یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نه ‌کنگره‌ چهاری، نه‌ کنگره ‌هشتی، نه‌ اکثریتی و نه‌ توده‌ای،‌ دموکرات هستیم!
پاسخی به‌ آقای ارسلان عزیزی


هادی صوفی زاده


• یکی از مشکلاتی که‌ در دیدگاه‌ آقای عزیزی به‌ چشم می خورد نگاه‌ یکجانبه‌ نسبت به‌هر سه‌ انشعاب می باشد. ایشان کنگره‌ چهارمیها (گروه‌ آقای غنی بلوریان) را که‌ الگوی فکری آنان حزب توده‌ بوده‌ با منشعبین کنگره‌ هشتم در یک ردیف قرار داده‌ و تنها زنده‌ یاد قاسملو را بعنوان سمبل مقاومت در برابر کنگره‌ چهارمیها معرفی نموده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۲٣ فروردين ۱٣٨۷ -  ۱۱ آوريل ۲۰۰٨


تلاش های مدافعین حقوق کارگری در سطح جهانی در اعتراض به رفتار ظالمانه نظام جمهوری اسلامی علیه فعالان کارگری ایران همچون منصور اسالو و محمود صالحی، ضرورت ادامه ی فشارهای جهانی در همه ی عرصه ها علیه جمهوری اسلامی جهت افشاری ستم های موجود بر لایه های دیگر جامعه ی ایران و از جمله در کردستان، لزوم حمایت از کسانی چون محمدصدیق کبودوند، روناک صفارزاده، هانا عبدی، هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور و ده ها نفر دیگر که در حال حاضر در زندان های جمهوری اسلامی گرفتار آمده و خطرات جدی زندگی آن ها را تهدید می کند، تلاش برای اینکه فریاد و سرنوشت مختوم به مرگ انسان های بیگناهی همچون ماکوان مولودزاده، ابراهیم لطف اللهی، زهرا بنی یعقوب و ده ها و صدها نفر زندانی شکنجه شده به گوش افکار عمومی جهان برسد و نقطه ی پایانی برای نقض حقوق بشر در ایران و کردستان باشد، تبدل شدن به صدای همه کوشندگان راه آزادی داخل کشور، ارزیابی دقیق از آسیب های اجتماعی ناشی از ترویج طبق برنامه ی مواد مخدر در کردستان، افشای برنامه های تروریستی جمهوری اسلامی در کردستان و خارج و همچنین زمینه سازی برای همکاری میان نیروهای سیاسی ایران و کردستان، از جمله مباحث اصلی کنگره چهاردهم حزب دموکرات کردستان بودند و بیشترین زمان را به خود اختصاص دادند. همزمان راه کارهایی نیز برای مبارزه با توطئه های جمهوری اسلامی در دستور کار کنگره قرار گرفت. قبل از برگزاری کنگره نیز سمینارهایی در خصوص موارد فوق انجام گرفت که در نوع خود دارای اهمیت بودند و در چنین فضایی ما وارد کنگره شدیم.
در چند روز گذشته‌ کسانی در قالب منتقد، مطالبی را در سایتهای مختلف گذاشته‌ وبه‌ نقد کنگره‌ حزب دموکرات پرداخته‌اند. طبیعی است هر جریانی موافق و مخالف خود را دارد ومهمتر از همه ‌اینکه‌ احزاب به‌ دلیل کارنامه‌ ناموفقشان در چند دهه‌ اخیر، با بی اعتمادی جامعه‌ و روشنفکران مواجه‌اند، اما با توجه‌ به‌ اینکه‌ کارجمعی و سازماندهی بهتر از پراکندگی می باشد و از این زاویه‌ هم که‌ بنگریم کنگره‌ حزب دموکرات کردستان موفق بنظر میرسد و توانست انسجام تشکیلاتی خود را برای دنبال کردن خواسته‌های فوق به‌ انجام برساند. حال حزب دموکرات کردستان تا چه‌ اندازه‌ بتواند به‌ مصوبات کنگره‌ جامه‌ عمل بپوشاند گذشت زمان آنرا ثابت می نماید. اما منتقدین با گرایشات مختلف به‌ نقد کار ما پرداخته‌اند که‌ در وهله‌ اول نباید همه‌ را به‌ چشم منتقد نگاه‌ کرد بلکه‌ از دیدگاه‌ بنده‌ سه‌ دسته‌ می باشند. دسته اول کسانی که‌ نگاهی خصمانه‌ و کینه‌توزانه‌ به‌ جنبش خلق کرد دارند و برایشان فرق نمیکند کدام حزب کردی را مورد نقد قرار دهند. دومی را کسانی تشکیل می دهند که‌ عضو جناح مقابل می باشند و‌ درک خود را از اصول دموکراتیک و پلورالیزم دارند و طبیعی است که‌ کنگره‌ چهاردهم حزب دموکرات کردستان به‌ مذاق آنها خوش نیاید، و اما نیروی سومی هستند که‌ از روی دلسوزی به‌ جنبش کردستان و ناراحت از تجزیه‌ حزب در سال گذشته‌ و محاسبه‌ خسارت ناشی از آن و یا ازروی ناآشنایی و دوری از واقعیات مربوط به‌ جنبش کردستان و یا با نگاه‌ احساسی به‌ کنگره‌ ما واکنش نشان داده‌اند. با همچون تقسیم بندی از دیدگاه‌ بنده،‌ نیازی به‌ پاسخ به‌ گروه‌ اول و دومی نیست اما پاسخگویی به‌ گروه‌ سوم ضروری بنظر می رسد.
یکی از منتقدین کنگره‌ چهاردهم حزب دموکرات کردستان آقای ارسلان عزیزی می باشد که‌ مطلبی تحت عنوان "مجمع تشخیص یا شورای پیران؟!" (1) در سایت انترنتی اخبار روز درج نموده‌ وبا توجه‌ به‌ احترام و ارادات خاصی که‌ به‌ ایشان دارم و در گذشته‌ نیز بحث و جدلهایی در این خصوص با هم داشته‌ایم لازم دانستم که‌ به‌ پاره‌ای از انتقادات ایشان بپردازم.
ایشان در در بحث و نقد خود به موضوع تضعیف جنبش خلق کرد وآسیب دیدگی ناشی از انشعابات مکرر پرداخته‌ و مختصری ازعلل اینگونه‌ مشکلات را بیان نموده‌ است. ایشان از زاویه‌ تاریخی و بدون اشاره‌ به‌ شرایط قبل ازانقلاب حزب دموکرات، تنهابه‌ انشعابات بعد از انقلاب‌ پرداخته‌ و بنا به‌ سرشت انشعابات قبلی، جدایی اخیر را با همان معیارها ارزیابی نموده‌ و کلیت حزب دموکرات کردستان و طیفهای تشکیل دهنده‌ آن را مورد سوال قرار داده‌ و در مطلب خویش حزب دموکرات کردستان را تلفیقی از کنگره‌ چهارمیها، کنگره‌ هشتمیها، طرفداران آقای عبدالله‌ حسن زاده‌، خط رفورم و طیف گسترده‌ای از منشعبین و رانده‌شده‌گان دوره‌های مختلف حیات سی ساله‌ بعد از انقلاب این حزب، مخالفین سوسیالیزم دموکراتیک، توده‌ایها و اکثریتیها دانسته‌!! و با نگاهی گذرا، به‌ هر سه‌ انشعاب در بعد از انقلاب توطئه‌ و دست عامل خارجی را در انشعابات دخیل دانسته‌ و همه‌ را شکست خورده‌ می داند. یکی از مشکلاتی که‌ در دیدگاه‌ آقای عزیزی به‌ چشم می خورد نگاه‌ یکجانبه‌ نسبت به‌هر سه‌ انشعاب می باشد. ایشان کنگره‌ چهارمیها (گروه‌ آقای غنی بلوریان) را که‌ الگوی فکری آنان حزب توده‌ بوده‌ با منشعبین کنگره‌ هشتم در یک ردیف قرار داده‌ و تنها زنده‌ یاد قاسملو را بعنوان سمبل مقاومت در برابر کنگره‌ چهارمیها معرفی نموده‌ و نوشته‌ "... حزب دمکرات و اکثریت رهبری آن با گزینش ابزارهای که‌ حزب توده‌ در از میدان خارج کردن رقبای خود از آن بهره‌ می گرفته‌ است و البته‌ با پشتوانه‌ اجتماعی تز مقاومت، که‌ دکتر قاسملو در پشت آن قرار داشت، توانست به‌ سادگی از شر این گرایش نجات یابد." در این زمینه‌ باید گفت جناحی که‌ در کنگره ‌هشتم منشعب گردید بیشتر از زنده‌یاد دکتر قاسملو در مقابل منشعبین کنگره‌ چهارم قرار گرفتند و در واقع دکتر قاسملو خط میانی تز مقاومت (بقول ایشان) در مقابل منشعبین کنگره‌ چهارم بود. تفکرات زنده‌یاد قاسملو برخواسته‌ از نیروی چپ بود و دید ایشان نسبت به‌ مسائل ایران از زوایه‌ همفکری با نیروهای چپ بود و در واقع نقطه‌ مشترک ایشان با منشعبین کنگره‌ چهارم بود، در حالیکه‌ کنگره‌ هشتی ها ناسیونالیست بودنشان تقدم بر چپ بودنشان داشت و یا اگر واقعبینانه‌ به‌ مسئله‌ بنگریم همه‌ در تز مقاومت کردستان سهیم بودند. بنابر موارد دیگری هم دشمن آشتی ناپذیر منشعبین از کنگره‌ چهارم در درجه‌ اول کادرهایی بودند که‌ در جریان کنگره‌ هشتم از حزب دموکرات کردستان ایران جدا و تحت عنوان حزب دموکرات کردستان ایران ـ رهبری انقلابی اعلام موجودیت نمودند. مستندتراز همه‌ زنده‌یاد قاسملو بیش از سایر کادر رهبری وقت، به‌ مذاکره‌ با رژیم مرکزی علاقه‌ نشان می داد. سخنرانیهای ایشان در شهرهای کردستان در آن زمان صحت این ادعا را اثبات می نماید و حتی در حالیکه‌ منشعبین کنگره‌ هشتم در کردستان در اواخر دهه‌ شصت بر ضد نیروهای جمهوری اسلامی می جنگیدند زنده‌یاد قاسملو سرگرم مذاکره‌ با جمهوری اسلامی بود. بنابراین روا نیست که‌ منشعبین کنگره‌ چهارم و هشتم را در یک جهت قرارداد. (قابل تاکید است که‌ توضیحات بنده‌ نه‌ از روی طرفداری از جهتی و نه‌ از روی مخالفت با جهتی دیگر بیان می شود بلکه‌ تنها روشنگری وذکر حقایق است.)
منشعبین کنگره‌ هشتم که‌ تحت عنوان حزب دموکرات کردستان ایران ـ رهبری انقلابی فعالیت می نمودند، آنچنان که‌ آقای ارسلان عزیزی بمیان آورده‌ با کوشش عبدالله‌ حسن زاده‌ خود رامنحل نکرده و به‌ حزب بازنگشتند، بلکه‌ طبق اسنادی که‌ وجود دارد در نتیجه‌ بیش از یکسال گفتگو و با صدور بیانیه‌ کمیته ‌مرکزی بتاریخ 19.10.1375 طرفین درهم ادغام شدند. اظهارت آقای عزیزی مبنی بر این که تدارک انشعاب آنها با حمایت سازمان مجاهدین و کومله‌ و احزاب کم مطرح سراسری چپ که‌ قاسملو را متهم به‌ تخطی از اصول مارکسیسم می دیدند، صورت گرفت، نوعی ندیدن ریشه‌ مشکلات تشکیلاتی وعدم درک شرایطی زمانی و قضاوتی یکسو نگرانه‌ است. عین نوشته‌ ایشان چنین است: "شق دوم، بعد از کنگره‌ ‌هشتم ایجاد شد، منشعبین این دوره‌ با وجود حمایتهای مادی و معنوی مجاهدین و کۆمه‌له‌ که‌ خود گرفتار بحران عمیقتری با فراکسیون کمونیست کارگری بود و در عرصه‌ی مناسبات با حزب دمکرات در بدترین حالت موجود و‌ در شرایط جنگ و کشمکش نظامی با این حزب بسرمی برد، و برخی از احزاب سراسری کمتر مطرح چپ که‌ در منطقه‌ حضور داشتند، با این برداشت که‌ رهبری برگزیده‌ کنگره‌ و شخص دکتر قاسملو، از اصول بنیادی مارکسیسم تخطی کرده‌ و به‌ دامان راست جامعه‌ غلطیده‌ است، درصدد بود تا خود را بعنوان حزب دمکرات کردستان ایران با پسوند رهبری انقلابی به‌ جامعه‌ کردستان بقبولاند، کوششی که‌ در نهایت توفیقی از آن حاصل نگردید و‌ گذر زمان نادرستی آن را عملا" به‌ اثبات رساند."
آنچه‌ از نقد آقای ارسلان عزیزی پیداست ایشان نگاهی تقدس گرایانه‌ به‌ حزب دارد و از نگاه‌ ایشان همه‌ انشعابات در ضدیت با افکار زنده‌ یاد قاسملو بوده ‌است . این بیشترین نقدی است که‌ به‌ مطلب ایشان وارد است. با شهامت میتوان گفت که‌ در واقع اولین کسی که‌ مجاهدین را به‌ خلق کرد شناساند و تسهیلات لازم را برای مجاهدین در کردستان فراهم نمود شخص دکتر قاسملو بود. در دوره‌ رهبری ایشان بود که‌ امکانات فرستنده‌ رادیویی در اختیار‌ مجاهدین قرار گرفت. تا اینکه‌ متعاقبا پروسه‌ شورای ملی مقاومت بوقوع پیوست. انشعاب کنگره‌ هشتم در زمانی اتفاق افتاد که‌ حزب دموکرات در جنگ با کومله‌ بود و دلیلی برای نفوذ کومله‌ در حزب در کار نبوده‌، اما جناح انشعاب در اولین اقدام بعد از سازماندهی خود، جنگ با کومله‌ را متوقف نمود که‌ با استقبال مردم کردستان روبرو گشت و اگر جناح انشعاب در آن دوره‌ با شاخه‌هایی از چریک فدایی و سازمان راه ‌کارگر کار مشترک انجام داد، امری عادی و واقعبینانه‌ بود چراکه‌ طیف چریکی سازمانهای سراسری ایران با خواسته‌های جنبش خلق در آن دوره‌ کاملا موافق بودند و بازهم این حرکت اثبات افکار و عملکرد آنها در مخالفت با منشعبین کنگره‌ چهارم را نشان می دهد. اما جناح زنده‌یاد قاسملو در اروپا به‌ گفتگو با سازمانهای چپ رفورمیست همچون فدائیان اکثریت و حزب دموکراتیک مردم ایران و سازمان جمهوری خواهان ملی ایران پرداخت که‌ از لحاظ فکری ظاهرا همسو بنظر میرسیدند اما به‌ لحاظ عملی و خصوصا جنگ مسلحانه‌ که ‌در کردستان اعمال می شد شدیدا مخالف حزب دموکرات بودند. ایراد به‌ نقد‌ آقای عزیزی در این است که‌ ایشان حساسیتی به همکاری میان حزب دموکرات کردستان ایران با سازمان فدائیان اکثریت ندارد امااگر افراد بریده‌ از فدائیان اکثریت و حزب توده‌ در حزب ما حضور یابند از دید ایشان گناه‌ محسوب می شود! این در حالیست که‌ وجود آن همه‌ گرایشها بخودی خود نشان از تنوع فکری و سیاسی حزب دموکرات کردستان کنونی است و بسیار مثبت بنظر می رسد و بازگشت به‌ اصل است. در ضمن هم حزب توده‌ و هم سازمان فدائیان خلق ایران ـ اکثریت کاملا متحول گردیده‌ ونگاه‌ دهه‌ شصتی به‌ آنان معقول بنظر نمی رسد. جهت اطلاع، احزاب مذکور با گنجاندن حقوق ملل ساکن ایران در برنامه‌ خود بیش از سایر احزاب در خصوص مسئله‌ ملی شفافیت نشان داده‌اند. نکته‌ای دیگر که‌ قابل توجه‌ است بازگشت طیف وسیعی از افراد سیاسی است که‌ آقای ارسلان عزیزی از آنها به‌ عنوان رانده‌شدگان سی سال حیات حزب نام می برد. در اینجا باید گفت از نظر بنده‌ بازگشت آنان بسیار مثبت است واین افراد که در گذشته‌ به‌ دلایل اختلاف فکری از حزب رویگردان بودند،‌ اعلام نموده‌ و اعتراف می کنند که‌ فعالیت برایشان در همچون چارچوبی آسان است و کار یک حزب هم در جلب نظر اگاهان یک جامعه‌ است.
در ارتباط با موضوع سوسیالیزم دموکراتیک که‌ گاها به‌ ابزاری برای مغلوب نمودن حریف تبدیل شده‌ و در بحث ایشان هم آمده‌ است باید گفت که‌ مقوله‌ مذکور مربوط به‌ اوایل دهه‌ شصت بوده و بیش از بیست سال از آن می گذرد. واقعیت این است که‌ دکترین سیاسی امریکا طرحهای سیاسی و بلند مدت خود را حداکثر برای پانزده‌ سال پیشبینی و تنظیم می نماید و بنا به‌ دگرگونیهای سیاسی ان را مورد بازبینی و مطالعه‌ مجدد قرار میدهد و اگر بپنداریم که‌ مقوله‌ سوسیالیسم دموکراتیک موردنظر در راس طرحهای کلان خلق کرد بوده،‌ بنا به‌ گذشت زمان نیاز به‌ بازبینی و تغییر دارد و اگر زنده‌یاد قاسملو در قید حیات بود مطمئنا بنا به‌ تغییرات زمانی و مکانی، به‌ تغییر آن می اندیشید وآنچه‌ که‌ مربوط به‌ زنده‌یاد قاسملو می باشد باید گفت که‌ ایشان دشمن دانا را به‌ از دوست نادان می پنداشت. ایشان فردی فرهیخته‌ بوده و مدام افکارش در حال تحول و نوآوری بود و بهترین دلیل اینکه‌ در سال 1352 ودر ضمیمه‌ کتاب کردستان و کرد، تنها راه‌ خوشبختی خلق کرد را در تحقق و رسیدن به‌ سوسیالیسم می داند، اما درست ده‌ سال بعد آنرا نوعی دیکتاتوری ارزیابی کرده و با آوردن تز معروف سوسیالیسم دموکراتیک دیدگاه‌ اولی خود را رد نمود و مطمئنا اگر در عصر گلوبالیزاسیون می زیست به‌ جامعه‌ای دموکراتیک و انسانی می اندیشید. باید اضافه‌ نمود که‌ در همان سالها، حزب دموکراتیک مردم ایران ایده‌ سوسیالیسم دموکراتیک را از برنامه‌ خود حذف و و در توجیه‌ این کار اعلام می دارد که‌ "ویژگیهای دموکراتیک ما نافی اهداف آینده‌ ما نیست". از جهتی دیگر که‌ بنگریم در صفوف حزب دموکرات‌ چه‌ کسی بهتر از آقای عبدالله‌ حسن زاده‌، افکار زنده‌یاد دکتر قاسملو را دریافته‌ باشد و اگر افکار قاسملو سنگ بنای حزب دموکرات نوین تلقی شود، و برنامه‌ مدرن حزب محصول افکار دکتر قاسملو است آقای حسن زاده‌ برنامه‌ مذکور را تحت عنوان تفسیر برنامه‌ حزب دموکرات کردستان تشریح و مقوله‌ سوسیالسیم دموکراتیک را نیز تحت عنوان تفسیر سوسیالیسم دموکراتیک تشریح نموده‌ است. بنابر این درست نیست که‌ نگاهی تقدس مابانه‌ به‌ آن داشته ‌باشیم.
در خاتمه‌ و راجع به‌ کنگره‌ چهاردهم حزب دموکرات کردستان، افراد دیگری‌ بدون توجه‌ به‌ این اصل که‌ زنده‌یاد قاسملو شیفته‌ترین فرد به‌ افکار و شخصیت قاضی محمد بوده‌، قاضی گرایی و بازگشت به‌ دوران جمهوری کردستان را بهانه‌ و متناقض با نوگرایی قرار داده‌، در ارتباط با نام حزب دموکرات کردستان و حذف پسوند ایران ایراداتی گرفته‌ اند که‌ آنچه‌ از مطلب کاک ارسلان عزیزی پیداست ایشان هم اشکالاتی در نام حزب دموکرات می بیند. در این خصوص بنده‌ قبل از کنگره‌ و در مطلبی تحت عنوان "حزب دموکرات کردستان در آستانه برگزاری کنگره چهاردهم" (2) به‌ آن اشاره‌ نموده‌ و دلیلی برای توضیح بیشتر نمی بینم و هر حزبی حق دارد که‌ چه‌ اسمی برای خود انتخاب نماید. یکی از مشکلات مردم کردستان با اداره‌ ثبت واحوال گزینش اجباری نام کودک و محروم نمودن والدین از نام کردی و دلخواه‌ برای بچه‌هایشان است. در اینجا ظاهرا با همان متد با نام حزب دموکرات برخورد می شود.

آنچه‌ راجع به‌ کمیسیون جدید تحت عنوان حفاظت از اساسنامه‌ و برنامه‌ تاسیس شده‌ باید گفت که‌ تنها کسی که‌ در کنگره ‌به‌ مخالفت با آن پرداخت شخص بنده‌ بوده‌ اما نه‌ از این جهت که‌ آقای ارسلان عزیزی آن را دستگاهی خطرناک و موازی می بیند، چراکه‌ حدود و اختیارات آن در اساسنامه‌ مشخص گردیده‌ اما از دیدگاه‌ بنده‌ وجود همچون ارگانی با مشخصه‌های حزبی انقلابی در تضاد است و ماهیت انقلابی حزب دموکرات را زیر سوال می برد و در ضمن نوعی دیوانسالاری به‌ حساب می آید. جهت اطلاح خوانندگان بنده‌ به‌ جای آن نهادی مشورتی پیشنهاد نمودم که‌ تمام چهره‌های قدیمی که‌ کوله‌باری از تجربه‌ دارند بعنوان مشاور رده‌ اول دبیرکل درآیند که‌ بحث برسر آن در اینجا ضرورتی ندارد. از جهتی دیگر که‌ بنگریم حزب در گذشته‌ کمیته‌ای تحت عنوان کمیته‌ بازرسی داشته‌ که‌ تقریبا کار آن بیشتر بررسی حسابهای مالی بود و همه احزاب در اروپا و دولتها آن را داشته‌ و دارند. اما از این جهت که‌ دوران رکود و بحرانهای تشکیلاتی، ستون تشکیلاتی احزاب ایرانی را هدف قرار داده‌ و به‌ انشعابات منجر میگردد وجود همچون نهادی ضروری به‌ نظر می رسید و شاید اگر در گذشته‌ همچون نهادی وجود داشت و به‌ طرفهای درگیر تذکرات اساسنامه‌ای می داد انشعابی صورت نمی گرفت. این در حالیست که‌ حزب کارگران کردستان ترکیه‌ همچون نهادی را در خود پذیرفته‌ است.

1.
www.iran-chabar.de

2.
www.iran-chabar.de


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست