یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

"روبانی آبی" و نگاهِ قربانیانِ کودک آزاری


مسعود نقره کار


• در میهنمان ایران بسیارند مادربزرگانی بسانِ "بانی فینی" که به سوگ نوه های شان نشسته اند، نوه هائی که قربانی آزار جسمی و جنسی و روانی شده اند. کمینه ترین کار این است که یکی ازاین روبان ها را برداریم، به خود بیاویزیم و با بازماندگان و قربانیان کودک آزاری همدردی کنیم، و در گامی پیش تر به "کمپین روبان آبی" بپیوندیم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ٣۰ مرداد ۱٣۹۶ -  ۲۱ اوت ۲۰۱۷


تراژدی بانی فینی Bonnie Finney

"بانی" ساکن ویرجینای امریکا یک دختر داشت، دختری که شادی آفرینِ زندگی او بود. دخترازدواج کرد، ازدواج و ارتباط های نامناسب و مساله ساز دختر سبب شدند تا بانی مدت ها شاهد آزار جسمی و روانی نوه های خردسال اش باشد، آزارهائی که سرانجام منجر به مرگ یکی از نوه ها شد. بانی بهار سال ۱۹٨۹ "کمپین روبان آبی" را به عنوان نشانه و نمادِ مبارزه با کودک آزاری و حمایت از کودکان آغاز کرد تا شاید مادر بزرگ های دیگر شاهد تراژدی مرگ نوه های شان براثر کودک آزاری نباشند. بانی رنگ آبی را به نشانه کبودی تن های آزاردیده‍ی کودکان برگزید.
در میهنمان ایران بسیارند مادربزرگانی که به سوگ نوه های شان نشسته اند، نوه هائی که قربانی آزار جسمی و جنسی و روانی شده اند. کمینه ترین کاراین است که یکی ازاین روبان ها را برداریم، به خود بیاویزیم و با بازماندگان و قربانیان کودک آزاری همدردی کنیم، ودرگامی پیش تربه "کمپین روبان آبی" بپیوندیم.

کودک آزاری (Child Abuse) چیست؟

درمیهنمان سال ها کودک آزاری مترادف با "تنبیه بدنی" و " آزارجنسی" بود. دلیل چنین برداشتی را رشد رو به افزایش این نوع کودک آزاری ها، وتقویتِ زمینه های فرهنگی و مذهبی پیدائی و تداوم شان درجامعه می باید، دانست. این برداشت و فهم، که کودک آزاری تنها دردو حوزه‍ی فوق متمرکزاست به تدریج تصحیح ، تدقیق و کامل ترشد و امروزفراترازاین دو عرصه، به برداشت وتعریفی جامع وتا حدودی مانع ازکودک آزاری اتکا شده است. (براساس مصوبه کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد، کودک به هرانسانی که زیرهیجده سال تمام باشد، گفته می‌شود. حکومت اسلامی خلاف کنوانسیون حقوق کودک که در سال ۱۹٨۹ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید و حکومت اسلامی دراسفند ماه سال ۱٣۷۲به آن ملحق شد، طبق تبصره ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی اش : " سن بلوغ درپسرپانزده سال تمام ودر دختر نُه سال تمام قمری " اعلام کرده است.)
کودک آزاری آسیب رسانیِ جسمانی وروانی به کودک است، کودک آزاری اجبارآشکارو پنهان کودک به انجام هرنوع کاروعملی ست که به سلامت جسمانی و روانی و رفتاری کودک آسیب برساند. عوامل این آسیب رسانی ها دراکثر موارد والدین یا اطرافیان کودک و یا کارکنان بخش های مختلف و ارگان های مسئول حکومتی و دولتی هستند.
موارد اصلی کودک آزاری عبارتند از:
)Physical( ۱- تنبیه بدنی کودک
)Sexual۲- سوء استفاده جنسی ازکودک)
) Emotional٣- سوء رفتارهیجانی و آزارروانی کودک)
(Neglect)۴- عدم تامین نیازهای اولیه رفاهی، بهزیستی و تفریحی، غفلت ازمراقبت های تغذیه ای، بهداشتی ودرمانی کودک
و ربودن کودک. (Abandonment) ۵- ترک کودک
.(Substance abuse)۶- استفاده ازموادمخدردرمحیط زندگی ویا مجبورکردن کودک به استفاده ازمواد مخدر(مستقیم یا غیرمستقیم)
۷- بهره برداری از کودکان در جنگ و عملیات تروریستی.
در میان انواع کودک آزاری، آزارروانی کودکان درایران شایع ترازآزارجسمی و جنسی ست. آزارجنسی کودکان نیزدرسال های اخیرافزایش چشمگیری داشته است. کودک آزاری جسمی در اکثر موارد توسط پدرو مادر یا نزدیکان به کودک صورت می گیرد، پسران بیشتر توسط پدران و برادران، و دختران توسط مادران یا خواهران بزرگتر مورد آزارجسمی وروانی قرارمی گیرند. در مورد کودک آزاری جنسی نیز پدران بالاترین میزان ارتکاب را دارند و پس ازپدر یکی ازنزدیکان به کودک مرتکب این عمل می شود.

کودک آزاری از زبانِ آمار

کودک آزاری مشکل و معضلِ جامعه بشری ست. "سالانه حدود ۴۰ میلیون کودک زیر ۱۵ سال مورد ِکودک آزاری قرار می گیرند". آمارکودک آزاری دربخش هائی ازجهان، به ویژه درجوامعی شبیه جامعه ما با توجه به تعریف کودک آزاری و تنوع آن و نیزنظام آماری" حکومتی – ایدئولوژیک "، دقیق و قابل اتکا نیست. بهمین خاطرمی باید قربانیان کودک آزاری بیش از ۴۰ میلیون قربانی درسال باشند.( برای نمونه : سازمان جهانی کاراعلام کرده است که ۲۱۵ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله، به ویژه درکشورهای در حال توسعه دردام کار گرفتارهستند.)
درحکومت اسلامی ایران نظام آمارگیری، وآماردهی مبتنی برواقعیت نیست چرا که حکومت اسلامی برخوردی ایدئولوژیک و سیاسی با امر" آماردهی" کرده و می کند. این حکومت هرآنجا که آمارها به زیان حکومت و اسلام تلقی شوند و ناکارآمدی این حکومت و فکررا نشان دهند، واکنشی منفی از خود بروزداده وآمارها را دستکاری کرده است. آمارهای متفاوت و متناقض درباره فقر، بیکاری، اعتیاد، تن فروشی، بیماری ها ی روانی و مقاربتی (ایدز) ، خشونت، زندان، اعدام و... نمونه اند. این امر بی تردید شامل حال کودک آزاری نیزشده است. فقدان تحقیق جامع و ملی، ریشه‌ یابانه و کارشناسانه درباره اشکال و شیوع کودک آزاری ، که زمینه دستیابی به آمارهای دقیق را فراهم می سازد، نشان ازبی توجهی این حکومت به پدیده کودک آزاری دارد.
آمارهای ارائه شده در باره کودک آزاری آمارهائی هستند که از پژوهش های ناقص و محدود، روزنامه ها و مراکزدولتی و گاه تشکل ها غیردولتی که امکانات محدودی دارند، به دست آمده اند.
درایران ازسال های ۷۶-۷۵ گزارش‌هایی درمورد کودک آزاری درمطبوعات منتشر، وموضوع و اصطلاح کودک آزاری مطرح شده است. دراین گزارش ها کودک آزاری درحوزه‍ی آزارجسمی و جنسی مد نظربوده و به آزارهای روانی و اشکال دیگرکودک آزاری توجه نشده است. موارد درج شده درروزنامه ها نیز برپایه اطلاعات و گزارش هائی ازتهران و مراکزاستان ها بوده اند که بیشترجنبه خبرو شرح ماجرا و رخداد داشته اند. رخدادهای مشابه درشهرستان ها یا روستاها امکان انتشار و انعکاس نداشته اند.
این ها بریده هائی از آمارهای ارائه شده در باره کودک آزاری هستند:
" براساس نظرسنجی های انجام شده، ۵۰ درصد والدین ایرانی معتقدند که تنبیه بدنی برای کودک لازم است و ۴۰ درصد از والدین به انجام تنبیه بدنی گرایش دارند."، "۴۷ درصد از کودک آزاری های گزارش شده به انجمن حمایت ازحقوق کودکان توسط پدران بوده است."، " آمارهای موجود درسازمان بهزیستی و سازمان ها غیر دولتی نشان می دهند پسران بیش از دختران مورد کودک آزاری قرار می گیرند"،" ۷۰ در صد کودکان تهرانی تنبیه می شوند و ٣/۲۷درصد از خانواده های تهرانی کودک آزار هستند، یعنی ازهرسه خانواده در یک خانواده کودک آزاری صورت می گیرد."
" در مطالعه وزارت بهداشت ایران درخصوص کودک آزاری که با حمایت یونیسف انجام گرفته ۳۱ در صد کودکان ۱تا ۵ سال، ۲۰ درصد افراد ۶تا ۱۱سال و ۹ درصد افراد ۱۲تا ۱۸ سال مورد آزار جسمی قرار گرفته اند."
"براساس پژوهشی که سال ۷۱ برروی ۲۲۴۰ دانش آموز تهرانی انجام شد، نوجوانان دبیرستانی گزارش دادند حداقل یک بارتنبیه بدنی شده اند، ازاین تعداد ٣۴ درصد درگذشته تنبیه شده اند و ۲۴درصد درزمان جاری. ۱٣٨ دانش آموزنیز گزارش دادند، تنبیه آنها منجر به جراحت هائی از جمله شکستگی و زخمی شدن شده است."
" ۶۶ درصد کودک آزاری ها از سوی مردان اعمال می شود ( در برخی آمارها پسران بیش از دختران و دربرخی دیگر دختران بیش از پسران قربانی کودک آزاری اعلام شده اند)...همچنین ۲۵ درصد از کودک آزاری ها در خانواده هایی روی می دهد که در آنها طلاق اتفاق افتاده است" ، " تا پایان سال ۱٣۹۴، ششصد و پنجاه هزار تماس (اطلاع و گزارش) درخصوص کودک آزاری ثبت شده است، این گزارش به طورعمده کودک آزاری‌های شدید فیزیکی رادربرگرفته وآزار روانی و تحقیرو توهین به کودکان گزارش نشده است."
آمارهای سال ۱٣۹۰ نشان داده اند کودک‌آزاری در ایران بیش از ۲۳مورد در روز بوده است. بر این اساس ۴۹.۸ درصد کودک‌ آزاری‌ها آزار جسمی، ۳۱.۳ درصد غفلت، ۱۲.۵ درصد آزار روانی و روحی و ۲.۷ درصد آزار جنسی است."
سازمان جهانی کاردرسال ۱۹۹۵ تخمین زد " بیش از ۴/۷۱ درصد کودکان ایرانی بین ۱۰ تا ۱۴ سال از لحاظ اقتصادی فعال بوده و درسرشماری رسمی ایران در سال ۱٣۷۵ اعلام شد بیش از ۴ درصد جمعیت شاغل ایران بین ۱۰ تا ۱۴ سال داشتند که در این آمار جمعیت شاغل، ۱۴/۵ میلیون نفر ذکر شده است. بنابراین تعداد کودکان کار ۱۰ تا ۱۴ ساله، که ۴ درصد آن هستند در حدود ۶۰۰ هزارنفراست .درسال ۱٣۷۵ حدود ٣٨۰ هزار کودک در سن ۱۰ تا ۱۴ سال درایران کارثابت داشته اند که تعداد دست فروشان و مشاغل موقت هم به این آمار اضافه می شود."، " طبق آخرین اطلاعات مرکز آمارایران ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار کودک درایران به صورت مستقیم درگیر کارهستند ".

علل کودک آزاری

کودک آزاری مساله و معضلی خانوادگی و اجتماعی ست که عوامل گوناگونی درچرائیِ پیدائی و تدوام حضورو حیات آن نقش دارند.
۱-عوامل فردی
الف: کودک آزار می تواند مبتلا به بیماری روانی باشد. خطرناک ترین کودک آزاران سایکوپات ها هستند. تقریبا ۲درصد( ۱تا ٣ درصد) از مردم مبتلا به این نوع ازاختلال شخصیت هستند. سایکوپات بیماری با رفتارهای غیرعادی و خشونت آمیز و اختلال های شخصیتی ست. سایکوپات درغالب موارد تداعی کننده‍ی واژه جنایت، جنایت کار وفردی بی رحم است ، فردی خونسرد، و بی تفاوت که دست به قتل و جنایت می زند. سایکوپات خودشیفته، خودمحورو خودخواه ست. ازهنجارها و قوانین اجتماعی تخطی می کند وبه حقوق دیگران توجهی ندارد و این حقوق را پایمال می کند. به ظاهرآرام و متین و باوقار می نماید اما دردرون بسیار شکننده و آسیب پذیراست. دربرابرنیازها و امیال جنسی نابردبار، کم مقاومت و هیجانی ست. قربانیان سایکوپات معمولا کودکان هستند که آسیب پذیرترند. قربانی گرفتن سایکوپات معمولا با تجاوز جنسی همراه است. رفتاری شک برانگیز ومرموز دارد و همواره درخفا برنامه ریزی می کند، قربانی خود را با برنامه و نقشه به دام می اندازد. درمرحله اقدام احساس خود آگاهی خود را از دست می دهد و از خود بیخود می شود. ارضای جنسی برایش اهمیت پیدا می کند. فریبکارست آنگونه که بعد ازارتکاب جرم و جنایت به ظاهر به دنبال مجرم و قاتل می گردد. برخی او را " آنتی سوشیال" یا ضد جامعه می دانند.
برخی از صاحب نطران میان سایکوپات وشخصیت ضد اجتماعی تفاوت هائی قائل اند و مشخصه هایی روانی، عصبی و رفتاری ویژه ای برای توصیف شخصیت ضد اجتماعی به کارمی برند. برخی از سایکوپات ها، به ویژه آنان که دست به جنایت می برند در دوران کودکی یکی ازوالدین خود را از دست داده اند، چنین رخدادی را در بروز رفتارهای خشونت آمیزآنان دخیل دانسته اند.
سایکوپاتی امروز به انواع گونه گون تقیسم شده است. تغییرات کروموزومی و ژنتیک در بروز این بیماری نقش دارند، اما نقش عوامل خانوادگی ، گروهی و اجتماعی در تشدید انواعی از این بیماری را نمی توان نادیده گرفت.
ب : درصدی ازکودکانی که قربانی کودک آزاری می شوند، در صورت عدم التیام پیامدهای روانی کودک آزاری، در سن بلوغ و یا بزرگسالی کودک آزار می شوند.
ج : برخی ازکودک آزاران به بیماری پدوفیلی مبتلا هستند. تمایل این بیماران به کودکان، که تمایلی جنسی ست را ناشی از" اختلال شخصیت" این افراد دانسته اند. برخی پدوفیلی را با بچه بازی یا شاهد بازی یکسان پنداشته اند.

۲- عوامل خانوادگی:
درگیری ها و بحران های خانوادگی ناشی ازازدواج های نامناسب ، طلاق ، مصرف مواد مخدر توسط والدین هم می توانند کودک آزاری تلقی شوند و هم زمینه را برای کودک آزارشدنِ کودکی که درچنین فضائی رشد می کند، فراهم سازند. محرومیت های عاطفی و غفلت از تامین نیازهای اولیه کودک عامل موثردرابتلا کودکان به اختلال های کوناگون جسمی و روانی و رفتاری خواهد بود، و این نوعی کودک آزاری ست ، که علاوه بر فقرو بیکاری و اعتیاد والدین، بحران های خانوادگی نیز می توانند، در بروز این غفلت ها و بی توجهی ها نقش داشته باشند.

٣- عوامل اجتماعی و اقتصادی:
ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی مانند فقرو بیکاری در بروز و تشدید کودک آزاری نقش مهمی دارند. فقروبیکاری برروان ورفتار آدمی تاثیرمخرب دارند و فرد را تحریک پذیرو عصبی می کنند، چنین افرادی می توانند رفتارکودک آزارانه جسمی و روانی داشته باشند. فقر و بیکاری زمینه را برای کارکودکان به اشکال مختلف، تن فروشی کودکان و استفاده های جنسی ( پورنوگرافیک ) از کودکان، قاچاق کودکان، فرارکودک از خانه مهیا می کند.

۴-عوامل فرهنگی
الف : فرهنگ مرد و پدر سالارانه، فرهنگ سلطه و خشونت است و فضای جامعه ما هنوزآکنده‍ی چنین فرهنگی ست. در چنین فضائی دیدگاهی که تبیه بدنی کودک و " توپ و تشر" و تهدید و توهین راعواملی تربیتی و اصلاحی و آموزشی تلقی می کند، رشد بیشتری داشته و خواهد داشت. بسیاری از پدرها و مادرها، کودک آزاری را فقط در قالب جسمانی می بینند و به اشکال دیگر کودک آزاری توجهی نمی کنند.
ب: ناآگاهی درباره روش های تربیتی درایران دامنگیراکثر خانواده ها ست، والدین وحتی آموزگاران و تعلیم دهندگان حق دارند و حق خود می دانند برای ادب و تربیت کردن کودکان آن ها را تنبیه بدنی کنند
ج: بچه بازی از انواع کودک آزاری جسمی، جنسی و روانی ست. این پدیده درمیهن ما وجود داشته ودارد، تبلیع هائی ازاین دست که زن ها برای کارِخانه و تولید فرزند و پسربچه ها برای خوشگذرانی مناسب ترند، معنائی جز تبلیغ بچه بازی نداشته است.
برقراری رابطه جنسی با کودکان اگرچه زیرپوشش" شاهدبازی" رنگ و لعابِ "عرفانی و ادبی" می گرفت اما پوشیده نماند.
برخی ادعا کرده اند در ایران باستان و پیش از اشغال ایران توسط اعراب مسلمان بچه بازی و لواط وجود نداشته و اگر به ندرت دیده شده از طریق یونانی ها به صورت عشق افلاتونی و زیبا پرستی، ویا ترک ها به بصورت رابطه جنسی مرد با مرد و یا پسر بچه ها به ایران راه یافته است، ادعائی که با اسناد تاریخی که پژوهشگران غربی ارائه داده اند همخوان نیست. قبل ازاسلام که زرتشتیان رابطه جنسی مرد با مرد را محکوم می کردند و آنرا سرچشمه آلودگی و روح اهریمنی می دانستند، دلایل و شواهد کمتری مبنی برشیوع بچه بازی درجامعه ما وجود دارد، اما بعد ازحمله اعراب و اسلام بچه بازی شایع شد. دلیل را برخی کمبود آثارمکتوب و ثبت موارد بچه بازی، ازدوره قبل ازاسلام می دانند. واقعیت این است که این پدیده قدیمی ست وجغرافیای بمراتب وسیع تری ازآنچه "شرق" خوانده می شود را دربرمی گیرد. در ایران درکارنامه بسیاری ازپادشاهان، روحانیون، شعرا و فلاسفه " بچه بازی" ثبت است. حتی نصیحت نامه ها و"قابوس نامه" هایمان درباره تمتع ازغلامان جوان نوشته اند که :" میلِ خویش به یک جنس مدار تا از"هردو گونه بهره‌ ور باشی" و فراموش نشود " درتابستان میل به غلامان کن و درزمستان میل به زنان".
ریشه ی پدیده بچه بازی و سوء استفاده جنسی از کودکان نابالغ را علاوه درفرهنگ اجتماعی، درمحرومیت ها ومحدودیت ها درمناسبات زن و مرد بخاطر مذهب، فقر و معضل های دیگر اجتماعی نیز می باید جستجو کرد.

۵- عوامل مذهبی - قانونی
تشیع سیاسی، همانگونه که حیات حکومت اسلامی نشان می دهد از سوئی کودک آزاری را تقبیح می کند وجرم می پندارد و از سوی دیگرمشوق و مُبلغ کودک آزاری می شود. بارقه های این تشویق و ترغیب را درقوانین مختلفه حکومت اسلامی و درزمینه های دیگر اجتماعی می توان دید. ازدواج درسنین کودکی یک نمونه از کودک آزاری روانی، جنسی و جسمی ست.

درحکومت اسلامی، به دلائل شرعی، کودک آزاری درمواردی جرم محسوب نمی شود. با توجه به آسیب‌پذیری کودکان جرم‌انگاریِ همه ی اشکال کودک آزاری ضروری ست و کمک مهمی به سلامت جامعه خواهد بود. درعمل، قوانین اسلامی موجود درایران درحوزه کودک آزاری نقش مهمی درکاهش کودک آزاری ایفا نکرده اند و درمواردی حتی رفتارهای کودک آزارانه را به عنوان امور تربیتی کودک قلمداد و تائید کرده اند.
در رابطه با جرائم آزارجنسی کودکان و استفاده جنسی ازکودکان، استثمار جنسی و فحشاء و قاچاق کودکان درقوانین کیفری حکومت اسلامی قاطعیت و روشنی وجود ندارد. ماده ۶۴۰ قانون مجازات اسلامی، در فصل هیجدهم تحت عنوان جرایم ضدعفت و اخلاق عمومی‌، به طور کلی و عام مقرر شده است که‌: " هرکس نوشته یا طرح‌، گراور، نقاشی‌، تصاویر، مطبوعات‌، اعلانات‌، علایم‌، فیلم‌، نوار، سینما و یا به طور کلی هر چیز که عفت و اخلاق عمومی را جریحه‌دار کند، برای تجارت و توزیع‌... نگهدارد و.. به حبس از سه ماه تا یک سال و جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار رالک تا شش میلیون رالع و تا ۷۴ ضربه شلاق یا به یک یا دو مجازات مذکورمحکوم خواهد شد."
سال ۱٣٨۱طرحی ۱۲ ماده ای به پیشنهاد "انجمن حمایت از حقوق کودکان "به مجلس اسلامی ارائه شد که با پیگیری کمیسیون بهداشت مجلس تصویب شد. براساس این مصوبه کودک آزاری ازمصادیق جرائم عمومی اعلام شد و اعلام جرم علیه کسانی که مرتکب کودک آزاری می شوند، عملی و ممکن گردید. طبق این مصوبه اعلام شکایت نیازبه شاکی خصوصی ندارد و هرکس می‌تواند به محض دیدن مورد کودک‌ آزاری آن را گزارش دهد و دادستان هم به‌عنوان مدعی‌العموم باید موضوع را پی‌گیری کند.
دراین قانون اشخاصی که به سن هیجده سال تمام نرسیده اند مورد حمایت قرارمی گیرند و هر نوع اذیت و آزارکه موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد ممنوع است. حداکثر مجازاتی که در این قانون برای کودک آزاری پیش بینی شده است ۶ماه حبس و ۱ میلیون تومان جزای نقدی است. تصویب این قانون اگرچه گامی در کمک به کودکان قربانی محسوب می‌شود اما نواقصی دارد. ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی می گوید: " پدریا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیرمحکوم خواهد شد ". این تعزیرهم با استناد به ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی است که تصریح می‌کند در صورتی که فردی به قصاص محکوم و این حکم ازاو سلب شود به لحاظ جنبه عمومی جرم به ٣ تا ۱۰ سال حبس محکوم می‌شود"
در ماده ۱۱این لایحه آمده است" هرکس مرتکب قتل عمد یا ضرب و جرح عمدی کودک یا نوجوان شود و به هر علتی قصاص نشود، علاوه بر پرداخت دیه طبق مقررات، حسب مورد به بیش از دو سوم حداکثر مجازات مقرر قانونی محکوم خواهد شد". ودرباره قصاص یا عدم قصاص پدردرصورت کشتن فرزند سکوت کرده است. هنوزهم درخصوص قتل فرزند امکان قصاص پدر وجود ندارد.
در کتاب قانون مدنی، درتوضیح ماده قانونی ۱۱۷۹ آمده است: مرزحق تنبیه را دوعامل معین می کند : ۱- درونی ( قصد تنبیه و محافظت) ۲- بیرونی ( اندازه متعارف) ...طبق این ماده قانون مدنی" ابوین" حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به استناد این حق نمی توانند طفل خود را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند. همچنین طبق بند اول ماده ۵۹ ( وبند ت ماده ۱۵٨) قانون مجازات اسلامی: اقدامات والدین و اولیای قانونی و سرپرستان صغار محجورین که به منظور تأدیب یا حفاظت آنها انجام می شود، مشروط بر اینکه اقدامات مذکور درحد متعارف و حدود شرعی تأدیب و محافظت باشد، مجاز است."
و ازاین نوع موارد: طبق ماده ۴۷ قانون مجازات اسلامی تائید آزارجنسی کودکان نیاز به شاهد دارد... درصورت آزار کودک از سوی پدرش، نمی توان شکایتی علیه وی مطرح کرد و...
طبق قوانین مجازات اسلامی" اطفال بزهکار"را می توان تبیه بدنی کرد مشروط براینکه طبق تبصره ۲ ماده ۴۹: " تنبیه بدنی بایستی به میزان و مصلحت باشد."
تعصب مذهبی - ناموسی و پدیده "غیرت" سبب کودک کشی درجامعه ما شده اند. دختران قربانیان این دست جنایت ها بوده اند که توسط پدر، برادرو یا یکی ازنزدیکان اس به قتل رسیده اند و قاتلان "به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیرمحکوم شدند."

پیامدهای کودک آزاری

کودک آزاری پیامدها و عوارض جسمانی، روانی و رفتاری دارد، عوارضی که می توانند عمری کوتاه یا بلند مدت داشته باشند. کودک آزاری به تمامی جنبه های سلامت جسمانی و روانی و رفتاری کودک آسیب می رساند. درواقع بسیاری از کودکان: " آینه هائی اند نمایانگررفتاری که با آنان می شود." به همین دلیل درسن بلوغ و بزرگسالی شاهد رفتارهای غیرعادی و ناهنجاربا تاثیرهای مخرب انسانی و اجتماعی از سوی کسانی هستیم که درکودکی قربانی کودک آزاری بودند. پرخاشگری، ماجراجوئی همراه با کارهای خطرآفرین و هیجانی، فعالیت جنسی زودهنگام، اعتیاد به مواد مخدر، اضطراب، افسردگی و افکارپارانوئید ازدیگرآسیب هائی هستند که قربانیان کودک آزاری ازخود بروزمی دهند. کودک آزاری‌هایی که پنهان صورت می گیرند، هنگام بلوغ و بزرگسالی پیامد های روانی و رفتاری اش آشکارمی شوند.
تنبیه بدنی و آزارجنسی، بیش ازسایرکودک آزاری ها منجربه نقص عضو و مرگ کود ک شده اند.
آسیب کودک، آسیبِ آینده جامعه است، بهمین خاطر کودک آزاری نه فقط پیامدهای فردی، بل که پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی نیز به بار خواهد آورد.

راه های پیشگیری از کودک آزاری

با اتکا به شواهد، آمارها و شاخص‌‌های موجود در ایران، افزایش خشونت دراشکال کوناگون، فقر، اعتیاد، بیکاری، طلاق، ازدواج در سنین کودکی، بی توجهی به وضعیت بیماران روانی، تن فروشی و استثمارجنسی کودکان، افزایش کودکان کار وخیابانی و... تردیدی برجای نمی ماند که میزان کودک آزاری درایران درهمه اشکال آن افزایش یافته است. عدم اطلاع رسانی و کم اهمیت پنداشتن و کم توجهی به کودک آزاری ازسوی ارگان های مسئول مملکتی ازعوامل تاثیرگذاروافزایش دهنده‍ی این پدیده درایران است. آنچه حکومت اسلامی درراستای پیشگیری ازامرکودک آزاری کرده است به قول خودِ حکومتیان درسطح " خُرد" است. بنابراین دررابطه با حل معضل کودک آزاری، حتی در حد کاهش آن، امیدی به حکومت اسلامی نمی باید داشت. جنبش مدنی، رسانه ها ، بخش آگاه جامعه تاثیر گذارترازحکومت عمل کرده اند. اپوزیسیون حکومت اسلامی نیزبه نظر می رسد برایش " کوچک" است و" اُفت دارد" که به امر کودکان توجه کند! .
باری، راه برای پیشگیری ازکودک آزاری با شناخت عواملی که سبب پیدائی کودک آزاری می شوند، هموارخواهد شد. درراستای چنین شناختی برای پیشگیری از بروزو گسترش بسیاری ازانواع کودک آزاری و کاهش میزان کودک آزاری برداشتن این گام ها ضروری ست:

۱- بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی در سطح جامعه:
کاهش فقروبیکاری سبب کاهش کودک آزاری می شود. فقر و بیکاری برروان و رفتارانسان تاثیرهای مخربی می گذارند و وی را به سوی رفتارهای غیرعادی وناهنجار سوق می دهد، که کودک آزاری یکی ازاین دست رفتارها خواهد بود. رفاه عامل کاهش چشمگیرِ کودک آزاری ست. کودک آزاری هائی همچون کارکودکان، کودکان خیابانی، سوء استفاده و استثمارجنسی از کودکان پیوندی قوی با فقر و بیکاری در جامعه دارند.

۲- آموزش:
فرایند آموزش کودکان، والدین و جامعه در کاهش کودک آزاری نقش مهمی ایفا می کند. کودکان باید معنای کودک آزاری را بدانند، و دربرابرهرنوع آزارواکنش نشان دهند. دربسیاری ازخانواده ها، درمدارس و مراکز آموزشی، تنبیه بدنی خشونت زبانی را کودک آزاری نمی دانند و به انجام آن مبادرت می ورزند، به همین خاطرکودک آزاری جسمی عموما توسط والدین یا نزدیکان به کودک و محل هاو مراکز آموزشی صورت می گیرد. کودکان می باید نقاط خصوصی ( جنسی) بدن‌ خود را بشناسند و آن قدر حساس باشند که هرگونه تماس با اعضای بدن شان را غیرعادی بدانند و گزارش وخبربدهند. می باید به کودکان و خانواده آموزش داده شود که در مورد کودک آزاری جنسی درغالب موارد سهم پدربالاترین میزان بوده است. آموزش‌ درباره مسایل جنسی درمدارس و آگاهی دادن به کودکان همراه با اجرای سند آموزشی ۲۰۳۰ سازمان یونسکو، که در بخشی ازآن به موضوع آموزش جنسی درمدارس اشاره شده ، ضروری ست. مخالفت حکومت اسلامی با این سند به زیان سلامت کودک و جامعه است. آگاهی کودکان نسبت به مسایل جنسی سبب می شود تا کم تر قربانی ‌شوند. درآموزش و پرورش اسلامی سخن گفتن ازبدن انسان و مسائل جنسی تابو وگفتمانی ممنوعه است، و این ازعوامل تشدید و گسترش کودک آزاری جنسی ست.
سکوت کردن و حرف نزدن از آزار وتجاوز یکی از بدترین سنت‌هایی است که با زمینه های فرهنگی و مذهبی درکشور ما وجود دارد. سکوت و ترس ازبیان آزارو تجاوزباعث می‌شود کودک آزاربه عمل خویش ادامه دهد. به فرزندان باید آموزش داد دربرابرهر نوع آزارسکوت نکنند، به آن ها باید اطمینان داد که از آن ها حمایت خواهد شد. خانواده ها می باید این سد فرهنگی و مذهبی را بشکنند و کودک آزاری را اعلام کنند. سکوت واحساس گناه‌ پیامدهای روانی خواهد داشت. کاهش اعتماد به نفس، هراس ازبرقراری رابطه با دیگران و گوشه گیری در زمره‍ی این پیامدها هستند. بسیاری ازاین دست "قربانیان خاموش" حتی دربزرگسالی تا مدت ها نمی توانند با اطرافیان وهمسران خود روابطی طبیعی بر قرار کنند.
نظارت و سرکشی مسئولانه ازکودکانی که موردآزارقرارگرفته اند، ضروری ست. تاسیس خانه های امن برای کودکان آسیب دیده از کودک آزاری پراهمیت است.
رسانه ها در روشنگریِ ابعاد مختلف زیستی- روانی و اجتماعی کودک آزاری، شناساندن انواع وعلل آن، و نیزراه پیشگیری از پیدائی و گسترش آن نقشی کلیدی وپراهمیت دارند. چنین نقشی را تشکل های مختلف مدنی، درکنار مبارزه برای تامین حقوق کودکان می توانند، ایفا کنند. هرچند این تشکل ها درشرایط سیاسی، اجتماعی واقتصادی، وسرکوبِ حکومتی درشرایط سختی کارها و وظایف خود، پیش می برند.

٣- قانون: اعدام و قصاص، به ویژه به شیوه‍ی اسلامی، راه حل معضل کودک آزاری جنسی و جسمی نیست. با پاک کردن صورت مسئله، مسئله حل نمی شود. این که عامل کودک آزاری را فقط و فقط کودک آزار دانست، قضاوتی دقیق نیست. افزایش کودک آزاری درایران را برخی عدم برخورد قاطع با کسانی که مباردت به کودک آزاری می کنند، دانسته اند. " در موارد متعددی با اعلام کودک آزاری به دادگاه های جزایی، دادگاه ها به ویژه زمانی که پدر مبادرت به کودک آزاری می کند، با بی اعتنایی برخورد می کنند". هیچ گونه توجیه قانونی، فرهنگی و مذهبی دررابطه با کودک آزاری نباید پذیرفته شود. تبیه بدنی، ازدواج زودرس- که نوعی آزار جسمی و جنسی و روانی ست - " بچه بازی" در جامعه توجیه فرهنگی وشرعی شده است. باید به قوانین عرفی و انسانی اتکا کرد.
باید از تجارب موثرکشورهای دیگر استفاده کرد. نحوه برخورد سیستم‌های قضایی کشورها با طیف وسیع کودک‌آزاری متنوع و متفاوت است. (درآلمان از سال ۱۹۶۹ میلادی مقررشد کودک آزاران جنسی که بیش از ۲۵ سال سن دارند، درصورت موافقت کمیسیون پزشکی با استفاده از دارو آزمندی و رفتارجنسی شان کنترل شود. درسوئد نیز قانون مشابهی از سال ۱۹۹٣ اجرا می‌شود. در فرانسه و اسپانیا هم تمهیداتی برای اجرای موارد مشابه انجام گرفته است. دراسپانیا نه تنها مجازات کودک آزاران تشدید شده، بل که افراد کودک آزارپس ازطی دوران محکومیت به‌ مدت ۲۰سال تحت نظرقرارخواهند گرفت تا درآینده و پس از آزادی نتوانند درمحیط هائی که کودکان و نوجوانان حضوردارند کارکنند. درامریکا کودک آزارپس ازسپری کردن دوران محکومیت اش تحت کنترل ونظارت قرارمی گیرد.)
برای کاهش کودک آزاری می باید قوانینی سنجیده وقاطع تدوین شود. آموزش این قوانین در خانواده و مراکز آموزشی و از طریق رسانه ها اهمیت دارند. کودک ، خانواده و جامعه باید بدانند کودکان چه حقوقی دارند و وظایف خانواده، جامعه و به ویژه حکومت در این رابطه چیست؟ وچه کمک هایی از طرف سازمان ها وارگان های حکومتی و دولتی دراختیارشان قرارمی گیرد.

۴- کودک آزاری خشونت است و وجود وگسترش خشونت ازمشکلات جامعه ماست. تقدیس خشونت به ویژه ازسوی حکومت و در بسیاری از مراسم های مذهبی ( تاسوعا و عاشورا) ، کشاندن کودکان به مجالس عزاداری خشونت آمیز، و تماشای شلاق زدن و اعدام، رفتارهائی کودک آزارانه هستند. پیامدهای روانی ورفتاری این نوع بد آموزی ها می تواند درآینده آن کودک را به انجام کودک آزاری و رفتارهای خشونت آمیزسوق دهد.
تقویت و گسترش تفکر پدرسالارانه و اعمال سلطه و زور به ویژه برروان و رفتارکودکان تاثیرگذارخواهد بود و باعث تمایل و گرایش آن ها به کودک آزاری دردوران بلوغ و بزرگسالی می شود.

۵- شناسائی، کنترل و درمان بیماران سایکوپات و سایراختلال های روانی و رفتاری که می توانند سبب کودک آزاری شوند، در کاهش کودک آزاری نقش خواهند داشت. این بیماران می باید درمان، کنترل و مهار شوند. در صورت ارتکاب به جرم ، نظارت و کنترل می باید همراه با آگاه سازی اطرافیان فرد بیمار یا مجرم، صورت بگیرد تا اطرافیان نیزدرکیفیت رابطه خود و خانواده شان با این افراد دقت کنند وازبروزخطر احتمالی آکاه باشند.

۶- اعتماد مفهومی ست پراهمیت و پیچیده که در مناسبات میان انسان ها مطرح است. دریک فضای نابهنجار اجتماعی و فرهنگی ایجاد و تداوم اعتماد دررابطه های خانوادگی و بیرون از خانواده خدشه دار می شود. به کودک وخانواده باید آموزش داده شود که بسیاری از کودک آزاری ها را اعتمادهای نسجیده سبب شده اند. بسیاری ازکودک آزاری ها توسط افرادی که مادر، پدر و خود کودک (درحد برداشتی کودکانه ) به فرد کودک آزاراعتماد کرده اند، اتفاق افتاده است.

۷- بحث حجاب و پوشش کودک درپیوند با بروز و گسترش کودک آزاری، بحثی انحرافی و گمراه کننده است. حجاب و پوشش نقشی دربروزو گسترش کودک آزاری ندارند. درحکومت اسلامی دختران و زنان محجبه و با پوشش اسلامی بیش ترمورد آزارجنسی و خشونت فیزیکی و زبانی ( متلک گفتن و...) قرارمی گیرند. و براستی"حجابیون" معلوم شان نیست که چرا پسران نیزقربانیان کودک آزاری جنسی هستند و دربعضی مناطق مسلمان نشین جهان بیش ازدختران مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند؟!


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست