یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

به یاد زیتون - یاشار دارالشفاء

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : حمید محوی

عنوان : کشف منابع گاز و جنگ غزه
در مورد نقطه ی مفصلی بنیادگرایی یهودی و مسلمان با نظام سرمایه داری دموکراتیک و پیشرفته و طرفدار حقوق بشر، امروز خبر جالبی در پیک نت خواندم که تا حدود زیادی موضوع این خون و خون ریزی ها را مشخص می سازد و این خبر مربوط بود به کشف منابع جدید گاز در غزه (واقع در دریای مدیترانه). می توانید خودتان آن مقاله را بخوانید. من تنها می خواستم در ادامه ی بحثی که این جا پیش آمد، مثالی عینی و اکنونی در باره ی نقطه مفصلی مزبور مطرح کنم.

نتایجی که من از این واقعه می گیرم، یکی این است که نظام سرمایه داری همچنان دشمن نوع بشر است، که دموکراتیک باشد یا نباشد بخاطر منافع مادی آدم می کشد. حقوق بشری ها هم همکار و هم پیمان با چنین جنایاتی هستند. یک نفر بود برای مبارزه ی پارلمانی تبلیغ می کرد. کی بود؟ مشاهده می کنیم که پارلمان و ساختار دموکراتیک و این حرفها هم تضمینی برای قانونمندی نیست زیرا که نظام سرمایه داری اساسا و به شکل بنیادی بیمارناک است. در این کشت و کشتارها پای یک شرکت انگلیسی نیز دربین است که پارلمان هم دارند.
۶۱٣۴ - تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱٣٨۷       

    از : حمید محوی

عنوان : به ناصر مستشار
دوست گرامی به سهم خودم از شرکت شما در این مباحث سپاسگذارم، زیرا من نیز یکی از خوانشگران فعال حوادث اخیر هستم و تمام نظریات و مقالات برایم حائز اهمیت می باشد.
دیدم که شما همین توضیحات را در مقاله دیگری به ثبت رسانده اید. البته تصور نمی کنم ممنوعیتی وجود داشته باشد، در هر صورت می شود همه چیزی را توجیه کرد.

ولی در شیوه ای که شما به کار می برید، اشکالی که پیش می آید این است که شما محتوای مقالات را کاملا ندیده می گیرید و به خصوصیت انتقادی مقالات بی تفاوت باقی می مانید.

با سپاس از توجه شما
۶۱۱۶ - تاریخ انتشار : ۲٣ دی ۱٣٨۷       

    از : حمید محوی

عنوان : آیا عجیب نیست؟
من فکر می کنم که حداقل یکی از مطالب مهم این مقاله مربوط است به «دو روی یک سکه» که پیش از این نیز در جاهای دیگری به این موضوع اشاره کرده بودم و این جا می بینم که این نظریه تأیید شده است. یعنی همکاری بنیادگرایی دین یهود و بنیادگرایی اسلامی. البته تمایلات شدید صهیونیستی را نیز به عنوان پاسخ پاتولوژیک به هلوکوست به حساب آورد.
و البته نقطه ی مفصلی این جنگ که برای بقا و اعتبار هر دو دین و حتی مسیحیت که گویی در خارج از گود ایستاده...با جهان سرمایه داری نیز حائز اهمیت است.

نکته دیگر خود جنگ به عنوان کالا در بازارهای سرمایه داری دموکراتیک و طرفدار حقوق بشر است. صنایع نظامی به بازار نیازمند است و این بازار نظام سرمایه داری دموکراتیک و طرفدار حقوق بشر همانا جنگ است. یعنی کشورهای پیشرفته و مترقی و طرفدار حقوق بشر و دموکراسی اروپایی و آمریکا روی جنایت علیه بشریت ایستاده اند.

البته تحلیل دقیق حوادث خاورمیانه و بخصوص آن چه که به اسرائیل و اعراب مربوط می شود، هیچ وقت دقیق نیست، و تحلیل ها غالبا جزئی هستند. تناقض بزرگی در عرصه رسانه ای مشاهده می شود، زیرا با وجود پیشرفت های تکنولوژیک حقیقت بیش از پیش تحریف می شود.

روزنامه اومانیته دیروز خبرهایی از جنگ در غزه منتشر کرده بود، و علی رغم تحریم خبرنگاران توسط اسرائیل، می توانستیم تفسیر برخی صحنه های جنگ را بخوانیم. از جمله این که سربازان اسرائیلی از غیر نظامیان فلسطینی برای حمله به حماس استفاده می کند. به این شکل که چند خانواده را در خانه ای جمع کرده و از آنجا به طرف حماس تیراندازی می کنند، طبیعتا تحت چنین شرایطی حماس نمی تواند پاسخ بگوید.
البته حماس هم به سهم خودش، گویا که قوانین جنگی را زیر پا گذاشته و در درون مناطق غیر نظامی انبار اسلحه ایجاد کرده است.

من تاریخ شناس نیستم ولی چیزهایی خوانده ام. در جای می خواندم که دنیای غرب و مسیحیت همیشه کارهایی ر به یهودیان واگذار کرده اند که خودشان نمی خواستند انجام دهند. و همین کارها هم بوده که همیشه برایشان نتیجه ی بر عکس داشته است. در لهستان قرت پانزدهم و شانزدهم و در هر صورت در اطراف شرق اروپا یهودی ها مأمور جمع آوری مالیات برای دولت مسیحی بودند...طبیعی ست که مردم از مالیات بگیر ها دل خوشی نداشتند و به همین علت نیز موقعش که رسید، شکم زنان یهودی را باز می کردند و در آن گربه ی زنده ای حبس می کردند و شکم را دوباره می دوختند. بنابراین شقاوت های نازیسم نوآوری نکرده است.

موضوع به رسمیت شناختن اسرائیل، قطع نظر از به رسمیت شناختن سرزمین و دولتی برای فلسطینی ها، حداقل یک مشکل را در بر دارد و آن هم این است که، اسرائیل تقریبا تنها کشوری در جهان است که مرز مشخصی ندارد.

درثانی اسرائیل کشوری شبیه به کشورهای دیگر نیست، به عنوان مثال شما امروز، در فرانسه، در هر سوپرماشه ای که وارد شوید یک ردیف محصولات اسرائیلی پیدا خواهید کرد. این عجیب نیست که فرانسوی های ناسیونالیست و نژاد پرست محصولات کشور دیگری را در سوپرماشه هایشان بفروشند. آن هم محصولات تازه، سالاد های مختلف، کنسرو خیارشور، دلمه، حلوا ارده، و انواع و اقسام محصولات غذایی یخ زده و حتی نوشابه و شراب. این عجیب نیست؟
دانشجویان کدام کشوری را دیده اید که برای تأمین هزینه های مسافرت های دور دنیایشان در سوپر مارشه ای فرانسه - محله ی شانزدهم پاریس - از مشتریان درخواست کمک کنند؟ و پاسخ مثبت هم بگیرند؟ این عجیب نیست؟
نه اسرائیل کشوری نیست که به کشورهای دیگر شباهتی داشته باشد. و البته شاید هم که روزی سرانجام تصمیم دیگری بگیرند. زیرا اساسا عنصر بنیادی و وجه مشخصه ی فرهنگی قوم یهود در سرگردانی و بی سرزمینی آن است. و برخی از یهودیان به همین علت با تشکیل دولت یهودی و سرزمینی مشخصا یهودی مخالف هستند و اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند. اسرائیل از بدو پیدایش دولت اسرائیل، از حدود شصت سال پیش تا به امروز یک روز صلح و آرامش بخود ندیده است، آیا چنین موضوعی عجیب نیست؟ که کشوری نوین به وجود بیاید و یک روز صلح و آرامش بخود نبیند؟ آیا چنین موقعیتی پیش از همه به اضمحلال قوم یهود نمی انجامد؟ آیا این اضمحلال نیست که یک جمعیت پنج شش میلیونی برای قطع نسل هفتاد میلیون ایرانی خط و نشان بکشد؟ و تمام جهان را به نابودی تهدید کند؟
۶۰٨۱ - تاریخ انتشار : ۲٣ دی ۱٣٨۷       

    از : پونه

عنوان : برداشت
در بخشی که نویسنده به "رویکرد اول" پرداخته، بطور ضمنی از این نظریه دفاع کرده که اسراییل یک "حکومت اشغالگر" در سرزمین فلسطین!! است. و این یعنی اسراییل به عنوان یک کشور حق حیات ندارد. این مسئله را بطور نمونه میتوان در آن بخش از مقاله دید که پس از نقل قولی از بن گورین مبنی بر اینکه فلسطینی ها حق دارند با اسراییل صلح نکنند (و در واقع آن را به رسمیت نشناسند)، نویسنده مینویسد: "شاید منطقی ترین مبارزین فلسطینی و پرشورترین طرفداران حقوق بشر هم نتوانند به زیبایی یک رهبر اسرائیلی چون بن گورین مسئله را اینچنین شفاف بیان کنند".
این موضوع در پرداختن به "رویکرد دوم" هم مجددا، ولی این بار پنهان تر، مطرح شده. درست است که نویسنده خود را طرفدار رویکرد سوم میداند، ولی نه تنها مرزبندی مشخص با تفکری که موجودیت اسراییل را زیر سوال میبرد، نکرده، بلکه در مواردی چون موردی که ذکر کردم، از آن دفاع هم میکند.
۶۰۲۷ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣٨۷       

    از : آتوسا بزرگمهر

عنوان : سئوال از نویسنده ی کامنت قبل « پو نه »
اگر جنابعالی نوشته ی این پست را خوانده اید ؟ لطفا در باره ی آن بخش / بخش های
مورد انتقادخود ، ضمن اشاره به آن مورد / موارد مرا هم ارشاد فرمائید .چون من مانند شما چنان برداشت نکردم .
اصولا ؛ باید با اندیشه ی نویسنده برخورد کرد، ولی شما با نوشته ی این پست برخورد نکردید و کلا از این پرنسیب دور شده اید و حتی آن را به بقیه نوشته های این سایت « اعم از درست یا نادرست » تعمیم داده اید. برای اطلاع جنابعالی عرض می کنم ، شخصا رویکرد سوم نویسنده ی این مطلب را ترجیح میدهم .
۶۰۲۴ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣٨۷       

    از : پونه

عنوان : عقب گرد سیاسی
جالب است که برخی نیروهای سیاسی ایرانی تا چه حد تحت تاثیر تبلیغات اسلامیون عقبگرد کرده اند که حتی حق موجودیت اسراییل را به رسمیت نمی شناسند! سایت اخبار روز هم تبدیل شده به میدان تبلیغات این نیروها علیه اسراییل و آمریکا. مسئله غزه و حماس چنان برای این دسته مهم شده که در این ده دوازده روز تمام مطالب این سایت را به خود اختصاص داده! و به استثنای دو سه مقاله، همگی خواهان "نابودی" کشور اسراییل هستند و بطور ضمنی و یا آشکارا از حماس دفاع میکنند.
۶۰۲۲ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣٨۷       

  

 
چاپ کن

نظرات (۶)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست