یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

در باره جنجال پیرامون توییت های محمد رضا نیکفر - محمود تجلی مهر

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : peerooz

عنوان : سوال
دانش و معلومات بشر امروزه به حدی توسعه یافته است که هر رشته از علم به شاخه هاو زیر شاخه های متعدد تقسیم شده و افراد نمیتوانند در بیش از یکی دو شاخه تبحر پیدا کنند و این معمولا مستلزم تحصیلات عالیه و تداوم فعالیت در آن رشته است. اگر تاریخ را یکی از علوم اجتماعی بدانیم که به شاخه های متعدد در باره مکان ها و زمان ها و موضوعات مختلف تقسیم شده است, آیا کسی میتواند بدون سالها تحصیل و مطالعه در یکی دو شاخه از تاریخ, مرجع قابل قبولی در آنها باشد؟

"محمدرضا نیکفر، فیلسوف، متفکر و نماینده روشنفکری چپ ایران، متولد ۱۳۳۵ در اراک، مرکز استان مرکزی است. او در دانشگاه پلی‌تکنیک تهران در رشته مهندسی شیمی تحصیل کرده، و در آلمان به تحصیل در رشته‌های فلسفه، علوم سیاسی و مطالعات خاورمیانه پرداخته‌است. محمدرضا نیکفر دکترای خود را از دانشگاه کلن در رشتهٔ فلسفه با رساله‌ای در مورد افکار مارتین هایدگر گرفته‌است." (ویکیپدیای فارسی).

با این سابقه شیمی و فلسفی آیا ایشان تحصیلات و مطالعات تاریخی عمیق لازم و صلاحیت آنرا دارند که در مورد " نژاد آریایی" و "افسانه ممالک محروسه" و "اسلام، بر خلاف درک رایج از شبه جزیره عربستان نیامده" و دیگر موضوعاتی که ربط مستقیمی به تحصیلات و پایان نامه دکترای ایشان ندارند اظهار نظر نموده و مرجع باشند؟ نمیدانم.
٨۹۹۰۹ - تاریخ انتشار : ٣۱ ارديبهشت ۱٣۹٨       

    از : محمود تجلی مهر

عنوان : به : گیله مرد. از آلمان
با احترام، گفته شما در باره هایدگر و هیتلر بسیار عجیب به نظر می رسد و مرا به یاد این جمله می اندازد" خسن و خسین هر سه خواخران مغاویه هستند."
لطفا کمی در این باره مطالعه کنید. نه تئوری فاشیسم یه هایدگر تعلق دارد و نه پریشان گویی در باره برتری نژاد آریایی و نه هیتلر در عمرش پای به دانشگاهی گذاشته بود، چه رسد که برود و از هایدگر اینها را یاد بگیرد. خیلی بی راهه رفته اید. مقاله محمدرضا نیکفر هیچ ارتباطی به هایدگر نداشت و نوشته من نیز دفاع از نیکفر نبود. ظاهرا توجه شما به این جلب نشد که گفتیم پدیده ای به نام نژاد آریایی وجود خارجی نداشته و ندارد. این گفته ربطی به اقوامی که خود را آریایی می خواندند ندارد. لطفا نوشته را دوباره بخوانید.
دیکشنری بعنی واژه نامه. آن کتاب تنها برای ترجمه لغت است و بس. کسی برای دانش اجماعی دیکشنری نمی خواند.
در واقع دیدگاه شما هیچ تغییری نکرد با ورود به این گفتگو و این که شما گفتگو و تبادل نظر را "دعوا" می خوانید، بسیار پدیده جالبی است که مرا دوباره به یاد آرامش دوستدار می اندازد.
٨۹۹۰۶ - تاریخ انتشار : ٣۱ ارديبهشت ۱٣۹٨       

    از : م

عنوان : دین خویی ایرانی ها
شما با چه “روش آکادمیک پژوهش” می خواهید نشان بدهید”ایرانی ها دین خویند” اما مثلن آمریکایی ها دین خو نیستند. هندی ها دین خویند اما چینی ها نیستند. موزامبیکی ها دین خویند آلمانی ها نیستند. پارس ها دین خو بودند یونانی ها نبودند. چه ابزار “آکادمیک پذیر” برای این “پژوهش” دم دست تان هست؟ مثلن کلیساها و مسجدها و معبدهای قوم های مختلف را بشمارید و بعد بگین این گروه دین خویند اون گروه نه؟ ماکس وبر هم که به دنبال رابطه ی دین و تحولات اقتصادی می گشت این تئوری را در یک محدوده ی بسته ی دین و خیزش کاپیتالیسم ارزیابی می کرد نه مثلن رابطه ی دین و اقتصاد (رابطه ی تحولات دینی با اقتصاد چیز دیگه ایست). چه جوری کسی می تواند میان گرایشات “روانی جامعه” ای (آنهم در طول تاریخش، نه مثلن صد سال گذشته و هزار سال گذشته اش، در طول تاریخش) با یک پدیده ی کلی دیگر به نام “دین” رابطه ی “آکادمیک” پیدا کنه؟ اگر با نگاه “دورکهابم” بگیم چه رابطه ی علت و معلولی ملموسی می توانید میان این دو پیدا کنید؟
و گمان نمی کنم مقصود آقای نیکفر از “اسلام درونی ست” جا و مکان فیزیکی ی سر برکشیدن اسلام در ایران باشه. منهم مثل “peerooz” فکر می کنم این بحث “آکادمیک” بر سر هیچ خیلی طول کشیده و مثل “گیله مرد” فکر می کنم : این طبل مزن، تیغ بزن وقت غزاست.
٨۹۹۰۵ - تاریخ انتشار : ٣۱ ارديبهشت ۱٣۹٨       

    از : احمد صلاحی

عنوان : واکشن به نوشته های روشنگرانه
اینرا که نگارنده می نویسد بر اساس تجربه سالیان وب گردی بخصوص در اخبار روز ست که از همه جا بیشتر در آن مطالعه می کند.
بعضی از نوشته ها از نویسندگان سرشناس یا ناشناس در سایت ها درج میشود که در میان آنها مطالب قابل بحث و فحص و مفید بسیار دیده میشود ولی بدون واکنش و جار و جنجال در مفاک سکوت فراموش میشود حتی یک کامنت در سایت هائی مثل اخبار روز که پنجره ی آن باز است گذاشته نمیشود. معلوم نیست چرا جاسوسان سایبری حکومت داعش ایران نیز وارد صحنه نمیشوند.
اما بعضی از نوشته ها از حساسیت بالائی بر خوردار ند و فورا در سایت های مختلف زنجیر وار ار میگیرند و رگبار واکنش های از جناح های مختلف شروع میشود.
موضوع نوشته ی دکتر نیکفر یک نمونه ی کامل از نوشته های حساس می باشد که از این واکنش ها برخورد می باشد .
امروز صبح دیدیم که حبرنامه ی گویا نیز این نوشته ی جناب محمود تجلی مهر «در باره ی جنجال پیرامون توئیت های محمد رضا نیکفر» را درج کرده و پیشش بینی میسود که واکش های زنجیره ای کشانی که در این نوشته مورد بحث قرار گرفتند شروع خواهد شد.
بسیاری از سایت ها اصلا کاری به این جنجال ها ندارند تو گوئی اصلا در بین کنشگران سیاسی خبری نیست.
چرا جامعه روشنفکری و سیاسی خارج از کشور به بعضی نویسندگان و نوشته ها حساسیت نشان میدهد ؟
کدام مرجع می تواند حقانیت مدعیان را داوری کند؟
در هنگام مواجهه با دروغ ، تهمت ، تحریف چه می توان کرد؟
بنظر نگارنده با این آنارشی ادعای گذار از دیکتاتوری به دموکراسی زیر سئوال بزرگ میرود.
٨۹۹۰۰ - تاریخ انتشار : ٣۱ ارديبهشت ۱٣۹٨       

    از : peerooz

عنوان : "گر بریزی بحر را در کوزه ای".
اگر از خود قیاس گیرم, عده ای نمی دانستند محمد رضا نیکفر کیست تا آنکه ایشان با تعدای پیام تویتری چوب در لانه زنبور کردند و برای جلوگیری از صدمات زنبور ها, با مقاله ای نزدیک به ۴۰۰ خط و ۲۴ مرجع, سعی در چاره جوئی نمودند. از ۳۰ کامنت پای مقاله معلوم شد که توضیحات و تفسیرهای بعضی برای اقناع بقیه, کافی نبود و جناب محمود تجلی مهر در این مقاله, مانند مقاله اصلی, سعی دارند با انتقاد از منتقدین, مطلب را حلاجی کنند و ظاهرا مشکل دوتا شده است. اگر کامنت های تازه قادر به حل معما نباشند امید کسی با ریختن بحر در کوزه ای کوچک (بزرگتر از تویتر), مسئله را حل کند, کاری که تا کنون نشده است.
٨۹٨۹۹ - تاریخ انتشار : ٣۱ ارديبهشت ۱٣۹٨       

    از : گیله مرد. از آلمان

عنوان : چه بحثی در این شرایط حساس سیاسی ایران؟
بعنوان کسیکه سالیان دراز از همه نوشته های جناب استاد جلال ایجادی بهره بردم و کارهایش را میشناسم و از دوستدارانش هستم ولی با جبهه گیری او بر علیه جناب نیکفر موافق نیستم چونکه خودم هم چند مورد با خواندن نوشته جناب نیکفر در باره اسلام و چیزیکه جناب ایجادی بدنبالش نقد کرد تا نشان دهد که نیکفر اسلاموفیل است یکسری دستکاری و انحراف در نقد و سخنان جناب ایجادی دیدم که باعث تعجبم شد با شخصیت خوبی که در او سراغ داریم جناب ایجادی لزومی به تحریف کردن نظر جناب نیکفر ندارد تا خودش را حق به جانب معرفی کند. اگرچه همه آثار روشنگری استاد ایجادی بر علیه اسلام قابل تقدیر است ولی دعوایش با جناب نیکفر بیمورد و ناپخته است هرچند جناب نبکفر هم مسئله دار است و خودش گفت که فیلسوف آلمانی هایدگر محبوبترین فیلسوف معلم و راهنمای اوست در حالیکه آدولف هیتلر هم نظریه فاشیسم و برتری نژادی آریائی آلمانی خودش را از هایدگر آموخته بود.اما حالا چرا آریائی بودن ایرانیها برای جناب نیکفر غیرقابل هضم است جای تعجب دارد ولی چونکه بدینوسیله میخواهد سلطنت طلبها را گویا بکوبد که باز دنبال ارزشهای کذائی راه افتادند. نویسنده این مقاله هم اشتباه میکند که فکر میکند واژه آریائی را با ظهور نازیسم در آلمان به مغز ایرانیها القا کردند چونکه اگر ایشان به دیکشنری آلمانی واریش یا غیره که قبل از قدرتگیری نازیسم نوشته شدند مراجعه بکند نوشته شده در تعریف برای کلمه آریائی که از کجا آمده؟در توضیح آمده به نژادی از مردم فلات شمال پرزین یا پرشیا یا ایران که بسیار با هوش و نجیب و ... به قاره اروپا مهاجرت کردند و سکنی گزیدند و ژرمنها هم از این نژادند. بنابراین رفسنجانی آخوند خیلی هم چرت نگفته که ایرانیها را همنژاد ژرمنها میدانست و دانسته اش شاید از روی همین کتابها و فرهنگ لغتنامه های قدیمی درست یا غلط باشد.ایرانیها که ۱۴۰۰ سال از یوغ و بردگی و بندگی اسلام عربها هنوز بیرون نیامدند چه اعتباری برای آریائی بودنشان است؟ کشور ایران در حال نابودیست و شاید چند وقت دیگر بقول ترامپ دیگر اصلا اثری از کشور یکپارچه بنام ایران در جغرافیای جهان نباشد حالا این آقایان نشستند سر چی دعوا میکنند بجای تمرکز و اتحاد عمل مشترک برای سرنگونی رژیم ملاها تا شاید ایرانی اصلا باقی بماند. اینهم از روشنفکرهای آکادمیکر خارج نشین ما. دشمن ایران و ایرانی همیشه اسلام بوده و میباشد که با زور شمشیر عربها وارد ایران شد طبق اسناد و شواهد.
٨۹٨۹٨ - تاریخ انتشار : ٣۰ ارديبهشت ۱٣۹٨       

  

 
چاپ کن

نظرات (۶)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست