یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

در دفاع از همبستگی ملی!

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : ‫البرز

عنوان : برای نهادینه کردن فرهنگ دموکراسی‫ در جامعه ایرانی
‫هوشنگ ح. گرامی، من، شما هموطن کردم را‫، که خود را ایرانی دانسته‫، و برای حقوق شهروندی و دموکراتیک خود، برای نهادینه کردن فرهنگ دموکراسی‫ در جامعه ایرانی، در رزمید با فرهنگ استبدادی حاکم بر جامعه، تجزیه طلب خطاب نکرده و نخواهم کرد.
‫روی سخن من با آن کسانی است، که موذیانه از خواستهای بر حق قومی، اقوام مختلف ایرانی، چه فارس، چه کرد و....‫سوءاستفاده کرده و در صدد تفرقه افکنی بین مردم ایران و کشاندن آنها به سمت بردگی در درگاه خاندان علی اف و غیره.
‫‫این موذیان تفرقه افکن،‫ ارزشی برای خواستهای برحق اقوام مختلف ایرانی قائل نبوده، قصد و هدف‫ آنان چیزی نیست جز‫ تجزیه طلبی.
۵۲٨۱۴ - تاریخ انتشار : ۴ فروردين ۱٣۹۲       

    از : هوشنگ ح

عنوان : هر سال دریغ از پارسال.
البرز جان، متاسفانه باید بازهم حسرت صد سال پیش را خورد که حداقل ایران ممالک محروسه ایران خوانده می شد. واکنون جناب عالی وهمفکرانتان انهارا نه ملت بلکه قوم مینامید. توخود را صاحب ومالک سرزمین ملت های ترک وکرد و....می دایند وبهمین جهت این حس سلطه گرایی هم به تواجازه می دهد که انهایی را که در دفاع ازحقوق ملتهایشان سخنی می گویند تجزیه طلب بنامید. به خدمت تان عرض کنم که من یک کردهستم وصاحب پرچم. پرچم من این رنگ است: رنگ قرمز دربالا سفید دروسط رنگ سبزدرپایین با خورشیدی دروسط ان. ودرسرود ملی کوردستان هم می خوانیم : زنده‌ایم و پرچممان هرگز برنخواهد افتاد (ترجمه شده بخاطرشما اقای البرز).
۵۲٨۰۱ - تاریخ انتشار : ٣ فروردين ۱٣۹۲       

    از : ‫البرز

عنوان : ‫ملت ایران همواره در سختی ها و خوشی ها به شهادت تاریخ ایران در کنار هم بوده اند
‫هوشنگ ح. گرامی، ‫بودن زیر پرچم ایران نه تنها مشکل نبوده و نیست، بلکه افتخار و هویت‫ هر ایرانی است، ملت ایران که برآمد اقوام مختلف ایرانی است، جشن و سرور خود و ‫گاها مراسم عزای خود را نیز مزین به این پرچم زیبا‫ میکنند.
‫ملت ایران همواره در سختی ها و خوشی ها به شهادت تاریخ ایران در کنار هم بوده اند. ‫ممکن است، شما از بودن در کنار دیگر هموطنان ایرانی خود خسته شده و با انکار هویت ایرانی خود‫ سعی در خزیدن زیر پرچمی دیگر داری،‫ ولی سایر هموطنانت به ‫شهادت همان جنبشهایی که به آنها اشاره داشته ای، در تلاشند با استقرار فرهنگ دموکراسی در جامعه ایرانی به نبرد خود بر علیه ارتجاع، استبداد و تجزیه طلبی ادامه داده و با جدایی کامل دین از سیاست در فرهنگ ایرانی،‫ همه شهروندان ایرانی به حقوق انسانی، قانونی و شهروندی خود برسند.
‫هوشنگ گرامی، شما از نصف شدن حقوق قانونی معتقدین به ادیان نام برده ای، باید به عرضتان برسانم، مطابق قوانین شرعی موجود، حق و حقوق انسانی بیش از نیمی از جمعیت ایران، یعنی زنان، نصف انسانهای دیگر ارزیابی می شود و در بعضی موارد بسیار کمتر از نصف، و در بعضی موارد به کل آنها را مطابق قوانین دینی از صحنه اجتماع کنار می گذارند.
۵۲۷۹۷ - تاریخ انتشار : ٣ فروردين ۱٣۹۲       

    از : الف باران

عنوان : " تنها کشور دموکراتیک منطقه"
درج این نوشته , شاید بنظر آید که رابطه مستقیمی‌ به تیتر مقاله نداشته باشد. ولی‌ بسیاری از دوستان در اثر نداشتن اطلاعات کافی‌ بطور مستقیم و یا غیر مستقیم از سیاست اسراییل یا دفاع میکنند و یا با سکوت خود تهدیدات حمله نظامی به ایران را تایید می‌‌نمایند ، حد اقلّ تجزیه طلبان از آن جمله اند.
باید از " تنها کشور دموکراتیک منطقه" اطلاعات بیشتری کسب نمود و از "دموکرات بودن" آن غافل نماند.
اگر اشتباه نکرده باشم آقای نتانیاهو در سازمان ملل در رابطه با برسمیّت شناختن فلسطین چنین فرمودند : "کاری می‌کنیم که فلسطین به عصر حجر برگردد..." و حال قضاوت دمکرات بودن آن با ...

از کتاب "در خطه حکمرانی اسراییل" نوشته ‌بهروز افراشته.

.... برای دیدار جیفلک آمده بودم . وقتی‌ آمدم بخود گفتم کاش نیامده بودم که این همه رنج اعصاب تحمل کنم.رنج اعصاب مانند موج فرا می‌‌آمد و جسم و جان را در بر می‌گرفت.هوائی که تنفس می‌کردم نحس و نکبت بار بود.بغض گلویم را می‌‌فشرد.در دلم به خدا و شیطان نفرین می‌‌فرستادم که چرا با یکدیگر همدست شده و مردمان را به این روز انداخته اند . چرا در این دنیا کسی‌ نیست که از اینان دفاع کند،گناه این مردمان چیست ؟

همه چیزشان را از دست داده اند و آنچه هنوز در دست دارند در شرف نابودی است . بفرمان حکمرانان عزرائیل هر روز می‌‌آیند ، خانه ‌ای را ، خانه هایی را ویران میکنند. خانه ،چه بگویم ؟ محل محقرانه‌ای را ویران میکنند .پاسی از نیمه شب سر و صدای می‌شنوی که بلدوزری می‌‌آید.از خواب می‌‌پراند،می‌گوید بروید، ساختمان را می‌کوبد و می‌‌ریزد.امشب نوبت توست،فرداشب نوبت دیگری.معمولا اطلاع دقیقی‌ هم نمی دهند که کدام روز نوبت توست.خبر می دهند که این ساختمان مجوز ساختمانی نداشته، غیر قانونی است و باید خراب شود . ممکن است فردا شب بیایند،یا چند ماه و یا چند سال دیگر،شانس الله بختگی است.

وقتی‌ به رختخواب میروی نمی دانی آیا آخرین شبی است که اینجا میخوابی .

از خاطرات یک جوان ۲۱ ساله (فادی کرم) نقل می‌کنم که چنین یاداشت کرده است." وقتی‌ آمدند، هنوز خواب بودم . پلیس با مسلسل آمد،لوله‌اش را بطرف ما گرفت و گفت: باید بروید. ما می‌دانستیم روزی می‌‌آیند خانه را خراب کنند ، اما نشانه‌‌ای نبود که امشب می‌آیند.فقط شنیده بودیم این جا میخواهند یک کولونی بسازند . همین"
داشتن و نداشتن مجوز ساختمان پیراهن عثمان شده ، بهانه ‌ای برای اینکه خراب کنند.مجوز ساختمانی یعنی‌ چه ؟ پیش از اینکه اسراییل اینجا را اشغال کند،بیست سالی‌ متعلق به اردن بود ، پیش از آن در اختیار انگلستان و پیش از آن در قلمرو عثمانی . در آن زمان‌ها که مجوز ساختمانی را جدی نمی گرفتند و اگر هم مجوزی بود در این همه گیر و دار و کشمکش‌ها شاید گم شده بود.

از خودم میگویم که پدرم خانه‌ای خریده بود که دوران کودکی‌ام را در آنجا گذراندم. هیچ کس نمیدانست که این خانه مجوز ساختمانی داشته و یا دارد. اصلا هیچ کداممان نمی دانستیم "مجوز ساختمانی" یعنی‌ چه و از کجا باید گرفت.روزی پدرم بنّا آورد و به ساختمان خانمان یک اتاق اضافه کرد.آن هم بدون "مجوز ساختمانی".

حال برای خود تصور کنیم که یک حکومت اشغالی ، مثلا روس‌ها ، یا انگلیسها می‌آمدند ، مجوز ساختمانی مطالبه میکردند و اگر نداشتیم خانه را بر سرمان خراب میکردند؟ آیا "ممالک متمدن"همدست اسراییل که از فروکوبی خانه‌های فلسطینیان آگاه میشوند ، این حالت را برای خود مجسم میکنند ؟ می‌‌توانند خود را جای اینها بگذارند ؟
مجوز ساختمانی بهانه است،این بهانه را هر کجا که بخواهند بکار می‌‌برند.کسی‌ هم به شکایت قربانیان بی‌ خانمان‌ها محال سگ نمیگذارد.میگویند می‌‌توانید در این زمین ساختمان جدید بسازید،اما باید به مقامات اشغالی نقشه ساختمان بدهید و "مجوز ساختمانی" بگیرید .
واقعیت اما چنین است که مقامات اشغالی از سال ۱۹۶۷ که به اینجا یورش آورده و صاحب اختیار است ، تا کنون حتی یک "مجوز ساختمانی" صادر نکرده است.

برای استفاده کشاورزی هم،تنها به ۵ درصد تقاضاهای ارائه شده مجوز داده اند.
برای تعمیر و مرمت ساختمان هایی که هنوز در فکر ویران کردنش نیستند،نیز مجوز صادر نمی کنند.
از نه‌ سال پیش مقامات ژاپنی برای مرمت و مدرن ساختن یک بیمارستان تقاضا داده اند و هنوز پاسخی دریافت نکرده اند.اگر عزرائیل تفاهم و تحمل داشت که فلسطینی‌ ها بیمارستان داشته باشند،با ابتکار و نیروی خودش،بیمارستانهای موجود را بمباران و نابود نمیکرد.."
۵۲۷٨۴ - تاریخ انتشار : ۲ فروردين ۱٣۹۲       

    از : ‫البرز

عنوان : اکثریت نیروهای اپوزیسیون بر علیه ارتجاع و استبداد و تجزیه طلبی در تلاشند
‫هموطن عزیز ‫‫جناب گولشن، تا آنجا که برایم امکان دارد، سعی در خواندن دقیق مطالب‫ دارم، بخصوص نوشته هایی را که تبلیغ تجزیه طلبی میکنند، را ‫با دقت بیشتری میخوانم. چه میخواهم درک کنم چرا بعضی از هموطنان من، به عوض ایستادن در کنار دیگر هموطنانشان ترجیح می دهند، یار و یاور «خاندان علی اف» باشند.
جناب گولشن،‫‫ اگر در اخبار روز مطالب به زبان ترکی چاپ شود، فقط من و شما و ‫گروهی از ایرانیان قادر به خواندن مطلب خواهند بود. درست به همین علت است، که ایرانیان یک زبان مشترک به اسم فارسی ‫دارند، که توسط آن تمامی اقوام ایرانی با هم ارتباط برقرار می کنند.
‫جناب گولشن، وقتی شما مرقوم میفرمائید«مبارزه اپوزیسیون با وجه مذهبی حکومت»، این دیگر تعبیر نمیخواهد، از دید شما حکومت یک وجه مذهبی دارد، که اپوزیسیون در حال مبارزه با آن است. که من هم نوشتم خلاف به عرضتان رسانده اند، اکثریت نیروهای اپوزیسیون بر علیه ارتجاع و استبداد و تجزیه طلبی در تلاشند.
‫شاید منظور شما این بوده، که اپوزیسیون برای جدایی دین از حکومت در حال مبارزه است. اگر چنین منظوری داشته اید و دارید، نه تنها من بلکه اکثریت هموطنان شما، یعنی ایرانیان،‫ از آن استقبال میکنند.
۵۲۷۷٨ - تاریخ انتشار : ۲ فروردين ۱٣۹۲       

    از : هوشنگ ح

عنوان : تمامیت خواهان
تمامیت خواهان عزیز، زیرپرچم ایران ماندن دیگرمشکل شده است. دنیا تغییرکرده همه کم یا زیاد به جلو می روند وما به عقب. دراین مملکت دایم مردم حسرت روز گذشته، سال گذشته وحتی قرن گذشته را می خورند. صد سال پیش یک ارمنی رییس قشون ایران بود. اما حالا دیه خون همان ارمنی نصف دیه خون یک مسلمان است. به معنای دیگرارزشش نصف شده است. درطول یک قرن دوانقلاب و دو جنبش بزرگ روی داد، اما نتیجه و حا صل ان چه شد؟ این مملکت مجموعه ای است ازملت های گوناگون که در این میان یک ملت خودرا مجازمیداند تا زبان، فرهنگ و رهبری خودرا بردیگرملت های داخل ان تحمیل کند. وتا کوچکترین اعتراضی هم صورت گیرد ازبیخ و بن وجودت را انکار میکنند.
۵۲۷۷۶ - تاریخ انتشار : ۲ فروردين ۱٣۹۲       

    از : یاشار گولشن

عنوان : عدم توجه یا خلط مبحث؟
جناب البرز نمیخواستم دوباره در ذیل این مقاله کامنت بگذارم اما عدم توجه و یا خلط مبحث شما در دو مورد ناچارم میکند که تذکر دهم. اول اینکه چون مدیای ایرانی مطلبی را به زبان غیر فارسی درج نمیکنند اجبار من در استفاده از این زبان، آن چیزی را که شما میگوئید نشان نمیدهد. دوم اینکه من گفتم مبارزه اوپوزیسیون با وجه مذهبی حکومت است، شما تعبیر مبارزه با مذهب کرده اید. این دو مقوله های متفاوتی هستند.
شما متاسفانه یا مطالب را با دقت نمیخوانید و یا خلط مبحث میکنید. در هر دو حالت کار دیگری از من بر نمیآید.
۵۲۷۷٣ - تاریخ انتشار : ۲ فروردين ۱٣۹۲       

    از : peerooz

عنوان : صلح طلبان اسراییلی
جناب باور صاد،
نمیدانم چرا شما عمدا و یا سهوا خلط مبحث میفرماید؟ منظور من در کامنت - اقلا برای خود من - روشن است و میگوید کسی که با نام سیاوش ایرانی به ایران و ایرانی میتازد و ناگهان موضوع صلح طلبان اسراییلی را مطرح میکند احتمالا باید نام او سیمون و یا جاشوا و یا ترکیبی از این دو بوده و به احتمال بسیار زیاد ایرانی اسراییلی باشد. لابد میدانید که وزیر دفاع آریل شارون یک ایرانی - اسراییلی ست که در دوران او Rachel Corrie در زیر بولدوزر کشته شد.

درست است که هزاران اسراییلی طرفدار صلح ، مورد احترام و تکریم صلح دوستان دنیا منجمله من میباشند ولی تعداد آنها در برابر میلیون ها اسراییلی دیگر که در ۷۰-۶۰ سال گذشته دولتهای اسرائیل را انتخاب کرده اند تقریبا هیچ است و مطمئنم که هیچ یک از این اسراییلی های صلح دوست مانند جناب سیاوش ایرانی به ایران و ایرانی نمیتازد و حتی میتینگ های دوستی با ایران را بر پا میکنند. توجه میفرمائید؟
۵۲۷۶۷ - تاریخ انتشار : ۲ فروردين ۱٣۹۲       

    از : باورصاد

عنوان : روشنفکران اسراییلی
آقای پیروز! از کامنت شما به سختی می شود فاکتور گرفت، چون هر بار ما را به یاد این واقعیت می اندازد که چپ و راست اینور و آنور پل صراط واقع هستند و افتادن از این طرف به آن طرف از آب خوردن ساده تر است. از شباهت بخش هایی از گفته های عده ی زیادی از ایرانی ها، خصوصن چپ های سابق، با گفته های خامنه ای و شرکاء جدن نمی شود فاکتور گرفت.
تقریبن همه ی روشنفکران اسراییلی، جدی ترین مخالفان سیاست های حکومت اسراییل ساکن خود کشور هستند! یعنی آنها کشور اسراییل را به رسمیت می شناسند. اگر به جای لعنت و نفرین فرستادن به مردم اسراییل به یک جنبش صلح طلب مدنی بین فلسطینی ها و اسراییلی ها، به عنوان تنها راه حل معضل فلسطین، ایمان می آوردیم، وضعیت فلسطینی ها خیلی بهتر از آنچه می بود که الان هست و آرامش به زندگی مردم اسراییل بارمی گشت.
۵۲۷۵۴ - تاریخ انتشار : ۲ فروردين ۱٣۹۲       

    از : ‫البرز

عنوان : بر علیه تفکرات استبدادی و برای نهادینه کردن شیوه های دموکراتیک و دموکراسی در جامعه ایرانی
‫جناب یاشار گولشن، پس قبول داری ملت ایران برای رساندن حرفهایشان به یکدیگر نیاز به زبانی مشترک دارند. پس‫ چرا دوباره خود، ‫ بر علیه این نیاز جبهه گرفته و آن را نفی میکنی.‫ چرا باید این مسئله که، ایرانیان زبان فارسی را که گویش اکثریت ایرانیان است را به عنوان زبان مشترک برگزیده اند، به نظر شما عجیب و غیر منطقی جلوه کند؟؟؟؟؟
‫جناب گولشن، باز که از پاسخ به سئوالاتم طفره رفته، و مرا به این یا آن نوشتار و مقاله ارجاع داده ای، و گاها هم که خواسته ای پاسخی بنویسی، به کلی گویی پرداخته، و از جمله نوشته ای‫، «اپوزیسیون با وجه مذهبی حکومت در مبارزه است، اما در مقابل وجه فارسی آن یا ساکت است و یا اینکه مدافع آن است»
‫جناب گولشن، به گمانم خلاف به عرضتان رسانده اند، چه بخش اعظم اپوزیسیون ایرانی با مذهب در ستیز نیست، آنها بر علیه تفکرات استبدادی و برای نهادینه کردن شیوه های دموکراتیک و دموکراسی در جامعه ایرانی در تلاشند. و اما این «وجه فارسی» مورد اشاره شما چیست، که همه یا ساکتند یا مدافعش؟؟؟؟؟
‫من اصراری‫ در القاء مطلبی به شما و یا هیچکس دیگری ندارم، چه اصولا با القاء، تلقین و تقلید مخالفم. من برای توصیف‫ گوشه ای از حماسه های رزم مشترک ملت ایران، که شامل اقوام مختلف ایرانی است، نوشتم،‫ مردم غیور خطه آذربایجان در کنار و دوشادوش دیگر اقوام ایرانی به مقابله با هجوم‫ وحشیانه صدام و صدامیان پرداخته و با ممانعت از جدا شدن گوشه ای از میهن عزیزشان ایران، بر تمامیت ارضی ایران پای فشردند.
‫بنابراین مردم غیور خطه آذربایجان ایران، برای رسیدن به حقوق انسانی و شهروندی خود، از راه تلاش برای نهادینه کردن ارزشهای دموکراتیک، به رزم مشترک خود بر علیه ارتجاع، استبداد و تجزیه طلبی، دوشادوش دیگر اقوام ایرانی ادامه می دهند، درست به همین دلیل غیور زنان و مردان آذری هرگز به «خاندان علی اف»‫ اجازه دخالت در امور استانهای آذربایجان را نخواهند داد.
۵۲۷۵٣ - تاریخ انتشار : ۲ فروردين ۱٣۹۲       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (٣۹)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست