یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آش همان! کاسه همان!
در حاشیه ی انتخابات


سام الدین ضیائی


• به نظر می رسد این بار هم شرکت در چنین انتخاباتی، غیرعقلانی است. به ویژه که آقایان در انتخابات خبرگان رهبری هیچ به حساب آمده اند و برای سرگرم کردن و بازی دادن ــ خودشان و یا ملت ــ تنی چند از آنان را برای شوراها تایید صلاحیت فرموده اند تا مضحکه ی انتخابات در جمهوری اسلامی همچنان گرم بماند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۲ آذر ۱٣٨۵ -  ٣ دسامبر ۲۰۰۶


با احترام به شان و درک سیاسی اصلاح طلبان حکومتی، عزم جزم این دوستان قدیم برای ییروزی شکلی در انتخابات شوراها که در باب آن دیگری ــ یعنی خبرگان ــ ارایه ی نظر را در حیطه ی فهم آیات حجج اسلام و آیات عظام دیده اند و لب فرو بسته اند، تحسین برانگیز است. اما به نظر می رسد در سرزمینی که قدرت جامعه در ظل سایه ی ولایت فقیهان است و همه ی مشروعیت حکومت از آن فقیهان دروغ زن، مشورت با مردم و رای خواستن از آنان که در قاموس شان در درجات آخر شوون انسانی اند بی معناست. در سایه ی چنین حکومتی ـــ‌ به ویژه یس از دوران هشت ساله ی اصلاحات و ریاست جمهوری آقای خاتمی که نامزدهای ویژه ی ائتلاف اصلاح طلبان که اکنون برگ آس شان وزیر زیباروی هم ایشان است ـــ اگر باز کسی با دستکاری شکلی شعارهای ییشین بخواهد در زیر سایه ی سیاه چنین ولایتی از اصلاحات بگوید با عرض پ وزش یا خود را فریب می دهد و یا در پ ی فریب ملت است.
 
به نظر می رسد این بار هم شرکت در چنین انتخاباتی، غیر عقلانی است. به ویژه که آقایان در انتخابات خبرگان رهبری هیچ به حساب آمده اند و برای سرگرم کردن و بازی دادن ــ خودشان و یا ملت ــ   تنی چند از آنان را برای شوراها تایید صلاحیت فرموده اند تا مضحکه ی انتخابات در جمهوری اسلامی همچنان گرم بماند. اما در واقع انتخابات دوم خرداد آخرین برگ برنده ی «جمهوری اسلامی» بود، اگر خاتمی و اصلاح طلبان حکومتی می توانستند نمود عملی امکان جمع میان دین و دموکراسی را یس از جنبش دوم خرداد به نمایش گذارند. در حالی که یس از هشت سال اصلاحات، هشت سال سازندگی و هشت سال انقلاب و جنگ، اکنون در آستانه ی انتخابات شوراها و در نهایت تاثر و تاسف به نظر می رسد خیال باطلی به نام حکومت «جمهوری اسلامی» و پ روژه « دموکراسی دینی»، جز هزینه ای گزاف نداشته است و راه فرار از این از هم گسیختگی نیز تنها از جاده ی «رفراندوم» می گذرد. اصلاح طلبان حکومتی نیز اگر دغدغه ای فراتر از نظام منتسب به امامی را که ناشی از ملت نیست دارند، باید در رسیدن به این راه گام بردارند. عروسک ماندن خیمه شب بازی شترگاو یلنگ ولایت فقیه مردمی هم چاره ساز نیست.
 
نگارنده نیک می داند مخاطبان این یادداشت در هر سطح حکومتی هم که باشند، هر چند در ته دل هاشان هم صدایش باشند، آن را رو در روی اندیشه ی رسوب شده ای خواهند دید که آنان را در برابر نظام و امام مسئول می داند و یا به تعبیری بدبینانه موقعیت ناداشته شان را در نظام ولایتی به خطر خواهد انداخت.
 
به یاد دارند که در کنار شعار اصلاحات در چهارچوب قانون اساسی و با وجود تاکید بر ابهام ها و تعارض های درون قانون اساسی، ادعا می کردند که «جمهوری ولایی» ایران ظرفیت خوداصلاحی را دارد و آمده اند که همین ظرفیت را به منصه ی عمل رسانند. می ینداشتند «خاستگاه حکومت» و نقشی که رای مردم در «مشروعیت» آن دارد، این امکان را فراهم ساخته است تا بتوان تفسیری دموکراتیک از قانون اساسی را حاکم کرد و قانون اساسی را پ یش برد. «راهکار» عملی شان هم همان به دست گرفتن بخش های انتخابی حکومت و پ یش بردن اصلاحات با بهره گیری از اختیارات قانونی بود. غافل از آن که تنها تناقض های موجود در اصول ولایت فقیه،خبرگان رهبری، اختیارات رهبر و شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان محوری اساسی، در نبردی همیشگی با دموکراسی راه را بر هر اصلاحی از آن دست که خواستند و نتوانستند بسته است.
 
ریاست جمهوری، مجلس و شوراهای اسلامی نهادهایی بود که به یمن اعتماد مردم به دست آنان افتاد تا به خیال خود راه اصلاحات را هموار سازند. همه ی آن رویاها یایان یافت و ثابت کرد که سقف اصلاحات مورد ادعا در چارچوب چنین قانونی همان بود که در دوران هشت ساله دیدیم که آن هم تحمل نشد. دوران خاتمی تمام شد. پ س از آن هم یا سکوت کرد و یا اگر حرفی زد دیگر شوقی در آن نبود و انگیزه ای نمی ساخت. برخی دریافتند که خاتمی نیز بر خلاف شعارها نماینده ی نظام بود برای مردم و نه وکیل مردم در برابر نظام. برخی ترجیح دادند به خاطره ی خاتمی خوش باشند و برخی هنوز بدو دل خوش کرده اند و برای جمع آوری رای از خنده های تبلیغاتی اش بهره می برند تا شاید در کنار وزیر سابق خوش سیمایش فرجی برای ییروزی انتخابات شوراها سازد. گویا هنوز درنیافته اند نهادهای انتخابی در چنین چهارچوبی اختیاری ندارند که بتوانند برای اصلاحات از آن بهره گیرند. حتی پ یام ملت را هم که پ یش از آنان بدین نتیجه رسیدند و در دو انتخابات اخیر درک خود از ناامیدی از راهکار شکست خورده ی آنان را به نمایش گذاردند ندیده و یا خود را به نابینایی زده اند و هنوز آب دموکراسی در هاون ولایت فقیه می کوبند! جالب آن که محافظه کاران اصلاح طلبی که باید در فرصت هایی مثل تحصن تحسین برانگیز بخشی از مجلسیان اصلاحات دست در دست دیگران می دادند تا شاید به نتیجه ای رسند و ندادند و سنگ لای چرخ گذاردند و صور جدایی زدند، اکنون برای هیچ و به نام اعتماد ملی دست بقیه را بر سر هیچ می فشارند و سور می دهند و برای نظام خیال می بافند!
 
دوستان اندیشه کنند   همین نظامی که به واسطه ی امامش به آن وفادار مانده اند، باید ناشی از «ملت» می بود. به وعده ی همان امام! و صد افسوس که این همان مشکل تذبذب فکری و در نتیجه عملی است که دوستان اصلاح طلب حکومتی و پ رچمدار خردورزش بدان دچارند و هنوز نتوانسته اند اصول آزادی و دموکراسی را به دور از تقیدات دینی و ارادات مریدانه شان حل کنند! و تا اینچنین است، آش همین است و کاسه همین !


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست