یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

و هنوز


مرضیه شاه بزاز


• مرزبان پیر از پای افتاده است
و شب را دیگر پاس نمی دارد
و بر خلوت چوبه ی دار ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱۱ آبان ۱٣۹۴ -  ۲ نوامبر ۲۰۱۵


 مرزبان پیر از پای افتاده است
و شب را دیگر پاس نمی دارد
و بر خلوت چوبه ی دار
جمجمه ای
ارتعاش و غروب ستاره ای، در یاد
و آوازِ آن رفتگان
-که جام ننوشیده، کوزه بشکسته- در گوش
به افطار عقابی می نگرد بر مُرداری
که پیش از این بر آن تف کرده بود
کلنجار ابدی پرواز با افیون.
به خرابه ی معبدی
که از فرسایشِ سال و باد و باران
فرو می ریزد
به خدایان مرده ی زمین و آسمان
به استخوانْ استخوانِ آن رفتگان
که به هر کرانه
خارج از دایره رقصیدند
و خون هنوز
در وسوسه ی برخاستن
چون قیر مذاب،
در سرخرگ و کمرگاهشان می جوشد.

آتلانتا اکتبر ۲۰۱۵
divanpress.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست