یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

قتل عام سال ۶۷

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : جنگ ۸ ساله

عنوان : بزرگترین قتل عام سیاسی این رژیم، تحمیل جنگ ۸ ساله بود بخصوص ۶ سال آخرش.
این رژیم از اول می دانست که برای تخریب کشور مامور شده است و بنابراین می دانست که ملت زود از او رو بر می گردانند. از عهده اقتصادی که می گفت مال خر است بر نمی آمد. آزادی های فردی و اجتماعی را گرفت که ملت غصه آنها را بخورد و نفهمد که حقوق کرامت انسانی اش هم بطور کل از بین خواهد رفت. جنگ برکت بود که سرپوش بر ناکار آمدی خود بگذارد و ملت را متوجه دشمن خارجی بکند تا توجه ملت از رژیم را بکاهد تا بعد از جنگ. رژیم از ترس ملت و استقرار و تحکیم خود نمی خواست جنگ تمام شود. پس از باز پس گیری خرمشهر باز به جنگ ادامه داد.

کشتار دسته جمعی چپ ها و مجاهدین خلق هم برای قلع و قمع رقیب خود بود که ممکن بود پس از جنگ سر بلند کند و ملت ناراضی را بر علیه رژیم بشوراند.

خاک عالم بر سر رژیمی که کشور و ملتی را فدای شهوت های حیوانی خود می کند.

همه قربانیان عاشق ایران اگر امروز سر از خاک می توانستند برون کنند بما می گفتند که حال نوبت شماست که به وظیفه ملی خود عمل کنید. برای ما عزا داری نکنید و وقتی کشور را آزاد و آباد کردید، به یاد و یادگاری ما از خاوران و شلمچه و ... باغهای زیبایی با سروهای بلند و سر به فلک کشیده بکارید و در آن قدم بزنید و ما را بیاد آورید که بخاطر عشق به کشورمان و عشق به ملت مان جان خود را فدا کردیم. ما به گریه شما امروز نیاز نداریم بلکه به شجاعت و استقامت و سماجت شما برای نجات کشور نیاز داریم. نگذارید فداکاری ما به هدر برود.

بزرگترین قتل عام سیاسی این رژیم، تحمیل جنگ ۸ ساله بود بخصوص ۶ سال آخرش.
۲۶۲۶٨ - تاریخ انتشار : ۶ خرداد ۱٣٨۹       

    از : پ پیمان

عنوان : خطاب به دوستان اخبار روز
دوستان عزیز
ضمن سپاس و ارجگزاری از زحمات افشاگرانه و آگاهگرانه شما سوالی از شما عزیزان دارم و ان سوال این است :

از نقد و انتقاد چه برداشتی دارید؟

آیا بنظر شما حکومت و کار گزارانش که بر اساس اعتقادات اسلامی و بر اساس آیه های شریف "کتاب آسمانی" مخالفین اسلام و حکومت اسلامی را بنام های مختلف از جمله محارب، مفسد فی الارض، معاند، منافق، مشرک و ... را به عنوان وظایف اسلامی اعدام کردند و میکنند و حتما" صواب آخرتش را هم در آن دنیا دارند می توان تقاضاکرد که از خود انتقاد کنید. بنظر اینجانب افرادی از سیاست های گذشته خود را به نقد می کشند که بر اثر بی اطلاعی و عدم آگاهی مرتکب خطا و اشتباه می شوند ووقتی که تجربه زمان نشان داد که این و یا آن تحلیل و یا اقدام نادرست بوده از خود نقد می کنند و راه صحیح را می آموزند و تلاش می کنند که دیگر مرتکب خطا نشوند و یا کمتر خطا کنند.
این آقایان آگاهانه مخالفین خود را سر به نیست کردند. این آقایان در چهره آیت اله خمینی یک رهبر و یک معصوم نگاه می کنند و اقدامات ایشان را الهی می دانند. این آقایان زمانی می توانند به گویند کار خمینی اشتباه بود که احکام اعتقادی خود یعنی احکام اسلامی مندرج در کتا ب اله را مورد سوال قرار دهند. زمانی که کتاب مقدس قران برای آنها فرستاده خدا است و باید زندگی امروزین بشر را بر اساس این احکام ساخت ( که ساختند ) چگونه می توانند کشتار مردم آزادیخواه را در سیو یکسال گذشته محکوم کنند.
مگر آقای سروش که حتی اینکه قرآن از سوی اله باشد را شک کرده است تا حالا در جائی شنیده شده که آیات آسمانی را به نقد بکشد و به پیروان خود بگوید که این آیات نه تنها رحمانی نیستند که برای این مقطع از زمان حتی شیطانی هم هستند. آیا در جائی شنیده شده که آیت اله منتظری، کدیور، و دهها حجت الاسلام مخالف خامنه ای به احکام های اعتقادی خود را به نقد کشیده باشند و با صراحت و جسارت گفته باشند که این احکام از جانب اله شان از آسمان بر پیامبرش نازل شده
مردم را ناچیز می شمرد و مردم را امت دانسته و برای هدایت آنان خلیفه راشدین درست می کند و اگر کسی روی حرف این خلفا حرفی زد بمعنی مخالفت با خدا و جرمش اعدام است و اگر کسی از همین بندگان اله بگوید چرا باید دیگران که عقاید دیگری از ما دارند باید بکشیم؟ اله می گوید آنها را از خانه هایشان بیرون بکشید و بکشیدشان در راه خدا. به آیات قتال در قران مراجعه کنید.

بهر حال بنظر اینجانب تا زمانیکه این آقایان به این احکام اعتقاد دارند مردم دچار این درد و رنج هستند و مجریان کشتار و مجریان حکومت اسلامی که سکوت کرده اند و اعدام هارا محکوم نکرده اند بایستی در دادگته های مدنی صلاحیت دار مورد مواخذه قرار گیرند . آدم کشی و عدم اعتراض و شرکت در حکومتی که اساس اش بر کشتار انسان های مخالف است جرم است و پشیمانی و اعلان محکوم کردن آن می تواند در میزان جرم تاثیر گذار باشد.
دیگر اینکه این حکومت و همین آقایان از فردای استقرا ر آدمکشی را شروع کردند. آدمکشی که در این رژیم تازگی ندارد. مگر می توان از مجریان حکومت اسلامی بود و محاربین با خدا را از روی زمین محو نکرد. دشمن تراشی از ویژگی های حکومت اسلامی است که متاسفانه در فرهنگ اصلاح طلبان نیز جاری است. یکی شان به مردم می گوید فتنه گر، دیگری می گوید دشمنان اسلام و در مقابل حاکمان وقت به مردم می گویند خس و خاشاک و محارب و مزدوران بیگانگان.

بنظر اینجانب نکته ابهامی در کشتار انسان های آزادیخواه در زندان ها وجود ندارد. آنها به خواست های متولیان حکومت اسلامی تن در ندادند ، به اله آنها اعتقاد نداشتند، نماز نمی خواندند و از اعضای احزاب و سازمان های غیر اسلامی که برای حکومت اسلامی ضد انقلاب اسلامی بودند به عنوان محارب به دستور امام سیزدهم خمینی به جوخه های اعدام سپرده شدند و یا به دار آویختند و یا سقف بتونی زندان را بر رویشان خراب کردند و یا...

بنظر اینجانب بهتر است از آقایان اصلاح طلب تقاضا نمود که نظرشان را به احکام مجازات اسلامی اعلام کنند. نظراتشان را نسبت به کلمات محارب، مفسد و ... اعلام کنند. آنان مجازات های اسلامی را قبول دارند یانه / چون تمامی اعدام ها در سی و یکسال گذشته بر اساس قونین مجازات های اسلامی صورت گرفته و بنام اله و رسول خدا محاربین را به "جهنم" فرستاده اند.

البته ناگفته نماند که شاید بنظر شما خواست افشای کشتار زندانیان سال ۶۷ از آقای کروبی برای روشنگری باشد که من فکر می کنم می توان به نحو دیگری از آقایان کروبی و همفکران نهضت سبزشان خواست. نه اینکه از خود انتقاد کنند. آنها بر اساس اعتقادات قلبی و دینی شان دست به چنین کارهائی زده اند که مجرمند و نه از روی اشتباه و خطا.

بطور مثال می توان از این آقایان سوال کرد که چرا شما سکوت می کنید؟ علتش چیست؟ آیا این اعدام هارا قبول دارید؟ یا نیروی مسلمان خشنی در پس پرده های سیاه حکومت اسلامی نشسته اند و برق شمشیرهایشان چشم های شمارا کور و گوش های شما را کر و دل هایتان را سنگ و گمراه می کند؟ اگر آنها صادقانه به مردم و رای ملت اعتقاد داشته باشند به اشکال مناسب می توانند حقایق پس پرده را با آنان در میان بگذارند که من به این آقایان تا امروز اعتماد ندارم و فکر می کنم که آنها در باره شرکت مجدد در حاکمیت در حال چانه زدن می باشند. آرزوی نیک این است که این پیش بینی من درست باشد و این آقایان در کنار مردم قرار گیرند و نخواهند از نیروی مردم بعنوان بک اهرم به رقبای مومن خود فشار بیاورند که سهمی از حکومت را به آنان واگذار کنند. شواهد یکسال اخیر نشان میدهد که ابر و باد و مه و خورشید فلک درکارند تا آقایان از حکومت نانی به دست آورند و در غفلت نخورند.

دکتر پ. پیمان
۲۶۰۷۰ - تاریخ انتشار : ٣ خرداد ۱٣٨۹       

  

 
چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست