یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

پرسش ها پیرامون شورای هماهنگی راه سبز امید

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : آرش

عنوان : لزوم تشکلی فراگیر و موازی
دوستان به جای شبهه افکنی در باره این شورا تلاش کنیم یک تشکل «فراگیر» به موازات شکل گیرد. این شورا ادعای رهبری جنبش را ندارد. انتظارات را باید متناسب شرایط حفقان کرد. این واقعیت را بپذیریم که هر ارگانی که با آقایان موسوی و کروبی مرتبط باشد ناچار است در یک «محدوه» بازی کند. اما تشکلی فراگیر چون کنگره ملی موقت می تواند به موازی و بدون ارتباط سازمانی مشخص به کمک شواری هماهنگی بیاید.
این اپوزیسون باید از حالت منگی و کینه ورزی ناشی از دهه ۵۰ و ۶۰ بیرون بیاید اگر می خواهد کاری کند. با گیردادن از روی استیصال و بی عملی خود را بیشتر نامربوط می کنیم.

در ضمن لطقن این را هم نگاهی بیندازید و آب به آسیاب دشمنان مردم ایران نریزیم:

بازی امنیتی جدید و زیر سوال بردن سایت کلمه http://www.rahesabz.net/story/۳۴۱۷۰/
٣۶۱۱۰ - تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱٣٨۹       

    از : یاور بیدار

عنوان : نظام استبدادی و سرکوبگر مذهبی ظرفیت و استعداد اصلاحات را ندارد.
اصلاحات در تمامی حکومت ها و دولت های موجود بر این کره خاکی همواره در جریان است.لازمه ایجاد اصلاحات و سرانجام آن آزادی بیان و تجمعات اعتراضی مردم و همچنین احزاب و سازمان های منتخب آنان است.به یک معنی اصلاحات کار مردم است.اصلاح طلبان حکومتی چنانچه نمایندگان واقعی مردم نباشند، میتوانند موانع جدی و دشواری بر سر راه مطالبات و خواست های مردم ایجاد نمایند.تلاش برای بدست آوردن مناصب در قدرت و حفظ آن شراکت انگلی آنها را در حاکمیت قلم میزند.تا آنجا که رئیس جمهور منتخب بیست میلیونی به "تدارکاتچی" حاکمیت تبدیل گشته و نقشی جز حفظ آن و مهار اعتراضات مردمی را ایفا نمیکند.در گیرودار مبارزات و اعتراضات این مهم بر مردم بیشتر آشکار میگردد و بدین سبب از آنان رویگردان میشوند.اکنون مردم و بویژه جوانان ایران در چنین موقعیتی قرار داشته و اذعان میدارند که بدون تغییرات و تحولات بنیادین، تلاش و کوشش آنان نتیجه ای در برنخواهد داشت.انقلاب خشونت نیست، همان تغییر و تحول بنیادین است.
البته پتانسیل نیروهای شرکت کننده در این امر مهم و تعیین کننده است و ارزیابی آن ضرورت دارد.اما آیا براستی نیروی محرکه اصلی جنبش عظیم کنونی در کشور "لایه های به اصطلاح میانی و متوسط" آنهم بشکل وسیع و گسترده میباشند.مختصات این لایه ها چیست و چه درصدی از جامعه ایران را شامل میشوند.بطور نمونه آیا معلم، کارمند و یا پرستاری که علیرغم چند شغل از برآورد هزینه های روزمره زندگی درمانده است، چه برسد به یک اتفاق هزینه دار ناگوار، جزئی متعلق به این لایه متوسط محسوب میشوند.شاخص های فقر در ایران امروز مخدوش و آمار واقعی آن را مسکوت گذاشته اند.آمار و ارقام دولت و ارگان های متبوع آن نیز متفاوت و غیر قابل اعتماد متخصصین و مردم کوچه و بازار است.اینجاست که" توده های به جان آمده از فقر" معنی میابند."تبعیض" هم که اساس حکومت اسلامی است.به یقین فقر و تبعیض در جامعه زمینه به زیر کشیدن این حکومت ضد انسانی توسط مردم را فراهم آورده است.این پیش شرط اساسی تغییر و تحولات بنیادین در ایران است.جوانان و مردم ایران در این راه نیاز به تحریک و تهییج از هیچ سوئی ندارند.
٣۶۰٨۰ - تاریخ انتشار : ۲٣ اسفند ۱٣٨۹       

    از : الف باران

عنوان : تا زمانیکه سایه شوم ولایت فقیه در ایران گسترده است انتظار حتّی نفس کشیدن را هم نباید داشت تا چه رسد به اصلاحات !
ابر و باد و مه‌ خورشید و فلک در کارند، که این رژیم باید بماند ! هیچ کس هیچ گروهی و یا چه جنبشی با پیروی از "قانون اساسی‌ بدون تنازل" با پیروی از "ولایت فقیه" و مشی "سازش طلبانه" این حق را ندارد که خود را نماینده "ملت ایران" بداند ! آنانکه نظام حکومتی خون و جنون را نمی پذیرند نیز حق حیات دارند و اکثریت به اتفاق مردم ایران را تشکیل میدهند ! جوانان ایران به خیابانها می‌آیند چه "ترمزکنندگان جنبش" بخواهند و چه نخواهند ! رهبران اصلاح‌طلبان از نظام زائًیده شده و پیوند خانوادگی با نظام دارند و هیچگاه به نظام خیانت نخواهند کرد ! حذف ولایت فقیه، در طبیعت آقایان موسوی و کروبی نیست و با " لرزاندن بید چنار هم نه‌ میترسد و نمی‌‌افتد ". تا زمانیکه سایه شوم ولایت فقیه در ایران گسترده است انتظار حتّی نفس کشیدن را هم نباید داشت تا چه رسد به اصلاحات !
٣۶۰۷۷ - تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱٣٨۹       

    از : به شاکری

عنوان : اشتباه از من بود که خواستم با شما گفتگو کنم
گفتگو باکسی که دائم زیر نامش کلمه از تهران را مینویسد تا به دیگران بگوید من در میانه میدان مبارزه هستم البته بی حاصل است. به بزرگی تان مارا ببخشید. اشتباه از من بود که خواستم با شما گفتگو کنم. بگذارید بحساب اینکه نه برای شما بلکه برای دیگران نوشتم وشماهم گفتگو های "علمی" تان را بروید با اهلش بکنید
٣۶۰۷٣ - تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱٣٨۹       

    از : نامی شاکری

عنوان : به غفلتی اصل مبارزه را فراموش می کنیم !
"...شما میدانید که با طبل براندازی و یا اصلاح طلبی نمیتوان به ملتی امر نمود که چه راهی را برگزینند..."
گاهی سطح "گفت و گو" های ما آنقدر تنزل می کند که حز اظهار تاسف حرفی به جا نمی ماند! کیانی عزیز ! ما کی و کجا خواسته ایم به ملتی "امر" براندازی با اصلاح طلبی کنیم ؟ این مایه از کم لطفی در گفت و گو با هم ، ما را در در گفت و گو با دیگران به کجا خواهد برد ؟ از تفاوت رویکرد "قدری" شما با رویکرد "علمی" من ، می شود احتمال داد که "گفت و گو" بین ما چندان حاصلی نداشته باشد اما حسب وظیفه و احترام ، به ویژه به مخاطبان دیگری که این سطرها را می خوانند ، چند نکته را یادآور می شوم :
اول : اگر تکلیف "قرار"ها جای دیگری تعیین شده بود، این نام های عزیزی که آورده اید چندان اعتبار نداشتند که حالا اینجا در میان "گفت و گوی "من و شما بنشینند! این نام ها از رو معتبرند که توانسته اند ، درد زمانه شان را بشناسند ، برایش درمانی پیشنهاد کنند ، گوش های بسیاری را به شنیدن "پیشنهاد" شان حساس و به عمل واحد تشویق کنند! اتفاقا ، شناختن "پیچیدگی " مردم "علمی" است که می توان آنرا آموخت و به کار بست . آنها چنین کرده اند! چرا ما نتوانیم ؟
دوم : تحلیل آنچه که در آفریقای جنوبی ، تونس ، مصر و همین لیبی گذشته و دارد می گذرد ، قطعا در بضاعت چنین کامنت هایی نیست اما "اتفاقی " تلقی کردن این موارد هم فقط در رویکردی "قدری" به امور محتمل است ! چرا از آنچه که در آفریقای جنوبی گذشت ، این نتیجه را نمی گیرید که ملتی در مبارزه ای خونین و نه چندان مسالمت آمیز ، پس از نزدیک به یک قرن و در شرایط مناسبی از تناسب قوای جهانی ، توانست حریف را به زانو در بیاورد و ادامه آپارتاید را برایش گران و ناممکن کند ؟ اتفاقی که دیر یا زود در اسرائیل هم خواهد افتاد و "صهیونیزم " به عنوان نوعی آپارتاید تسلیم خواهد شد !
سوم : در مورد تونس و مصر و لیبی هم به نظرم ، شما هم مثل بسیاری از دوستان دیگر کمی زیادی "ذوق زده " شده اید! چرا انتظار سقوط آن رژیم ها را نداشتید ؟ برکناری روسای جمهوری این کشور ها واقعا "به این زودی " اتفاق افتاده ؟ مبارک و قذافی ، چند سال دیگر ، رکورد ناصرالدین شاه قاجار را می زنند! پنجاه سال ریاست جمهوری ! به نظرم حتی دولت های پشتیبان این حضرات هم دیگر خجالت می کشیدند که هی توی بوقهای تبلیغاتی شان دم از جمهوریت و دمکراسی و حقوق بشر بزنند و در عین حال از جانورهایی مثل بن علی و مبارک و قذافی حمایت کنند! "داستان لیبی" هم اصلا متفاوت است ! جایی که کوچکترین نهادهای مدنی نه فرصت وجودداشته اند و نه وجود دارند ، خیال می کنید با غلبه مسلحانه بر رژیم قذافی ، دمکراسی زاده خواهد شد ؟ اصولا در امروز دنیا ، "سرنگونی" این آقایان آنقدر اهمیت ندارد که " جایگزین "هایشان !
چهارم : حق با شماست ! ما نمی توانیم یک "شیوه " مبارزه را پیشگویی (ومطلق) کنیم ! اما به غفلتی ، بسیاری از ما "اصل مبارزه " را هم فراموش ی کنیم! از جمله وقتی که فکر می کنیم ، اگر "قرار" باشد انقلاب یا اصلاح اتفاق بیفتد....
با ارادت – نامی شاکری – تهران ۲۲/اسفند/۸۹
٣۶۰۶۹ - تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱٣٨۹       

    از : اروان کیانی

عنوان : به اقا یا خانم شاکری
من هم علاقمند به مبارزه مسالمت امیز هستم وچه باور بکنید و یا نه حتا اعضای سازمان چریکهای فدائی خلق در زمان شاه هم دوست نداشتند بمیرند و زندگی را ارج میگذاشتند.شما میدانید که با طبل براندازی و یا اصلاح طلبی نمیتوان به ملتی امر نمود که چه راهی را برگزینند.شما همانقدر اشتباه میکنید که میفرمایید براندازان در این ۳۲ سال چرا به نتیجه نرسیدند که براندازان میگویند همه از یک جنس هستند . دوست عزیز اگر قرار است انقلابی بوجود اید نه کسی به حرف شما گوش میکند و نه به حرف گاندی و اگر قرار باشد اصلاحاتی صورت بپذیرد نیز نه کسی به حرف چگوارا گوش میکند ونه به حرف اشرف دهقانی. انقلاب یا اصلاح را کسی نمیتواند تعین کند بلکه بستگی به شرایط دارد وهیچکسی نمیتواند یک شیوه مبارزه را پیشگوئی کند. نگاهی به انقلابات و یا اصلاحات در کشور های جهان بیندازید کسی پیش بینی مسالمت امیز انتقال قدرت در افریقای جنوبی را نمیکرد وکسی هم فکر نمیکرد در تونس و مصر به این سرعت رئیس جمهوری شان برکنار شوند و کسی هم فکر نمیکرد در لیبی مخالفین بعد از تلاشهای مسالمت امیز الان باید مسلحانه با رژیم قذافی بجنگند
٣۶۰۶۰ - تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱٣٨۹       

    از : خوش خیال

عنوان : آقای موسوی این "سبز بد رنگ " حرف ما را گوش نمیکنه، حالا چکارش کنیم ؟
میگم چطوره بگیم گور پدر خشونت،حیف از راه مسالمت آمیز بی‌خطر نیست که عمر آدم را هم زیاد می‌کند ! اصلا میدونی‌ چیه هر کی‌ یک سیلی‌ بمن زد اول میگم دست شما درد نکنه،دوم رویم را اونور می‌کنم که یکی دیگر هم بزند،سوم"پیراهنم"را براش در میارم میگم : بفرمایید ! چطوره ؟ میدونی‌ حسن اینکار چیه ؟ با این کار به دنیا نشان میدهیم ببینند که ما چقدر آدم صلح دوست و به‌‌ به‌ هی‌ هستیم ! ببینند که این غول بی‌ شاخ و دم چطوری ترتیب ما را روز روشن میدهد و ما هیچ حرفی‌ نمیزنم ! پس آنها یعنی‌ "کشور‌های صلح دوست " که آدمهای خوبی‌ هم هستند ما را میبینند و این نره غولها اینقدر از خودشان خجالت میکشند،اینقدر از خودشان خجالت میکشند،که دیگر از این کار‌های خلاف نمیکنند.اگر من این کار را بکنم و تو این کار را بکنی و همه این کار را بکنند ، دیگر این غول‌های آدمکش از شرمندگی آب میشوند و میروند زیر زمین!...ولی‌ ما چندین بار این کار‌ها را کردیم،اونها هم هر بلایی که خوا ستند سر ما آورد‌ند ، دست آخر نه‌ شرمنده شدند و نه‌ آب شدند رفتند زیر زمین !؟... حالا بیا درست ش کن ! آقای موسوی این "سبز بد رنگ " حرف ما را گوش نمیکنه، چکارش کنیم ؟
٣۶۰۵۲ - تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱٣٨۹       

    از : الف باران

عنوان : نشان دادن سرابی از اصلاح طلبی در این رژیم همان نشان دادن شکل ماری بجای نوشتن آنست !
نشان دادن سرابی از اصلاح طلبی در این رژیم همان نشان دادن شکل ماری بجای نوشتن آنست.مردم ایران به جای رهنمود های سرگردان کننده شما به جنبش‌های منطقه بیشتر چشم دوخته اند تا شما ! هیچکس مردم تونس ،مصر ،لیبی‌ را بخاطر "قانون دفاع از خود" تنفیر نمی‌کند و مبارزات "خشونت آمیز" آنها بدور از "مدنیت" نمیداند ! مردم لیبی‌ حتّی مسلحانه در مقابل حکومت فاسد و دیکتاتور کشورشان دلاورانه مبارزه میکنند ! من نیز به عنوان یک شهروند ( باران از آسمان) آرزوی این داشتم که اصلاح‌طلبان، جنبش دموکراسی طلبانه مردم ایران را به نفع خود در انتخابات مصادره نمیکردند و آنرا به رنک سبز "رنگ نمیکردند" ! در سنگربندی‌های کشور‌های بپاخواسته پرچم سرخی دیده نمیشود ولی‌ جنبش آنها مردمی و توده‌‌ای است و و مردم به "خودیها" و "غیر خودی ها" نیز تقسیم نشده و اجباری به قبول "گفتمان اصلاحات" را هم ندارند ! امیدوارم که بتوانید حقانیت نظرات اصلاح طلبان خود را که از بیانات آقای "اکبر گنجی" در اینجا آورده شده، با رخداد‌های جنبش‌های ضدّ دیکتاتوری در منطقه مقایسه نمایید."زید آبادی انقلابی نیست.و خشونت را راهی‌ برای رسیدن به نظام دموکراتیک ملتزم به حقوق بشر نمیداند.از نظر او روشهای رسیدن به اهداف به اندازهٔ خود اهداف مهم است.مبارزه ی بدون خشونت هم از نظر اخلاقی‌ قابل دفاع است و هم از نظر عملی‌ ثمربخش.مبارزه عاری از خشونت در عین حال حس همدردی عمیق جامعه جهانی را بر می‌انگیزد و این پرسش را در اذهان مردم جهان بوجود میاورد که چرا رژیم فقه-فقیه سالار حاکم بر ایران اهل اندیشه و قلم را که هیچ سلاحی جز قلم ندارند به این شیوه‌های خشونت آمیز سرکوب می‌کند....او می‌داند که خشونت و نفرت به خشونت و نفرت بیشتر می‌‌انجامد و تن‌ دادن به این بازی خطرناک چه بسا جامعه را به دور باطلی از خشونت‌های ویرانگر مبتلا کند که رهایی از آن تا چندین نسل آینده امکان پذیر نباشد".(جایزه قلم طلایی اخبار روز ۱۴ مهر ۸۹)... آیا می‌توان دانست که وسیله رسیدن به فضای اصلاحات در این رژیم چیست ؟
٣۶۰۵۱ - تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱٣٨۹       

    از : به اقای علی کروبی

عنوان : انوقت که جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت نبود
علی کروبی فرزند مهدی کهروبی:
"حاکمیت فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی ادعای اصلی انقلاب ۱۳۵۷ بوده است اما تا دیر نشده بپذیریم در این زمینه شکست خورده ایم و بعد از سه دهه وضعیت مان چنین است."
شما(همه مقامات ۳۲ ساله جمهوری اسلامی هم اصلاح طلبان و هم اصولگرایان) کاش فقط شکست میخوردید و با پذیرش شکست قدرت را به صاحبان اصلی اش یعنی مردم ایران میسپردید ولی بجای اقرار به شکست دست به جنایات بی نظیری در تاریخ ایران زده اید که ننگ ان با هیچ رنگی پاک نمیشود ولی با اینهمه شجاعت امثل علی کروبی و تاحدی تاجزاده قابل احترام میباشد و برخلاف سروش وگنجی و مهاجرانی معلق وارونه نمیزنند. ودر اخر یک سوال از علی کروبی میکنم: شما در کدام دانشگاه در کنار اقازاده های دیگر درس میخواندید در صورتی که دانشجویان مخالف ظلم و ستم را تصویه میکردند و حتا به زندان وشکنجه و اعدام محکوم میکردند? انموقع جیک جیک مستونت بود? فکر زمستونت نبود?
٣۶۰۴۹ - تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱٣٨۹       

    از : نامی شاکری

عنوان : حتما انقلاب های توده ای؟
"...جوانان پر شور و توده های به جان آمده از فقر و تبعیض حکومت فاشیستی مذهبی خود را آماده یک انقلاب توده ای
مینمایند.همراهی نکردن آنان ننگ و خیانتی دیگر است..."
این کلمات احتمالا از هموطنی است که با "ایران " امروز نه بطور ملموس و عینی که از طریق مجازی در ارتباط است . (گاهی خیال می کنم این دوستان سطرهایی از آثار ماکسیم گورکی یا امیل زولا را در ذهنشان به وضعیت ایران Copy/Past می کنند!) از نظر بسیاری از هم میهنان ما هنوز جامعه فقط باید "دارای توده های به جان آمده از فقر و تبعیض " باشد تا نیازمند تغییر و تحولی در حیات اجتماعی اش شود ... با این منطق نه اعتراض های مردمان نسبتا مرفهی مثل مردم بحرین یا لیبی برای تغییر وضع موجود قابل فهم و توضیح است و نه "وضعیت " پسا انقلابی جوامعی که در انقلاب های توده ای " جوانان پرشور و توده های به جان آمده از فقر و تبعیض " اقدام به تغییر وضعیت کرده اند! با چنین رویکردی می توان برای تظاهرات خیابانی ، مردمی را تهییج کرد و از خانه بیرون کیشد اما برای تغییر و تحول بنیادی در جامعه ی امروز ایران بعید است که "راهکار" ی کارآمد از آن بیرون بیاید!
دیگر : هنوزبه این پرسش پاسخ داده نمی شود که تمام جریان های سیاسی که گفتمان "براندازی" ( ارتجاعی یا انقلابی) ، هسته ی مرکزی تقابل شان با نظام ج اا بوده است ، دراین سی و سی سال چه مایه دراقناع مردم و به صحنه آوردنشان (در داخل یا خارج از ایران) توفیق داشته اند؟ با پاسخ مسئولانه به این پرسش است که اهمیت گفتمان "اصلاحات" که مردم را در مقیاس میلیونی در دوم خرداد ۷۶ و بیست و دوم خرداد ۸۸ به صحنه آورده است (و خواهد آورد) قابل فهم و ادراک خواهد شد !
بعد: نمی دانم چرا این دوستان هنوز در یازده مارس ۲۰۱۱ ، اینقدر عاشق توده های به جان آمده از فقرو انقلاب های توده ای اند! ( ولابد سنگربندی خیابان ها و پرچم سرخ و...) "تغییرو تحول بنیادین" درجامعه ، پیش از همه ، یک "پروژه نرم افزاری " با مشارکت عناصر و ارکان آن جامعه است و لازم است که با آگاه سازی و سازماندهی مردم ( که امروزه شامل اقشار وسیع طبقه متوسط است تا فقرای به جان آمده از فقر!)، "قدرت "لازم ، برای تغییر تناسب قوا بر ضد قدرت توتالیتر حاکم ، فراهم آید ...آنگاه راه برای آن "تغییر و تحول بنیادین"، هموارتر خواهد شد !

نامی شاکری ۲۱/اسفند/۸۹
٣۶۰۴۵ - تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱٣٨۹       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (۲۱)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست