یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

۸ وظیفه ی مهم و مبرم چپ

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : گودرز رودبارکی

عنوان : برای س.آذر
بهتر نیست با نوشتن انتقاد مشخص و سازنده خود در مورد هر یک از جواب های آقای شالگونی در این مصاحبه برای بهتر شدن کیفیت بحث و گفتگو کمک کنیم؟
شما با نوشتن این یک خط در مورد آقای شالگونی و «چپ ها» :
[به نظر می آید که او نیز مثل بعضی چپ های «دونمه»، هنگام به کار بردن لغت «کثیر المله» دچار لکنت زبان می شود.] نشان دادید که در کتابهای درسی دبستان دهه ۳۰ شمسی گیر کرذید. در کتاب تعلیمات اجتماعی می خواندیم ایران کشوری است کثیر المله ... ولی حکومتش حتی از برگزاری یک انتخابات معمولی طفره میرفت و تا سقوطش همه چیز تحت کنترل و سرکوب سیستماتیک بود.
سئوال ابن است که مظاهر آن ایران کثیر المله که در تعلیمات اجتماعی تعریف شده بود در زندگی و عمل اجتماعی چگونه تجربه شد ؟
کدام کشور دیگر جهان کثیر المله است؟
آیا ایران کشوری استثنائی است؟
خواهشمندست در این زمینه استدلال نمائید.
٨۷٨۱۲ - تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱٣۹۷       

    از : دیلمان

عنوان : نقدی بر گذشته
درمیان نظرات اقای شالگونی دو مورد برایم جالب بود اول اینکه انقلاب ۵۷ برای زدودن استبداد بود یعنی انقلاب سیاسی اگر این معنا درست باشدضرورتی نداشت بانقلاب اجتماعی که زیر بنای اقتصادی یعنی سرمایه داری را هدف قرار میداد منجر شود انچه که تقریبا بختیار ویا بازرگان میگفتند اما جه کسان ویا جریانات سیاسی از بهم پیوستگی انقلاب سیاسی بانقلاب اجتماعی و ریشه کن کردن سرمایه داری و امپریالیسم و خلع ید مالکیت سرمایه انهم در کشوری که تازه بخش خصوصی ناتوان در حال رشد بود سخن میگفتند و باتشویق انها همه نهاد های مدنی که لازمه قدرت یابی جامعه در قبال دولت بود فرو ریخت ایا همه جریانات سیاسی که بر سر شاخه بن میبریدند سهم خود را در این فرو پاشی روشن کرده اند ؟
وم اشاره ایشان در قیاسی تاریخی با جایگزینی حاکمیتی که رو بعقب و خواستار احیای شتر چرانی است بعلت نادیده گرفتن سوابق گذشته روحانیت اشتباهی مهلک شد و میتوان چنین نتیجه گرفت که حکومت شاه با همه استبداد ش بهتر از این جایگزینی بوده چون هم چوب را خورده وهم پیاز رااما سلطنت طلبی و همراهی با ولیعهد را معادل ان گرفتن اشتباه دیگرایست جه ربطی مابین سیاست مدرن وشبه مدرن پهلوی با روحانیت وجود دارد انهم در جهان امروز که همه عوامل استبداد کاهش یافته و جامعه ایران هم جسارت واگاهیش روز بروز افزونتر میگردد واز طرف دیگر اگر نهاد های مدنی همانگونه که امروز شاهد پیشرفت ان هستیم شکل نگیردجه تضمینی وجود دارد نه تنها در مورد سلطنت بلکه حتی اگر رادیکالترین انقلاب هم حادث شود در غیاب مردم متشکل و اگاه بساط استبداد را این بار در لوای دیگر چون چپ و یاناسیونالیسم نگستراند پس بهتر است که گام بگام این حکومت را بعقب نشینی وادار کرده وتعادل قدرت مابین مردم ودولت که بستر اصلی وضرور دموکراسی است فراهم شود
٨۷٨۰۴ - تاریخ انتشار : ۱٣ دی ۱٣۹۷       

    از : آرمان شیرازی

عنوان : هر دشواری ریشه ای دارد...
هم میهن گرامی, آقای محمدرضا شالگونی, درود بر شما!
درین گفتگو, شما "مهم ترین وظایف مبرم" چپ را برشمرده اید که هشتمین انها "تلاش برای برقراری مراودات فکری و سیاسی میان هواداران سوسیالیسم انقلابی و دموکراتیک و اتحاد هرچه وسیع تر میان آنها" است. پرسش من اینست که هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران چه کار مشخصی درین راه انجام داده و دستاوردهایش کدامند؟
همچنین, شما با "پذیرش حق تعیین سرنوشت (و از جمله، حق جدایی) ملیت های ایران" باور دارید که "غالبا نه فقط به جدایی نمی انجامد، بلکه برعکس، جدایی طلبی را مهار می کند و از نفس می اندازد." پرسشهای من در این رابطه چنین اند:
۱ - آیا شما نیز "ملیت فارس" را یکی از ملیت های ایران می انگارید؟ اگر آری, تعریف شما از "ملیت فارس" چیست؟
۲ - اگر پایمالی حقوق, ریشه ی هر جدایی خواهی سالم است چرا, بجای "پذیرش حق تعیین سرنوشت", برابر حقوقی بی کم و کاست همه ی ملیت ها را طرح نکنیم و تلاش همه سویه در راه برقراری آن انجام ندهیم؟
۳ - چرا "بدون پذیرش حق جدایی، اتحاد داوطلبانه ملیت های ایران و برابر حقوقی آنها نمی تواند معنا داشته باشد"؟
۴ - آیا برابر حقوقی (زنان و ملیت ها), با قانون رسمیت نمی یابد و اجرایی نمی شود؟
٨۷٨۰٣ - تاریخ انتشار : ۱٣ دی ۱٣۹۷       

    از : س. آذر

عنوان : ایران کشوری است کثیرالمه، نه کثیرالقومی!!...
وقتی که جناب شالگونی از " ایران ما کشوری با قومیت ها ، زبان ها, ..." سخن می گوید. به نظر می آید که او نیز مثل بعضی چپ های «دونمه»، هنگام به کار بردن لغت «کثیر المله» دچار لکنت زبان می شود.
٨۷۷۹۹ - تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱٣۹۷       

    از : ایکاروس

عنوان : آزادی احزاب، مفهوم دموکراسی و"تمامیت ارضی" و سوسیالیسم از پایین
نخست پاسخ به ایرج عزیز:
در سوسیالیسم مستقر، فارغ از اینکه انتخابات پارلمانی باشد یا شوراهای هرمی، آری افراد و تشکل های طرفدار سرمایه داری، آزاد خواهند بود که با دیگران رقابت کند ولی دقت کنید افراد طرفدار سرمایه داری و نه سرمایه داران و مالکان. در واقع آنها به عنوان مالک و سرمایه دار وجود نخواهند داشت چون اصولا سوسیالیسم مستقر از مالکیت سرمایه داران و بزرگ مالکان و بانکداران سلب مالکیت خواهد کرد چرا که سرمایه آنها در جامعه سرمایه داری مبتنی بر غارت و چپاول و استثمار زحمتکشان بدست امده است. در سوسیالیسم طرفداران جامعه سرمایه داری نیز صرفا همچون شهروندی عادی میتوانند در بین تشکلها و نهادهای کارگران، معلمان، زنان و.... فعالیت کرده ونطر انها را نسبت به جامعه مورد دلخواه خودجلب کرده و اگر توانستند رای آنها را بدست آورند و نماینده آنها شوند در نهادهای قدرت حضور یابند.
در پاسخ به سهراب عزیز:
گفته اید: " جناب شالگونی مفهوم دمکراسی را درک نکردن ،دورنمای دمکراسی در ایران زمین مفهومی جز تامین رفاه اجتماعی ،برقراری عدالت وحمایت از قشرهای محروم ندارد ولی این آزادی ومکراسی در مقابل دفاع ازتمامیت ارضی و حاکمیت ملی اهمیت ثانوی دارد" خب به نظر میرسد که درک شما از رابطه دموکراسی آزادی و رفاه مردم و "تمامیت ارضی" و "حاکمیت ملی" چندان صحیح نیست و تناقض دارد. این نظر شما بدین معنی است که به خاطر تامین "تمامیت ارضی" و "حاکمیت ملی" میتوان تامین رفاه اجتماعی و عدالت و حمایت از قشرهای محروم را تعطیل کرده و به کناری گذاشت. یعنی کاری که همه دیکتاتورها و از جمله حکومت اسلامی در حال انجام ان است. "تمامیت ارضی" و "حاکمیت ملی" بدون رفاه مردم و محرومین امری بی معغنی است.
در پارسخ به نیمای عزیز:
قرار نیست که عده ای در "بالا" برای عده ای در "پایین" سوسیالیسم پیاده کنند. قرار است که کارگران و زحمتکشان از میان خودشان نمایندگان و رهبرانشان را انتخاب کرده و به تشکل های بالاتر بفرستند و بدیهی است که در سوسیالیسم حق خواهند داشت این رهبران و نمایندگان انتخابی را هر زمان که احساس کنند به وظایفشان عمل نمیکنند از آنان خلع ید کرده و دیگری را به جایش بنشانند. همه ساز و کارهای متناسب با چنین سیستمی قطعا در سوسیالیسم برقرار خواهد شد که فعلا جای بحث آن در این توضیح کوتاه نیست. ولی یک چیز را به خاطر داشته باشیم که در اکثر همین کشورهای "اردوگاه سوسیالیسم" سابق، احزاب کمونیست آنها با اعتراضات مردم و بر گزاری انتخابات کنار رفتند و سرکوب و خونریزی ای در کار نبود. ولی در شیلی سوسیالیستها با انتخابات حاکم شدند ولی سرمایه داران قاعده را به هم زدند و کودتا کردند. در نیکاراگوئه ، ساندنیستها علیرغم ایجاد اشوب و جنگ توسط امپریالیست ها، با رای مردم کنار رفتند و مجددا با رای مردم به حاکمیت برگشتند ولی سرمایه داران خارجی در کشورهای آمریکای لاتین همچنان در حال توطئه برای بر هم زدن قاعده بازی هستند.
در مورد انقلاب ۵۷ ، آری حق با شماست و برای مردم همه چیز پر ابهام بود و شوربختانه با داشتن همین ابهام به حکومت اسلامی رای دادند. ولی فراموش نکنیم در همان زمان ، چپ ها خواهان شفاف سازی برنامه حکومت بوده و به دلیل همین ابهام به حکومت اسلامی رای ندادند و به اصطلاح در بین همان ۲ درصد کذایی قرار گرفتند
٨۷۷۹۶ - تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱٣۹۷       

    از : کارگر ایرانی

عنوان : پاسخ به دوستان
استاد شالگونی عزیز ممنون از اظهار نظرات دقیق و درست شما
خدمت دوستان ارجمندی هم که سوالاتی را به حق مطرح کرده اند عرض می شود که جناب شالگونی در دو دهه گذشته از انتشار کتاب «کدام سوسیالیسم؟» تا کنون در مقالات و مصاحبه‌های گوناگون به این پرسشها به تفصیل پاسخ داده‌اند و باز هم پاسخ خواهند داد. و این همه‍ی مطلب نیست. و بیان سرفصلهایی به اختصار اسیت. در نتیجه در این گفت‌وگو ابهاماتی وجود دارد که درست است و باید برطرف شود و خواهد شد.
به عنوان مثال منظور از سوسیالیسم دموکراتیک به هیچ وجه سوسیال دموکرات احزاب کنونی اروپایی نبوده و نیست. و این واژه برگرفته از مانیفست کمونیست و از تأکیدات شخص مارکس است.
دوستان را به دیگر آثار استاد شالگونی در سایت سازمان کارگران انقلابی ایران ارجاع می‌دهم.
امید با هم و در کنار هم بیشتر بیاموزیم.
از اخبار روز نیز برای انتشار این گفت‌گو و دیگر گفت‌وگوهای این پرونده سپاسگزارم.
٨۷۷۹۵ - تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱٣۹۷       

    از : نیما نادری

عنوان : کدام تجربه ی زیسته؟!
lز خواندن این مصاحبه بهره بردم. اما در مورد این که ما درآستانه ی برقراری سوسیالیسم هستیم وباید برای برپایی انقلابی در جهت سوسیالیسم تلاش و مبارزه کنیم بدون آن که درک ما را از سوسیالیسم به روشنی بیان کنیم، قانع نشدم. به ویژه این که گفته اید:« مبارزه فکری برای گسست قاطع از الگوهای سوسیالیسم غیر دموکراتیک حزب - دولت ها و تلاش در راستای تجدید آرایش برای سوسیالیسم دموکراتیک، یعنی سوسیالیسم برخاسته از پائین، متکی به پائین و پاسخگو به پائین.»

این یعنی پذیرش سوسیالیسمی با انتخابات همگانی. چون در غیر این صورت که پایین نمی تواند بالا یعنی شما رهبران سوسیالیسم را پاسخگو کند. خب پرسش این است که اگر پایین گفت که شما در بالا نباشید آیا شما واقعن این را می پذیرید؟ آیا تجربه ی زیسته ی مشخصی در این زمینه دارید؟ کجا و کی؟ آیا می توان بدون داشتن تجربه ی زیسته ی مشخصی با نتایج مشخص فرمان انقلاب داد؟فکر کنم پرسش هایی از این دست از این نظر مهم است که مردم پایین باید قبل از هر تحولی بدانند شما چه می گویید. نه مثل انقلاب ۵۷ که همه چیز گنگ و پرابهام طرح می شد.
٨۷۷۹۴ - تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱٣۹۷       

    از : سهراب جیرکوهی

عنوان : خاک وخون
باید که جناب شالگونی توجه داشته باشند که دفاع از زحمتکشان کارگران احتیاج بایده الوژی نیست این تجربه را ملتهای اروپایی شرقی بما آموختن ایشان میفرمایند در پناه دموکراسی باید تکلیف چند استان روشن شود اگر خواستن جدا شوند اشکالی ندارد.
در اینجاست که جناب شالگونی مفهوم دمکراسی را درک نکردن ،دورنمای دمکراسی در ایران زمین مفهومی جز تامین رفاه اجتماعی ،برقراری عدالت وحمایت از قشرهای محروم ندارد ولی این آزادی ومکراسی در مقابل دفاع ازتمامیت ارضی و حاکمیت ملی اهمیت ثانوی دارد.لطفا بفرمایید که دمکراسی شما ایا پارلمانی است وضع سیستم بانکداری چطور برنامه شما برای اداره کشور چگونه است چپ ایران هنوز تو کلاس اول است مرتب رفوزه میشود چرا ـ؟در ضمن از کدام چپ صحبت میفرمایید .کمی از سانتیاگو کاریویاد بگیرید.
٨۷۷۹۲ - تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱٣۹۷       

    از : ایرج

عنوان : سوسیالیزم شما و دموکراسی
لطفا بفرمایید ایا این سوسیالیزم شما که در ایران فردا برپا شد به احزاب طرفدار سرمایه داری اجازه فعالیت برای کسب قدرت سیاسی از طریق اانتخابات ازاد را خواهد داد یا خیر؟ اگر اری که این همان سوسیال دموکراسیست.و اگر نه که دیکتااتوری خواهد بود.؟
٨۷۷٨۵ - تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱٣۹۷       

  

 
چاپ کن

نظرات (۹)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست