یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نولیبرالیزم و سرمایه مالی، پوپولیسم و فئودالیزم مالی - حمید آصفی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : سیامک شاملو- دوسلدورف آلمان

عنوان : آدم عاقل اول جلوی در خانه خودش را جارو میکند!
کسی نیست به این آقایان بگوید شما بجای پرداختن به نئولیبرالیسم به ملائیسم و اسلامیسم خودتان بپردازید؟ این همه مشکلات توی ایران را آدم نبیند و به خارج از ایران نگاه کند و دلش را تنها با یادگیری چهارتا واژه های بیگانه خوش کند که بگوید مثلاً مرا هم در جرگه روشنفکری راه بدهید؟ کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی! این آخوند و مذهب اسلام است که ایران را فلج کرده نه ایسمهای خارجی و چرا برای چاره و درمان ایران راه حل نمیجوئید برای توضیح دادن واژه های سیاسی برای ما؟
۷۶۵٣٣ - تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱٣۹۵       

    از : نژادحسینی

عنوان : نکته‌ی آشکار و نکته پنهان
آقای حمید آصفی در ابتدای مصاحبه (که البته نمی‌دانم چرا عنوان یک متن مشترک را مصاحبه گذاشته‌اند) نوشته که ویژگی مصاحبه‌شونده آن است که مانند جریان ملی ـ مذهبی می اندیشد و به بورژوازی ملی در ایران اعتقاد دارد. اما نکته مهم دیگر را ننوشتند که سرتاسر این متن دال بر آن است که به هیچ نظمی غیر از سرمایه‌داری حتی نمی‌توان فکر کرد. در این متن گفته می شود یا باید مانند چین توسعه‌ی سرمایه‌‌داری را دنبال کرد و یا سرنوشتی مثل کره شمالی در انتظارتان است. در عین حال اطلاق عنوان فئودالیسم مالی به بخش مالی در ایران هم از آن دسته تناقض‌‌هاست (تناقضی مانند اصطلاح "روشنفکر دینی") که فقط از دوستان ملی ـ مذهبی می‌‌توان انتظار داشت. جایگاه بانک‌ها در اقتصاد ایران چه ربطی به فئودالیسم دارد؟ اشارات پراکنده به لنین و مارکس و آلتوسر در این میان فقط میان‌‌پرده‌های فرعی است که ربطی به متن اصلی این شبه مقاله ـ شبه مصاحبه ندارد. هرچند که نقل‌قول‌ها هم متاسفانه اعتباری ندارد. ارتباط مارکس و لنین (نظریه‌پرداز انقلاب)، یا آلتوسر ساختارگرا با دیدگاهی که هنوز در دهه ۱۹۵۰ میلادی سیر می‌کند و دنبال بورژوازی ملی در ایران می‌گردد که خود را آویزانش کند چیست؟ هرچند در نهایت آقایان روحانی و هاشمی و خاتمی را نمایندگان سیاسی این بورژوازی می‌دانند. به قول دوستان ملی ـ مذهبی الله اعلم!
۷۶۵۲۴ - تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱٣۹۵       

  

 
چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست