یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

درباره ی بیانیه ی هفدهم موسوی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : آرش

عنوان : کنشگری رهبران جنبش و آماده شدن و سازماندهی برای فتح خیابان ها
سخنرانی دیروز خامنه ای نشون داد که جنبش با دیکتاتوری سرکوب به نقطعه تعادل رسیده، بازی درست هر طرف می تواند طرف دیگر را به عقب نشینی وادار کند. بدون ابتکار و کنشگری رهبران جنبش و آماده شدن و سازماندهی برای فتح خیابان ها دیکتاتور تسلیم خواسته های مردم نخواهد شد.
۱۹۹٣٣ - تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱٣٨٨       

    از : م زروانی

عنوان : چاوشان
جناب آقای موسوی ، با سلام.

بیانیه شماره ۱۷ شما بسیار بحث انگیز شده است.

گروهی آن را عقب نشینی و مقدمه شکست می دانند. گروهی آن را عقب نشینی موضعی برای پیشروی های بعدی می پندارند. گروهی دیگر از ترس بهم ریختن کشور بیانیه را به همین صورت قبول دارند و فرارفتن از آن را زیاده روی می خوانند. تندروترین این پندار از شما حتی می خواهند رهبری را به دست گیرید و اعلام آتش بس کنید و منتظر "انتخابات آزاد" بعدی شوید!

من نمی دانم شما چه می اندیشید. اما بدانید مردم به امیدواری شما و آقای کروبی و در ابتدا حتی به خیال پشتیبانی محسن رضایی همه باهم نترسیدند و به خیابان ها آمدند.

این مردم را نمی توان تنها گذاشت. هر قدمی که برمی دارید باید مشروعیتش را از مردم بگیرد.

شاید بخش بزرگ این جنبش به حکم "عقل سلیم" حاضر شود عقب بنشیند و خود را در چارچوب نظام فعلی محدود کند. اما بخشی دیگر از همین جنبش می خواهد به نیروی اراده و به یاری بزرگان دین و دولت تا رهائی کامل پیش رود و از ایران کشوری آزاد و آباد و لذا مستقل بسازد.

آن زمان که با اربابان زور بر سر راه حل ها گفتگو می کنید، اینان را بخاطر آورید. بخاطر آورید که اینان چاوشان اند --- پیشروترین بخش جامعه که آینده این مرز و بوم در آرمان خواهی و خلاقیت آنان ریشه بسته است.

پیروز باشید.

م. زروانی
۱۹۹۰۲ - تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱٣٨٨       

    از : حق

عنوان : بیانیه موسوی و مقاله نشریه جمهوری اسلامی که گفته می شود راه حل رفسنجانی باشد
قبول حتی یکی از درخواست ها در بیانیه موسوی رژیم را سرنگون می کند بنابراین رژیم هیچگاه به این بیانیه تن در نخواهد داد و مطمئنا موسوی و یارانش آگاهانه این بیانیه را داده اند. من فکر می کنم مقاله ای که در نشریه جمهوری اسلامی چاپ شده و در ستون خبر اخبار روز موجود است میانجی گری ای است که همه از رفسنجانی انتظار داشتند. حال باید ببینیم که آیا دو طرف دعوا در ایران و پنج تن ملی مذهبی (سروش، گنجی،...) در خاج از ایران چه واکنشی به این مقاله نشان خواهند داد. آیا این امکان وجود دارد که موسوی و یارانش تن در دهند ولی پنج تن نپذیرند و فعالیت را در بست به خارج از کشور منتقل کنند و به همان سرنوشتی که بقیه آپوزیسیون با آن روبرو بوده اند دچار کنند و سی سال دیگر به عمر عجوزه جمهوری اسلامی افزوده شود؟ آیا ما باید فقط تماشاگر باشیم و یا اینکه به آپوزیسیون خارج از کشور فشاری را وارد آوریم که بدان عادت ندارند تا به خواسته های ما بدور از ایدئولوژی های خاص خود عمل کنند. آیا با اینکارمان آنها را بدنبال خود نخواهیم دواند همانطور که قیام مردم موسوی را مجبور کرد که بدنبال مردم بدود؟

با سپاس فراوان از کارکنان اخبار روز
۱۹٨٨۲ - تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱٣٨٨       

    از : m m

عنوان : ********
*************************

آقای خامنه ای
سپاه به مثابه مافیای اصلی قدرت در اقتصاد، سیاست و قوه قضائیه و قوه مقننه تبدیل شده است
نه نظام اسلامی از این هیولا در امان است و نه جان شما و نه مردم ایران
اجازه دادن به رشد چنین هیولایی یک اشتباه مرگبار بود
اگر به تاریخ مراجعه نمایید ملاحظه خواهید فرمود که همه اندیشمندان و وزرای با تدبیر همانند ابن مقفع، امیرکبیر، قائم مقام فراهانی، سپهسالار، میرزا رضا کرمانی و غیره و غیره همیشه رهبران را از نفوذسپاهیان در امور اقتصادی و سیاسی بر حذر داشته اند
آنان نه اسلام برایشان مطرح است، نه نظام، نه ایران ، نه مردم ایران و نه شخص شما
تا فاجعه دهشتناک عظیمی به وقوع نه پیوسته است
دست خانمان بر انداز سپاه را از این امور کوتاه کنید
و نام نیکی ازخود در تاریخ ایران به یادگار بگذارید
۱۹٨۶۰ - تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱٣٨٨       

    از : آرش

عنوان : نامه میرحسین موسوی به آیت الله نوری همدانی صحت ندارد
http://www.rahesabz.net/story/۷۳۹۴/

شبکه جبش راه سبز (جرس): اخیرا دربرخی از وبسایتها نامه ای به عنوان "پاسخهای میرحسین موسوی به پرسشهای آیت الله نوری همدانی" منتشر شده است که براساس پیگیری های خبرنگار جرس در تهران این نامه صحت ندارد و به همین دلیل در سایت کلمه (وبسایت رسمی میرحسین موسوی) نیز درج نشده است.

گفتنی است علاوه بر این نامه در دو روز گذشته برخی جملات نیز به نام امام خمینی بطور وسیعی در ایمیل و اس ام اس منتشر شده که در صحیفه نور یافت نمی شود.

انتشار اینگونه مطالب غیر واقعی حاکی از نقشه کودتاچیان برای آلوده تر کردن فضای مردمی است.

توصیه جرس به هموطنان این است قبل از ارسال ایمیل، ای ام اس یا پخش اخبار حتما از صحت آن اطمینان کسب کنند
۱۹٨۵۹ - تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱٣٨٨       

    از : جنبش شکست نخوردگان

عنوان : باسخ موسوی به آیت الله نوری همدانی
برای ان دسته از ذوب شدگان در ولایت ، باسخ موسوی را در زیر می اورم چون فراموش کرده اند در سایت خود بگذارند. اینها مثل اینکه رای مردم را در خیابان نشنیده اند و این سوال مسخره را از مردم می برسند. همانطور که گفتم موسوی عوض نشده است و قرار نیست عوض شود. مهم این است که چگونه جنبش از او برای اهدافش استفاده کند. تا جناحهای رزیم امید داشته باشند که سوار جنبش شوند از سرکوب قاطعانه منصرف می شوند و این برای نیرو جمع کردن جنبش مهم است. برای آنها که به موسوی توهم داشتند و فکر می کنند که موسوی عقب رفت و جلو رفت نیز این باسخ بخوبی نشان میدهد که این آقا همانطور که خود گفت برای نجات جمهوری اسلامی آمده است. برای جنبش انقلابی مهمترین مساله این است که ضمن افشای اینها بعد از هر حمله بگذارد تا اینها جلو بیایند تا شکاف بین جناحها عمیقتر شود. مردم ۳۰ سال است میخواهند اینها بروند و ذره ای توهم ندارند و لی خوب میدانند با این رذلها جگونه بازی کنند. برای هر حمله باید دور خیز کرد و برای هر دور خیزی بایستی کمی به عقب رفت. منتظر دورخیز ۲۲ بهمن باید بود:

۱۸دی: پاسخ‌‌های موسوی به چهار پرسش آیت‌الله نوری همدانی


پارسینه

میرحسین موسوی، نامزد معترض انتخابات ریاست‌جمهوری در نامه ای سرگشاده به ۴ پرسش آیت‌الله نوری همدانی پاسخ داد.

آیت‌الله نوری همدانی در دیدار با جمعی از فرماندهان و پرسنل ناجای کشور، با طرح ۴ پرسش از آقای موسوی، خواستار ارائه پاسخ‌های روشن به این سوالات شده بود.

متن این نامه به این شرح است:

حضرت آیت‌الله نوری همدانی
سلام علیکم

ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین بن علی علیهما السلام، سخنان اخیر شما و سوالاتی که اخیراً در جمع خاصی خطاب به اینجانب مطرح فرموده‌اید ملاحظه شد.

ذیلاً پاسخ‌هایی هرچند کوتاه و خلاصه اما دربرگیرنده پاسخ‌هایی به پرسش‌های مذکور بیان می‌گردد. امید آن‌که خداوند همه ما را به احسن‌السبیل هدایت فرماید.

سوال: شما خودتان را پیرو و دنبال رو خط امام راحل و آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی معرفی می‌نمایید، چرا در مقابل شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» هواداران‌تان در راهپیمایی روز قدس هیچ عکس‌العملی را بروز ندادید؟

پاسخ: اولاً گویا دفتر جنابعالی، اجازه مطلع شدن شما از سیر تحولات را نمی‌دهند و یا تنها در کانال‌ها و بولتن‌هایی که خود تشخیص می‌دهند منحصر می‌کنند.

اینجانب در بیانیه‌ای که پس از روز قدس صادر کردم از سردادن چنین شعارهایی تبری جستم و از هواداران راه نورانی امام خمینی و جنبش سبز ملت ایران نیز خواستم از سردادن چنین شعارهایی خودداری کنند.

ثانیاً اینجانب همان‌طور که اعتقادات مذهبی، روحیات، عملکرد و سوابقم اثبات می‌کند دشمن رژیم منحوس صهیونیستی بوده و هستم اما همان‌گونه که بارها در مناظره‌ها و بیانیه‌ها نیز تأکید نمودم، معتقدم به جای برخورد با معلول‌ها باید به سراغ علل رفت و آن‌ها را درمان کرد. باید از خود بپرسیم که چه کار کرده‌ایم که مردمی که تا کنون چنین شعاری سر نمی‌داده‌اند اکنون در راهپیمایی‌های پیاپی خود، چنین شعارهایی را سر می‌دهند؟ بعید می‌دانم کسی به خاطر انتقاد میرحسین موسوی از عملکرد دولت چنین شعاری را سرداده باشد.

به نظر من اگر علت درمان شد، معلول هم درمان می‌شود. یعنی اگر به همان اندازه که دل مسوولان کشور برای قربانیان وهابی و حنبلی در نوار غزه می‌سوخت برای شیعیان امیرالمومنین علیه السلام و عزاداران حضرت سیدالشهداء علیه السلام می‌سوخت و از ریخته شدن خون پاکشان به درد می‌آمد و جلوی آن‌را می‌گرفتند کسی به خود اجازه طرح چنین شعارهایی را نمی‌داد.

سوال: چرا باید رهبران و گردانندگان فرقه سبز در مقابل شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» سکوت کنند؟

پاسخ: طبق معمول به نظر می‌رسد اطلاعات دریافتی شما سانسور شده است زیرا اینجانب در اولین فرصت، بیانیه‌ای صادر کرده و از این شعار ابراز برائت کردم و از مردم خواستم از سردادن این شعار نیز خودداری کنند. این کاری بود که از دست اینجانب بر می‌آمد. جنابعالی اگر راه دیگری سراغ دارید بفرمایید تا من از طریق آن از این شعارها ابراز انزجار کنم.

فرموده‌اید که شعار جمهوری ایرانی، شعاری است که رضاخان و پسرش مرتب سر می‏دادند و اسلام نخستین رکن این نظام است و این نظام بدون اسلام هیچ معنا و مفهومی ندارد.

البته آن‌طور که امام خمینی به ما آموختند رضاخان و پسرش به دیکتاتوری و خون آشامی اعتقاد داشتند نه به نظام جمهوری، چه رسد به این که این جمهوری اسلامی باشد یا ایرانی. در ضمن اینجانب نیز به شدت اعتقاد دارم که نظام بدون اسلام هیچ معنا و مفهومی ندارد و همه حتماً باید به قانون اساسی که این نکته در آن مورد تأکید قرار گرفته است پای‌بند باشیم.

سوال: طرفداران شما در شهر مقدس قم و هم‌چنین تهران و شهرهای دیگرشعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را سر دادند؛ اگر شما واقعا پیرو خط امام و در زمره دوستداران ایشان هستید، چرا آنان را متوجه اشتباه و غفلتشان نمی‌کنید؟

پاسخ: اولاً تمامی کسانی که در تجمعات اعتراض‌آمیز شرکت می‌کنند ضرورتاً پیروان راه امام خمینی و هواداران اینجانب نیستند و ممکن است فرصت‌طلبانی نیز پیدا شوند که با قاطی شدن با این تجمعات، شعارهای خاص خود را سر بدهند.

ثانیاً نه تنها اینجانب بلکه دیگر بزرگواران فعال در نظام و مردم، وظیفه ندارند پاسخگوی شعار هر شخصی با هر منش و اعتقادی که در هر گوشه کشور هر نوع شعاری سر می‌دهد باشند زیرا اگر من و شما بخواهیم پاسخگوی هر موضوع و شعار و دست‌نوشته و دیوارنوشته و پارچه‌نوشته و روزنامه و سایت و وبلاگ و مقاله و غیره‌ای در هر گوشه کشور باشیم ۲۴ ساعت که هیچ، تمام عمر ما هم کفاف واکنش به این قبیل امور را نخواهد داد.

سوال: شما می گویید که هیچ ارتباط و رابطه‌ای با بیگانگان ندارید اما همگان می‌دانند که آن‌ها چقدر از شما در رسانه‌های خود تعریف و تمجید می‌کنند؛ پس چرا راه خود را از آنان جدا نمی‌کنید؟

پاسخ: هم‌چنان تأکید می‌کنم که هیچ ارتباط و رابطه‌ای با بیگانگان ندارم و در این راه حاضرم علناً و در برابر مردم با سوگند به قرآن، این مطلب را اثبات کنم مگر آن‌که آقایان، اعضای دفتر و مشاوران اینجانب را «بیگانه» قلمداد کنند. این‌که چرا رسانه‌های بیگانه از اینجانب تعریف و تمجید می‌کنند به من ارتباطی ندارد. ما مکلف به عمل به تکالیف شرعی و قانونی خود هستیم و از امام امت آموخته‌ایم که تمجید یا توهین دیگران، اثری بر راه و رفتار ما و انجام وظایف الهی و ملی ما نداشته باشد.

در ضمن اینجانب اعتقاد دارم ضرورتاً هر شخصی که مورد تمجید رسانه‌های خارجی قرار بگیرد، شخص پلیدی نیست. مگر نه این‌که افتخار ما و شما این است که خلیفه دوم و معاویه بارها از امیرالمومنین علی تعریف و تمجید کرده و می‌گفتند لو لا علی لهلک فلان.

مگر نه آن‌که در صحاح سته و حتی بسیاری از کتب وهابیت، هزاران نکته در مدح علم و تقوا و مراتب عالیه علی علیه السلام نقل شده است که جنابعالی بیشتر از من و امثال من به آن واقفید. آیا چنین تمجیدهایی ضرورتاً بیانگر خباثت شخص مورد تمجید است؛ معاذالله که اگر چنین اعتقادی داشته باشیم از دایره دین مبین اسلام خارج خواهیم بود.

چه بسا رسانه‌های بیگانه، ویژگی‌هایی چون حمایت از آزادی بیان، منطق، ادب، صلح‌دوستی، ارتباط دوستانه با سایر ملل و دیگر خصوصیات را در جنبش سبز ملت ایران دیده‌اند که از آن تمجید می‌کنند کما این‌که دشمنان علی علیه السلام، نمی‌توانستند منکر ویژگی‌های الهی و انسانی آن مرد بزرگ شوند و به آن در کتب و دیگر رسانه‌های آن روز نیز اذعان و اعتراف کرده و برای تاریخ به یادگار گذاشته‌اند.

قبول دارم که باید در حمایت بیگانگان از خود شک کرد اما اگر بخواهیم تمامی این قبیل حمایت‌ها را مشکوک به شمار آوریم باید حمایت‌های آمریکا از دوستان ما در منطقه و کشورهای اسلامی مانند حمایت‌های آمریکا از مجلس اعلای اسلامی عراق، حزب الدعوه الاسلامیه و بسیاری دیگر از گروه‌هایی که با صدام و القاعده و طالبان جنگیده‌اند، مورد تشکیک و تردید جدی قرار گیرد در حالی‌که به هیچ وجه چنین نیست، بلکه حمایت آمریکا و اروپا از این گروه‌ها که اتفاقاً از صمیمی‌ترین حامیان و دوستان ما در منطقه هستند به این دلیل بود که با دیکتاتوری دیکتاتورها و خشونت تروریست‌ها و خشونت‌طلبان می‌جنگیدند و نه صرفاً به خاطر این‌که عقاید مذهبی و رفتارهای انقلابی آنان، مورد تأیید آمریکا بوده است.

خداوند همه ما را به راه صحیح اسلام ناب محمدی هدایت و در فرج حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تعجیل فرماید.

والسلام علی من اتبع الهدی
میرحسین موسوی
۱۶ دی ماه ۱۳۸۸

۱۸ دی ۱۳۸۸ ۱۳:۰۲
۱۹۸۴۰ - تاریخ انتشار : ۱۸ دی ۱۳۸۸
۱۹٨۵٨ - تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱٣٨٨       

    از : آرش

عنوان : هوشیاری هوشیاری هوشیاری
نکته ای که به گمان من در تحلیل ها نباید از آن غافل بود اینه که الان “نظام” واقعن یک نظام یک دست نیست. اقتدارگرایان خود دارای یک موضع واحد نیستند. (آخرین جمله استعفانامه حسینیان از مجلس حتی به خامنه ای متلک می اندازد).

اینه که به گمان من باید خیلی هوشیار بود و دقت لازم را داشت. چون حتی احتمال سناریوی کنار گذاشتن خود خامنه ای توسط حلقه مافیایی نظامیان و احمدی نژاد و کسانی که در این سی سال هسته تمام قتل ها و شکنجه ها بوده اند، سناریوی قابل تصوری است…

نبرد در بک گراند در جریان است. با فتح جناح معتدل حاکمیت توسط سبزها باید احتمال سناریوی خونین را به صفر نزدیک کرد. وگرنه ممکن است اوضاع بر وفق مراد هیچکس حتی کودتاچیان پیش نرود… و با “بی ثباتی” کشور و هرج و مرج حتی موزه های ایران هم به تاراج برود….

الان به ویژه بعضی چهره ها و جریانات خارج نشین که حتی قبل از انتخابات اخیر بذر یاس می پاشیدند و مردم را مسخره می کردند، دم درآورده اند و بر طبل سرنگونی و تندروی می کوبند. باید بین استراتژی تغییر تدریجی و تغییر با سرنگونی تفکیک قائل شد. استراتژی اول عملیاتی است و کمترین هزینه را هم دارد. استراتژی سرنگونی ریسکی است و هزینه آن هم بسیار زیاد خواهد بود.

حال در یک مبارزه سیاسی باید انعطاف داشت و اگر لازم بود عقب نشینی های تاکتیکی هم داشت. اگر استراتژی داشته باشی و با مردم در میان بگذاری، تاکتیک ها قابل فهم است و مردم را سرگردان و آشفته نمی کند که بخواهند دنبال افراد و جریانات بی مسئولیت بروند.

اگر فرآیند تغییر و گذار به دمکراسی را قبول داشته باشیم، باید مقاومت در برابر این فرآیند را کمتر کنیم. الان در مرحله حساسی قرار گرفته ایم که باند کودتاچیان می خواهد با اقدامات بی رویه از مردم زهرچشم بگیرد و به خیال خود مردم را تا سال ها به خانه بفرستد.
بنابراین شخصیت هایی که تاکنون با جنبش نبوده اند ولی در صف کودتاچیان هم نبوده اند، می توانند قدم هایی بردارند که در این مرحله بسیار مفید است.

نباید نگران سرد شدن مردم بود و خواست تا تنور داغ است داخل تنور افتاد. آن چه به مردم و در صحنه بودن آن ها بر می گردد، حضور دائمی آن هاست که ادامه پیدا خواهد کرد. حتی در صورت ریاست جمهوری آقای موسوی مردم صحنه را و خیابان ها را ترک نخواهند کرد تا دمکراسی نهادینه شود و بتواند از خود مراقبت کند. طبیعی است که پس از آن هم حضور مردم از طریق احزاب و نهادهای مدنی ادامه پیدا خواهد کرد.
۱۹٨۴۱ - تاریخ انتشار : ۱٨ دی ۱٣٨٨       

    از : امیر ابراهیمی

عنوان : اعتراض به سانسور وحذف در اکثریت
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=۱۱۸۸۴
۱۹٨٣۲ - تاریخ انتشار : ۱٨ دی ۱٣٨٨       

    از : حق

عنوان : چرا بیانیه ها و مقالات سیاسی بجای آنکه باعث وفاق شوند باعث نفاق می شوند؟
خدمت کارکنان محترم اخبار روز و نظر دهندگان گرامی،

روزهاست که این آخرین بیانیه موسوی و بیانیه پنج تن و مقاله فرخ نگهدارباعث تنش میان نظر دهندگان شده است و تفرقه انداخته است و ما را به جایی نرسانده است که بتوان آنرا مثبت ارزیابی کرد. من دلایلی را که بنظرم مسئول اینگونه تنش هاست را در ستون نظرات آقای بی نیاز داریوش قرار داده ام که فکر کردم بد نباشد در این ستون و ستون نظرات یادداشت روز هم بگذارم. با سپاس

آقای بی نیاز داریوش،

سه مقاله اخیر شما را با دقت مطالعه کردم و از شرکت شما در ستون نظرات به وجد آمدم چون حاکی از صداقت و شهامت شما در رویارویی با چالشگران تان و دفاع از مواضع تان بود. روش و نگارش و پاسخگویی شما نشان از آن دارد که جنابعالی از سالهای تبعیدی خود بهترین استفاده را برده اید و خود را هم تراز با روشنفکران مترقی غربی کرده اید. ما به شدت نیاز به روشنفکران واقعی قرن بیست و یکمی داریم که از منجلابی که در آن غوطه وریم نجات یابیم چون بدون آن هیچگاه کشوری آزاد و مستقل و آزاده نخواهیم داشت.

مقاله غلبه بر گذشته شما را مدعیان یا نفهمیدند و یا مغرضانه به آن بی اعتنایی کردند ولی ما نسل دوم و سومی ها همانند نسلهای پیش از انقلاب نیستیم که با حقوق اولیه خود کاملأ نا آشنا باشیم و هر چه «بزرگترها» و «تحصیلکرده ها» و «روشنفکران» می گویند بدون رجوع به عقل خود بپذیریم و یا با تشرهای پدرسالارانه آنها از گود بیرون برویم. ما محو شدنی، حذف شدنی و یا ذوب شدنی در افکار دیگران نیستیم، ما به درجه ای از فهم رسیده ایم که باید خودمان در شکل دادن به آینده خود و کشورمان مشارکت کنیم و مسئولیت تصمیمات درست و غلط خود را بپذیریم و همواره خود و دیگران را به نقد بکشیم تا از حجم ناهنجاری ها کاسته شود و به بلوغی که در غرب شاهد آنیم برسیم وگرنه جامعه و کشورمان زیر پای بیست کشور بزرگ جهان که حتی عربستان سعودی هم به آنها پیوسته له و لورده می شویم. در این راه از ما جوانترها باید پشتیبانی شود و تجارب نسل های پیش از ما باید خالصانه و دقیق در اختیار ما قرار بگیرد که از گذشته بیاموزیم و از آن عبور کنیم و نه اینکه مورد هجوم و اتهام و بی مهری کسانی قرار بگیریم که یا نادانند و یا مغرض. ما را با اطلاعات و ضد اطلاعات در مورد تاریخ شصت ساله اخیرمان گیج و گنگ کرده اند. خواهش می کنم سری به ستون های نظرات «یادداشت روز» و مقاله «فرخ نگهدار» این تارنما بزنید تا منظورم درک شود. من از شما انتظار جوابی در این باب را ندارم که شما را هم هدف هجوم قرار دهد، فقط می خواهم بدانید که شما و کسانی همانند شما دریافته اید چگونه با ما ارتباط سالم برقرار کنند در حالیکه بسیاری از دیگران در نیافته اند، و چگونه راه شما و همفکرانتان برای ایران و ایرانی سازنده است و راه دیگران بخصوص در این برهه زمانی راهی مخرب بوده و خواهد بود.

بعضی از نظر دهندگان که دم از دمکراسی می زنند بیکباره به اصل دیکتاتور و پدرسالارانه خود باز می گردند و در ستون نظرات به چاپلوسی اخبار روز می پردازند و نقش مبصر کلاس را بعهده می گیرند. اینان بخود اجازه می دهند که به دیگر نظر دهندگانی همانند من که پاسخ می خواهند و یا مواضع مقاله نویسان را به چالش می کشند را مورد تهاجم و اتهام قرار می دهند و بجای پاسخ و روشن کردن نکات ابهام از ما می خواهندخفه شویم و گورمان را از اخبار روز گم کنیم. بدون پرسش چگونه ما از حجم ابهامات خود بکاهیم و همدل شویم؟

نکته آخری که مایلم توجه شما را بدان جلب کنم که امیدوارم آنرا شایسته موضوع مقاله بعدی خود برای ما قرار دهید اصول صحیح نگارش مقالات و بیانیه های سیاسی است. چرا باید بیانیه موسوی که یکی از مهره های اصلی جنبش سبز است انقدر مبهم باشد که چنین تفرقه ای را در میان ایرانیان بوجود بیاورد؟ چرا یک بیانیه باید نیازمند اینهمه تفسیرهای گوناگون برای روشن شدنش باشد؟ تکلیف کسانی مثل من که در جنبش سبز سهیم هستند و زبان و بیان ادبی و فقهی را نمی دانند با اینگونه بیانیه ها چیست؟ چرا بیانیه ها و مقالات سیاسی بگونه ای نوشته می شوند که اکثریت ایرانیان باید وابسته به توضیحات و تفاسیر حجیمی باشند؟ آیا در کشورهای پیشرفته سیاسیون با مردم اینگونه ارتباط برقرار می کنند و اگر بکنند واکنش مردم به آنها چه خواهد بود؟ آیا اینگونه برخورد ارتباطی با ما از سوی سیاسیون صدمه فاحشی به حقوق فردی و اجتماعی ما نمی زند؟ آیا از مردم انتظار می رود با هنرهای ادبی، فقه، حقوق، فلسفه و دیگر رشته های علوم انسانی آشنا باشند تا در سیاست کشور خود سهیم باشند، آیا این خودی و ناخودی کردن مردم و قیم آنان شدن نیست؟

من یک فرد عادی هستم و رشته ام مدد کاری اجتماعی است و بیانیه ها و مقالات سیاسی را به گونه ای می خواهم باشند که من و بویژه طبقات محروم دریابند و آگاهانه در جنبش سبز سهیم باشند و اشتباهات انقلاب ۵۷ دوباره تکرار نشوند. یکی از رازهای موفقیت خمینی ارتباط برقرار کردن او با لهجه بخصوص و استفاده از ۵۰۰ واژه بود که محرومترین قشور جامعه را بدنبال خود کشید چون برایشان حرف او قابل فهم تر از حرف های مهشید امیر شاهی و زنده یاد بختیار بود. آنزمان مخرج مشترک توده مردم آن بود، امروز آن مخرج مشترک تغییر یافته و سیاسیون ما با کمک روانشناسان جامعه ای و جامعه شناسان و ادیبان باید بیانیه و مقالات تهیه کنند که حداکثر جامعه ایران را در بر بگیرد. من باید مثل هر شهروند غربی بیانیه ها و مقالات سیاسیون را با کمترین توضیح و تفسیر بفهمم، این حق منست؟ اگر نیست مخالفان مرا متقاعد کنند بجای اینکه به من حمله کنند.

از مقاله های شما بسیار آموختم، و از شما متشکرم که با نسل من ارتباط سالم برقرار می کنید.

سپاسگزارم
۱۹۷٨۰ - تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱٣٨٨       

    از : حق

عنوان : دامون سرخ و یک سبز، نظرتان را مفهوم نیست.
من چیزی از نظرهای دامون سرخ و یک سبز دستگیرم نشد، لطفا صریح و واضح منظورتان را بیان کنید. مرسی.
۱۹۷۶۰ - تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱٣٨٨       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (٣۶)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست