یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آقای موسوی، روز جهانی کارگر دارد می آید!

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : پشتیبان موسوی از تهران

عنوان : البته من دوست موسوی هستم و ایشان لابد دوست من نیست.
در هر حال می خواستم بگویم که آنهایی که موسوی را نمی فهمند یعنی خودشان را هم نمی فهمند. پدران و مادران ما و خودما همگی با هم ـ مگر استثنا ها ـ یک انقلاب به نظر من احمقانه کردیم و حالا درش گرفتاریم. این گرفتاری را هممان با هم فهمیده ایم. سرمان زیر تیغ آخوند و روحانی ست. روحانی و آخوندی که از وقتی سرش را از پستان مادرش بر گرفته بر رگ ما دوخته و همینطور خون ما را یا می ریزد و می خورد تا بدن اینکه قطره ای از آن حیف و میل شود را می خورد. تیغی هم که در دستش است بسیار تا بسیار تیز است، یعنی اگر هنرمندانه از زیر تیغش بیرون نیاییم حتما زخم و زیلی خواهیم شد. الکی باد و بروت در کردن و ایدئولوژی بازی کردن کاری از پیش برده نخواهد شد. شما دوستان چپ که واقعن همچنان نوع مضحکی از چپی های اویل قرن بیستم مانده اید از موسوی چه انتظاری دارید؟؟؟!!! خب بفرمایید! او که می گوید این تابلویی را که آماده کرده مطئنن تابلوی زیبایی ست ، اما ایدئولوژیکی نیست! یعنی بستگی به این دارد که در صد های جامعه چه تقاضاهایی داشته باشد. البته اگر سوسیالیستهای جامعه ی ما به اندازه ی کافی باشند که پنجاه و یک در صد آرا را از آن خود کنند خب معلوم است که آنها رای خواهند آورد. اما حالا تا آنجا برسیم فاصله زیاد است. هر کس که در این ماجرا بیمارگونه، هیستریک بر خورد کند، هر کس عجولانه بر خورد کند، هر کس بیشتر از آنی که حقش است طلب کند در حقیقت تیر به پای خودش زده و چون او نیز هر کس که باشد در جنبش سبز است جنبش سبز نیز آسیب دیده است. بنا بر این من از دوستان و خواهران و برادران هممیهن تقاضا می کنم که با حفظ معیارهای خودشان ، معیارهای جنبش سبز را نیز که در آن از چپ چپ تا راست راست ، از مذهبی مذهبی تا کافر کافر و از هر دین و آیین در آن هستند را در نظر داشته باشند. موسوی برخوردش با مسئله ی کارگر یک برخورد ایدئولوژیک نیست، حتا اگر توجه کنید رفته رفته که قوام و دوام آورده دیگر از نظام و جمهوری اسلامی نیز فاصله گرفته است و این کار هنگفتی ست. موسوی بحق یک سیاستمدار بزرگ و برجسته است. اگر خلافی هم کرده آن خلاف جزو خلاف جمعی و کللکتیو جامعه ی ایرانی بوده است. موسوی از همه ی شما پشتیبانی خواهد کرد، پشتیبان او باشیم تا روز پیروزی. تا روز جمهوری ایرانی ئو تشکیل احزاب. حزبهای کفر و حزبهای دین، حزب کمونیست و حزب سوسیالیست. و من آنروز اگر چه دیر است انما دور نیست و من نیز در حزب سوسیالیستهای ملی ایران قرار خواهم گرفت. بسیار تند نوشتم که گزمه ها در تهران گشت می زنند و من بیکسم. ببخشیدم اگر لغزشی داشتم. ایکاش تهران می بودید و می فهمیدید که موسوی بود چقدر شجاعت می طلبد! پایان
۲۴۵۵۰ - تاریخ انتشار : ۱۰ ارديبهشت ۱٣٨۹       

    از : جنبش شکست نخوردگان

عنوان : آقای موسوی پیام دادند. از کوزه همان تراود که در اوست
به پیام موسوی که انتظارش را داشتید رجوع کنید. قرار است کارگران قانون اساسی را برگردانند و به دوران رفاهی که خمینی برایشان اورده بود برگردند. همانطوریکه کمونیستهای کارگری گفته اند هیچ جناحی از بورژوازی مترقی نیست.
۲۴۴۹۶ - تاریخ انتشار : ۱۰ ارديبهشت ۱٣٨۹       

    از : سبز

عنوان : چرا تاکنون «طبقه کارگر» برعلیه آنچه بر اسانلوها رفته و بر علیه قتل ۱۰ کارگر بوسیله رژیم در جریان تظاهرات جنبش سبز تظاهراتی انجام نداده است؟ آیا واقعا «طبقات» در ایران اینگونه که شما می خواهید القا کنید از هم جدا هستند؟
جنبش سبز را خلاصه کردن در موسوی و کروبی و مختص به قشر مرفه جامعه و اسلامگرا مغلطه ای بیش نیست. کارگران بسیاری همراه با فرزندان دانشجوی آنها به موسوی رای دادند و در جنبش سبز حضور داشته و دارند. بسیاری مثل همین ها که رای هم نداده بودند به این جنبش پیوستند. آیا فکر می کنید اسانلو مخالف جنبش سبز است یا همراه با آن است؟

در جنبش سبز جنبش سبز در وحله اول باید فضای سیاسی کشور را برای همه منجمله کارگران باز کند تا در جوی آزاد مطالبات صنفی مردم مطرح شود، اول آزادی و سپس نان. بدون آزادی های سیاسی نمی توان به اقتصاد پرداخت. سالهاست که کارگران هفت تپه به اوضاع خود اعتراض کرده اند و سرکوب شده اند، چرا؟ برای اینکه فقدان آزادی های سیاسی باعث شده اند که زمینه برای مطرح شدن حقوق صنفی موجود نباشد، بیخود نیست که می گویند آزادی از نان شب هم واجب تر است. آخر درک این مطالب چرا باید برای کسی مشکل آفرین باشد؟

ملت ایران نیاز به آزادی ای دارد که در آن حذف مخالفان امکان ناپذیر باشد، این یک خواست عمومی و افتخار آمیز و بحقه است و نه قشری. چه کسانی در قبال این خواسته می توانند سکوت کنند یا آنرا انکار کنند و یا آنرا کمرنگ بی اهمیت جلوه دهند؟ چه کسانی با دشمنی خود نسبت به جنبش سبز و کوبیدن آن به بهانه های مختلف در هر فرصتی سنگ جلوی پای این جنبش می اندازند، جنبشی که بدنبال حقوق شهروندی یکایک ایرانیان است؟ چه کسانی همواره گفته و می گویند که جنبش سبز فراگیر نیست چون قشری که مطالبات خود را در جنبش سبز نمی بیند در آن نه شرکت می کند و نه از آن حمایت می کند؟ آیا اینها ادعا می کنند که آزادی خواهی در ایران یک خواست عمومی نیست و در شرط پیوستن به آن مستلزم معامله ها و بیعت هایی است که باید بدون رجوع به آراء کل کشور انجام گیرد؟ مگر در زمان خمینی همین بیعت ها بدون اطلاع ملت انجام نگرفت و آن نشد که شد؟ آزموده را دوباره آزمودن برای ملت خطاست. اینبار همه چیز باید آشکارا انجام گیرد و جنبش سبز حق ندارد بجز آنچه خواست های عمومی است با کسی بیعت و یا معامله کند. منفعت عموم ملت ایران در حقوق شهروندی خلاصه می شود که پایه جامعه ای مدنی، سکولار و خرد ورز است.

**************

آیا واقعا کارگران در جنبش سبز حضور ندارند؟ سازمان های کارگری چه واکنشی به قتل ۱۰ کارگر در جنبش سبز نشان دادند؟ واکنش این سازمان ها را با همترازانشان در غرب مقایسه کنید و نتیجه بگیرید.
هویت نزدیک به ۱۰۰ تن از کشته شدگان تظاهرات جنبش سبز مشخص شده است، ۱۰ نفر از این رقم کارگر بودند. اسامی آنها بقرار زیر هستند؛

محمود رئیسی نجفی، بهمن جنابی، احمد نجاتی، سجاد قائد رحمتی، حسین اختر زند، فرزاد جشنی، ابوالفضل عبدللهی، سعید عباسی، میثم عبادی، عباس دیسناد.

آیا واقعا کارگران در جنبش سبز حضور ندارند؟ سازمان های کارگری چه واکنشی به قتل ۱۰ کارگر در جنبش سبز نشان دادند؟ چرا همین نباید برایشان آنقدر مهم می بود که اعتصاب عمومی اعلام کنند و تظاهرات گسترده ای را در این رابطه ترتیب دهند؟ واکنش این سازمان ها را با همترازانشان در غرب مقایسه کنید و خودتان نتیجه بگیرید.
۲۴۴۵۵ - تاریخ انتشار : ۹ ارديبهشت ۱٣٨۹       

    از : سیامک محمدی

عنوان : تعجب
از نوشته شما متعجب شدم.اولا اینکه گویا شما تصور کرد هاید که آقای موسوی باید به عنوان یک چپ گرای مارکسیست لنینیست موضع گیری کنه که اینطور نیست.
او را باید در همان محدوده فکری اش دید .
با این حال، میر حسین موسوی از چند هفته پیش به طور مرتب در سخنرانی ها و دیدارهای خود به مشکلات کارگران اشاره دارد و این مواضع در سخنان او هر روز پررنگ تر می شود؛ همانگونه که در سخنان همسرش و نیز سایت کلمه.
البته سیاست های اخبار روز در قبال آقای موسوی ازگی ندارد.
هنورز از یاد نبرده ام مقالات شما رو که او را متهم به محافظه کاری و نرمش در مقابل حاکمان جمهوری اسلامی می کردید.
این رو هم ببینید که قرار است به مناسبت روز جهانی کارگر و روز معلم پیام بدهد.
http://www.kaleme.com/۱۳۸۹/۰۲/۰۹/klm-۱۷۹۶۵
۲۴۴۵۱ - تاریخ انتشار : ۹ ارديبهشت ۱٣٨۹       

    از : اشگان ایرانی

عنوان : آقا یا خانمِ secular , شما حالتان خوب است!؟
خودتان بدرستی فهمیده اید چی نوشته اید واقعاً !؟
لطفاً قدری توضیح بدهید که مثلاً ما هم بفهمیم آیا باید در روز جهانی کارگر با اتوبوسِ جنبشِ سبز در کنار جنبشی های سبز به سر قبر خمینی برویم و با او بیعت کنیم و یا از میدان آزادی تا انقلاب راه پیمایی کنیم و حداقل این پرسش را مطرح کنیم که چرا اُسانلو را با زنجیر بر دست و پا و برای یک اتهامِ واهی دیگر بعد از اینهمه صدمات به دادسرا برده اند!؟
۲۴۴۵۰ - تاریخ انتشار : ۹ ارديبهشت ۱٣٨۹       

    از : secular

عنوان : v
تمامی بازی ایدئولوژیها برای تعیین سرنوشت و بچنگ آوردن قدرت و ثروت جامعه مدنی است.

جنبش سبز خردورز ایرانزمین یعنی جنبش خرد جمعی جامعه مدنی!!!!! که شامل جنبشهای مدنی و سندیکایی فراایدئولوژیست و نه بشکل جنبشی در موازات آنان!!!

جامعه مدنی جامعه ایست قانونگذار که نظم مدنی-سیاسی ، اقتصادی و ... برعهده دارد!!!
در جنبش سبز خرد جمعی جامعه مدنیست که هر سندیکایی, کانونی، انجمنی, ... خود سخنگوی جنبش خویش میگردد که فعالانه!!! توانمندیها و خواسته های خود را بعنوان تاثیر گذار مطرح میکند.
واژه اعتماد در بطن جنش سبز خرد جمعی جامعه مدنی نهفته است که ریشه در هم اندیشی دارد. این هم اندیشی نشان از اقتدار و اعتماد نهادینه است و نه بمعنای واگذاری استقلال و قیومیت خود بدیگری!!!

در پروسه کنونی ایدئولوژیها با تفسیر به رای واژه اعتماد, قصد
جدا کردن سندیکایی کارگری فراایدئولوژی را از جنبش سبز جامعه مدنی دارند تا خود را بعنوان قیم و سخنگوی آنان مطرح سازند, و بدینسان در مسیر مدرنیته مانع از تشکیل فراکسیونهای مدنی-سیاسی مدرن آنان گردند!!!!
مراقب واژهها و موازی سازی آنان باشید!!! قدرت و ثروت از آن جامعه مدنیست برای استقرار حاکمیت جامعه مدنی!!!!!!!

jonbeshe tahvol khahe secular
۸/۲/۸۹
۲۴۴۴۹ - تاریخ انتشار : ۹ ارديبهشت ۱٣٨۹       

    از : اشگان ایرانی

عنوان : جواب خوشباوری خودتان را در این زمینه در خبری که در سایت رج کرده اید به نوعی داده اید!
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۲۸ آوریل ۲۰۱۰

اخبار روز: در آستانه ی روز جهانی کارگر، پرونده ی جدیدی علیه منصور اسالو رئیس هیات مدیره ی سندیکای کارگران شرکت واحد گشوده شد.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران روز یکشنبه ۵ اردیبهشت ماه منصور اسالو با دست بند و پابند به شعبه ۶ بازپرسی دادگاه انقلاب کرج برده شد و پرونده جدیدی علیه او گشوده شد. شاکیان آقای اسالو در این پرونده علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان گوهردشت کرج می باشند. اتهامی که به آقای اسالو نسبت داده شده است ارتباط با معاندین نظام در زندان می باشد.
در ماههای اخیر فشارهای روحی و جسمی و اذیت و آزارها علیه آقای اسالو بصورت غیر قابل تصوری شدت یافته است. او بارها به سلولهای انفرادی بند ۱ و بند ۵ منتقل شد. آقای اسالو از ۲۳ اسفند ماه بطور ناگهانی و با دلیل واهی از بند ۴ به بند ۵ معروف به بند متادون منتقل شد و او را در کنار زندانیان معتاد و خطرناک که مبتلا به بیماریهای واگیر دار هستند قرار دادند.
منصور اسالو از ناراحتی قلب، کمر درد و چشم رنج می برد ولی تاکنون از درمان جدی او خوداری کرده اند. این ناراحتی ها بقدری حاد می باشند که تا به حال پزشک قانونی ۳ بار بر عدم تحمل حبس او تاکید کرده است ولی بازجوی وزارت اطلاعات که مسئول پرونده آقای اسالو می باشد از آزادی استعلاجی او خوداری می کند.
۲۴۴۴٨ - تاریخ انتشار : ۹ ارديبهشت ۱٣٨۹       

    از : کریم ن.

عنوان : بازی یا انتظار معجزه
اینکه مقاله میگوید :"سایت ها و رسانه های وابسته به اصلاح طلبان سبز، صدای کارگران را سانسور کرده اند. ” چیز تعجب آوری نیست اصلاح طلبان سبز هیچوقت نگفته بودند که میخواهند صدای کارگران را انعکاس دهند.
ادبیات این مقاله مرا یاد دوران ابتدای حاکمیت جمهوری اسلامی انداخت که حزب توده و بعدها فدائیان اکثریت به جناح مثلا چپ جمهوری اسلامی نصیحت میکردند که به این ها هم نیم نگاهی بیاندازند و الا در جبهه ضد امپریالیستی شکاف ایجاد میشود!. آیا جمله زیر چیزی متفاوت از بیانیه های آن دوران میباشد؟ کافی است کلمات جنبش سبز را با کلمات خط امام عوض کنید بقیه مطلب دیگرعین همدیگر است.” در آستانه ی روز جهانی کارگر، فرصت و موقعیت بزرگی برای غلبه بر بی اعتمادی بخش های بزرگی از طبقه ی کارگر به جنبش سبز و دموکراتیک ایران به وجود آمده است “ و یا “ادامه ی سکوت آن ها باعث شکاف های بیشتر می شود.”

این یک بازی است یا واقعا کسی از جنبش سبز اسلامی اصلاح طلبان انتظار معجزه دارد؟
۲۴۴۴۷ - تاریخ انتشار : ۹ ارديبهشت ۱٣٨۹       

    از : جنبش شکست نخوردگان

عنوان : آدرس عوضی دادن
از جانب اقای موسوی از شما تشکر می کنم که روز جهانی کارگر را به ایشان یاد اوری نمودید. مثل اینکه ایشان خبر ندارد. شما صورت مساله را اشتباهی طرح می میکنید. آقای موسوی همانطوریکه خودشان اظهار کردند بعد از ۲۰ سال برای این نیامده اند که خواسته های دمکراتیک کارگران را بدهند ایشان امده اند که جمهوری اسلامی را از سرنگونی نجات دهند که توسط همان کارگران قرار است انجام شود. اقای موسوی و کروبی بدرستی اعلام کردند وعده بعدی ۲۲ خرداد. اینها تا کارگر بدنبال شعارهای هپروتی حقوق بشر به خیابان بیاید مساله ای ندارند و میتوانند بعنوان لشگر پیاده استفاده کنند ولی وقتی مطرح کرده اند نه به قطع سوبسیدها نه به دستمزد یک جهارم زبر خط فقر و... تایید این خواسته ها یعنی مرگ سرمایه داری در ایران. سرمایه داران در ایران از موسوی تا ا.ن. از سلطنت طلب تا اکثریت و توده ای مساله شان این حرفها نیست. به مقاله اقای منصور برزگر رجوع کنید که چطور از جانب بورژوازی ایران از قطع سوبسیدها برای حل بحران دفاع می کند. به اعلامیه های رنگارنگ اینها نگاه کنید همه فقانشان از واردات بی رویه و ورشکستی جناح سرمایه داران صنعتی است مساله اینها کی کارگر بود که الان باشد. بورژوازی درایران برای کسب مافوق سود احتیاج به کارگر ارزان و خاموش داردو این میسر نمی شود مگر با دیکتاتوری. این آن حلقه ایست که جناحهای مختلف سرمایه از سرمایه تجاری تا سرمایه بوروکراتیک تا سرمایه تجاری تا سرمایه نظامی تا ... و نمایندگان سیاسی انرا از نهضت ازادی تا ا.ن. تا رهبر تا موسوی تا اکثریت تا مجاهد تا توده ای همه را به هم وصل می کند. تمام مساله "عدم خشونت " اینها بر می گردد به اینکه مبادا ماشین سرکوب رژیم توسط "خشونت " مردم شکاف بردارد اگر نه مساله اینها که خشونت دولتی نیست. به همین دلیل بازی کردن با کارت طبقه کارگر وقتی رهبران شناخته شده و سازمانهای آن تره هم برای سیستم سرمایه داری خرد نمی کنند ، ریسک زیادی می طلبد. سبزهای موسوی و کروبی بیدلیل نیست که ساعت ۴ همان روز اعلام راهپیمایی کرده اند آن هم توسط سبزهای خانه کارگر. این ها را کارگران خوب می شناسند. این ها یک عمر قاتل کارگران بوده و انها را خانه خراب کرده اند. طرفداران سرمایه داری بوروکراتیک در ایران چاره ای ندارند جز اینکه ادرس عوضی بدهند و سعی کنند جناح موسوی را به استفاده از کارگران ترغیب کنند. اما موسوی نیز حسابهای خود را دارد. هر گونه بالا بردن توقعات کارگران و حمایت از تشکلات انها یعنی بازی با آتش. مطمئن باشید هر وفت که ا.ن. و سازمان امنیت ان ترتیب فعالین کارگری و چپ را داد ایشان فرصت را غنیمت خواهد شمرد که جولان کند. اما تا موقعیکه این فعالین باشند ایشان دست به این خطرات نخواهد زد. منتظر بمانید. تمام جناحهای سرمایه در ایران در داخل یا خارج رژیم از جنبش انقلابی کارکران و مردم بیشتر از جناحهای رقیب می ترسند. حرکات موسو ی بعد از عاشورا و رادیکال شدن شعارها این را نشان داد و اول ماه مه نیز این را بیشتر نشان خواهد داد که وی غیر از قمپزهای حقوق بشری که هیچ چیز مشخصی نداشته و توقعات مردم را بالا نبرد حرفی برای مردم نخواهد گفت. آدرس عوضی دادنهای اخبار روز نیز بیشتر آرزوهای سرمایه داری بوروکراتیک در ایران را فرموله می کند که از اجرای بند ج آغاز و سپس راه رشد غیر سرمایه داری و بعد تحول از درون رژیم و ولتر کردن پاسداران سابق. این طرح در سال ۵۷ توانست جنبش طبقه کارگر را به تسلیم بکشاند اما در سایه وجود یک جنبش کمونیست کارگری خود برا زمینه یک طبقه کارگر ۸۰ درصدی در جامعه شکل کرفته است دیگر موفق نخواهد شد. هر درجه ایکه جامعه ذره ای باز شود از هر گوشه آن خواسته های کارگران برای آزادی، برابری، رفاه و یک زندگی انسانی بیرون خواهد زد و هر گوشه این خواسته ها با قدرت سیستم سرمایه داری در ایران را مورد حمله قرار خواهد داد. این واقعیت جدید جامعه است امیدوارم بتوانید انرا درک کنید. یا سرمایه داری یا بربریت اینرا در همین جنبش انقلابی در ایران می توان بخوبی دید. یا این جنبش بدست ا.ن. سرکوب می شود و یا جناحی دیگر مثل موسوی می اید و وضع کارگران از این هم بدتر می شود و یا اینکه کارگران رژیم را سرنگون کرده و به خواسته های خود دست می یابند. راه وسطی وجود ندارد.
۲۴۴۴۶ - تاریخ انتشار : ۹ ارديبهشت ۱٣٨۹       

    از : secular

عنوان : !
غلبه بر بی اعتمادی?????? بخش های بزرگی از طبقه ی کارگر به جنبش سبز و دموکراتیک ایران به وجود آمده است???????????



In bazi haye ideology koh-neh shodeh !!!
ba ke bazi mikonid?????????????????????????????


Har jonbeshi khod zabane khish ast va niyazi be ghaayem va sokhaan goo nadarad !!!!!
va khastehayesh mored paziresh jonbeshe saabz ast zira joz ve jamhe madani iranzamin ast !!!!!!!!!!

khastehaye jonbeshe sabz ham chizi bishtare greftan ghodrat va servat meli bedaste jameh madani nist

Ghaarne ۲۱ gharne jamhe madni ast baraye tasaahobe ghodrat va servat!!!!!
۲۴۴۴۵ - تاریخ انتشار : ۹ ارديبهشت ۱٣٨۹       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱۰)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست