یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

۱۳ آذر، روز مبارزه با سانسور

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : ر ص

عنوان : متحد شویم
دو سه نفری در این سایت در خواست کرذده اند، و گویا عاجزانه درخواست کرده اند که با این درصد عظیم مخالفین و فراهم آمدن تند شرایط لازم است همه ی دموکراتهای چپ و راست متحد شوند تا این رژیم را که ما را چه چپ و چه راست و چه جمهوری خواه و چه مشروطه خواه به سرازیری نیستی خواهد فرستاد را از سر اریکه ی قلدری و آدمکشی بزیر بکشند. من هم که از ساکنان این له شده زیر نعلین آخوند و پوتین سپاه و بسیج هستم همین تقاضا را می کنم. شاید فردا خیلی دیر باشد. چنان که کس دیگری هم نوشته و کس دیگری هم تکرار کرده اگر ما نجنبیم و یک حکومت ملی نیاوریم مردم ایران به آمدن هر خاجی خوشامد خواهند گفت. مانور سپاه و بسیج و نیروهای انتظامی در تهران نفرت مردم را چنان بر انگیخته که در این سی ساله سابقه نداشته است. و ما چپها امروز در ایران در پی تفتیش عقایدیم که کی تا اندازه به لنین باور دارد یا ندارد. مسئله امروز ایران هدایت این ضدیت لجام گسیخته با اسلام و روحانیت و سپاه و بسیج است که باید بسوی یک اتحاد فرا گیر رهبری شود.
از تهران
۴۴۹٣ - تاریخ انتشار : ۲۵ آبان ۱٣٨۷       

    از : غلامرضا زنگنه

عنوان : چه باید کرد؟
من هم بعضی مواقع می نویسم .البته نه در حد نویسندگان بزرگ بیشتر برای روشن شدن عقاید خودم. هنگام نوشتن می خواستم نتیجه بگیرم به ذهنم خطور کرد که چرا نباید مردم را دعوت کرد تا روز خاصی را به عنوان اعتراض و خواسته مردم برای انتخابات آزاد ،انتخاب کرد در این هنگام به سایت اخبار روز نگاه کردم تا ببینم امروز چندم آبان است و باز هم به سر تیتر کانون نویسندگان تو جه ام جلب شدکه سیزدهم آذر به عنوان یاد از جان باختگان سال ۱۳۷۷ اعلام شده است و در عین حال اعتراض به سانسور.آری درست است ما در خارج نشسته ایم اما قلب ما همگی با مردم ایران است.دمی از این همه رنج که مردم ما می کشند آسوده نیستیم و شعر سعدی که:چه عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضو ها را نباشد قرار
زبان گویای حال ماست.فیلم چه راست و یا چه صحنه سازی بیان خشونت در میان جامعه ماست . حکومت مذهبی خود مصداق بارز خشونت است و هیچ گونه جای تردیدی در آن نیست.اما چه باید کرد؟به پیشنهاد دوست عزیز البرز البرز باز می گردم و می خواهم اضافه کنم تجمعات بیرون از خانه بهترین ایده است عدد سیزده را نیز که عوام از آن هراس دارند به فال نیک بگیریم و از آن استقبال کنیم و سیزدهم هر ماه را با روشن کردن شمع و جنبش آرام به یاد تمامی قربانیان خشونت در بیرون از خانه یک سا عتی روشن نگه داریم .ممکن است اوج آن سیزدهم فروردین شود که مردم به طبیعت روی می آورند و یک روز ملی و فرهنگی همه ایرانیان است.
ما خارج نشینان نیز سیزدهم هر ماه را در کنار هم به قول دوست عزیز از چپ ،راست ،میانه و لیبرال در شهر های بزرگ و فراگیر در مقابل محل مشخصی گرد هم آییم و با روشن کردن شمع به عنوان سمبل مبارزه نور بر علیه ظلمت و جهالت با همه هموطنانمان هبستگی کنیم و یاد جان باختگان و زندانیان سیاسی را که در دخمه های حکومت مذهبی به سر می برند زنده نگه داشته و آزادی آنان را آرزو کنیم.
این پیشنهاد من بود و از هر پیشنهاد دیگر نیز استقبال خواهم کرد . با برداشتن قدم های کوچک شروع کنیم تا به ایده های بزرگ دست یابیم .
پیروز باشید.
۴۴٨٣ - تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱٣٨۷       

    از : تکرار ..............

عنوان : تکرار یک نکته ی بسیار مهم ، با اجازه ی نویسنده اش
"اگر روشنفکران چه چپ و چه راست چه لیبرال و چه رادیکال برای بر پایی دموکذاسی با هم متحد نشوند و مردم را بسیج نکنند، دیگران این بسیج را خواهند کرد، دیگران مقصودم آمریکا و غرب است. و مگر نه این است که در یک حکومت دموکراتیک هم چپ هست و هم لیبرال هست و هم رادیکال و..."
۴۴۷۳ - تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۸۷
۴۴۷۹ - تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱٣٨۷       

    از : یک ایرانی دو دل -

عنوان : پرسش من این بود ...
فرسوده از رنج ، ای عزیز سلام بر شما ، ما همه فرسودگانیم. من با شما موافقم ، منظورم این نبود که رژیم از این کار ها نمی کند ، رژیم کار هایی کرده که این کار پیشش پشیزی بیش نیست.
سئوال من این بود که ایا این فیلم را رژیم خودش پخش نکرده به دلایل خاصی ، مثلاً : ایجاد جو وحشت و ...
۴۴۷٨ - تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱٣٨۷       

    از : ج ن از غرب تهران

عنوان : حرامزادگان بر قدرتند
من از تهران می نویسم. در اینجا نفرت و توهین خودم را به مقام معظم رهبری و امام خمینی و نیروهای ضدامنیتی که روزگار ما را سیاه کرده اند میفرستم. به دوستان خارج از کشور هم اعلام می کنم که اینقدر بین خودشان تفرقه نیندازند پیام نفرت مارا به گوش جهانیان برسانند. حرامزادگان برقدرتند!
ن از غرب تهران
۴۴۷۴ - تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱٣٨۷       

    از : فرسوده از رنج

عنوان : شما ها راست می گویید
اسمیشان را فراموش کردم ولی همگی درست نوشته اید! در هر حال این کتکهای فاشیستی اسلامی علوی و نبوی واقعی ست. حتا اگر خودشان هم از آن بیچاره فیلم گرفته باشند. از اینکه صبعیت اینان از این درجه اعتبار برخوردار باشد هیچ شک نکنید. اینان آن زمان که کرباسچی را دستگیر کرند و بعد هم شهردارها را برای کم کردن روی شهرداران به بعضی از آنها تجاوز کردند. به یکی از روزنامه نگاران معرف و برای تحقیر او بهش تجاوز کردند. به زهرا کاظمی قبل از قتل تجاوز کردند، به زهرا بنی یعقوب که پدرش سپاهی ست تجاوز کردند و بعد هم او را مجبور به سکوتش کردند...آری شما که مثل پیک نت از دیدن فیلم شک کردید بدانید که صبعیت اصحاب خمینی و خامنه ای و روحانیت شیعه از اینها هم بیشتر است، ما باید با یک بسیج مردمی این رژیم را از اریکه ی قدرت بزیر بکشیم. اگر نه دیگران این کار را برای ما انجام خواهند داد. اگر روشنفکران چه چپ و چه راست چه لیبرال و چه رادیکال برای بر پایی دموکذاسی با هم متحد نشوند و مردم را بسیج نکنند، دیگران این بسیج را خواهند کرد، دیگران مقصودم آمریکا و غرب است. و مگر نه این است که در یک حکومت دموکراتیک هم چپ هست و هم لیبرال هست و هم رادیکال و...
۴۴۷٣ - تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱٣٨۷       

    از : یک ایرانی دو دل ...

عنوان : شما در این باره چه فکر می کنید؟
فیلم را دیدم خیلی ناراحت شدم ، ساعاتی بعد نظر "پیک نت" را خواندم. راستش مرا به شک انداخت. شما در این باره چه فکر می کنید؟



پیرامون فیلم اخیر خشونت در خیابان
فیلم ها و بازی های امنیتی
سخن می گویند، اما اگر دقت کنید




در چند روز گذشته، فیلم دیگری را از صحنه های خشونت نیروهای انتظامی و امنیتی در خیابان ها روی شبکه یوتوب قرار داده اند، که مطابق معمول برای سایت ها و وبلاگ ها و همچنین رادیوهای فارسی زبان و حتی تلویزیون های ایرانی "فیل"ی بود که به هوا پرواز کرد. سوژه ای داغ و پر سوز، که بویژه گویندگان رادیوهای فارسی زبان با آوردن این و آن فرد روی خطوط خود به آن پرو بال بسیار دادند. درست شبیه فیلم اعترافات یک بازجوی امنیتی که باصطلاح دست به افشاگری زده بود! آنهم در زندان و در جریان یک فیلمبرداری بلند مدت! این ماجرا مربوط به ماه گذشته است.

ما، هم آن فیلم و هم این فیلم را دیدیم. درباره آن فیلم، با اشاره به خبرهای بی وقفه ای که در باره حقوق بشر منتشر می شود توصیه کردیم کمی به این نکته بیاندیشید که دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی پس از ۳۰ سال تجربه و امکانات بسیار پرقدرت عمل می کند. هوشیار باشید و به انگیزه ها بیاندیشید و حوادث را تحلیل کنید.

درباره فیلم اخیر مربوط به خشونت در خیابان هم همین توصیه را می‌کنیم. منطق را در کنار هیجان و نفرت از توحش به خدمت بگیرید و یکبار دیگر این فیلم اخیر را ببینید و به خود پاسخ دهید:

۱- معمولا در جریان این حوادث آنقدر مامور در محل هست که مردم را دور کند تا مبادا به حمایت از آن که به چنگ افتاده برخیزند. در این فیلم هم می بینید که هستند. پس این فیلم را که با دوربین و از نزدیک گرفته شده و نه با تلفن دوربین و از راه دور، چه کسی و با چه هدفی گرفته؟

۲- وسیله ای که با آن فرد به چنگ افتاده را می زنند، حتی باتوم لاستیکی هم نیست. چوبی شبیه چماق است و با تمام قدرت از بالای سر پائین می‌آید. نه پس از ۲۰- ۳۰ و شاید ۴۰ ضربه ای که با این چوب به طرف می زنند، بلکه پس از دو ضربه، استخوان و عضله ای از خورنده چوب باقی می ماند که بتوان از زمین برخاسته و بایستد؟ و شما دراین فیلم می بینید که طرف بعد از همه آن ضربات بلند می شود و تا کنار صندوق عقب اتومبیل نیروی انتظامی و پلیس براحتی راه می رود!

سئوالات بیشتری را می توان طرح کرد، اما اگر فقط برای همین دو سئوال پاسخ یافتید، آنوقت به سئوالات دیگر بیاندیشید.

از جمله، این که با چه هدفی این صحنه ها را فیلم می گیرند و فورا پخش می کنند و بنام و آرم حقوق بشر داخلی فورا روی شبکه یوتوب قرار میگیرد؟

جز این اینست که می خواهند رعب و وحشت را برجامعه حاکم کنند؟ و حکومت اوباشی را که اتفاقا دراین فیلم یکی از آن ها را با سر و سینه ورزیده و زورخانه ای می بیند نشان بدهند.

چه کسانی بیننده این نوع فیلم ها هستند؟ هم در خارج و هم در داخل. تکلیف خارج کشوری ها روشن است و دسترسی آنها به شبکه اینترنت هم مثل آب خوردن. اما آنها که درداخل هستند، جز طیف هائی از قشر متوسط جامعه و نه توده وسیع مردم به اینترنت دسترسی دارند؟ پس بیننده آنها هستند و هدف هم ترساندن آنها.

همین طیف به ماهواره هم دسترسی دارد و رادیوها و تلویزیون های فارسی خارج از کشور را می بیند. تلویزیون و رادیوهائی که شماری از آنها از بودجه محرمانه جمهوری اسلامی برای ادامه کارشان استفاده می‌کنند. به آن تلویزیون باصطلاح رنگارنگ نگاهی، حتی اگر یکبار هم شده نگاهی بیاندازید تا متوجه شوید. همان تلویزیونی که رکیک ترین و چارواداری ترین فحش ها را به صدر تا ذیل آخوندها و بویژه آیت الله خمینی می دهد.

همین رادیوها و تلویزیون ها، جبهه دومی است که با این فیلم ها تغذیه شده و به سمت همان طبقه و قشری که بیننده و شنونده آنها هستند شلیک ترس و وحشت و خانه نشینی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری را می کنند.

یعنی این طیف را که می تواند مبلغ و مروج آگاه توده مردم برای انتخاب درست باشد می ترسانند، مایوس می کنند، درخانه می نشانند، تا بقیه مردمی را که درجریان این نوع مسائل نیستند به آن سمت که می خواهند هدایت و رهبری کنند. هدف اینست. تمام شگردها که در خرافات مذهبی و نقش آفرینی مداحان خلاصه نمی شود. دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی انواع ترفندها را در کیسه دارد.

آن که می تواند و امکان آن را دارد تا فیلم اعترافات بازجو در سلول را بگیرد و برای شما روی یوتوب قرار دهد، چرا یک فیلم از محوطه زندان اوین نمی گیرد؟ چرا از اتاق شکنجه فیلم برای شما تهیه نمی کند؟

آن که فیلم توحش خیابانی را برای شما تهیه می کند، اگر ریگی به کفش ندارد چرا فیلمی از داخل کلانتری ها، پاسگاه های سیار و پراکنده نیروی انتظامی که بصورت کیوسک در هر گوشه تهران از زمین مثل قارچ روئیده اند فیلم نمی گیرد؟ یعنی همان جائی که هزاران هزار تهرانی در روز با آن ها سر و کار دارند و می بینند و می دانند که جز لگد و فحش و کشیده زبان دیگری در این اماکن حاکم نیست. چرا از دادگستری و دردمندانی که در راهروهای آن سرگردان اند فیلم نمی گیرد؟

نتیجه دیگری نیز از این بازی امنیتی محتمل است و روز به روز نیز محتمل تر می شود و آن این که در پایان حکومت خشونت خیابانی و یکدست شدن حکومت نظامی ها، یک رضاخان نظم عمومی جامعه را بدست بگیرد.

به همه آنچه نوشته شد، حداقل بعنوان احتمالات بیاندیشیم!

حالا این فیلم را با این توضیحات ببینید و خود قضاوت کنید. به لحظه ای که زننده چوب هم پشت به دوربین می کند توجه داشته باشید. همچنین به کوچک و لاغر انتخاب کردن سوژه که در صندوق عقب اتومبیل جا بگیرد. از اینجا ببینید.
۴۴۶۹ - تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱٣٨۷       

    از : ناظر از کرج

عنوان : به آقای رشتی
من فکر می کنم که این فیلم واقیعه اما به عمد از طرف خود بخشی از مقامات فاشیستی رژیم گرفته شده تا ما رو بترسونه! اینطور نیست؟؟ اما باید حتما دیده بشه/
بله باید شماره ها به انگلیسی بشه تا آدرس باز بشه
۴۴۶٣ - تاریخ انتشار : ۲٣ آبان ۱٣٨۷       

    از : الف ع

عنوان : شما که در خارج هستید فیلم فرستاده شده را حتما ببینید و برای دوستان خود خصوصا خارجی ها بفرستید.
دوستان این این فیلم وحشتناک است.شما که در خارج هستید فیلم فرستاده شده را حتما ببینید و برای دوستان خود خصوصا خارجی ها بفرستید. این گونه فیلمها خصوصا برای افشای این نظام وحشت باید به خارجی ها نشان داد. اگر ما ذنجیره ای از این افشاگری را درست کنیم حتما مفید خواهد بود.
۴۴۶۰ - تاریخ انتشار : ۲٣ آبان ۱٣٨۷       

    از : مهران رشتی

عنوان : هرکس ما را از زیر دست این حکومت آزاد کند خوب است. بخودآییم شاید خودمان این کار بکنیم!
اعداد را به لاتین بنویسید/ تا بتوانید حکومت عدل علی را به خوبی ببینید!
http://video.google.com/videoplay?docid=-۱۲۰۳۰۸۵۲۰۸۸۵۹۲۸۹۹۵۲&hl=en
۴۴۵۹ - تاریخ انتشار : ۲٣ آبان ۱٣٨۷       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (۱۲)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست