یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

خاوران دیگر غریب نیست!

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : گیلانی

عنوان : سهند عزیز، مرسی که مرا در اینجا تنها نگذاشتی.
آقا/خانم سهند عزیز، از شما سپاسگزارم که مرا در این بخش نظرات تنها نگذاشتید. دو چیز را من در این سالها یاد گرفتم که خیلی بنظرم مهمند. یکی اینکه هر کس مخالف منست ضرورتا دشمن من نیست و دیگر آنکه ضامن آزادی های من، دفاع از حقوق بشر مخالفانم می باشد. من همیشه مخالف مجاهدین خلق و توده ای ها و ج.ا بوده و هستم اما حاضر نیستم که آنها آزادی اندیشه، بیان و تشکل نداشته باشند و از حق تبلیغ مرام های خود محروم باشند چه برسد به اینکه به آنها زندان و شکنجه روا دارند و یا از زندگی آنها را محروم کنند. پس از ۳۱ سال تجربه ای که از رژیم سفاک و اشغالگر در ایران داشته ایم دیگر طرز فکری که بگوید آزادی ها فقط مختص بمنست و بس و دهان هر کسی که برخلاف من حرف بزند و یا حتی برخلاف منهم فکر کند را خرد می کنم به سر آمده است.

خمینی گجستک بی شرمانه می گفت «توی دهن این ... می زنم» «من دولت تعیین می کنم» و بدین ترتیب بود که از اولی که به کشورمان آمد توی دهن ما زد و دولت تعیین کرد. تو دهنی زدن های او با کشتار کارگزاران رژیم گذشته شروع شد و با جنگ ۸ ساله ی بیخود و توی دهن و سر زدن مردم عادی ما بخصوص زنان ما، زندان و شکنجه و تجاوز های جنسی و اعدام همه ی مخالفانش منجمله مجاهدین خلق،....و دیگران در سراسر کشور ادامه یافت تا روزی که مرد. ما که فقط فاجعه ی خاوران را تجربه نکرده ایم، ۳۱ سال فاجعه بعد از فاجعه را تجربه کرده ایم و هنوز هم از فاجعه های بسیاری که هنوز رو نشده بی خبریم. قربانیان همه ی این فاجعه ها هموطنان ما ما بودند و حداقل انتظاری که بازماندگانشان می توانند از ما داشته باشند اینستکه نام و نشان از عزیزانشان را در جایی به ثبت برسانیم و تحقیق کنیم که چرا، کجا، بوسیله چه کسی/کسانی و چگونه کشته شدند و بر سر کالبدهایشان چه آمد، و اصلا به چه حقی خمینی و خامنه ای چون از افکار کسی خوشش نمی آمد اینهمه آدم کشتند.

در این ۲۰ سال اخیر خامنه ای به پیروی از خط امام دجالش راه او را ادامه داد و به توی دهن و سر زدن ملت ما در سراسر کشور تاکنون ادامه داده است. حال کدامیک پیرو خط امام هستند، موسوی یا خامنه ای؟

اینهمه کشتار در جایجای ایران، بخاطر چه؟ چون او مثل من نمی اندیشد؟ چون او کتاب رجوی را خوانده است، اعلامیه هایش را چاپ/پخش کرده است؟ چون با حزب مشروطه ایمیل رد و بدل کرده است؟ چون گفته مرگ بر خامنه ای بجای اینکه بگوید مرگ بر امریکا؟
چون ....

آخر اینها هم شد دلیل برای کشتار انسانها؟ پشه ها را هم اینطور بیرحمانه نمی کشند که این رژیم مردم ما را کشته و می کشد، ۹۹ درصد اوقات هم بیخود و بی جهت. آی موسوی، باز هم بگو پیرو خط امامی.

سهند عزیز، مرسی که مرا در اینجا تنها نگذاشتی. در گیلان منهم گور دست جمعی یافت شده است.
٣۰۴۷۷ - تاریخ انتشار : ۱٣ شهريور ۱٣٨۹       

    از : سهند

عنوان : گیلانی بزرگوار, خاوران دیگر مکانی جغرافیایی در محدوده تهران نیست
گفته شما در مورد حقوق انسانی و در مورد جنایت بیشمار رژیم کاملا درست و بجاست اما در هیچ کجای ایران و در هیچ کجای دنیا و شاید در هیچ کجای تاریخ هیچ حکومتی چنین سبعیتی از خود نشان نداده که در مدتی کوتاه چنین جنایتی به این گستردگی را در مورد آزادیخواهان در بند کرده باشد. این ان چیزیست که این واقعه و پیامدهای ان را برجسته میکند. در ضمن فراموش نشود که خاوران دیگر مکانی جغرافیایی در محدوده تهران نیست. خاوران آرامگاه آزادیخواهان نقطه به نقطه ایران است. با این همه کلام شما همه واقعیت دردناک ایران در بند است: "جایجای ایران ما خاوران و کهریزک و زندانهای گوهر دشت و وکیل آباد و اوین و رجایی شهر است". پیروز باشید.
٣۰۴٣٨ - تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱٣٨۹       

    از : گیلانی

عنوان : استانی در ایران نیست که خاوران، کهریزکی و زندان وکیل آبادی نداشته باشد.
من معتقدم که همه ی ما صرف نظر از گرایش های سیاسی خود باید از حقوق انسانی و بشری مخالفان خود دفاع کنیم تا حقوق خودمان تضمین شود. آزادی فقط متعلق به یک گروه خاص نیست بلکه حق هر انسانی است حال می خواهد مجاهد باشد کمونیست باشد پادشاهی خواه باشد با مذهب و بی مذهب باشد.

اعتراض و دادخواست ما بر علیه این رژیم منحرف جنسی و مافیایی باید از روزی آغاز شود که اینها دست به کشتار اولین ایرانی زدند یعنی از زنده زنده سوزاندن زن و مرد و بچه در سینما رکس آبادان در سال ۵۷ تا روزی که گورشان را گم کنند.

محدود کردن جنایات این رژیم فقط به یک فقره از جنایاتشان در این سالهای سیاه سیاستی غلط است. ایرانی ای نیست که این رژیم بدو ظلم روا نداشته باشد و استانی در ایران نیست که خاوران، کهریزکی و زندان وکیل آبادی در آن نباشدنداشته باشد. جایجای ایران ما خاوران و کهریزک و زندانهای گوهر دشت و وکیل آباد و اوین و رجایی شهر است.

استانی در ایران نیست که خاوران، کهریزکی و زندان وکیل آبادی نداشته باشد.
٣۰۴۲۲ - تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱٣٨۹       

  

 
چاپ کن

نظرات (٣)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست