یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

رحمان گلچهره
اول ماه مه، جنبش اعتراضی کارگران علیه فقر مزد و علیه فلاکت سیل!


• اگر همه "ادیان الهی" یکجا عقوبت جهنم وعده داده شده را بر انسان نازل میکرد، نمیتوانست در یک چنین همزیستی دولت و مالکان ومتولیان این مناسبات سرمایه و بربریت، رنج و گرسنگی و زشتی را در چنین ابعاد وسیع و متنوع بر سر مردم این سرزمین آوار کند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۴ ارديبهشت ۱٣۹٨ -  ۲۴ آوريل ۲۰۱۹



اگر همه "ادیان الهی" یکجا عقوبت جهنم وعده داده شده را بر انسان نازل میکرد، نمیتوانست در یک چنین همزیستی دولت و مالکان ومتولیان این مناسبات سرمایه و بربریت، رنج و گرسنگی و زشتی را در چنین ابعاد وسیع و متنوع بر سر مردم این سرزمین آوار کند.

همه افتخار نظام سرمایه، کار و فروش آزاد نیروی کار برای نان را از میلیونها انسان این سرزمین سلب کرده اید و کولبری، سوخت بری و تن فروشی و کلیه فروشی را به پدیده کارمزدی ارتقا و رسمیت داده اید.
همان چندر غاز مزد فقر را از به کارگرفته گان به گرو گرفته اید و پست ترین مزد حقارت را با هزار کلک و قانون کار بردگی به نیروی کارمزدی (شاغل، بازنشسته و بیکار) و با زور قشون تحمیل کرده اید.
در بدترین شرایط غیرمتعارف حاکمیت سرمایه و در یک توازن نابرابر جدال طبقاتی کارگران و همه نیروی کارمزدی، با قشون کشی و بگیر و ببند، با قوانین ضدکارگری و غیرانسانی و تصاحب همه ثروت و منابع جامعه، مظاهر سقوط منزلت انسانی را بر سر مردم آوار کرده اید.
کارگر و معلم، و... را به جرم اقدام علیه امنیت سود و غارت سرمایه مدام میبرید زندان، از آنطرف غارتگر و متجاوز به منافع کارگر و مردم را میبرید میگذارید یک منصب بالاتر.
زیست گاه جاندار را به تخریب سود داده اید و بارش باران و برف، این تنها روزنه امید زحمتکش ترین مردمان این سرزمین به دسترسی نان شان را سیل ویرانگری ساختید که نه تنها داشته ها که جانشان را دارد میبرد.
بر تمام ثروت و منابع همین مردم چنگ انداخته اید و تنها اقدام عاجل تان در پاسخ به "مصیبت"زدگان سیل، محاصره مردم برای مهار اعتراضاتشان است. درست عین "تعجیل در یاری" به مردمان زلزله زده کرمانشاه و دفن شدن کارگران معدن یورت...!

با آوار شدن سیل بر زندگی صدها هزار مردم این سرزمین که کشاورز اند، کارگر اند، معلم اند، بازنشسته و کارگر بیکار اند، دارید هزار و یک "مصیبت" را به دوش کارگران و نیروی کارمزدی و فرودستان این جامعه میاندازید، تاوان و هزینه های همه این بحران لجن اقتصادی/اجتماعی که شما متولیان و مدافعان این نظم سرمایه بر سر و کول این جامعه سر ریز کرده اید را میخواهید و دارید از جیب و سفره کارگر و معلم و بازنشسته و همه کارمزدی بر میدارید.
در اوج سیاست استثمار و شیادی، یک یارانه حقارت به لایه های فقیر کارگران و مردم فرودست داده اید و از آنطرف هر ماه با افزایش دائم و رسمی و غیر رسمی نیازهای اساسی مردم، با درصد بیشرمی و توان هر قدر زورتان برسد از حلقوم و سفره کارگران و مردم دارید غارت میکنید.

همه تتمه زندگی مردمانی را در بی لیاقتی و "خواب زدگی" اختیاری تان آب برده، آنوقت والی خوزستان این شریک سرمایه داران میخواهد پیرمرد معترض این وضعیت بدبختی اش را بکند توی گونی!
بخاطر غارت نفت و دلار، سیل را هل داده اید سمت مردم. به کمک تان که مردم امیدی ندارند و خودشان دست به کار شده اند، رفته اید برای سرکوب از آنطرف مرز نیروی کمکی آورده اید.
این چه جامعه نفرت انگیز، چه نظم سرمایه و مناسبات انزجار آوریست که لحظه ها از شمارش همه بدبختی ها و تحقیر و تعرض به انسانیت بازمیماند و استفراغ میکند؟
این فقر مزدی، گرسنگی و مشقات آوار شده این نظم سرمایه بر زندگی و زیست ما کارگران و توده مردم، بطور یقین نه با جبر روزگار و توصیه "خیرخواهی"، و نه با یاری منفعت طلبان و مدافعان سرمایه داری ریز و درشت پایان و کاهشی بر آن متصور نیست، این وضعیت قابل قبول نیست و باید به آن پایان داد.
این وضعیت موجود معاش و زیست تحمیل شده و مصائب آوار شده یک سوی یک کشمکش و جدال چهل ساله بوده است و نه همه تصویر آن واقعیت که جاریست...
کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، و بیکاران و همه نیروی کارمزدی این وضعیت را نمی پذیرند،،دارند می بینند که در همین جهان متمدن میتوان در رفاه زندگی کرد!

چهار دهه است جنبش اعتراضی/مطالباتی کارگر و کارمزدی در یک جدال نابرابر برای بهبود معاش و عرصه های زیست انسانی اش در یک جدال دائمی است و روزی نیست که در میدان نباشد.
این نظم سرمایه برای موجودیت و استمرارش هر روز با یک جنبش اعتراضی/مطالباتی کارمزدی که سر ایستادن و تمکین کردن ندارد، اگرچه نابرابر زیر یک سرکوب عریان و گروکشی نان و کار، ولی دست به یقه شده است. کارگر و معلم حتی برای مزد به گرو گرفته اش باید با همه مناسبات بجنگد.
کارگر اعتصابی مزد و نان اش را "میبرید مذاکره"، آنوقت پنج طرف میز، کارفرما، دولت، رئیس قشون، و قاضی و زندانبان نشسته اند!
اول ماه مه، قبل ازآنکه یک روز در تقویم خاطره جنبش کارگری و رویدادی متعلق به گذشته باشد، یک جنبش اجتماعی فی الحال موجود است، جنبش نپذیرفتن وضعیتی است.

جنبش اعتراضی کارگر و معلم و بازنشسته و... علیه این وضعیت فقرمزدی و علیه تحمیل زیست غیر انسانی در این اردوی کار (ایران) است.
کارگر و معلم و بازنشسته و بیکار، کف جامعه دارد فریاد میزند که نه تنها تبعات بحران اقتصادی و چهل سال اقدام بربریت سرمایه و بی لیاقتی ها و چاپیدن و اختلاس متولیان به تصاحب گرفته ثروت و منابع جامعه را، نیروی کارمزدی و مردمان فرودست نباید بدهند و تحمل کنند، که رفاه و همه شرایط زیستی انسان متمدن امروز قابل دسترس، وحق آنان است.
دیرزمانی است در جای جای این سرزمین نه تنها یک صف آرائی عظیم نیروی کارمزدی در جدال طبقاتی و دائمی بجلو آمده است، که جامعه و توده مردم عاصی را پشت قدرت اعتراضی خود و اساسی ترین مطالبات انسانی بجلو آورده و دارد هل میدهد.

اول ماه مه، جنبش در هم تنیده کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و بیکاران و...، در بجلو آوردن خواست ها و مطالبات درهم تنیده شان با جنبش اعتراضی/اعتصابی کارگران فولاد، هفت تپه و هپکو و راه آهن است، دفاع از دخالتگری شورائی مستقل کارگران و معلمان در برابر تحمیل ضدکارگری ترین تشکلات دست ساز دولت و خانه کارگری است. جنبشی علیه قانون کار موجودیست که تاروپود آن علیه منافع کارگران و سند جرم به رسمیت شناختن بربریت کارمزدی و زن ستیزی است.
اول ماه مه، بجلو آمدن جنبش اعتراضی معلمان و پرستاران، بعنوان بخشی از جنبش گسترده و هم سرنوشت نیروی کارمزدی در ظرفیت سازمانیابی علیه فقرمزد، و علیه فقر در عرصه های زیست انسانی است. بجلو راندن مطالبات بی خدشه انسانی آموزش و بهداشت رایگان، مطالبه کارگران و همه نیروی کارمزدی است!

اول ماه مه، جنبش اعتراضی/مطالباتی بازنشستگان و خیل بیکاران است. این نیروی گسترده اجتماعی رمق گرفته و رها شده از بردگی کارمزدی، که برای سرمایه و دولت و همه ارکان قدرت اش انسانهای "مستعمل" و مازاد از چرخه رسمی سود است، گسترده ترین جنبش اجتماعی درهم تنیده کارمزدی است که برای برخوردار بودن از معاش و زیست در خور انسان متمدن امروز حتی در همین مناسبات، هزینه اش را قبلا از کار و از جیب پرداخته است.

اول ماه مه، جنبش اعتراضی کارگران و همه نیروی کارمزدی در دفاع از خواست هاو مطالبات مردم به سیل رانده شده و دفاع از کارگران و مردم زلزله زده ایست که در پس یکسال روضه های فریب دولت و همه نهادهای متناظر بر قدرت این نظم سرمایه، هنوز سهم شان از زندگی فقر و بیماری و کپرهای اهدائی کارگران ومردم است.

اول ماه مه، جنبشی علیه تحمیل مزد فقر و تحقیر ارزش زندگی کارگران توسط مفت خوران است، تحقیرانسان هائی که با کارشان بمثابه برده کارمزدی و خالق سود سرمایه به رسمیت اش میشناسند و هویت انسانی، منزلت و جایگاه اجتماعی اش را با میزان معاش اش و سود حاصل برای سرمایه می سنجند.
اول ماه مه، به میدان آمدن جنبش اعتراضی /مطالباتی و متحدانه کارمزدی (کارگر، معلم، پرستار، بازنشسته و خیل بیکاران) علیه پرونده سازی ها وامنیتی کردن اعتراض و اعتصاب و بگیر وببندها است!
اعتراض، اعتصاب و داشتن تشکلات آزادانه مستقل از دولت و نهادهای حاکمیت و مصون بودن از هرگونه تعرض، حق خدشه ناپذیر کارگران و همه نیروی کارمزدی است.

اول ماه مه جنبش طبقاتی کارگران و همه نیروی کارمزدی این اردوی کار(ایران) در اتحاد با جنبش اعتراضی کارگران و فرودستان کارمزدی و توده مردمان ستمدیده عراق، سوریه و افغانستان و... علیه فقر مزدی و علیه همه شرایط تحمیل شده زیست غیر انسانی است!

خواست هفت میلیون مزد و یا حقوق ماهیانه، برای رها شدن از گرسنگی خط فقر و ۳۵ ساعت کار در هفته، بخش حداقلی از مطالبات برحق کارگران و همه نیروی کارمزدی است!
نان، رفاه و آزادی، حق کارگران و همه مردم است!

منبع: تلگرام


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست