یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

خانم لاهیجی جهان را مسطح می انگارند - ت. سام

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : آتوسا بزرگمهر

عنوان : فریبا علیخانی; امروز مقاومت لازم ست
اطلاعات ارائه شده در پست قبلی تمام در رسانه ها گفته یا شنیده شده ولی بحران اقتصادی موجود در تاریخ مدرن بی نظیر ست بهمین دلیل بحث های اخیر کمی با شرائط بیگانه اند.
فکر می کنم براین موضوع توافق داریم که بحث و تحلیل از شرائط موجود و اتخاذ سیاست مناسب بسیار تعیین کننده ست ، اعم از اینکه در در آستانه ی انقلاب اکتبر ، یا جنگ جهانی دوم یا بحران بی نظیر جهان امروز باشیم .
به نظر من آن نگرشی که احکام «جدید» و یک شبه طرح می کند ،فرقی نمی کند که راست باشد یا چپ در هر صورت در محدوده ی خود نتش ایجاد می کند . اوباما ها در سطح جهانی و سایرین بفراخور قد و قواره ی خود. اول انقلاب در باره ی اقتصاد اسلامی خیلی یاوه سرائی صورت گرفت ، در باره ی راه رشد غیر سرمایه داری نیز در جهان و ایران ادعاهائی وجود داشت. ولی هیچکدام در زندگی واقعی منشا اثر قابل رقابت با سرمایه داری نشد.

در طوفان و گرد و غبار ناشی از سقوط کشورهای موسوم به سوسیالیسم واقعا موجود ، راست جهانی با استراتژی معین یورش خود را به نهادهای سوسیال دموکراتیک شروع کرد و دو دهه طول کشید تا احزاب سوسیال دمکرات از خواب زمسنتانی بیدار شدند. بررسی ریزش آراء احزاب سوسیال دمکرات در انتخابات ادواری در دستور این احزاب قرار دارد.

بحران از آن عمیق تر ست که با یک نسخه از طرف متفکران جهانی التیامی بر آلام مردم جهان باشد. هیچ نیازی به مناقشه بین دیگاه های راست و چپ نیست بهتر ست تا ناهنجاریهای جهان سرمایه داری را نشان داد و موضوع حیاتی دفاع از نهادهای دمکراتیک می باشد که دستاورد بیش ۱۰۰ سال مردم جهان ست که امیدوار بودند بدون انقلاب می توان سرمایه داری را تلطیف نمود و سرمایه داران «محترم » را مانند شاهان مبادی قانون نمود.

آن نگرشی که روند کنونی جهان را نمی بیند یا خود را به کوچه ی علی چپ میزند بسیار خطرناک ست امروز شهروند های کشورهای سرمایه داری بهتر از بعضی روشنفکران وطنی هجوم نئولیبرال ها را می بیینند که در حال انتقال کار و سرمایه به کشورهای حاشیه ای و تجدید سازمان برده داری هستند. دولت رفاه در غرب در حال انقراض ست. استعمار جدیدی دروازه های هند و چین را در نوردیده . در برابر نئولیبرالیسم مقاومت در راه ست و عمیق خواهد شد .تسلیمی وجود ندارد. تعریف و تمجید آنها واقعا تاسف انگیز ست. فرقی نمی کند از کدام طرف بوزد.
۴۰٨۶۱ - تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱٣۹۰       

    از : فریبا علیخانی

عنوان : همراه شو عزیز
آتوسا جان ممنونم که مرا خطاب قرار دادی ولی دیگر دوستان بحث را دو طرفه نپندارند، شرکت کنند. ما نیز بخشی از مردم بسطوح آمده »وال استریت را اشغال کن« هستیم. هم نظر نیستیم ولی هم دردیم.
اتوسا جان نمی دانم آمارهای ارائه شده را از کدام مأخذ آورده ای، اما اگر اصل را بر صحت این آمار قرار دهیم این سوآل مطرح میشود" مگر در آمریکا همیشه دولت ثابتی در رأس امور است که بزرگترین سهامدار GM باشذ؟ در هر حال من در صدد ریختن آب طهارت بر سر دول سرمایه داری نیستم.
برمیگردم به همان که تو منظورت هست »سیاستگران اصلی ...«
من برایت نمونه ای از آلمان بگویم در سال ۱۹۹۹ که سوسیال دمکراتها به همراه سبزها قدرت را گرفتند. گردهارد شرودر رهبر حزب یعنی اسکار لافونتن را بعنوان وزیر دارایی (پرقدرت ترین وزیر در سیستم حکومتی آلمان) معرفی کرد. لافونتن برنامه ای ارائه نمود که کنسرنها میبایست مالیات ویژه می پرداختند.
در فاصله ای کوتاه گروه آلیانس (عظیم ترین و پرقدرتترین گروه مالی در آلمان) در یک جلسه ی محرمانه به صدراعظم آقای شرودر اعلام کردند که اگر لافونتن در وزارت دارائی باقی بماند ظرف یکهفته سرمایه های خود را از آلمان خارج خواهند کرد. بهمین سادگی. نتیجه آنکه شرودر تصمیم گرفت لافونتن را از کابینه اش کنار بگذارد. کسی برای شرودر دست نزد، چرا که همه میدانستند خط را که داده، ولی همین حزب سوسیال دمکرات را کسی با همین پارامتر مشخص، کارگزار بنگاههای مالی معرفی ننمود.
پس میبینی که دولتها چندان هم قدر قدرت نیستند. یا در مثال تو، بگوئیم "علیخانی" در رأس همه ی امور است، آیا با برداشتن او تغییری حاصل میگردد؟ نه! این سیستم است که این ناهنجاری را موجب میشود. و از درون خود دوباره یک "علیخانی" می زاید. اندیشمندان باید بیندیشند که این سیستم را چگونه میتوان به هنجار ساخت؟ خب بسیار کسان معتقدند که این سیستم اصلاح پذیر نیست و رو به اضمحلال است (البته این را یک قرن است که میگویند) باید بفکر جانشین بود و حتما ً از طریق یک انقلاب قهر آمیز آنرا جایگزین ساخت. راستش من حاضر نیستم شکمم را با نان فردا سیر کنم. در نتیجه فعالیت اصلاحی در چارچوب همین سیستم سرمایه داری را ترجیح میدهم.
۴۰٨۴۴ - تاریخ انتشار : ۲٨ مهر ۱٣۹۰       

    از : آتوسا بزرگمهر

عنوان : برای فریبا علیخانی- سیاستگران اصلی در کنسرن های بزرگ کیانند
در باره ی بحث های اخیر درباره ی امپریالیزم اجازه بدهیم بحث ها باز شود و از نتیجه گیری خود داری کنیم ،این را حدا اقل در باره ی خودم جائز نمی دانم.
بعداز بحران تاریخی ۲۰۰۸ ، کنسرن های خود رو سازی و در راس آنها GM جنرال موتورز ،فورد و کرایسلر تا ورشکستگی کامل پیش رفتند.
دوات ایالت متحده آمریکا بعنوان بزرگترین سهامدار GM از هیچ مساعدتی برای نجات آن کوتاهی نکرد. نقش دولت آمریکا مانند بسیاری وابستگی های دیگر منافع دولت و بخش خصوصی تاثیر های مثبت و منفی در داخل آمریکا و در سراسر جهان داشت.
- حفظ صنایع خودروسازی آمریکا بنفع دولت و کاهش بیکاری بود .در حالیکه جمهوریخواهان تلاش میکردند و می کنند که دولت سهام خود را کمتر نماید و این استراتژی نئولیبرالیسم در آمریکا ،اروپا و سراسر جهان ست. باید دید که راه حل بهینه کدام ست .
- هیئت مدیره GM متعهد شد تا با سیاست های انقباضی ادامه ی فعالیت های تولید خود رو در آمریکا را تضمین نماید وگرنه از کمک های دولتی محروم خواهد شد.
- قرار شد تا واحد های باصطلاح صنعتی - کمپانی ی "دختر " مثل اپل آلمان و SAAB سوئد تعطیل شود تا طرفیت کل GM با تقاضای بازار منتاسب شود. تا اینجا دیده شده که نه دولت آلمان و نه دولت سوئد در برابر تصمیمات هیئت مدیره GM کاری از پیش نمی برند و قرار شد اپل بدلایل زیادی ادامه دهد و SAAB سوئد کلاء‌ از GM حذف گردید یا منحل شد و یا فروخته شد . تا امروز هنوز SAAB سوئد بلاتکلیف ست و سرمایه داران روسی و دولت چین در حال مذاکره هستند.

این مثال خوبی ست که نشان میدهد سهام داران متفرقه و کوجک SAAB-OPEL-GM در سراسر جهان نقش تعیین کننده در تصمیم گیری ها ندارند
بلکه سهامداران بزرگ اعم از دولت ها و بخش خصوصی نقش فائقه ایفا می کنند. میشود گفت دولت آمریکا در مورد صنایع خودروسازی جهان دست بالا را دارد و براحتی کارخانه تویوتا در ایالت متحده را تعطیل می کند این یکی از جلوه های امپریالییستی دولت آمریکا ست و میتوان نقش امپریالیستی یا سرمایه داری دولت ها و نقش دولت «رفاه عامه» را از هم تفکیک کرد و کسانی که فکر می کنند دولتمردان با رای مردم به قدرت میرسند تا به رتق و فتق امور رفاهی برسند کاملا خوش باورند .اتفاق بهمین دلیل سهام بالای دولت ها در کنسرن های بزرگ حتی نظامی بار ها وبار ها اعمال نفوذ رئیس جمهور ها و ریاست دولت ها در فروش اسلحه افشا شده ست حتی بسیاری از رهبران سوسیال دمکرات در راس مقامات دولتی منافع امپریالیست ها را تامین کرده و درک درستی از کنسرن ها ی بزرگ دولتی و چند ملیتی ندارند .
در این زمینه باید دید که سیاستگران اصلی در کنسرن های بزرگ کیانند و هم اکنون در قضیه وال استریت سانسور بزرگی بر رسانه های رسمی حاکم ست که مردم به اصل ماجرا پی نبرند. در این زمینه مثال های زنده فراوان ست.

برای فریبا علیخانی
۴۰٨۲۹ - تاریخ انتشار : ۲٨ مهر ۱٣۹۰       

    از : فریبا علیخانی

عنوان : دنیای امروز و پیچیدگیهای آن
نویسنده ی گرامی، جهان مسطح نیست ولی روابط حاکم بر جهان نیز به این سادگی نیست که شما عنوان داشته اید.
از نوشته چنین برمیآید که شما دول سرمایه داری را همسان ارگانهای مالی همچون صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، بانک مرکزی اروپا و امثالهم که روابط مالی -تجاری جهان را دیکته میکنند، می پندارید، و در نتیجه آنها را کشورهای امپریالیستی میخوانید.
اما کم نیستند دولتها در اروپا که در یک دهه ی گذشته، به تناوب چپها یا در قدرت بوده اند و یا در قدرت هستند، آیا همگی به نیش قلم شما کارگزاران سرمایه هستند؟!
آیا قرار داشتن دفاتر فلان کنسرن در کشور X نشانگر امپریالیست بودن آن کشور است؟
بسیاری از شرکتها همچون مرسدس بنز یا اپل که در ایران آلمانی شناخته میشوند آیا واقعا ً شرکتهای آلمانی هستند؟ سهامداران عمده ی این کنسرنها میتوانند در هر گوشه از دنیا زندگی کنند که هیچ ارتباطی با آلمان نداشته باشد. همانطور که دیدیم در بحران اپل، دولت آلمان برای جلوگیری از بیکاری عظیم کارگران اپل در آلمان مجبور به برقراری تسهیلاتی برای این کنسرن شد تا توانست فعلا ً از سیل بیکاران دور بماند. پس اینگونه نیز نیست که این دول را عین امپریالیسم ببینیم و معرفی نمائیم.
دوست گرامی روابط در جهان امروز پیچیده تر از آنست که با امپریالیست خواندن چند کشور جبهه ی دشمن را مشخص نمائی. پیشنهاد میکنم برای تعمیق در موضوع و نزدیک تر شدن به پیچیدگیهای جهان کنونی سری به »عصر نو« بزنید و نوشته ی آقای فرهاد داودی را به دقت مطالعه نمائید.
۴۰٨۰۴ - تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱٣۹۰       

  

 
چاپ کن

نظرات (۴)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست