یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

دو سروده ی پاییزی


یوسف صدیق


• ذهنم را می کاوم
و در میدان مه گرفته ی معنا،
به تو می رسم. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱۶ مهر ۱٣۹۵ -  ۷ اکتبر ۲۰۱۶


 


(۱)

ذهنم را می کاوم
و در میدان مه گرفته ی معنا،
به تو می رسم.
می پرسی: تو کیستی ! ؟
سقوط صدا در دهانم،
صدای سقوط در گلویم.
واژه ها هویت گمشده ی خود را می جویند
برگریزان الفبا را پایانی نیست.
پاییز، نام دیگر شعر است.


(۲)

زیبایی ات از دور هم قلبم را می‌‌لرزاند.
حتا وقتی‌ پناه می‌‌برم به خیال ات.
حتا وقتی پاییز
زمزمه‌های رنگین‌اش را در گوش ‌ام نجوا می‌‌کند
و من به آرامی یک برگ
از شاخه‌های تمنا فرو می‌‌افتم.
زیبایی ات از دور هم
دست بر سر ساعت‌های ژولیده‌ام می‌‌کشد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست