یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

شیوه های مبارزاتی حرکت ملی آذربایجان - علی حامدایمان

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : مساواتی

عنوان : برابری حقوقی و اقتصادی برای همه ایرانیان
مقاله آقای قراگوزلو که هم اکنون در صفحه نخست اخبارروز به چاپ رسیده. مضرات ناسیونالیسم را با استناد به تاریخ و وقایع در کردستان عراق جلوی چشم همه ما ترک و کرد و فارس و عرب و بلوچ گذاشته است. حتما آنرا بخوانید چون بنفع همه ما ایرانیان است که دچار مشکلات بزرگتر در آینده نشویم. به حقوق انسانی مردم که در اصل همانند است توجه کنیم صرفنظر از تفاوتهایشان. جلوی دعوای انسانها را بر حسب قوم و تبار و زبان و ... کنار بگذاریم و بجای ایجاد نفاق و بزرگتر کردن شکافها بدنبال برابری حقوقی و اقتصادی مان باشیم.
٣۶۶٨۰ - تاریخ انتشار : ۱٨ فروردين ۱٣۹۰       

    از : قشنگ اردلان

عنوان : از ماست که بر ماست.
با مستور خانم موافقم.

خوش بحال رژیم که "ملل" کرد و آذربایجان به جنبش سبز نپیوستند وگرنه این جنبش "سراسری" می شد و دخل رژیم را در میاورد. بنازم به هوش و ذکاوت رژیم که با تقویت "ملیون" کرد و آذری با موفقیت توانست بقای خود را برای چند صباحی دیگر تضمین کند. و خوش بحال رژیم که با تقویت آنها توانست دعوایش با مردم را با دعوای مردم با مردم جابجا کند. و با چه تبحری این رژیم با ترک و فارس و و و را بجان هم انداختن هر از چندگاه اش مثل همین وقایع سیزده بدر این تنور را همچنان گرم گرم برای بقای خود نگه می دارد. سیاست یعنی این منحرف کردنهای افکار عمومی از اصل مطالب.

رژیم تبهکار مثل هر گروه تبهکار دیگری برای حفظ منافع خود بهر کاری دست میزند ولی آیا ما حق داریم که با ندانمکاری های خودمان منافع مشترک خودمان را ناآگاهانه همچنان فدای رژیم و منافع اش کنیم؟ تا زمانیکه ما سرمان را همچنان زیر برف نگه داریم آش همینست و کاسه همین. خوش به حال رژیم که تا حالا به ریش ما خندیده است و بد بحال ما مردم که با ندانمکاریهایمان به رزیم اجازه داده ایم به ریشمان بخندد. از ماست که بر ماست.

مستوره خانم راه حل جالب توجهی را متذکر شده اند. شاید بد نباشد اقلا در خلوت خودمان هم که شده راجع به ان کمی فکر کنیم.
٣۶۶۵٨ - تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱٣۹۰       

    از : نیلای همدانی

عنوان : آقای یاشار/احمد صادقی عزیز
آقای یاشار/احمد صادقی عزیز
این که حرکت ملی آذربایجان از منطق درستی پیروی میکند یا نه؟ بهتر است به عهده خودمان باشد و نه شما! همدلی و همراهی بیشترین اقشار جامعه هم بهتر است با استناد به حرکتهای خیابانی و واقعیتهای اجتماعی مشخص شود و نه با تبلیغات شبکه ها و وبسایت های اینترنتی. جنبش ملی آذربایجان مردم را به همراه خود دارد و این را در تظاهرات مختلف میتوانید مشاهده کنید. کسب هژمونی هم نیاز به حسن رفتار دیگر جنبشهای منطقه و کشور دارد. ضمنا جنبش های منزوی آنهایی هستند که با بدست داشتن بزرگترین رسانه ها و بیشترین منابع مادی نمیتوانند چند صد نفر را در سراسر ایران به خیابان بکشانند. جنبش آذربایجان در هر مناسبت که صلاح بداند اعتراض خود را به بهترین نحو ممکن و با مشارکت گسترده مردم انجام میدهد.
آذربایجان نمیتواند به بهانه کسب هژمونی اشتباههای صد سال گذشته خود را تکرار کند. به عنوان یک مثال زنده، روز سیزده بدر ۲۰ نفر در ارومیه و ۷۰ نفر در تبریز دستگیر شدند و تمامی فعالان و رسانه های مرکزگرا (به غیر از معدودی از سایتها مثل روزآنلاین) با دهن کجی به آذربایجان با پوشش اخبار ولایات گمنام افغانستان و پاکستان و ... بار دیگر از پوشش چنین واقعه مهمی سر باز زدند. چنین سو رفتارهایی هستند که آزادی در ایران را به تعویق می اندازند.
حرف حساب مردم آذربایجان این است: افرادی که هنوز هیچ قدرتی در دست ندارند علی رغم زیر شمشیر بودنشان به هیچ وجه نمیخوداهند حقوق ملل موجود در ایران را به رسمیت بشناسند. حال اگر اینها به قدرت برسند وای به حال ملل تحت ستم و صد رحمت به جمهوری اسلامی!
٣۶۶۴۶ - تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱٣۹۰       

    از : مستوره

عنوان : سرنگونی رژیم و منشور جهانی حقوق بشر
ایرانیان دو مشکل مشترک دارند که با حل آنها همه ۷۵ میلیون ما صرفنظر از همه تفاوتهایمان مثل هر کشور پیشرفته دیگری می توانیم به امنیت، آزادی و رفاه برسیم. مشکل اول وجود رژیم کنونی و مشکل دوم قانون اساسی همین رژیم است. باید رزیم سرنگون شود و یک قانون اساسی جدید بر پایه منشور جهانی حقوق بشر تدوین شود. در اینصورت است که مسائل همه ما حل می شود. بنابراین به زیر پرچم سرنگونی رژیم و منشور جهانی حقوق بشر متحد شویم تا به امنیت و آزادی و رفاه برسیم.
٣۶۶٣٣ - تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱٣۹۰       

    از : مهران دربندی

عنوان : قرن بیست یکم و روشنفکران تاریکی نشین ایران
کاش هم وطنان فارس و فارس زده های هم وطن به توانند به اهمیت حرکت هویت طلب و ازادی خواه ترکها و آذربایجانیها پی ببرند. ولی این مهم بدون کمک نمایندگان "روشنفکر" آنها حاصل نخواهد شد. بدون این کمک ترکها و بقیه مردم ایران دارند به دو جهت متفاوت حرکت می کنند و بدون شک این به جدایی بیشتر فکری منجر خواهد شد.

در قرن بیست و یکم نمی توان میلیونها انسان را از حقوق طبیعی خود محروم کرد، چرا این موضوع ساده را بسیاری که ظاهرا به ده ها جنبش آزادی طلب دلسوزی می کنند نمی توانند درک کنند؟ چون در تاریکی فکری نگاهداری شده اند و اسم آن را روشنفکری گذاشته اند.
٣۶۶۲۱ - تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱٣۹۰       

    از : یاشار صادقی

عنوان : این‌همه ساده‌انگاری، چرا!؟
جناب همدانی عزیز
صرف گفتن اینکه حرکت (جنبش) ملی آذربایجان شاخص‌های منحصر به‌خود را دارد، نه چیزی را روشن می‌کند و نه مشکلی را می‌تواند حل ‌کند. مهم این است که آیا این حرکت (جنبش) از منطق صحیح مبارزه پیروی می‌کند یا نه؟ این یک اصل بدیهی شناخته شده در عرصه‌ی سیاست است که هر مبارزه‌ای برای پیروز شدن باید بتواند همدلی و همراهی بیشترین اقشار و طبقات مردم را، آن هم نه تنها در منطقه‌ی خود، بل در سطح جهان، در پشت سر خود داشته باشد. در سیاست مقوله‌ای به‌نام «هژمونی» وجود دارد. هژمونی سلطه نیست، مجاب کردن و به‌همراهی واداشتن اکثریت مردم است. حرکت (جنبش) ملی آذربایجان نمی‌تواند با جدا کردن خود از سایر جنبش‌های آزادیخواهانه و ضد انحصارطلب به کسب هژمونی نائل شود. و عدم کسب هژمونی در مبارزه‌ی جاری، یعنی منزوی ساختن خود؛ یعنی از دست دادن حمایت و همدلی سایر نیروهای همسو. بدیهی است که هیچ نیروی سیاسی عاقلی به پرداخت چنین تاوان سنگینی حاضر نمی‌شود. مگر اینکه به‌رغم ادعاهای حقیقت‌طلب خود، عمداً یا سهواً بازیچه‌ی بازیگردان‌های پشت پرده شده باشد.
٣۶۶۰٨ - تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱٣۹۰       

    از : احمد صادقی

عنوان : لختی تأمل کنید
آقای حامد ایمان
آنچه را که شما شاخص‌های مثبت این حرکت نامیده‌اید، بواقع نقاط ضعف آن به‌شمار می‌روند. در فقدان یک برنامه‌ی مترقی انسان‌دوستانه و همگرا - و نه چنانکه فعلاً هست واگرا و در تقابل با چیزی که شما آن را مرکزگرا می‌نامید- نمی‌توان به حقوق طبیعی خود رسید. شما خود شاهدید که در درون این جنبش حرکت‌های بغایت ارتجاعی، مثل به تقابل کشیدن ترک - فارس، ترک - ارمنی، ترک - کُرد وجود دارند. اثبات خود را در نفی دیگران جستن نمی‌تواند خواسته‌ای «مدرن و متمدنانه» باشد. در خصوص استفاده از فوتبال تراکتورسازی هم بهتر است نه به زمین فوتبال، بل به بساطی نگریست که بازی در چارچوب آن پیش برده می‌شود. ای کاش این امکان فراهم می‌بود تا بیشتر و واضح‌تر از این حرف زد.
٣۶۶۰۴ - تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱٣۹۰       

    از : تورک

عنوان : حمایت واقعی توده ای
همه حرف هایتان درست است. من فقط این نکته را اضافه می کنم که اساسی ترین دلیل محسناتی که بر شمردید حمایت واقعی توده ای از این حرکت است. این حرکت ریشه در آمال و خواسته های دیرینه گسترده ترین اقشار تورکها بویژه در آزربایجان دارد و به همین دلیل نیز اشکال متنوع و تازه ای از مبارزه را در آینده به نمایش خواهد گذاشت. این اشکال مبارزاتی نشان می دهند که چقدر آزربایجان با مرکز متفاوت است.
٣۶۶۰۲ - تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱٣۹۰       

    از : همدانی

عنوان : آذربایجان هیچوقت تابع حرکت های مرکز گرا نخواهد گردید.
دقیقا موافقم:
حرکت ملی آذربایجان با شاخصه های مبارزاتی منحصر به خود، شاخص های ویژه خود را دارد و دیگر هیچوقت تابع حرکت های مرکز گرا نخواهد گردید.
٣۶۵۹۴ - تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱٣۹۰       

  

 
چاپ کن

نظرات (۹)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست