یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

«روزنامه نگاران» تروریست:
رذالت «مهرنامه» ها را پاسخی نیست


سهیل آصفی


• تقلای نورسیدگان نئولیبرال نسل جمهوری اسلامی در حالیکه کمونیست های ایران حتی یک نشریه ی چاپی در داخل کشور از آن خود ندارند، چیزی جدید نیست، اما از سهم شماری از دانشگاهیان و اهل فکر خارج از ایران که مشتری اصلی داد و ستد با این کاغذها هستند و برای تامین خوراک امنیت خانه رسانه ای با یکدیگر مسابقه می دهند نیز نمی توان گذشت ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۹ ارديبهشت ۱٣۹۴ -  ۱۹ می ۲۰۱۵


صحنه، به سیرکی غریب می ماند؛ بی که لبخندی حتی. و صدا که در هیاهو گم می شود. بیش از همیشه گم می شود. در حالیکه بموازت تحولات واقعی انباشت سرمایه و توزیع ثروت در جهان، چپ ایران نیز از خاکستر روزهای تماشایی اش می رود که بر آید و تلاش برای بقا و امکان شدن را با تاکتیک های مختلف بر بسترهای واقعی هستی اجتماعی و عرصه ی عمومی هر روز در حال کالایی تر شدن خانه ی ما تمرین می کند، پروژه ایی امنیتی برای تحریف تاریخ معاصر ایران و در یک کلام آرمان، به رنگ بازار روز به پیش می رود. پروژه با جلو انداختن بی بضاعتی تعدادی از روزنامه نگاران شیفته ی غرب ایران که در میان شرافت روزنامه نگاری مستقل ایران برای بقا و برای معاش، همچنان صفحه های داخل کشور را بطور کامل در انحصار خود دارند به پیش می رود. این شیوه ی همیشگی آنها است که از عربده ها ی قاضی القضات شهر برای شستن دست های آلوده ی خود و واردات بنجل ها استفاده کنند، تا شاید در امتداد درگیری های «اعتدالگرا و اصولگرا» تیری نیز به آنها اصابت کرده و به خیل وسیع پرچمداران «دموکراسی و حقوق بشر» در انحصار رسانه ایی خارج از ایران و همتایان پرو غربشان در مین استریم فارسی زبان بپیوندند. نهایت «عمل سیاسی» آن بخش از جریان هایی که نام چپ را همچنان بر دوش می کشند، چه در قیقاژهای فیس بوکی و چه در «فعالیت سیاسی» فسیل های متحرک «مرگ بر جمهوری اسلامی» و چه آن نسل جوان تر در «تبعید»، بعضا در کافه های بنگ در غرب به دنبال «انقلاب و شکستن تابوها»، واکنش به کنش این بخش از روزنامه نگاران پرو وست و بازی ظریف امنیت خانه ی «اتاق بازرگانی» است که این بار «اعتدال» را بر ویترین نشانده و در کج و قوس اوضاع ناهمگون خاورمیانه و سهم خواهی های بیش از پیش امپریالیستی در منطقه، اسب خود به حق و به خوبی می تازد.
سخن من در این تکلمه ی کوتاه اما نه پیرامون رذالت متاخر «مهرنامه» و روی جلدی است برازنده ی دوران زاری که ما در آن به سر می بریم و نه واکنش های بعدی پیرامون شکستن رکورد رذالت در این نشریات (" عمل جسورانه") است که به عنوان «نقد گذشته» بازار «مهرنامه»ها و «اندیشه پویا»ها و دکان های های دیگر فارسی زبان را هدف قرار می دهد. پیش از این به همین مناسبت بارها و به اندازه ی کافی قلمی شده است و تا پرده ی دیگر که کنش و واکنش ادامه یابد. سخن اینجا پیرامون بیژن نیز نیست. به تفصیل پیرامون میراث او آنچه به نظر می رسید را وقتی هنوز در خانه بودم در گفتگویی شرح داده ام. تقلا برای پرسش کمدی اگر بیژن یا این و آن دیگری می ماند، فلان و بهمان می شد و نیز گزافه گویی پیرامون نقش شخص در تاریخ را نیز همان به که به های هوی مجازی بسپاریم. خواندن این سطور چاره ایی را دوا نخواهد کرد، این پرسش سوزان، مهیب تر از فحاشی ها با بیماری آشنا و هیستری تاریخی ضد توده ایی افرادی از جریانات مختلف سیاسی است که متن ها را از یاد برده اند. این پرسش همیشه، که در واقعیت جهان سال هزار و نهصد و هفتاد و نه میلادی و لحظه ی وقت، جریانات چپ و دموکرات و انقلابی ایران در برابر جریان آن آیت الله و اسلامگرایان و مردم حامی در خیابان برای نقش آفرینی تاثیرگذار عملا چه در چنته داشتند و می توانستند عملی کنند و چه نباید انجام می دانند همچنان سوزان بر جای خود باقیست، کدام استراتژی و کدام تاکتیک می توانست نامه ی مردمی شود تا آن «که بر که» ی تا هنوز را راهی دیگر بجوید؟ ورای اماها و اگرها که تاریخ را با آنها ننوشته اند، آیا اصلا راهی دیگر برای مقاومت موثر و تاثیرگذاری بر برآمدهای غول آسای یک انقلاب ناتمام که جزیره ی ثبات کارتر را به زیر کشید و تضادهای آن در دوران موسوم به «جنگ سرد» در کشوری چون ایران وجود داشت؟ و اگر آری چگونه و در کدام متن و زمان مشخص تاریخی؟ توازن قوا و جایی که وزن جریانات مختلف سیاسی در خیابان ها اندازه می شد و... حقیقت آن است که برداشتن بیش از پیش نقاب «همکاران» گرامی در «مهرنامه»ها نمی تواند بی ربط به عقب نشینی های تئوریک و مرعوب شدن بخش بزرگی از جریانات چپ ایران باشد که با پذیرش گفتمان بازار روز جریان غالب در جهان، امکان «جسورتر» شدن این باند رسانه ایی را فراهم کرده اند.
تصویر ملودارم تلویزیون فارسی زبان بریتانیا و دیگر رسانه های فارسی غرب از یک تراژدی تا هنوز زنده و روایت از زبان نزدیکان و حرف های تکراری و محافظه کارانه همسر «قربانی خوب»، چه جزنی باشد و چه دیگری، برای فروکاهیدن اندیشه ی سیاسی او و پیوندش با لحظه ی حاضر در یک قاب عکس منجمد بر دیوار به رنگ بازار روز و ارائه ی تصویر دلخواه از سوژه ی مورد نظر با تکرار همان فحاشی ها به این و آن جریان سیاسی پروزن تاریخ تحول در ایران از زبان بستگان «سوژه» و لب کلام، ارائه ی نسخه های ورشکسته ی سوسیال دموکراسی در غرب در برابر ایده ی کمونیسم، همه بخشی از پازلی است که در برداشتن نقاب «مهرنامه ها» نقش اصلی را ایفا می کنند. تقلا ی آشنای نورسیدگان مسلمان و غیرمسلمان نئولیبرال نسل جمهوری اسلامی در حالیکه کمونیست های ایران طبیعتا حتی یک نشریه ی چاپی در داخل کشور از آن خود ندارند، چیزی جدید نیست و نیازی نیز به پاسخ گفتن به هر تحرک آنها وجود ندارد. اما از سهم شماری از دانشگاهیان و اهل فکر خارج از ایران که مشتری اصلی داد و ستد با این کاغذها هستند و برای تامین خوراک امنیت خانه رسانه ای با یکدیگر مسابقه می دهند نیز نمی توان در همدستی برای ترور تاریخ و خصوصی سازی آن در ایران امروز گذشت. باید گفت که اگر جای مواخده ایی است هم اینان هستند که آگاهانه و ناآگاهانه بخش پر رنگ اجرای پروژه داخل کشور را در پشتیبانی بر عهده گرفته اند. شیوه‌ی پروکروستی در نوتاریخ نگاری و بحث های مرتبط به آن یک بار توسط اندیشمند معاصر مارکسیست خسرو پارسا در تهران و یاران دورتر و همچنان ایستاده در خانه ی ما در پاسخ به یکی از پژوهشگران فارسی زبان انستیتو هوور که «مهر» خود را در روزنامه ی دیگری نزدیک به هاشمی رفسنجانی نثار «روشنفکران تروریست» کرده بود به طور دقیق مطرح شده است.
در پایان این تکلمه، پر بی راه نیست که در این روزها، زمانی که پروژه ی نئولیبرالیزه سازی خانه ی ما با شتابی دیگر در چند مسیر پی گرفته می شود و پس از تقلا برای ترور دیگربار امیر پرویز پویان و چریک های فدایی خلق ایران و «یورش» دگربار به حزب توده ایران، تقلا برای زدن مذبوحانه ی بیژن جزنی انجام شده است، تا شاید که تاریخ تحول یک ملت و آرمان در خانه ی ما نیز خصوصی سازی شود و «آزاد»، وقتی تنها فریدمن ها و هایک های نسل جمهوری اسلامی خیره به دست اوباما و دلال های اتاق های فکر مختلف «میانه رو»، کنش و واکنش بخش بزرگی از چپ ایران را به عنوان عمل سیاسی آن دامن می زنند و نه تنها یاران زیر مهیمز، که هستی اجتماعی و یک تاریخ خونبار از تحول و درس هایش برای سپهر تحولات آتی، هراس جریانات طرفدار غرب داخل ایران را از هم اکنون برانگیخته است، یاد گرم یاری دیگر شود. هجدهم ماه می سالگرد دیگری از جان باختن حسن عبد الله حمدان یا آنگونه که مشهور است مهدی عامل از برجسته ترین تئوریسن های مارکسیست معاصر جهان عرب که به «گرامشی عرب» شهرت داشت در لبنان بود. در همین روزها، در سال 1987، نمودار جدال تاریخی و ادامه دار بین بنیادگرایی دینی و دکترین کمونیستی در خاورمیانه صفحه ایی دیگر را برای آیندگان بر جای گذاشت. تاریخی هنوز ناگفته و نانوشته؛ وقتی با نیرو گرفتن کمونیست ها در سراسر لبنان، میلیشای اسلامگرایان در لبنان آتش بر آنان گشود و در سال 1984، اسلامگرایان، پنجاه و دو کمونیست را گروگان گرفته، آنان را مجبور به توبه علیه «بی خدایی» کرده و سپس آنها را کشته و بر اساس اطلاعات حزب کمونیست لبنان پیکرشان را به اعماق دریای مدیترانه پرت کردند. در 1987 بود که مردان مسلح به منزل حسین مروه از روشنفکران نامدار دیگر کمونیست لبنان و سردبیر وقت روزنامه حزب رفتند و با شلیک گلوله ایی به زندگی او پایان دادند. حسین مروه با انتشار سری از کتاب ها نشان داده بود که تاریخ عرب تنها پیرامون مذهب و احساساتیگری اورینتالیستی نیست و ریشه هایی عمیق در عدله و علم دارد که از نمودهای نشر فرهنگ متریالیستی توسط اسلامگرایان عنوان شد. با این همه، تمام توان مهدی عامل در یافتن راهی برای تحول در جهان عرب خلاصه می شود، ارائه ی روایتی موثر از مارکسیسم با در نظر گرفتن شرایط عینی زیست اجتماعی در جهان عرب و مساله ی حیاتی بدیل در منطقه. هم از این روست که وی در کنار خوزه کارلوس ماریاتگوئی، مارکسیست نامدار پرویی و از بنیان‌گذاران حزب سوسیالیست پرو، "مارکسیسم-لنینیسم، راه درخشانی به سوی انقلاب خواهد گشود." (نام گروه چریکی "راه درخشان" از این گفتهٔ ماریاتگوئی الهام گرفته شده است.) و نیز سلامه موسی، مارکسیست نامدار مصری از نمونه های بارز تلاش برای ارائه ی یک آلترناتیو مارکسیستی در پیوند با هستی اجتماعی در کشورهای جنوب عنوان شده است. سالها بعدتر، در هنگامه ی خیزش های متاخر در خاورمیانه و مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی در تونس، تصویر بزرگ او توسط دانشجویان بر دیوار خیابان های یک مردم، به نقش خیال در آمد تا روز دیگر.


روی جلد «مهرنامه» با طرحی از بیژن جزنی و تیتر «روشنفکران تروریست»
www.nazarnews.com

رجوع نسل جدید چپ ایران به بیژن جزنی و اندیشه‌های او در گفتگوی کارآنلاین با سهیل آصفی، 1386
news.gooya.com
گرامشی جهان عرب، ویجی پراشاد، نامه هایی از بیروت در فرانت لاین:
www.frontline.in

تشخیص حقیقت در میان دستگاههای پروپاگاندا، سهیل آصفی،روزنامه نگاران در تبعید(سازمان گزارشگران بدون مرز در برلین):
journalistsinexile.com

نگاهی به کتاب تبار خیزش اثر آدام هانیه، سهیل آصفی، نقد اقتصاد سیاسی
pecritique.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۶)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست