یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

خورشیدی بی آسمان


مرضیه شاه بزاز


• از رفتگان، کسی بر انبوهِ غبار، چراغی پر نفت نیفروخته
و ماهیگیرانِ خسته،
پر دغدغه به خمارخانه پناه برده اند
که مروارید در صدف و صدف در ژرفنا
و کوسه ماهی ها در کمین، هشیار. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۶ ارديبهشت ۱٣۹۶ -  ۲۶ آوريل ۲۰۱۷


از رفتگان، کسی بر انبوهِ غبار، چراغی پر نفت نیفروخته
و ماهیگیرانِ خسته،
پر دغدغه به خمارخانه پناه برده اند
که مروارید در صدف و صدف در ژرفنا
و کوسه ماهی ها در کمین، هشیار.                     
وآنکه رستمی اش می پنداشتیم
سرافکنده در ردای تسلیم
بر لاغری دستهایش شهادت می دهد
که بر گرداگرد اتاق، از استوا تا راس،
خورشیدِ همدردی، بی آسمان
فرودی بر فهم نمی یابد، تا خاستگاهی شود،      
پیِ خانه ای
بر محاق می نشیند

آی ویرانی،
شکوهِ در و پنجره ی چشم انداز را
چه بیرحمانه در هم می کوبی
وین پنج پرنده ی رنجور را، آشیانشان بر باد
نمی بینی
که از شاخه به زیر
چه خاموش می افتند؟         

غریقِ غباری غلیظ، کر و کور و لال
چون الماس که تیغه بر گردن خویش
نمی بینی مردگانی اینچنین
چگونه
خود
مرگ می گردند؟

مک دونا، هفتم آوریل
divanpress.com
 
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست