یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

شراره عاشقی هایت شعله خواهد شد ...
برای شخصیت درخشان ویدا حاجبی، در بزرگداشت یادها و بازاندیشی های او


جمشید طاهری پور


• در بزرگداشت بازاندیشی و آموختنی های ویدا سزاوار این است که او را در خود و خود را در او بجا آوریم، تنها این تسلی بخش است. بگذار ویدا بشنود که شراره ی عاشقی های او در خانه هست هنوز، بگذار آرامش جاودان او را پژواک امید و آرزوئی پر کند که می خواند؛ شراره عاشقی های تو شعله خواهد شد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲ فروردين ۱٣۹۶ -  ۲۲ مارس ۲۰۱۷



در زندان را که باز کردند، با تنی چند از همبندان بدیدارم آمد. ساکت و سرسنگین کنار رقیه دانشگری نشسته بود و چشم از من بر نمی گرفت. نگاهش بنظرم رسید نکوهشم می کند و پر بود از پرسش و من حس می‌کردم ملامتبار و غضبناک با من در بحث و جدل است. در زندان زنان هم می‌دانستند که من مشی چریکی را رد کرده و مردود دانسته ام. آن زمان در زندان و بیرون از زندان، ویدا پایدارترین همرزم سازمان چریکهای فداپی در دفاع از مشی چریکی بود.

در انشعاب «جناح چپ» با آنان همراه شد. این همراهی درستی و نادرستی داشت. از منظر عقلانیت سیاسی پی آمد خونین در انبان داشت و ناخواسته بر انسداد سیاسی و سرکوبگری های خونبار خمینی می دمید، و این در حالی بود که انتخاب چپ از سوی او در انشعاب از رهبری وقت سازمان – که من از اعضای موثر آن بودم – یک‌سره از آرمانخواهی ویدا و پایداری خدشه ناپذیرش در باور به آزادی و عدالت برای انسان‌ها بر می خاست. او سمتیابی رهبری ما را در مسیر اتحاد با اسلام سیاسی که در سالیان ۶۱-۵۹ به پشتیبانی از خمینی و سمتگیری وحدت با حزب توده ایران انجامید بر نمی تافت و آنرا رویگردانی از آرمان آزادی و عدالت، وانهادن اصل اندیشیدن مستقل و بی اعتنائی به ضرورت دموکراسی و تجدد برای ایران می دانست. سمت و سیاست ما در جانبداری از «خط امام» بر رنج‌های ویدا بسیار افزود. و من با تأسف و شرم سوزان این را می نویسم، اما در عین حال کماکان بر این نظرم که اصل پیشروی در مسیر برساختن «سازمان اکثریت» –در مفهومی نسبی – یک بصیرت سیاسی و گام در سنگراه تاریک روشن تکامل «سازمان چریکها» بود.

در گذشت ویدا حاجبی ضایعه ای بزرگ برای چپ ایران است. او انسان آرمانخواهی بود با جانی شعله‌ور از عشق به آزادی و عدالت. دنیا خانه او بود، چندان جهان وطن بود که در نبرد علیه ستمگری و بیداد، فقط ایران نمی شناخت، هر کجا وطن او بود، و مردمان همه سرزمین ها، مردمان هموطن او بودند. برای نبرد علیه ستمگری و بیداد، علیه تبعیض و بی‌عدالتی بی‌قرار بود و سر از پا نمی شناخت؛ پس بادپا بر فراز می شد، سلاح نبرد در دست می‌گرفت و برای دنیائی بهتر و جهانی آزاد تر و عادلانه تر، آزادی و عدالت را برای همه ملت‌ها و کشور ها، برای همه مردمان جهان می رزمید. او عشق را و زیبائی را و زندگی را دوست می‌داشت و از انگیزه‌های اصیل پیکار های او پاسداشت آنان بود.

بلوغ و درخشش شخصیت او وقتی بود که توانست ناراستی، ناروائی و بیداد و تبعیض و ستمگری را در خویش و باورهای خود و همرزمانش ببیند و بی هراس و ملاحظه با آن به نبرد بر خیزد. او در یافته بود که برای پیروزی آزادی و عدالت در جهان بیرون، شرط نخست, پیروز گرداندن آزادی و عدالت در دنیای درون خویشتن خویش است. او به انسانیتی بی همتا دست یافته بود؛ ویدا از رنج‌های خود فضیلتی ساخته بود که به او این توانائی را می‌داد در تراز عالی ترین درجه انسانیت و مدنیت زمان حاضر بیاندیشد. از اینجاست که باید گفت جای او همیشه خالی خواهد بود.

ویدا حاجبی تبریزی نمونه و مصداق انکارناپذیر استعداد نواندیشی و نوزائی در صفوف چپ ایران است. چنین استعدادی اگر ببالد و توانمند شود، خواهد توانست ایران را در سمت توسعه و تکامل تاریخی، در سمت تحول درونزای جامعه برای دستیابی به دموکراسی، و نیل به آزادی و عدالت، نیل به جامعه ای برخوردار از ارزش‌های دموکراتیک و سوسیالیستی؛ ارزش‌های سکولار دموکراتیک جهانشمول معاصر نمایندگی کند.

مرگ ویدا نشانه تازه ای از این واقعیت است که وقت رفتن های همچون مائی رسیده! و... حالا که از پی هم می‌رویم آنچه که باقی می‌ماند خود آموختگی و آموختنی های زندگی ماست. خوشا چونان ویدا که در و از زندگی زیسته خود آموخت و آموختنی های بسیار برای ما باقی گذاشت...

مرگ ویدا تأسف عمیق بسیار کسان در صفوف اپوزسیون ایران را برانگیخته است. شمار و تنوع نام ها در ذیل تسلیت نامه او، نشانه پدیداری روح دگراندیشی و دیگری خواهی در اپوزسیون دموکراسی خواه و عدالت جوی ایران است. او با مرگ خویش نیز پدیداری از جنس این زمان آفرید.

آشکار است که تسلی بیدار کننده و آینده ساز، بزرگداشت آموختنی های اوست. آموختنی های او را باید زندگی کرد، آموختنی های او را باید مکرر کرد و در نشر و نقد و ارتقاء آن‌ کوشید. ارج گزاری یادها و بازاندیشی های او از ما می‌طلبد که باورها و کرد و کاری را که با ما بوده و در ما چه بسا در ظهوری تازه باقی و جاری است, نقادانه باز اندیشیم، عبرت های آنرا بازشناسیم و از بیان آشکار آموختنی های زندگی و عبرت های تجربه زیسته خود تردید و واهمه ای به دل راه ندهیم.

آری! در بزرگداشت بازاندیشی و آموختنی های ویدا سزاوار این است که او را در خود و خود را در او بجا آوریم، تنها این تسلی بخش است. بگذار ویدا بشنود که شراره ی عاشقی های او در خانه هست هنوز، بگذار آرامش جاودان او را پژواک امید و آرزوئی پر کند که می خواند؛ شراره عاشقی های تو شعله خواهد شد ...


ج - ط
نوروز ۱٣۹۶


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست