یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

شهر عاشقان


فتح اله شکیبایی


• روزی که شهرِ عاشقان را باز بستند
گویی زمین و آسمان را باز بستند

جایی که رقصِ اطلسی ها بود و باران
چشمانِ باغ و باغبان را باز بستند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۵ آذر ۱٣٨٨ -  ۶ دسامبر ۲۰۰۹


 
روزی که شهرِ عاشقان را باز بستند
گویی زمین و آسمان را باز بستند

جایی که رقصِ اطلسی ها بود و باران
چشمانِ باغ و باغبان را باز بستند

تا مه به مهمانی ی دریا رفت، ناگاه
دستِ بلندِ میزبان را باز بستند

چون گل به فکر سینه ریزی بود، از آب
فواره های مهربان را باز بستند

با دیدگان خویشتن دیدیم در روز
بال و پَرِ پروانگان را باز بستند

بر سُهره های زخمی ی شب های قطبی
درهای باز آشیان را باز بستند

خونابه از چشم و دلِ خورشید می ریخت
روزی که شهرِ عاشقان را باز بستند.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست