یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نقد زبان (۵۰ تا ۵۶)


سهراب مبشری


• نقد زبان (۵۰):‌ جمع آوری| اخیرا بحث درباره طرحی غیرانسانی در ایران به نام «جمع آوری» کودکان خیابانی درگرفته است. ضمن آنکه محتوای این طرح چیزی جز سلب آزادی از هزاران کودک و رفتار با آنان مانند بزهکاران نیست، خود نام این طرح نیز حاکی از افکار غیرانسانی است. نقد زبان همیشه آنجا ضروری است که زبان، مقام انسان را از او می گیرد. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱ مهر ۱٣۹۶ -  ۲٣ سپتامبر ۲۰۱۷


هر موردی که از نظر شما به کار نقد زبان می آید را به نشانی اخبار روز برای ما ارسال کنید. ما همچنین از مقالات ارسالی مستقل شما در این عرصه استقبال می کنیم.
                                                               * * *
نقد زبان (۵۰):‌ جمع آوری
اخیرا بحث درباره طرحی غیرانسانی در ایران به نام «جمع آوری» کودکان خیابانی درگرفته است. ضمن آنکه محتوای این طرح چیزی جز سلب آزادی از هزاران کودک و رفتار با آنان مانند بزهکاران نیست، خود نام این طرح نیز حاکی از افکار غیرانسانی است. نقد زبان همیشه آنجا ضروری است که زبان، مقام انسان را از او می گیرد.
در فارسی برای اشیاء از واژه جمع آوری استفاده می کنیم. در جمع آوری، عملی با اشیاء بی اراده انجام می گیرد. استفاده از این واژه برای انسانها، نگاه غیرانسانی گوینده به انسانها را بر ملا می کند. سابقه استفاده از واژه جمع آوری و جمع کردن در مورد انسانها در ایران دیرینه است. به عنوان نمونه، قبلا در مورد مبتلایان به اعتیاد نیز از این واژه استفاده شده است. چند سال پیش نیروی انتظامی جمهوری اسلامی از همین واژه برای طرحی استفاده کرد که طبق آن افرادی بدون اینکه دادگاهی علیه آنها حکمی صادر کرده باشد به عنوان «اوباش» دستگیر و در ملأ عام گردانده می شدند. در دهه ی شصت گشتهایی را که کارکرد گشت ارشاد امروز را داشتند «مایکل جمع کن» می نامیدند که اشاره به بازداشت افرادی بود که خود را مانند مایکل جکسون خواننده معروف آن سالها می آراستند.
اعمال غیرانسانی همیشه با کاربرد زبان غیرانسانی آغاز می شود. آلمان نازی قبل از آنکه شش میلیون یهودی را به قتل برساند آنها را «حشرات موذی» نامیده بود. زبان غیرانسانی حتی اگر به اعمال غیرانسانی نیانجامد،‌ فضایی را ایجاد می کند که در آن، اعمال غیرانسانی به سادگی پذیرفته می شود. پیشنهاد من این است که نسبت به زبان غیرانسانی حساسیت بیشتری نشان دهیم. هیچ کس، حتی بدترین جنایتکاران را از مقام انسانی آنها خلع نکنیم. انسانها را به جانواران تشبیه نکنیم،‌ کاری که جفا هم به جانوران و هم به انسانهاست. نقد افکار کسی را مانند استفاده از امشی علیه حشرات ندانیم. هیچ کس را،‌ هر قدر هم که شایسته نقد بدون اغماض باشد، «مار خوش خط و خال» ننامیم. قبلا هم در این ستون آمده بود که زمان نسبت دادن ویژگی های بد انسانها به حیوانات گذشته است. همه می دانیم پلیدی های انسان مختص او است.
                                                               * * ‌*
نقد زبان (۵۱):‌ ملی
پیشتر به نقد اندیشه و سیاست ملی گرایانه در نوع آمیخته به مذهب آن پرداخته ایم. فکر و سیاست ملی گرایانه در شکل غیرمذهبی آن نیز شایسته نقد است. هر کس میان انسانها مرز بکشد و بین آنها تبعیض قائل شود،‌ شایسته نقد است. تقسیم انسانها به گروه های قومی، ملی، مذهبی و غیره برای شوراندن یک گروه علیه دیگران، پذیرفتنی نیست. از این رو، باید به همه احزاب و سیاستمدارانی که خود را «ملی» می نامند به دیده نقد نگریست.
البته واژه «ملی» دو معنی دارد. یک معنی آن مربوط به ایدئولوژی ناسیونالیسم است که چاره ای جز نقد آن نیست. معنی دیگر «ملی» اما «سراسری» و «تمام کشوری» است. این معنی دوم، به لحاظ سیاسی خنثی است. یک مثال: در قانون اساسی مشروطه، پارلمان ایران «مجلس شورای ملی» نامیده شد. در همین قانون، انجمن های ایالتی و ولایتی هم پیش بینی شد. کاربرد صفت «ملی» در مورد مجلس به منظور انتساب آن به کل کشور بود. در نخستین قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز همین نام حفظ شد. اما نخستین رهبر جمهوری اسلامی و نزدیکترین یارانش آن قدر بیسواد و در مرحله ای از تحکیم قدرت خود، آن قدر مصمم به حذف «ملی»ها (به معنی اول)‌ بودند که بر خلاف نص قانون، مجلسی را که قبضه کرده بودند «مجلس شورای اسلامی» نامیدند. این بی اعتنایی به قانون خودشان سالها ادامه یافت تا بالاخره در بازبینی قانون اساسی، نام «مجلس شورای ملی» را در اقدامی سخیف به «مجلس شورای اسلامی» تغییر دادند. مضحک اینجاست که طبق قانون اساسی جدید هم چند غیرمسلمان باید به عنوان نمایندگان اقلیتها عضو «مجلس شورای اسلامی» باشند.
آلرژی سالهای نخست رهبران جمهوری اسلامی به واژه ملی بدون توجه به معنای دوگانه آن، به قدری بود که نامهای رادیو و تلویزیون ملی و هواپیمایی ملی که ربطی به ملی گرایی نداشتند نیز حذف شدند.
                                                               * * ‌*
نقد زبان (۵۲):‌ ارقام عربی
گاه ترجمه موارد نقد زبان از حوزه های دیگر فرهنگی خالی از لطف نیست.
در برخی زبانهای اروپایی، از ارقامی که ما اعشاری می نامیم به عنوان «ارقام عربی» یاد می شود، در مقابل «ارقام رومی». ریشه این نامگذاری، به دوران امپراتوری روم باز می گردد. این امپراتوری تسمه از گرده اقوام بسیاری کشیده بود اما تا قرنها کسی در دستگاه اداری عریض و طویلش عرضه و شعور آن را نداشت که بفهمد نگه داشتن حساب مالیات و خراج با ارقام رومی چقدر دشوار است. اختراع سیستم اعشاری در شرق انجام شد. پس از فتح سرزمین های شرق توسط اعراب، زبان نوشتاری و علمی این سرزمین ها، از جمله زبان ریاضی دانان ایرانی، عربی بود. از این رو بسیاری از علوم و مفاهیم ریاضی که از شرق به غرب رفته است در حوزه فرهنگی اروپایی به اعراب منسوب است یا حتی نامهای عربی دارد، مانند جبر که نام آن در اغلب زبانهای اروپایی مختصر تغییریافته همان نام عربی الجبر یا الجبراست. سیستم اعشاری مورد استفاده در کل جهان امروز نیز در اروپا نظام ارقام عربی نامیده شد تا از سیستم عقب مانده تر و ناکارای رومی متمایز شود. البته اروپایی ها در خط، به جای ارقام عربی ارقامی دیگر گذاشتند. با این حال، نام سیستم اعشاری همان «ارقام عربی» باقی مانده است، هر چند در خط، مثلا «رقم عربی» 5 شباهت چندانی با رقم عربی ۵ ندارد.
در سالهای اخیر، راستهای افراطی در همه کشورهای اروپایی، نفرت از اعراب را ترویج می کنند که به ویژه پس از جنگ فاجعه بار سوریه چندصدهزار نفر از آنان ناگزیر شده اند به اروپا پناه آورند. این نفرت گاه نتایج خنده دار نیز دارد.
در میتینگی که اخیرا توسط یک حزب نئونازی در یکی از شهرهای آلمان برگزار شده بود، یک طنزنویس که نازی ها او را نمی شناختند از سخنران پرسید آیا نباید جلوی استفاده از ارقام عربی را که همه جا در آلمان به چشم می خورد گرفت. سخنران که از مسئولان حزب نئونازی بود فورا جواب داد البته، بسیار ایده خوبی است و باید مانع استفاده از ارقام عربی در آلمان شد.
                                                               * * ‌*
نقد زبان (۵۳):‌ داوری
«شکوری راد: داوری روحانی زود است» (تیتر مطلبی در روزنامه اعتماد)
گاه به نظر می رسد کسانی که خود را سیاستمدار یا روزنامه نگار می نامند دوازده سال سر کلاس فارسی در خواب بوده اند. در فارسی نیز مانند زبانهای دیگر، میان افعال لازم و متعدی تفاوت قائلیم. افعال لازم،‌ نیاز به مفعول بی واسطه ندارند. در جمله «من رفتم» فعل رفتن بدون مفعول بی واسطه می آید. اما جمله «من خوردم» ناقص است، چرا که فعل متعدی خوردن به مفعول بی واسطه نیاز دارد. من باید بنویسم یا بگویم چه چیز را خورده ام، وگرنه جمله من ناقص است (صرف نظر از این که این قاعده در زبان محاوره شاید همیشه رعایت نشود).
ظاهرا کسی که می گوید یا کسی که تیتر می زند «داوری روحانی» و منظورش «داوری در مورد روحانی»‌ است، فرق فعل لازم و متعدی را نمی داند. این غلط بسیار رایج است. می نویسند فلانی را داوری نکن و منظورشان این است که در مورد فلانی داوری نکن. ترکیب «داوری کردن» در فارسی به عنوان فعل لازم به کار می رود نه فعل متعدی.
                                                               * * ‌*
نقد زبان (۵۴):‌ شامل و مشمول
یک غلط بسیار رایج دیگر، استفاده از «شامل» به جای «مشمول» است. می نویسند و می گویند فلان کس شامل این قانون نشد و منظورشان مشمول است.
                                                               * * ‌*
نقد زبان (۵۵):‌ دوست داشتن
بسیار شنیده ایم که مثلا از کسی می پرسند «این غذا را دوست داشتی؟» جواب من به این سئوال،‌ این است که این غذا را هنوز هم دوست دارم،‌ حتی اگر فعلا سیر از آن خورده باشم. «دوست داشتن» با «پسندیدن» تفاوت دارد. اغلب کسانی که می گویند فلان چیز را دوست داشتم منظورشان این است که آن را پسندیدم. وقتی می گویند «دوست داشتم» یعنی احتمالا دیگر دوست ندارم. اگر به من غذایی را «دوست داشتم» هفته دیگر بدهند احتمالا از آن نمی خورم، چرا که آن را «دوست داشتم» ولی معلوم نیست دیگر دوست داشته باشم.
                                                               * * ‌*
نقد زبان (۵۶):‌ روزه شک دار
شده است که به اصطلاح رایج «روزه شک دار» و ریشه آن فکر کرده باشید؟ چنین روزه ای را نباید گرفت.‌ این اصطلاح به معنی اجتناب از کاری به کار می رود که از درستی آن مطمئن نباشیم. ریشه این اصطلاح در یک اختلال روانی است که لااقل در مذهب شیعه به مقام کد و قاعده هم ارتقا یافته است. این اختلال روانی، «وسواس» نام دارد. روحانیون شیعه برای اسیر کردن و اسیر نگه داشتن انسانها، در رساله های خود بسیار در مورد «شکیات» می نویسند. شکیات وضو («آیا بعد از وضو بادی از من ساطع شد؟»)، شکیات نماز («چند رکعت خواندم؟») و شکیات روزه از این جمله است. این آخری خیلی ماجرا دارد. مسلمان باید در ماه رمضان روزه بگیرد. بسیار خوب. در ضمن، روزه گرفتن در مواقع دیگر نیز ثواب دارد. اما وای به حالت اگر عید فطر را به روزه بگذرانی. در این صورت احتمالا جایت قعر جهنم است. یکی نیست بپرسد چرا. اگر خدا روزه بندگان را دوست دارد، چرا این قدر از این که کسی روز عید فطر روزه بگیرد خشمگین می شود؟ این خدای مردم آزار باید به روانپزشک مراجعه کند.
یک نتیجه قاعده اجتناب از روزه شک دار، مضحکه رویت هلال ماه شوال است. اگر مسلمان خودش هلال ماه را ببیند قبول نیست. حتما باید مرجع تقلید علیرغم آب مروارید چشمهایش بگوید هلال ماه را دیدم. چه جنگها و دعواهایی که بر سر رویت یا عدم رویت هلال ماه در نگرفته است. گاه به یکدیگر لج هم می کنند. مثلا در عربستان عید فطر دوشنبه است اما آخوندهای ایرانی درست به همین خاطر می گویند نخیر، عید فطر سه شنبه است. بدین ترتیب همه کسانی که از مفتی عربستانی پیروی کرده اند و روز آخر ماه رمضان را روزه نگرفته اند به جهنم می روند.
ماجرای شکیات آن قدر مسخره است که حتی یک کودک که دنبال شیطنت است هم در می یابد که چگونه آن را دستمایه شوخی و تفریح خود کند. آن زمان که بچه ها باید برای خود سرگرمی های اختراعی خود را جور می کردند یک سرگرمی،‌ مشاهده رفتار بزرگترها و کارهای خنده دار آنها بود. فرض کنید مادربزرگ تازه نماز عصر را تمام کرده است که نوه اش می گوید سه رکعت خواندی. بیچاره مادربزرگ باید از نو نماز عصر را بخواند و این بار به جای توجه به گفتگو به خدا حواسش شش دانگ متوجه شمردن رکعتها باشد.
حالا که سخن از شک رفت، بد نیست به غلطهای رایج در ارتباط با واژه شک و مشتقات آن نیز اشاره کنیم. بسیار شنیده ایم جمله ای مانند «به او مشکوک شدم» را. هر چند این گونه کاربرد واژه مشکوک یک غلط مصطلح است و گاه در متون نویسندگان نامدار نیز دیده می شود، اما بهتر است بگوییم «به او شک بردم» یا «در مورد او شک کردم». حتی این جمله که «فلانی مشکوک است» به معنی این که در مورد او شک وجود دارد، در اصل درست نیست. شک کردن،‌ فعل لازم است. مفعول آن نیز باید مفعول با واسطه باشد. یعنی در این مورد باید به جای «مشکوک» بگوییم «مشکوک فیه» یعنی کسی یا چیزی که در مورد او شک وجود دارد. البته واژه نامه هایی مانند فرهنگ معین و لغتنامه دهخدا این استفاده های خطا از واژه «مشکوک» را غلط های مصطلح در فارسی نامیده اند.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست