یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نمایان تر شدن یک نقطه عطف! - بهزاد کریمی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : هموطن

عنوان : به کیا
منظور من از -شما-که در جملات من تکرار شده فرد نیست و دلالت بر جمع دارد و بطور مشخص مخاطب من شما نیستید.
٨۶۹۱٨ - تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱٣۹۷       

    از : کیا

عنوان : به هموطن
این حکم که یک جریان ارتجاعی را نباید حمایت کرد را از شما قبول دارم" بطور کلی" ولی اینکه در یک انتخابات ناقض شرکت کردن ویا تحریم کردن به فاکتور های متفاوتی بستگی دارد که سیاسیون ارزیابی میکنند"احزاب چه کارگری و چه غیر" .
در مورد شرکت در انتخابات اگر منظور این حقیر است ،باید بگویم که من نه شناسنامه و نه پاسپورت این رژیم را دارم " به آن هم افتخار میکنم" و اگر مردمی است که شرکت کردند " همچنین کارگران فریب خورده از طریق کمونیست ها یا چپ های نا آگاه" ،باید گفت ، در این نظریه مبایست تجدید نظر کرد!
٨۶۹۱٣ - تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱٣۹۷       

    از : بهزاد کریمی

عنوان : اصل حرف!
با سلام به همه اظهار نظر کننده ها و اهل مباحثه حول این نوشته. درست است،ما را به گفتگو نیاز است. من به نوبه خود ممنون همه آنانی هستم که سخن می گویند و در پی حقیقت اند. در میان اظهارات صورت گرفته نکته ای که بیش از همه نظر مرا به خود جلب کرد آنی است که "امیر ایرانی" گرامی آورد: این روحانی است که خامنه ای را به دنبال خود می کشد یا خامنه ای است که او را همراه خود کرده است؟ این، پرسش ظریفی است با این هشدار در دل خود که در ظواهر نباید ماند و هرگاه اگر در یک وضع بغرنج و شرایط مفروضی دیده شود که سیاستی دارد به هسته اصلی قدرت تحمیل می شود که کمتر آسیب زننده به منافع و مصالح آنی و آتی جامعه است ولو که صاحب قدرت مدام منم منم کند و فرار به جلو در پیش گیرد، باید از همین واقعیت رخ داده حرکت کرد و نه که از موجودیت پوشالی مقام منیع صاحب قدرت! اما همانگونه که در دو نوشته پیش با عنوان " استقلال هستی سوز" بر ملاک بودن "شمردن دندان های اسب" تاکید کردم، اینجا نیز باید بر واقعیت متحقق تکیه داشت و نه احتمالات. مقاله "نمایان تر شدن یک نقطه عطف"، تاکیدش این بود که این خامنه ای بوده که روحانی را به دنبال خود کشیده است. "پوشالی" بودن هم به دعاوی روحانی می خورد نه هنوز به تحکم های خامنه ای. اگر "ایرانی" گرامی برآنست که عکس این بوده، بهتر است که همین را مبتنی بر داده ها مستدل کند. جنبه تحلیلی این نکته گرهی هم در اینست که این همانا اولویت دادن به الزامات ناشی از تعلق به نظام ولایی است که نهایت حرکات جریان ها و شخصیت ها در این نظام را رقم می زند! در اصل تاثیر گذاشتن ها تردیدی نیست اما در نتیجایج حاصله هم شک نتوان کرد. مگر شکی در این بوده و هست که اصلاح طلبان حکومتی ولو در شکل کج و معوج اش، بازتاب برخی مطالبات جامعه مدنی بوده اند؟ مگر برآمد اینها در نیمه دهه هفتاد حتی رفتارهای فردی چون رفسنجانی از معماران این نظام شوم را تا حدودی زیر تاثیر خود نگرفت؟ و مگر این یکی نیز اندکی بعد جناحی از محافظه کاران اقتدار طلب را تا اندازه ای به دنبال خود نکشید؟ اینها را که می گویم همه مبتنی بر فاکت اند. اما نتیجه چه، که جان کلام هم همین است! اصلاح طلبان حکومتی در بیشترینه خود مستحیل در "اعتدال" شدند و "اعتدال" هم حل در منویات "بیت"! دندان ها را اگر بر شمریم، آنگاه دیگر به روشنی به قانونمندی ناظر بر حرکات و سمت حرکات همه جریانات به درجات متفاوت گره خورده با ولایت در نظام ولایی می رسیم! نظام ولایی هرگز دیکتاتوری کلاسیک نبوده است و نیست، تکثر در چارچوب اسلام حکومتی آنهم از نوع شیعی متکثر فتوایی خصلت این نظام است. تفاوت ها در آن واقعی بوده و واقعیت اش را هم تا زمان رحلت اش حفظ خواهد کرد. نیروی سیاست ورز برون سیستمی نیز موظف به دیدن این واقعیت و لحاظ کردن آن در تاکتیک های خود است. اما فقط و فقط از منظر صف آرایی اصلی که چیزی نیست مگر تقابل جامعه مدنی خواهان دمکراسی و سکولاریسم با نظام ولایی. روحانی های اهل ولایت تنها زمانی می توانند ولی فقیه را به دنبال خود بکشند که مبارزه دارای خصلت ملی و فراگیر جامعه مدنی بتواند در فازی از سیر تحولی خود و به اعتبار اعمال قدرت مستقل اش، آنها را به این یا آن عقب نشینی وادارد تا این عقب نشینی نیز به نوبه خود ستون خیمه را وادار به خمش در جهت این عقب نشستگان وابدارد! تا آنجا - البته اگر هنوز فروریزی کل خیمه و دار و دستگاه ولایت آنها رخ ندهد!- فاصله داریم! تمرکز ما باید بر پر کردن این فاصله باشد و همواره هم با چشم انداز پایان دادن به موجودیت این نظام. با آرزوی پایداری برای همه دلسوختگان امر تغییر از نوع سکولار دمکراتیک در ایران و تداوم گفت و شنیدها پیرامون سیاست ورزی هدفمند.
٨۶۹۱۲ - تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱٣۹۷       

    از : سعید رضا

عنوان : متحول شدن تحولگرا دور از ذهن نیست
اش دستپخت اقای روحانی و اصلاح طلبان چنان شور و مبارزات مردم ایران چنان شور انگیز گردیده است، که اقای بهزاد کریمی هم به این باور نزدیک میشود که افعی کبوتر نخواهد زایید.
این تحول در اندیشه تحول گرایان سیاست ورز را بایستی به فال نیک گرفت و منتظر تحولات ژرفتری در نگرش ایشان و همراهانشان بود.

صد بار زهر یاس مرا میکشت
اگر که پاد زهر من نمیشدی امید
٨۶۹۱۰ - تاریخ انتشار : ۲٨ مهر ۱٣۹۷       

    از : هموطن

عنوان : به کیا
از این که عنوان بدون تعارف معمول را بکار برده ام پوزش می خواهم. اما شما نوشته اید
آقایانی که به اکثریت می تازند و یا سعی دارند نظر خود را به سازمان ها و افراد تحمیل کنند ، بهتر نیست از این قدرت ذهن خود استفاده مثبت کرده و حالت های جانشین را هم در تخیل خویش بگنجانند!
اگر اکثریت و یا دیگری با توضیح اوضاع گژدار و مریز رفتار کرده است ،چرا شما خون می خورید؟
در انتخابات شرکت نکنید و احترام دیگران هم را نگه دارید.
تا کی خود محوری!؟

خیر چنین نیست و موضوع ایستائی و مکانیکی در بین نیست بلکه وقتی سازمانی که از امیال و خواستهای طبقه کارگر و زحمتکشان در شعار دفاع می کند نمی تواند و طبق آموزه های سوسیالیسم -حق- ندارد از ارتجاع و نظام ضد کارگری دفاع کند.
وقتی شما در نظام ارتجاعی فعالیتهای شما غیر قانونی و زیر زمینی است هر گونه حضور و مشارکت شما در تثبیت چنین نظامی خیانت به خلق و طبقه مورد حمایت ادعائی تان است. از همه مهمتر ناآگاهی و عقب ماندگی سیاسی تان را آشکار می کند. شما می توانید و حق دارید در انتخابات شرکت کنید اما نه با لباس و لعاب طبقه کارگر و پرچم سوسیالیسم!
٨۶۹۰۷ - تاریخ انتشار : ۲٨ مهر ۱٣۹۷       

    از : امیر ایرانی

عنوان : کارپایه های درست، تحلیل های درست را می دهد
دفاع از یک موضوع و یا یک حرکت اجتماعی
ویا همراه شدن با یک موضوع یا حرکت اجتماعی می تواند انگیزه های خاص خودش را داشته باشد.
گاهی:
-انگیزه می تواند ناشی از خصلت فرصت طلبانه باشد که بیگمان حرکت بعدی این تیپ افراد نیز براساس فرصت طلبی خواهد بود؛
-انگیزه می تواند ناشی از نگرش خاصی به مسائل تحولخواهی یک جامعه باشد که بیگمان، دفاع و یا همراه شدن بر کارپایه های تعریف شده ای ویا اصول مشخصی استوار خواهد بود که درست بودن دفاع و یا همراه شدن بستگی به درست بودن کارپایه ها و اصول نگرش پذیرفته شده دارد؛
- انگیزه می تواند ناشی از مسائل دیگری باشد.
باید این را گفت
عدم همراهی یا عدم دفاع، می تواند
ناشی از یکی از انگیزه های برشمرده بالا باشدکه می توان منزه طلبی رندانه را نیز اضافه کرد.
اگر از انگیزه های مختلفی که ربطی به نوشتار آقای کریمی گرامی ندارند فاصله بگیریم و بخواهیم به انگیزه دفاع و همراهی که ناشی از نگرش تحولخواهی جامعه ایران است بپردازیم می توان نکاتی را مطرح کرد:
می توان گفت بیگمان هر تحولخواهی
از روند تحولخواهی جامعه ایران -که ریشه در صد وچند ساله ی اخیر دارد و تجربیات تاریخی و رویدادهای رخ داده شده نمودهای لازم را نمایان کرده و می کند- یک تعریف مشخصی دارد و خواهد داشت؛ و حرکات تحولخواهی خود را نیز براساس اصول مشخص و تعاریف مشخص پی ریزی کرده و خواهد کرد؛
که این تعاریف و اصول کارپایه ای
بیگمان از تعاریف تئوری های اجتماعی مرسوم که می توانند: رویاگونه و یا غیر منطبق با شرایط اجتماعی جامعه ایران باشند، فاصله خواهند داشت.
که باید گفت تحولخواه، حرکات تحولخواهی خویش را براساس پتانسیل های جامعه و سازکارهای نهادهای موجود جامعه -که چه بسا بسیاری از آنان مخل و مختل کننده و حتی مانع روند تحولخواهی هستند- پی می گیرد و تلاش خواهد کرد که تمام موانع و مخلان را یا به حاشیه براند و یا آنان را حذف کند.
موضوع را به شرایط فعلی حاکم بر کشور- که می توان وجود این شرایط را یک مصداقیتی برای مانع بودن در روند تحولخواهی دانست- می آوریم:
چه خوب و چه بد و چه دوست داشته باشیم و یا نداشته باشیم حاکمیتی حاکم است
که در شرایط فعلی تضاد های ساختاری و تناقضات ساختاری آن از هر دوره ای برجسته تر شده اشت و کلیت نظام هم به این موضوع پی برده و و خود هم گاهاً علنی آنرا داد می زند
که در این داد زدن،بخشی از حاکمیت که روحیه اقتدارگرایی خاصی دارد یک نوع اپوزیسیون سازی عوام فریبانه ای را دارد تبلیغ می کند و می خواهد آنرا سازماندهی کند که پرداختن به آن شاید خسته کننده شود.
اما یک پرسش اساسی که مربوط به کارپایه تحلیل آقای کریمی است مطرح است:
آن پرسش می توان این باشد:
آیا روحانی، خامنه ای را بدنبال خود می کشد و یا خیر خامنه ای، روحانی را بدنبال خود می کشد.
اگر روحانی، خامنه ای را بدنبال خود می کشد پس تحلیل آقای کریمی پرسش برانگیز است!
پرداختن به این موضوع که روحانی خامنه ای را بدنبال خود می کشد شاید طولانی و خسته کنده باشد که می گذریم.
در پایان
آنانی که شاد و تندرستند و آنانی که شاد و تندرست نیستند، شاد و تندرست باشند!
٨۶۹۰۲ - تاریخ انتشار : ۲٨ مهر ۱٣۹۷       

    از : کیا

عنوان : سیاست کژدار و مریز است!
آقایانی که به اکثریت می تازند و یا سعی دارند نظر خود را به سازمان ها و افراد تحمیل کنند ، بهتر نیست از این قدرت ذهن خود استفاده مثبت کرده و حالت های جانشین را هم در تخیل خویش بگنجانند!
اگر اکثریت و یا دیگری با توضیح اوضاع گژدار و مریز رفتار کرده است ،چرا شما خون می خورید؟
در انتخابات شرکت نکنید و احترام دیگران هم را نگه دارید.
تا کی خود محوری!؟
٨۶٨۹۹ - تاریخ انتشار : ۲٨ مهر ۱٣۹۷       

    از : حسن نکونام

عنوان : گفتگو
آقای نجاتی با درود! سپاس از پاسخ شما. پرسش و پاسخ، راه برقراری گفتگو را هموار می کند، و گفتگو نیاز حیاتی زمانه و جامعه ما، و کمک کننده به رشد فکری ماست. امیدوارم صراحتم در گفتگو، شما را نرنجاند، بلکه آنرا نشان از صداقتم بدانید.
اول - نوشتید که : با بخشی از نوشته من موافق هستید. اما به این نکته یا نکات توافق خودتان با من، اشاره ای نکرده اید، تا من هم به اشتراک فکری شما با خودم پی ببرم. کدام «مصلحت» مانع از اشاره به این نکات مورد توافق است؟ این را بمن مدیون هستید.

دوم - نوشتید که : اگر هدفمان از طرح انتقاد، نشان دادن راه است، بسیار پسندیده و مفید است. با شما کاملن موافقم. برای تشخیص «راه»، باید «بیراهه» هم شناخت. نقد به «بیراهه» است که «راه» را برای نیل به اهداف هموار می کند. بیراهه ای که، سازمان فدائیان اکثریت، از همان زمانی که نافش بریده شد، تا همین امروز، به ورطه آن افتاده است، و در دوره های مختلف، با بهانه ها و دستاویزها و توجیهات مختلف، همچنان می پیماید. بیراهه ای که شما رفته اید و هنوز می روید، برای همه ما ، خسران در بر داشت و دارد. جنبش ما را صعیف تر کرد، ما با داشتن شما هم «راه» با خود، قوی تر می بودیم. علل و دلایل «طبقاتی» آنرا می دانم، اما دراینجا وارد آن نمی شوم.

سوم - قصد داشتم در صورت ادامه گفتگویمان، به همین اطلاعیه سازمان شما در باره انتخابات رجوع بدهم، که با سپاس از شما، خودتان به کمک من آمدید. اما قبل از ورود به متن اطلاعیه، دوست دارم کمی به تاریخ ادبیات مصطلح و فولککلوریک خودمان بپردازم.
حتمن می دانی که، ضرب المثل ها، استعارات ، متل ها، ایماها و اشاره ها و ایجازها، لغزها و طنزها و فکاهی ها، چیستان ها و معماها، ابیات و اشعار، کلمات قصار و همانند این ها، عصاره نوشتاری و گفتاری و شنیداری تجربه های زیست شده مردمان فرهنگ های مختلف هستند. این ها، بیانگر غم ها و شادی ها، ناکامی ها و کامیابی ها، سرکوب ها و توفیق ها، رویا ها و آرزوها، و در یک کلام، فشرده دیالکتیک تضادمند زندگی واقعی خود انسان ها هستند که، بطور تاریخی شکل گرفته اند، و مردم در زندگی کنونی خود هم، از آنها برای مقاصد و منظورهای مختلف خود، استفاده می کنند. اجازه بدید به چند نمونه اشاره بکنم :
تو مو می بینی و، من پیچش مو / تو ابرو، من اشارت های ابرو
به در می گویند، تا دیوار بشنود
از تو به یک اشاره / از من به سر دویدن
دیوار موش دارد، و موش هم گوش دارد
آشپز که دوتا شد، آش یا شور است و یا بی نمک، و هزاران نوع از این گفته ها.
آقای نجاتی! اطلاعیه سازمان را آوردی تا بگوئی که : ببینید سازمان گفته که ما در انتخابات شرکت نمی کنیم. این جملات را بدقت بخوانید :
«......در عین حال، انتخابات در مواقعی فرصت هائی برای مردم فراهم آورده که برنامه حریان حاکم را بر هم زنند و مهر خود را بر آن بکوبند.........در عین حال، این مسئله نافی تفاوت بین کاندیداها و سمت گیری های آنها نیست، و نباید آنرا نادیده گرفت.......در این انتخابات، ما از کاندیدائی حمایت نمی کنیم، و از مردم می خواهیم که به رئیسی جنایتکار رای ندهند.»
از خواننده تقاضا می کنم که، جملات فوق را در یک ارتباط مفهومی-منطقی با هم قرار بدهند و خود نتیجه بگیرند. نتیجه گیری من اینست که : « روحانی بد است، و رئیسی بد تر، پس بروید و به روحانی رای بدهید». بیان طنز آلود این موضع، شعر طنزی است از شاعر طنازی بنام عالی مقام(ملقب به هالو) که سرود : «من که دیگه رای نمیدم، می خوای بده، می خوی نده». این داستان «بد و بدتر» از زمان آخوند خاتمی، بازار گرمی بوده است، و سازمان فدائیان اکثریت هم به «بیراهه» آن افتاده است. در همان زمانی که این اطلاعیه بیرون آمد، با ۵-۶ نفر از دوستان در مورد آن بحث می کردیم وقتی که از دوپهلو گوئی و ابهام و ایما و اشاره و محتوای آن صحبت می کردیم، دوست هوادار فدائیان می گفت : این را شورای مرکزی سازمان داده، شاید دفتر سیاسی موافق آن نباشد. تازه رفقای داخل و خارج هم مواضع متفاوتی دارند. شاید سازمان به این خاطر دوپهلو نوشته که، هر کس بر حسب سلیقه شخصی خودش تصمیم بگیرد که رای بدهد یا ندهد.
دوست دیگری در پاسخ گفت : انتخابات که خوردن قورمه سبزی و یا کباب کوبیده برای شان و ناهار نیست که، هرکس به سلیقه شخصی خود عمل کند. انتخابات، یک رویداد بسیار مهم سیاسی است که هر چند سال یکبار انجام می گیرد، و بر زندگی میلیون ها انسان موثر است، و نمی توان با این اطلاعیه بی سر و ته و غیر اصولی و فرصت طلبانه، آن را ماستمالی کرد. دوست طرفدار فدائیان گفت : والله من هم سر در نمیارم از این موضع. من که رای نمیدم. بعد از آن، بحث را تمام کردیم، و کباب کوبیده ای را که درست کرده بودیم، با هم خوردیم و شب خوبی با هم داشتیم. دوست سومی رو به دوست دوست هوادار فدائی کرد و گفت : کبابش انتخاباتیه هی بچه لر!
با آرزوی تندرستی و شادی برای کریمی، تجاتی، محمد از ایران، روزبه زرین، هموطن، و همگان.
٨۶٨۹۵ - تاریخ انتشار : ۲٨ مهر ۱٣۹۷       

    از : هموطن

عنوان : به آقای احمد نجاتی
در این انتخابات ما از کاندیدائی حمایت نمی کنیم و از مردم می خواهیم که به رئیسی جنایتکار رای ندهند.
با مهر
احمد نجاتی

این همه صغرا و کبرا چیده اید تا مهر تائید بر بیشانی حسن روحانی بزنید. قیاس و استقراء را بطور فریبکارانه ای به کار برده اید تا ثبوت آن برای همگان به آسانی ممکن نشود. هم رئیسی و هم روحانی و هم همه طیف های نظام جمهوری اسلامی همه معلوم و آشکار هستند و مجهولی در بین آنان دیده نمی شوند که آن یکی جنایتکار باشد و این یکی مسیح پاک و مصلوب!
شما در اساس جمهوری اسلامی را قبول دارید و فقط در ظواهر و بازی با کلمات است که خود را مخالف آن یکی نشان می دهید.
با عرض تشکر
٨۶٨۹۰ - تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱٣۹۷       

    از : محمد از ایران

عنوان : چرا مردم نباید نقد شوند؟
من یکی از مردم هستم و مال و منال هم ندارم و به جمهوری اسلامی و قانون اساسی اش رای نداده ام تنها در نه بزرگ سال هفتاد و شش به خاتمی رای دادم با علم به اینکه او هم کار زیادی نخواهد کرد اما شرایط تا حدودی دچار تغیر خواهد شد . پس با تحلیل شما رفیق کریمی من منتقد مردم نباید باشم ولی اعتقادم براین است که مردم نیز باید نقد شوند . آنجا که فریب میخورند . آنجا که به روحانی با استدلال غلط شما در دو دوره رای دادند . آنجا که وارد معامله ای میشوند که عاقبت آن را نمی دانند . آنجا که دروغ سیاستمداران را به راحتی می پذیرند . چنین مردمی اگر نقد نشوند و تربیت سیاسی نپذیرند به جای کارکردن و مطالبه برای کاری که انجام داده اند دلار فروش میشوند و به ارتش حامیان اقتصاد بیمار و دلالی می پیوندند . اشتباه آنجاست که مردم به حال خود رها شوند . من به شما با تمام وجود احترام میگذارم ولی از خطای شما نمی گذرم و باید به مردم هم ضمن احترام چشم خطاپوش نداشت و الا مردم گرفتار انواع پوپولیسم خواهند شد آرزو دارم . در مسیر دفاع ار حقوق و آزادی مردم زحمتکش پایدار باشید .
٨۶٨٨۷ - تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱٣۹۷       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (۱۴)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست