یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سه رباعی


فتح اله شکیبایی


• یار آمد وُ آفتاب در دستش بود
مهتاب فرازِ دیده ی مستش بود
خندید وُ بهار بوسه بارانش کرد
انگار پرنده نیز دل بستش بود. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱۲ شهريور ۱٣٨۹ -  ٣ سپتامبر ۲۰۱۰


 
 
با آمدن   عید وُ نوبهار آوردی
عطرِ گل وُ بوی جویبار آوردی
در دشتِ کویرِ خشکِ توفانی ی شب
سرسبزیِ زندگی ببار آوردی.


یار آمد وُ آفتاب در دستش بود
مهتاب فرازِ دیده ی مستش بود
خندید وُ بهار بوسه بارانش کرد
انگار پرنده نیز دل بستش بود.


گیتی همه شعرِ درد وُ غم نیست، مرو
هنگامه ی تلخِ بیش وُ کم نیست، مرو
باید که بسانِ سنگ خارا گردی
ای مهر فروزنده عدم نیست، مرو.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست