یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

واقعیت حمله آمریکا را جدی بگیریم


ی. صفائی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۵ آبان ۱٣٨۵ -  ۲۷ اکتبر ۲۰۰۶


بحران ایران می رود تا واقعیت هایی را که زیر پوشش شعارهای رژیم مدفون شده، عریان کند .
واقعیت این است که ایران با هیاهوی تبلیغاتی سعی میکند خودش را زیر پوشش شعارهائی برای مصرف داخلی و خارجی پنهان کند و ملت را از وقوع حوادثی که می رود تا این سرزمین را به جنگی ناخواسته که عواقب بسیار وحشتناکی برای ملت و کل خاورمیانه و جهان دارد، دور نگاه دارد .
متأسفانه در طول این ۲۷ سال، اپوزسیون خارج و اخیراً داخل ایران هنوز که هنوز است نتوانسته اند که یک آلترناتیو قوی را متشکل کنند تا بتوانند در موقعیت های حساس مردم را رهبری کنند و ملتی را که سراپا اعتراض است و در گوشه و کنار ایران برای بدست آوردن خواسته های شان به خیابان کشیده می شوند، متشکل کنند .
الآن زمان برای شعار«من» و «من ها» نیست. باید هرچه سریعتر بجای بیان کردن دردها، دوای درد را پیدا کرد. باید این واقعیت را پذیرا شد که با شرایط کنونی که بحران از همه سو ایران را در بر گرفته، دست در دست یکدیگر در جهت بوجود آوردن یک آلترناتیو قوی، متشکل از طیف های گوناگون، زیر پوشش «شورای همبستگی   برای نجات ایران» حرکت کرد و تمامی نیروهای داخلی و خارجی را برای نجات ایران گرد هم آورد .
وضعیت به گونه ایست   که باید   نیروهای ضد جنگ رژیم   و طیف های خارج از کشور که معتقد به سیاست مسالمت آمیز و در واقع «انقلاب مخملی» هستند را متشکل کنیم و قبل از وقوع هر حادثه ای از طرف آمریکا ملت را بیدار و در جهت یک تظاهرات عظیم ضد جنگ حرکت دهیم.   به دوستان پیشنهاد می کنم هر چه سریعتر در جهت بوجود آوردن یک آلترناتیو قوی در مقابل رژیم، برای دفاع از دست آورد های انقلاب ۵۷ بسیج   و یک «شورای همبستگی ضد جنگ» تشکیل دهند. زمان باسرعت می رود تا واقعیت های ناخواسته را به حقیقت برساند و همه می دانیم که اگر جنگی صورت بگیرد، موقعیت رژیم تحکیم یافته و سرکوب شدت می یابد و ای بسا که شاهد یک کشتار دیگر در زندان ها باشیم. در طول این سالیان دراز فکر میکنم به تجربه آموخته ایم که رژیم از نبودن یک آلترناتیو قوی، هار که بود، هارتر هم شده و نتیجه اش حکومت نظامی- امنیتی است که پیش رو داریم و همه می دانیم که از دل این جنگ چه مصیبتی سر بر خواهد آورد .
انتخابات ریاست جمهوری   در آمریکا در راه است و جنگ افروزان رژیم آمریکا در صدد هستند برای جلب آرای هر چه بیشتر و بدست آوردن اعتماد مردم، کار ایران را یکسره کنند و برایشان هم مهم نیست که جنگ چه عواقبی در بر دارد. اینکه احمدی نژاد در نشست شورای سیاست گذاری آمریکا چه گفت و چه شنید خیلی مهم است که باید سیاست مدارهای خبره به آن بپردازند، ولی شواهد اینگونه است که بعد از سفر ایشان، شعارها در سخنرانی های مختلف بیشتر جنبه جنگ طلبی و حریف را به جنگ طلبیدن گرفت. سیاستی که می رفت   متوقف کردن حتی ٣ ماه غنی سازی را در دستور کار داشته باشد، به یک باره سیاستی دیگر جایگزین آن شد، سیاستی که طبل جنگ را برای استراتژی رژیم که همان رسیدن به جهان اسلامی است، نواخته   و همچنان این استراتژی را سرلوحه سیاست خارجی خود قرار دادند. آقای خاتمی نه قدرت و نه توان آن را دارد که برای مردم باز گوید که در آمریکا سفیر چه سیاستی بود و چه گفت و چه شنید، و زیر مجموعه آن که همان اصلاح طلبان و دگراندیشان هستند، متأسفانه دست روی دست گذاشته اند و حاضر هم نیستند به قول آقای گنجی هزینه کنند و مردم را حول سیاست جنگ طلبانه رژیم امنیتی- نظامی بر علیه جنگ به خیابانها بکشانند و ما میدانیم، مثل روز روشن است که در فردای حمله چه بر سر ایران و مردمش خواهد آمد .
واقعیت این است که بحران رژیم و اختلاف ها به گونه ایست که یک سیاستی، رژیم را می برد تا به مرور زمان روحانیت را به کنار بگذارد و چیزی شبیه رژیم پاکستان در ایران اجرا شود. اگر کمی با دقت به تحلیل های ایران نگاه کنیم و شرایط را ارزیابی،   متوجه می شویم که خطی دارد مداحان را رشد میدهد و در مساجد کشور بجای روحانی،   مداحان جوان هستند که با سبک جدید « رپ» به مداحی شان ضرب موسیقی که جوان پسند میباشد میدهند و کم کم و آرام و به صورت خزنده تمامی مساجد را تسخیر ودر واقع منبر را از ملاها گرفته و خود به منبر می روند و برای خودشان سهمی در رژیم دارند چرا که همین اینها بودند که احمدی نژاد را که خود از مداحان بود   به ریاست جمهوری رساندند و همچنان هم از طرف بیت ریاست جمهوری حمایت می شوند و کم کم سردارها یکی پس از دیگری همانطور که نبض اقتصاد مملکت را در چنگ دارند، همانطور هم سنگرهای مملکت را یکی پس از دیگری فتح می کنند و دستچین کردن چهره های جدید در مجلس خبرگان میرود که مملکت را به پادگان نظامی تبدیل کنند. در این اوضاع، گویا بوی تحریم انتخابات از طرف اصلاح طلبان دارد به مشام می رسد. اگر این بار این انتخابات با تحریم مواجه شود، برنده اصلی خط نظامی – امنیتی ها هستند و کشور میرود که به دست سردار ها قبضه شود. باید با هر شرایطی که برای انتخابات می گذارند، مبارزه و شرکت کرد، در غیر این صورت همان بلائی که سر انتخابات ریاست جمهوری آمد، سر مجلس خبرگان و شوراها هم خواهد آمد. باید از کوچکترین روزنه ای که میتوان، سنگری به نفع مردم فتح کرد. متأسفانه فعلاً شرایط ایران به گونه ایست که باید اینگونه عمل و تحلیل کرد و همه اینها نشان از نبود یک آلترناتیو قوی در مقابل رژیم است و نمی شود همه اش تحلیل داد و شرایط ایران را با تحلیل ها، تحلیل کرد زیرا به قول خانم الهه بقراط خودمان هم تحلیل میرویم .
با وضعیت کنونی که از همه طرف محاصره نظامی شده ایم و جنگ روانی برای همه، از هر دو طرف آمریکا و ایران بوجود آوردند، هیچ استبعادی ندارد که مورد حمله قرار نگیریم. بیاییم ۹٨ درصدد فکر کنیم که واقعاً همین روزها حمله صورت میگیرد، فکرها را جمع کرده و چاره ای بیاندیشیم. زیرا که فردا در پیشگاه مردم و وجدان خود شرمسار خواهیم شد. ضدجنگ را تقویت کنیم و در جهت «شورای هماهنگی برای نجات ایران» گام های نخست را برداریم، واقعیت حمله را جدی بگیریم و توهم اینکه رژیم از نیروی نظامی بالایی برخوردار است را کنار بگذاریم وگرنه فردای عراق و افغانستان را پیش رو داریم و آنوقت دیگر دیر است و نوشتن نوشتارهای آنچنانی در سایتها و روزنامه ها دیگر بی فایده است .
براستی که من نگرانم، نگران چشمهایی که بر سطح واژه جنگ میسوزد، نگران ریزش اشک کودکان بر جنازه های سوخته، نگران شیون مادرانی که آوار بر سرشان فرو ریخته، نگران  زندگی فروپاشی بر سطح واژه آزادی و نگران شرمسار شدن صلح بر چشمان کودکان وطن در آتش سوخته .


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست