یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نه هویت ملی، نه تفاوت مذهبی، زنده باد هویت انسانی!


حسن رحمان پناه


• "لباس من هویت من است" ارزانی مبلغین آن باد. جوانان کرد شایسته است در صف واحد با دیگر جوانان ایران و مردم کارگر و زحمتکش این کشور، همراه با روح بزرگ انساندوستی و انترناسیونالیستی به رزم مشترک با جمهوری اسلامی و کل ارتجاع محلی و منطقه ای برخیزند و پیروزی خود را در هم سرنوشتی با مردم ایران و بشریت آزادیخواه جستجو کنند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ٣ آبان ۱٣۹۴ -  ۲۵ اکتبر ۲۰۱۵


روز چهارشنبه ٢٩ مهرماه ١٣٩٤ مسابقه والیبال میان دو تیم "بانگ سرمایهی تهران" و تیم "شهرداری ارومیه" در ورزشگاه "الغدیر" ارومیه برگزار گردید. یکی از اعضا خانواده "فرهاد پیروت پور" بازیکن تیم شهرداری ارومیه و اهل مهاباد، که لباس کردی بر تن داشت، هنگام حضور در جایگاه تماشاچیان مورد توهین و ناسزای جمع کوچکی از طرفداران متعصب تیم شهرداری ارومیه قرار گرفت. فیلم کوتاهی از این رویداد ناهنجار در برخی از شبکههای اجتماعی پخش شد که این اقلیت قلیل را در حال توهین کرد به آن شخص نشان می دهد.
همزمان سایت "کردپا" سایت (حزب دمکرات کردستان ایران) که خود را بعنوان "آژانس خبررسانی کردستان" معرفی می کند از همه بیشتر به این موضوع پرداخت و مسائلی را طرح کرده که جای نگرانی جدی است. این سایت به جای توضیح علل چنین رویداد ناگوار و کوشش برای جلوگیری از تکرار آن، با فراخوانی به جوانان کورد از زبان "کاربران شبکههای اجتماعی"، از آنان می خواهد با لباس کوردی در بازی بعدی حضور یابند و با شعار "لباس من هویت من است" عملآ زمینه را برای اقدام متقابل مهیا می کند . اقدامی که تجربه تلخ جنگ "ترک و کورد" در شهر نقده در فروردین سال ١٣٥٨ خورشیدی که عوارض شوم آن هنوز بر اذهان مردم برابری طلب سنگینی میکند و جمهوری اسلامی پیروز آن بود را به فراموشی می سپارد.
سایت "کردپا" در آغاز گزارش خود می نویسد "توهین عده‌ای از هواداران تیم والیبال شهرداری ارومیه به این ورزشکار مهابادی موجب اعتراضات گسترده در شبکه‌های اجتماعی شد که چنین اهانتی را خلاف واقعیت کنونی استان آذربایجان‌غربی تلقی کردند". به گفته "کردپا" بازیکن اهل مهاباد "فرهاد پیروت پور" در دیدار با برخی مسئولین استان اعلام نمود " که به شخصه از این چند نفر انگشت‌شمار شکایتی ندارم." اما سایت "کردپا" با این توضیحات و اظهار نظرها نه از قول کاربران شبکههای اجتماعی و نه از زبان فرهاد پیروت پور رضایت نمی دهد. بلکه می نویسد " از دیگر سو، بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی ضمن محکومیت حرکت روز چهارشنبه گذشته، از جوانان و ورزش‌دوستان کُرد خواسته‌اند که در بازی بعدی شهرداری ارومیه با پوشیدن لباس کُردی و شعار "لباس من هویت من است" از فرهاد پیروت‌پور حمایت کرده و نسبت به ایجاد تفرقه میان کُردها و تُرک‌ها ابراز انزجار نمایند." کوردپا یا متوجه نیست یا عامدانه و اگاهانه خود را به نادانی می زند و عملآ و رسمآ از زبان "جوانان ورزش دوست کورد و از زبان کاربران شبکههای اجتماعی" درخواست می کند که در "بازی بعدی تیم "شهرداری ارومیه" با پوشیدن لباس کُردی" و شعار "لباس من هویت من است" از فرهاد پیروت‌پور حمایت کرده و نسبت به ایجاد تفرقه میان کُردها و تُرک‌ها ابراز انزجار نمایند". "کردپا" با تبلیغ برای این فراخوان، عملآ برای بسیج جوانان کورد علیه جوانان ترک تبلیغ می کند . گفته "فرهاد پیروت پور" رفتار منزجر کننده عدهای "انگشت شمار" را از سوی طرف مقابل به اقدامی گسترده و جمعی تبدیل کند و در کمال خونسردی آنرا " نسبت به ایجاد تفرقه میان کُردها و تُرک‌ها ابراز انزجار نمایند" توضیح می دهد که این اقدام خود منزجر کننده است ؟ "کردپا" با این فراخوان از زبان "کاربران شبکههای اجتماعی" ، نه تنها مطابق توضیح "فرهاد پیروت پور" که هیچ درخواست حمایت و پوشیدن لباس کوردی ندارد و شعاردهندگان روزچهارشنبه را "انگشت شمار" نامید ، عمل نمی کند ، بلکه "جوانان کورد" را از قول "کاربران ناشناس" و بی هویت تشویق می کند که "لباس کردی پوشیده " و با شعار "لباس کردی هویت ما است " از فرهاد پیروت پور حمایت نمایند. این فراخوان ، نه فراخوان فرهاد پیروت پور است و نه فراخوان "بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی" اگاه به اقدام خود و عوارض بعدی آن ، در دفاع از "هویت کوردی "خود ، بلکه این فراخوان سایت "کردپا" به نیابت از آنان است که نامسئولانه چنین فراخوانی را بیان میکند.
اکنون فرض را بر این بگذاریم که جمعی از کاربران شبکههای اجتماعی نیز چنین فراخوانی داده باشند، برای حزب ، سایت ، جریان و یا فرد مسئول و اگاه به شرایط ایران ، حساسیت منطقهای که این اتفاق کوچک در آن رویداده (توهین به یکی از افراد خانوداده ورزشکار مهابادی) رویدادهای منطقه در اطراف ما ، جنگ های ملی ، مذهبی ، قومی و عشیرهای در کشورهای افغانستان، عراق ، سوریه ، لیبی ، یمن ، که برخی از آنان از اتفاقات کوچک شروع و به فاجعههای کشوری ، منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شدند ، میتواند چنین فراخوان " هویت طلبانه " بدهد؟ بازهم به فرض اینکه "جمع زیادی از کاربران شبکههای اجتماعی " و فراتر از آن ، یک اکثریت در شهری ، در استانی و حتا در کشوری چنین فراخوانی بدهند ، آیا یک جریان که کمترین احساس مسئولیت اجتماعی و سیاسی داشته باشد، میتواند و مجاز است به مبلغ آن تبدیل شود، یا باید منتقد جدی آن باشد ؟ کاری که سایت "کردپا" شق اول را انتخاب میکند و عملآ در جهت پاشیدن بنزین بر اختلافات "ملی" و منطقهای گام بر می دارد.
"کردپا" در ادامه گزارش خود و به منظور مهم نشان دادن رویداد روز چهارشنبه ورزشگاه "الغدیر" پیازداغ آنرا افزایش می دهد و می نویسد " طبق گزارش رسیده که آژانس کُردپا قادر به تأیید آن نمی‌باشد محرک اصلی حوادث اخیر ارومیه فردی به نام دکتر محمد علی چهرگانی، رهبر جریان موسوم به "حرکت ملی آذربایجان جنوبی و جنبش بیداری ملی آذربایجان جنوبی" می‌باشد" . خوانندگان زیادی می دانند فرد روانی و معلوم الحالی همچون "محمدعلی چهره گانی" هیچ وجه و اعتباری در میان مردم آزادیخواه آذربایجان ندارد و بعنوان یک مزدور دولت ترکیه شناخته می شود . نامبرده نه تنها مردم کورد در استان آذربایجان را "مهمان می داند" بلکه بارها از حاکمان فاشیست ترکیه خواستار اشغال شمال عراق توسط ارتش این کشور شده و کرکوک و موصل را "سرزمین تاریخی ترک‌ها که بدست عده‌ای کرد اشغال شده" می داند . بعید است ، چنین فرد مزدوری توان سازماندهی کمترین حرکتی در هیچکدام از استانهای آذربایجان را داشته باشد که تاریخآ مکان حرکات و جنبش های مترقی و آزادیخواهانه در کل ایران بوده اند.
از قرار معلوم ""لباس من هویت من است" سایت "کردپا" را در توضیح رویداد چهارشنبه قانع نکرده و خوانندگان اگاه و تیز بین، چنین "هویت سازی" کاذبی را از "کردپا" نخواهند پذیرفت . لذا و به ناچار این سایت ، به آمار و ارقام جمعیت و ساکنان استان آذربایجان غربی پناه برده تا بلکه " لباس من هویت من است" را برای گردآوی جوانان کورد در مسابقه فوتبال دور بعد تدارک ببیند.
"کردپا" در پاراگراف آخر گزارش خود می نویسد " استان آذربایجان غربی با جمعیتی بیش از ٣ میلیون نفر، هشتمین استان پرجمعیت ایران می‌باشد که ترکیب جمعیتی آن از کُرد، تُرک، آشوری و ارمنی تشکیل گردیده است. طبق آمارهای غیررسمی، بیش از ٦٥% استان آذربایجان‌غربی از ملیت کُرد هستند." برای یک سایت معتبر معمولآ اشاره به آمار و ارقام بر اساس دادهای درست و دقیق است نه "آمارهای غیر رسمی" ؟ مضافآ هدف از بیان "آمار ٦٥درصدی ملیت کُرد" در این استان چیست؟ " محمد علی چهرگانی" مرجع مورد اشاره سایت "کردپا" در مورد آمار مردم کورد در آذربایجان غربی میگوید " در حال حاضر ۵۰۰ هزار کرد در آذربایجان غربی زندگی می‌کنند اگر رفتار عادی داشته باشند، هیج مشکلی نیست وگرنه همانطور که آمده‌اند باید بروند". سایت "کردپا" نیز آمار مردم کورد در استان آذربایجان غربی را ٦٥درصد کل جمعیت این استان معرفی می کند؟ . شاید هدف از بیان آمار این ٦٥درصد هم "رفع زحمت" اقلیت ٣٥درصدی باشد "اگر رفتار عادی نداشته باشند" ؟! این نوع آمار و آرقام ها با اهداف و نیات سیاسی و فراهم نمودن پیش زمینه جنگ و جدالها بر اساس زمینههای "ملی ، نژادی، خاک " و پاکسازیهای در آینده بیان می شود که از هم اکنون باید در مقابل آنان ایستاد و صف متحد و یک پارچه انسانیت برابری خواه و عدالت طلب را فارغ از "نژاد، ملیت، زبان، مذهب، خاک" و غیره برعلیه آن بسیج و متشکل نمود.
شکی در این نیست که وجود "ستم ملی" از جانب رژیم های شاهنشاهی و اسلامی حاکم بر ایران، واقعیتی انکارناپذیر و با اهداف سیاسی و استثمار مضاعف اقتصادی علیه "ملت های تحت ستم" اعمال شده و می شود. اما تردیدی هم در این نیست که مردمان زجرکشیده و زحمتکش کورد ، ترک ، بلوچ ، فارس ، عرب، ترکمن ، اسوری و غیره از هویت های متضاد و متفاوت ایجاد شده در صفوف خود که محصول شرایط اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، تاریخی و طبقاتی معیین هستند، رنج برده ، سرکوب شده و از آن عاجز و بیزارند. ستم و تفاوت "ملی " ، مذهبی و نژادی ، ابزاری در دست طبقه حاکم و دولت حامی و نماینده آن جهت ادامه استبداد سیاسی و استثمار اقتصادی است. اما اکثریت مردم تحت ستم این "ملیت" ها هیچگونه اختلاف و تفاوتی با هم ندارند و منفعتی نیز در آدامه وضع موجود نمی بینند. آیا کارگران "ملیت" های مختلف زیر سقف یک کارخانه به شکل یکسان استثمار نمی شوند؟ آیا فعالین کارگری ، دانشجویی ، معلمان و دیگر جنبشهای مترقی و مبارزاتی در تهران ، آذربایجان ، کردستان، خوزستان، سیستان و بلوجستان و دیگر نقاط ایران، زیر یک سقف زندانی و توسط جلادان واحد محاکمه و بوسیله شکنجهگران کورد و فارس و ترک شکنجه و آزار و اذیت نمی بینند؟ آیا دانشجویان "ملیت"های مختلف در جریان اعتراضات دانشجویی سال های اخیر در یک صف واحد و به یکسان هدف آتش سلاح پاسداران "ولی فقیه" قرار نگرفتند؟ آیا وکلای دادگستری آزادیخواه و انساندوست از ترک ، کورد و فارس ، عرب و بلوچ و ... همسان، منع فعالیت و آنجام وظیفه صنفی نمی شوند؟ آیا حجاب اسلامی این سمبل بندگی و بردگی زن، تنها برای زنان اقلیت های "ملی" است یا کل ایران، زندان بزرگ و شکنجهگاه عظیمی برای تمام زنان این کشور است؟
امروز جوان مبارز کورد هویت خود را نه در "لباس کردی" ، نه در تفرقه و جدایی "ملی" نه در خاک و سرزمین جداگانه با دیگر مردمان و همسایگان، بلکه در روح بلندهمت انسانیت و آزادیخواهی و برابری طلبی می بیند. امروز و سال ها است ، جوانان و مردم کردستان "هویت" خود را نه در صف آرایی با " لباس کردی" و در برابر دیگر جوانان غیرکورد، بلکه در روحیه و رزم مشترک و یکسان علیه استبداد مذهبی حاکم بر ایران ، علیه "داعشیان"زمانه ، علیه جانیان ضد بشر حاکم بر ایران ، عراق ، سوریه، ترکیه ، یمن، عربستان سعودی و کل منطقه و جهان، و خود را در صف مبارزان راه رهایی انسان از قید ستم ، استثمار ، سرکوب و از جمله ستم "ملی" و مذهبی می بینند.
"لباس من هویت من است" که از سوی ناسیونالیسم کورد بعنوان "هویت" برای جوان کورد معرفی می شود، سرمایهدار و بورژوای کورد، خود عار دارند آنرا بپوشد. این حضرات با قیمت بسیار ارزان لباس کردی (کهوا و پانتوڵ) "لباس من هویت من است" را از کشور چین وارد می کنند و بازار "سرمایه ملی" یا "خودی" کردستان، قبلگاه ناسیونالیست ها را نیز تخته کردهاند. این چه هویتی است که کارخانهدار دیگر و با استفاده ازعرق پیشانی و نیروی کار ارزان کارگران آن کشور به قد و قامت جوانان کورد می دوزد، اما سرمایهداران و فرزندان همین "ملت" ، شیک ترین و گران قیمت ترین کت و شلوار فرانسه و ایتالیا را می پوشند و کراوات انگلستان و ماشین آخرین سیستم آمریکا و آلمان و ژاپن می رانند و فرزندان مردم تحت ستم را به "لباس من هویت من است" ترخیب و به تقابل غیرانسانی در برابر چند جوان نادان و فریب خورده که جمهوری اسلامی و افکار عقب مانده، مغز آنان را دچاراختلال روانی نموده ، تشویق می نمایند؟!
" لباس من هویت من است" ارزانی مبلغین آن باد. جوانان کورد باید و شایسته است در صف واحد و همبسته با دیگر جوانان ایران و مردم کارگر و زحمتکش این کشور ، متحد و متشکل ، همراه با روح بزرگ انساندوستی و انترناسیونالیستی به رزم مشترک با جمهوری اسلامی و کل ارتجاع محلی و منطقهای برخیزند و پیروزی خود را در هم سرنوشتی با مردم ایران و بشریت آزادیخواه جستجو کنند. جوانان کورد شایسته هستند از رویدادهای منطقه و جهان درس گرفته و نقاط مثبت و منفی آنرا به منظور درس آموزی و بکار بردن در پراتیک روزانه مورد نظر و دقت قرار دهند و از هویت های کاذب و دروغین که محصول منافع و مصالح مادی و طبقاتی مشخص هستند دوری جسته و هویت انسانی را سرمشق و الگوی زندگی مبارزاتی خود قرار دهند . هویتی که در آن احترام به انسان نه به خاطر " ملیت، نژاد، مذهب، جنسیت، ثروت، و..." ارج گذاشته شود ، بلکه نفس وجود انسان بعنوان موجودی طبیعی و قابل احترام ، شایسته همکاری ، احترام ، هم سرنوشتی و ارزش گذاری باشد. باید از تبدیل ایران ، به عراق ، سوریه ، یمن ، لیبی ، افغانستان و دیگر کشورهای جنگ زده و مصیبت زده بر اساس "هویت" های " ملی ، مذهبی، نژادی، و ..." جلوگیری کرد.
نه هویت ملی ، نه تفاوت مذهبی، زنده باد هویت انسانی.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست