم؟

مردم پس از انقلاب ۵۷ یکی از دلایل شکست در اهداف خود را همین «روشنفکران» می دانستند و این باعث سرخوردگی بسیاری از ایرانیان شده بود. حال آن ذره آبرویی هم که داشتند در عرض یک هفته از دست دادند که واقع مایه تأسف عمیق منست. من اشتباهأ فکر می کردم که «روشنفکران»، ژورنالیست ها و فعالان سیاسی ما حداقل در این سی سال خود را با طرز تفکر روشنفکران غربی آنقدر آشنا ساخته اند که دوباره اشتباه خود را تکرار نکنند. امیدوار بودم برای اینان دیگر هیچ کس و چیزی بجز منافع ملی ایران و برپایی یک دمکراسی واقعی در کشورمان مقدس نباشد. امیدوارم که از خطای خود در این هفته چیزی بیاموزند. هرچه اینان در این چند روز گفتند و نوشتند در تاریخ ایران برای همیشه ثبت شده است و اینان باید به این فکر کنند که پژوهشگران در آینده چه قضاوتی در باره شان خواهند کرد و چه چهره ای از آنان در اذهان پدید خواهد آمد.

مقاله ها و نوشته های ژورنالیست ها، روشنفکران، روشنفکرنمایان، نواندیشان دینی و فعالان سیاسی درباره منتظری در بسیاری موارد آغشته به خرافه و دروغ و تحریف تاریخ بوده است. چرا بسیاری از اینان نیاز به قهرمان سازی و بت تراشی دارند؟ چرا رضایت نمی دهند به اینکه منتظری به سبب مقام بالایی که داشت طبیعتأ هم خطاهایش بزرگ بود چون دامان خیلی ها را گرفت و هم خدماتش بزرگ بود چون به مبارزه ما کمک کرد و می کند؟

خوشبختانه در این دو سه روز اخیر مقاله های معقول تری در اخبار روز دارند جای پرت و پلا گویی های قبلی را می گیرند.

با سپاس فراوان از کارکنان اخبار روز
۱۹۲٣۵ - تاریخ انتشار : ۵ دی ۱٣٨٨       

    از : بهمن کرمانی

عنوان : منتظری، از آیت الله گربه نره تا مجاهد نستوه و پدر حقوق بشر
مردم آلوده به خرافات مذهبی و فرهنگ به غایت متحجر عزادار بودن و گریستن، سیاه پرستی و مرده پرستی مذهب شیعه، باز سوژه ای یافته تا شعور و خرد را بیک جا به حراج بگذارد و خود را تا سطح عوام ترین و جاهل ترین مردم دنیا بکشاند. منتظری نه در جوانی، نه در برابر خصم و نه بقول خودشان در راه "جهاد در عقیده" ، که در کهولت و در بستر خود به آرامی زندگانی را وداع گفت. هیجان های هیستریک، نه تشنه گان فرهنگ متحجر عزاداری شیعه که حتی بی دینان را در بر گرفت. چپ و راست، هر کسی که مادام در پی مطرح کردن خویش هست، در وصف منتظری دست بقلم برده و گوی دروغ گویی، بزرگنمایی، چاپلوسی، تعریف و تمجید های بی اساس وخالی از واقعیت ها، را از یکدیگر ربوده اند. این مردم بدون حافظه تاریخی گویا فراموش کرده اند که در وصف منتظری چه ها که نمیگفتند و او چه نا بخردی ها و کزی های که نکرده بود. گویا رفسنجانی، خاتمی، موسوی، کروبی و کلیه یاران "امام راحل" فراموش کرده اند که چه لغز هایی که به منتظری نگفتند و چه بر چسب هایی که براو وارد نکردند و امروزه ریا کارانه و شیاد گرانه از او به عنوان مرجع تقلید یزرگ شیعیان جهان باد میکنند. گویا ینی صدر فراموش کرده که او را در "کودتا" علیه اش از همدستان خمینی و دیگر نزدیکان او نمیدانست. گویا به دلیل ساده گی او، اکثریت مردم ایران او را ایت الله گربه نره خطاب نمیکردند و چه لطیفه هایی که در وصف ساده گی و حماقت او بیان نمیکردند. گویا در روزنامه و نشریات مخالفین رژیم جنایتکار اسلامی مرتب ار فتواهایی نظیر بعقد پاسداران و شکنجه گران درآوردن دختران باکره در شب اعدام و یا کشیدن خون زندانیان قبل از زندان نمی نوشتند. گویا از فتوا هایی نظیر "نجس" بودن کمونیست ها و چپ های زندانی در زمان شاه و اوج تحجر و جهل او نمی گفتند. گویا از تیوریزه کردن حکومت منحوس و وحشی ولایت فقیه نمی نوشتند.
دلگیری نه از دلداده گان فرهنگ مرده پرستی و عزاداری شیعیان است که بیک باره منتظری از مردی خاین به امام راحل به مجاهد نستوه تبدیل میشود و یا برای کسی که اسلام را همانا دمکراسی ناب تبلیغ میکرد و برای حمایت متحجرانش از اسلام کشتارگر ولی مدافع منافع کشورهای چپاولگر، جایزه نوبل گرفت، و امروزه منتظری را "پدر حقوق بشر" ایران مینامد و بدین صورت به مردم آگاه نه نادان ایران توهین میکند، نیست. دلگیری از آن افراد و سازمانهایی است که در زیر پرچم دروغین دمکراسی و احترام به عقاید دیگران به تعریف و تمچید بی اساس از منتظری میپردازند و عزادار میشوند و به "مردم ایران" تسلیت میگویند. آیا با این فرهنگ دوچهره ای و دو رویی میخواهیم به دمکراسی و کمال برسیم؟ بحث بر سر ایستاده گی منتظری بر نظراتش و ایستاده گی در برابر جنایات خمینی در سال ۶۷ نیست ، چرا که از سال ۶۰ تا ۶۷ کمتر از سال ۶۷ جنایت و اعدام صورت نگرفت و از منتظری صدایی بر نخواست. تقاوت منتظری با ابن الوقت های امروزی نظیر خاتمی، کروبی، موسوی، و کلیه اصلاح طلبان در این هست که منتظری در یک جایی در مقابل توحش افسار گسیخته اسلام ناب محمدی ایستاد و عطای رهبر شدن را به لقایش بخشید در حالیکه فرصت طلبان و دو رویان اصلاح طلب هیچگاه (حتی در این مقطع) از کشتار امام راحل شان یک انتقاد بی مقدار هم نمیکنند و وقیحانه از امام اشان حمایت کرده و در رویای دوران رهبری امام راحلشان هستند. این بی صفتان نه مقامی را از دست دادند و نه از ثروت بغارت گرفته شده اشان، کاسته شد. تفاوت منتظری با دیگر شیفته گان حکومت جهل و جنون در همین هست و بس. پس یکبار برای ثبت در تاریخ هم که شده پیراهن سیاه عزاداری منحط شیعه را از تن برداریم و اگر قلمی در وصف مرگ کسی میخواهیم برداریم به دروغ گویی و بزرگنمایی مبتذل نپردازیم و آن گویم که واقعیت دارد نه بیشتر و نه کمتر.
۱۹۲۱۶ - تاریخ انتشار : ۴ دی ۱٣٨٨       

    از : toudehy bi haya

عنوان : جای این نظر اینجاست نه زیر نظر گنجی مبارز
از : حق
عنوان : هزینه تحول منتظری برای ایران و ایرانیان بسیار گزاف بوده است.
منتظری پس از ده سال بی اعتنایی به کشتار شخصیت های سیاسی و ارتش شاهنشاهی و سنگسار و قطع کردن دست و پاها و اعدام های علنی و بیدادگاه های اسلامی و حذف فیزیکی دگراندیشان درون و برون مرزی و پس از قتل عام یک نسل از پاک ترین فرزندان ایران در جنگ با عراق تازه فهمید که همکاری اش با خمینی اشتباه بوده و تصمیم گرفت راهش را از خمینی جدا کند. نه کشتار یاران قدیمی (که به کمک و سازمان دهی آنها خمینی به قدرت رسید از توده ای ها و چریک های فدایی خلق و بازرگان ها و بنی صدر ها گرفته تا جبهه ملی و مردم نا آگاه و خرافه زده) منتظری را تکان داد، نه کشتار وحشیانه بیش از ۱۵۰ دگراندیش برون مرزی مثل شاپور بختیار و برومند و فریدون فرخزاد و نه جنگ خانمانسوز ۸ ساله که بیش از نیم میلیون کشته و شاید به همین تعداد زخمی و شیمیایی و ده ها میلیون خانواده های عزادار و دل شکسته از خود به یادگار گذاشت. ۹۹ در صد این بدبختی ها در ده سال اول انقلاب به اضافه اعدام اقتصاد و صنعت ایران که یکی از درخشان ترین ها در جهان بود باید انجام می شد تا منتظری بفهمد که کارش اشتباه بوده و باید به ندای وجدان دینی اش گوش فرا دهد و شهامت آنرا پیدا کند و در مقابل خمینی بایستد، که ایستاد و هزینه اش را قهرمانانه پرداخت. دلم از این بدرد می آید که چرا باید چنین هزینه گزاف و غیر قابل جبرانی بمدت ۱۰ سال داده میشد که منتظری انقدر دیرتر از مهشید امیرشاهی و شاپور بختیار و برومند و حتی عوام بفهمد که حکومت نعلین بس دهشتناک تر از حکومت چکمه است.

در آینده پژوهشگران در این حیطه ها بدور از حب و بغض پاسخ خواهند داد و او را با آخوند زاده که یکی از قهرمانان صدر انقلاب مشروطه بود مقایسه خواهند کرد، آخوندزاده که خواهان دمکراسی و مدرنیته بود و منتظری که تئوریسین حکومت دینی و تحجر در ۱۰ سال اول انقلاب ۵۷ بود. دلایل تحول و هزینه این تحول هم ارزیابی خواهد شد. در حال حاضر ما نباید دچار این توهم خطرناک شویم که منتظری دمکراسی خواه به مفهوم غربی ان بود. اکبر گنجی ها، شیرین عبادی ها، موسوی ها و خاتمی ها هنوز شهامت ایستادگی در برا بر خمینی مرده را ندارند چه برسد به اینکه خواهان دمکراسی به مفهوم غربی آن باشند. چه هزینه ای برای این ها ایرانیان باید پرداخت کنند که متحول شوند و به ما پیوندند؟ سیاست حکم می کند که از اینان بعنوان سکو های پرتاب استفاده شود بدون اینکه هدف گم شود، هدفی که ایرانیان هزینه گزافی برای رسیدن به آن تاکنون پرداخته اند میوه نهایی این هزینه برای نسل های آتی باید دمکراسی به مفهوم غربی آن باشد.

ایستادگی منتظری در برابر خمینی و خامنه ای امری حقیقی است که در تاریخ به ثبت رسیده است که واقع تحسین برانگیز است و گویای شهامت اوست.
۱۹۱۰۶ - تاریخ انتشار : ۱ دی ۱۳۸۸
۱۹۱۱٣ - تاریخ انتشار : ۱ دی ۱٣٨٨       

    از : Rahman Agh Karim

عنوان : GREEN
beh nzr miaad maa fraamoush miknim "sbz" yny "hmeh" dr baazi hstnd. hr hs baa yk raay. Iran "sbz frdaa" nh ghaadr ast aakhound ra hzf knd nh bahaayi ra. nh koumounist ra na shaahprstaan ra. nh eskr aoulaadi mirvd na sahaabi, na khaan baa baa tehraani!!!!. sbz baashid w sabz bnwisid. mrdm agr hm choun shomaa bindishnd ta haalaa my baa yst hm digr ra "khourdh boudnd"!!!! anha "sbz" ra nshan rfth and. eou
۱۹۱۰۹ - تاریخ انتشار : ۱ دی ۱٣٨٨       

    از : هوشنگ کرامت

عنوان : جناب «دکتر» ایراندوست
داریوش همایون بهترست درباره خودش و سومکا یا در باره «تعزیه » ۲۸ مرداد حرف بزند یا اصلا درباره ی تاریخ معاصر ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ کتاب بنویسد /مثل هما سرشاز که با شعبون بی مخ مصاحبه کرد.
نسل جوان به این خاطره نویسی ها نیاز داردند
۱۹۰۹٣ - تاریخ انتشار : ۱ دی ۱٣٨٨       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (۱۴)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست