یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

بر ایوان دلدادگی


مرضیه شاه بزاز


• گلیمی بزیر پایت فرش می کنم
سرتاسر، غنچه هایی که هرگز باز نخواهند شد
در کنارت می نشینم، خیره بر کف ایوان ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۴ تير ۱٣۹۵ -  ۲۴ ژوئن ۲۰۱۶


 
 قدم رنجه فرموده
بر ایوان سنگلاخی، دمی بنشینید در محضر توفان
گلیمی بزیر پایت فرش می کنم
سرتاسر، غنچه هایی که هرگز باز نخواهند شد
در کنارت می نشینم، خیره بر کف ایوان
بر هزارهزار نقش خونین پای
که از پوشیدن کفش سر باز زدند و بر این ایوان گذشتند
لطف فرموده
هنگامیکه عاطفه ی نقره ای مهر و ماه، بر سنگلاخ می تابند
دم را به غنیمت مفتخر فرمائید
که من نفرت را می بینم تازیانه در دست                  
از تاریکی بر می آید و چون پهلوانی، یکه تاز
بدور ایوان می چرخد
من قربانیان را می بینم               
با بدنهای کبود، دمرو بر خاک می افتند            
و از قاره ای به قاره ای، همه اکنون می دانند،
که پهلوان عربده کش به جهانگردی مشغول است
قدم رنجه فرموده، کمی کمانچه بنوازید، آرشه بر تارهای کمرنگ سپیده
پیش درآمدی،
شاید در مایه ی عطر از یاد رفته ی اقاقیا
شاید در مایه ی شور
اما با دستی که همیشه می لرزد،
کوک ساز را چه حاصل
که پشت پرده ی شب،
رامشگران چیره دست می نوازند آهنگ امروز و فردا را
تو اما بخاطر من، بخاطر فریادی که در خاموشی خُفت،
دمی بنواز
که من بر این ایوان،
که هرماه اش تیر ماه ست
در خیال به گُل نشستنِ شکوفه، چندان لرزان درنگ کردم
که سنگلاخها به کمرگاه رسیده
و هر دم به بهانه ای از عربده ای
بر سر و رویم،
باران سنگ می بارد.

آتلانتا بیست ژوئن ۲۰۱۶
divanpress.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست