یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

چرا تحولات ناگزیر ِآیندهء ایران دموکراتیک ، با اجزاء و جنبه های عمیق ِسوسیالیستی است (۱)؟


جواد قاسم آبادی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲٣ شهريور ۱٣٨۵ -  ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۶


یک دولت مدرن ( بر مبنای ِیک جمهوری ِغیر متمرکز ، دموکراسی و لائیسیته ) ؛ در اثر دخالت ها و کودتاهای امپریالیستی و استقرار حاکمیت کودتاهای مداوم ِ"اسلامی" پس از انقلاب ِبهمن ؛ تا کنون در ایران شکل نگرفته است . از این رو این خواست صد ساله ، کماکان عمومی ترین بخش از خواسته های مردم سراسر ِایران برای استقرار عدم تمرکز سیاسی و کوشش در راه ِعدالت اجتماعی می باشند . همچنین بر این باورم که تحقق این خواست ها یکبار و برای همیشه بدست توانای کارگران ، زحمتکشان و سایر مزد   و حقوق بگیران ِاین میهن تحقق خواهند یافت . آن بخش از شهروندان ِایرانی که برای روز را به شب آوردن ، هیچ چیز برای فروش جز نیروی ِکار ، تجربه و تخصص های خود ندارند
 
اما لحظه ای نیز فراموش نمی کنم که ایران امروز در آغاز قرن بیست و یکم و درست یک قرن پس از انقلاب ِمشروطیت قرار دارد . چرخش این چرخ کبود در سدهء گذشته بر ایران و جهان نیز اثر گذاشته است . دیگر جامعهء ما ؛ چه بلحاظ اجتماعی ، چه بلحاظ اقتصادی و چه بلحاظ فرهنگ عمومی در سراسر ایران ، جامعهء دوران مشروطیت نیست و "جامعهء جهانی" نیز جامعهء استعماری – رقابتی آن دوران ؛ آغاز قرن بیستم ؛ و در آستانهء شکلگیری "امپریالیسم" نمی باشد
 
از بحث جامعهء جهانی در تمامیتش در می گذرم چون در چهارچوب این مختصر نیست و به ایران ِامروز باز می گردم . در ایران امروز ، ما از یک "نظام" ِکلاسیک ِسرمایه داری با همهء تضادهایش ، نقاط "قوت" و ضعفش برخوردار نیستیم . در یک کلام اقتصاد ِچند محصولی ِوابسته به درآمدهای گاز و نفت با همهء عقب ماندگی ها و مافیازایی هایش همچنان در ایران مستقر است . دستگاه ِتولید ِاین کشور پس از گذشت ِقریب سه دهه از سرنگونی رژیم "پهلوی" ، همچنان اسیر ِرژیمی ایئولوژیک است و به اقتصاد ِ"وابسته" و ناهنجار ِبه ارث رسیده از دوران سلطنت متکی می باشد
 
این "سرمایه داری" ِانگلی ِواسطه پرور ِضد تولید با خود عواقب و عوارضی ناگزیری را به "ارمغان" می آورد که بررسی آنها باز هم در حوصلهء این مطلب نمی باشد ( ۲ ) . من به سهم خود در این مختصر به این موضوع خواهم پرداخت که در کلی ترین خطوط ، بفرض انتقال قدرت به اکثریت ِمردم ایران ، برای برون رفتنی پایداراز این عقب ماندگی های بحران زا ، با "اقتصاد"ِ این "ممالک محروسهء ایران" چه می توانیم بکنیم ؟
 
بدون اینکه وارد آمار و ارقام شوم ، این شیر گربه فلات ِایران را یکی از ثروتمندترین کشورهای امروز جهان ؛ و شاید در یک کلام "ثروتمندترین" کشور ِجهان ؛ با توجه ویژه به جوان جمعیت آن می دانم . بر پایهء این پیش فرض ها اعتقاد دارم که "ایران" ِمتحد ِفردا ، ایرانی دموکراتیک ، آزاد وآباد خواهد بود . ایرانی که در صورت استقرار آزادی ، دموکراسی و استقلال ، فقر و فلاکت ، زور و ستم ، عدم امنیت ِسیاسی ، قضائی و اجتماعی برای همیشه از این کشور رخت بر خواهند بست . جامعه ای که در آن   تنها برای عدم تکرار این فجایع ، روح نوجوانان و جوانان سراسر این میهن از طریق ِمطالعهء "تاریخ" ، از این رنج وستم یک قرن سیاه ِحاکمیت ِرژیم های "کودتا" در سراسر ِاین ممالک و آباد شدن ِقبرستان ها با خبر و آزرده خواهند گردید
 
   اما در این آزادی و دموکراسی اقتصاد ِمناسب در آیندهء این کشور چه خواهد بود ؟ باز هم من در پاسخ به این سوال از روش "کیلوئی" ؛ بر مبنای "سنت" ! ؛ پرهیز می کنم . اقتصاد آیندهء ایران در آغاز هزارهء سوم با بهره گیری از تجربیات قرن گذشتهء کرهء ارض ، یک اقتصاد تمام و کمال "سرمایه داری" و یا یک اقتصاد تمام و کمال "سوسیالیستی" نخواهد بود چه این هر دو به درک من با شرایط امروز ایران انطباق نخواهند داشت
 
در ایران امروز ؛ و حتی فردائی ِنزدیک که انتقال قدرت به مردم سراسر ایران در آن تحقق خواهد یافت ؛ به هزار و چند صد دلیل استقرار یک نظام تمام عیار "سرمایه داری" و یا تمام عیار ِ"سوسیالیستی" ناممکن خواهد بود . این عدم امکان از شرایط تاریخی ِرشد ِ"نیروهای ِمولده" از یکطرف و "مناسبات ِحاکم بر این تولید و توزیع" ِامروز ایران؛ خارج از ارادهء ما ؛ ناشی می گردد . شرایطی "عینی" که هیچ نیروئی در مقطع ِانتقال قدرت به مردم ایران ؛ و با هر نوع از آرایش سیاسی ممکن در این مقطع ؛ قادر به تغییر ِآن نخواهد بود
 
  من بر این باورم که در ایران ِفردا نه بطور "کیلوئی" قادر به نفی مالکیت بر کلیهء ابزار و وسایل تولید خواهیم بود و نه امکان دولتی نکردن خدمات عمومی ، ملی نکردن ِمنابع عمومی   و نفی   نکردن مالکیت ِخصوصی بر کلان سرمایه های ِ( وسایل تولید ) کلیدی ِسراسر ایران را خواهیم داشت . در نظام آیندهء ایران تمامی منابع عمومی زیر زمینی و رو زمینی این میهن "ملی" خواهند گردید ، دست مافیاهای در قدرت از این منابع کوتاه خواهد گردید و این منابع تحت کنترل جمعی ِمعتمدین منتخب مردم قرار خواهند گرفت . بنیاد هائی از قبیل "مستضعفان" ، "قدس رضوی" ، "جهاد سازندگی" ، "صندوق های قرض الحسنه" و بخش های عمرانی ِبسیج و سپاه و امثالهم نیز "ملی" شده و تمامی ِاین سرمایه ها و اداره آنها در دست ِنمایندکان منتخب مردم قرار خواهد گرفت و فعالیت این سرمایه ها در جهت ِمنافع اکثریت جامعهء ایران ؛ بدور از هر نوع "خودی ، ناخودی" گری ؛ قرار خواهند گرفت . در این کشور ثروتمند حداقل های خدمات عمومی از قبیل خدمات پزشکی ، بهداشت ، حمل و نقل ، بانک ها و سایر فعالیت های خدماتی ِعمومی ، دولتی خواهند گردید . بودجهء این خدمات ِ پرهزینهء گسترده و عمومی ؛ از مالیات های جمع آوری شده از پروسهء سراسری ِتولید ؛ از طرف ِدولت پرداخت خواهد گردید واین حداقل های ِخدمات عمومی در خدمت ِهمهء مردم ، بویژه کم در آمد ترین اقشار و طبقات ِسراسر ایران قرار خواهند گرفت
 
در آمدهای ارزی حاصل از فروش ِخارجی ثروت های ملی ، تماما در خدمت صاحبان اصلی آن مردم سراسر ایران و در جهت رشد و توسعهء هماهنگ ِصنایع ِ سنگین و مادر و سایر فناوری های های لازم برای پیشرفت اقتصاد کشور ، توسعه و تکمیل خطوط تولیدی و ارتباطی جدید و بازسازی و نوسازی صنایع ِسراسر ِکشور بکار گرفته خواهند شد . این همه به کمک نمایندگان معتمد مردم که مستقیما برای پیشبرد این اهداف انتخاب خواهند گردید ؛ برای یک دورهء محدود و معین ؛ سازماندهی خواهند شد . برای پاک کردن ِدست های آلودهء مافیا ها ، سیاست های این مراکز ِتولید و خدمات نه فقط   تولید انبوه و خدمات کلان در راستای کسب ارزش اضافی ِبیشتر ، بلکه پاسخ ِبرنامه ریزی شده برای ِرشد و شکوفائی اقتصاد ایران و خدمات ارزنده تر با توجه به منافع تولید کنندگان و مصرف کنندگان سراسر کشور خواهد بود
 
سوال من از تمامی کسانی که به این مقولات می پردازند این است که آیا با سازماندهی دیگری از قدرت و اقتصاد ، آینده ای آزاد ، آباد و متحد برای اکثریت جوان مردم ثروتمند سراسر این مرز و بوم متصورید ؟
 
اگر در عمومی ترین خطوط از این نوع سازماندهی ِ"التقاطی" ِ سیاست و اقتصاد ؛ منطبق با شرایط ِخاص ایران ؛ گریزی نداریم ،آیا ممکن است که به این سوال پاسخ دهیم که ملی کردن منابع عمومی ، دولتی کردن خدمات عمومی و بازگشت ِکلان منابع و سرمایه های ِمردم ایران به صاحبان اصلی آن ، اگر جنبه های عمیقا سوسیالیستی این تحول مثبت و جدی در آیندهء ایران و کوشش در عبور از یک نظم ِبورژوا – لیبرال نمی باشند ، پس چه خواهند بود ؟
 
در یک کلام برای کوشش در راه سوسیالیسم از همین امروز ، در ایران از دیوار ِچین نبایستی عبور کنیم . اگر کمونیست های ایرانی ِآستانهء قرن بیست و یکم بپذیرند که رفتن به سوی سوسیالیسم روندی طبیعی و ناگزیر است ؛ و در این راه از "عجله" و فرقه گرائی پرهیز کنند و به یک کار کارشناسانهء دقیق در مورد اقتصاد آیندهء ایران تن دهند ؛ این راه ِطبیعی به آرامی و سادگی ، بدون فراز و نشیب های نامطلوب ِنئولیبرالی طی خواهد گردید . این طی طریق در مورد سایر ِجوامع بشری نیز از آغاز قرن بیست و یکم در کمال آزادی و آگاهی تنها با پاسخ صحیح به معضلات اقتصادی - اجتماعی   هر یک از این جوامع آغاز گردیده است و این مهم در مقیاس جهانی چه در حوزهء فرهنگی و چه حوزه های اقتصادی – اجتماعی در همین هزارهء سوم برای همیشه به سر انجام خواهد رسید و تاریخ واقعی جوامع بشری آغاز خواهد گردید . "دولت" از مضمون تاریخی خود تهی خواهد شد و روند نفی دولت ها و جایگزینی آن با نظم و طرحی نوین آغاز خواهد گردید
 
نکته ای را نیز در رابطه با طرفداران ِ"انقلاب های ِپله ای" در ایران   ناگزیر به اشاره می دانم . بطور مثال لنین از مرحلهء "انقلابی دموکراتیک" برای ایران و روسیهء آن روز سخن می گوید . این نیاز را لنین در رابطه با عقب مادگی بورژوازی تزاری در درانداختن ارزش ها ، فرهنگ   و نهادهای لازم بورژوائی در ایران و روسیهء بورژوا – ملاک آن روز مطرح می کند   . کمبود های تاریخی که در ایران نیز ضرورت خود را یک قرن پس از مشروطیت از دست نداده است و بورژوازی دلال ، مفت خور ِوابسطهء صد سالهء فرسودهء ما هنوز قادر به تحقق هیچیک از این ارزش ها در سطح جامعهء ایران نگردیده است. اما شرایط امروز ایران و جهان این حکم را که برای رشد و توسعهء ایران در هزارهء سوم بایستی "راه رشد سرمایه داری ِنئولیبرال" را در این مرحله در دستور کار خود قرار دهیم و در گام ِنخست یک تحول ناب ِبورژوا-دموکراتیک و ناگزیر نئولیبرال را بپذیریم تا در یک آیندهء نامشخص به "مساوات و عدالت اجتماعی" بپردازیم ، ریشه ای در درس گیری از تجربیات قرن گذشتهء هیچ کجای جهان و بویژه خود ایران و انقلاب بهمن نمی تواند داشته باشد
 
از نظر من تدوین چنین تئوری هائی برای سازمان دادن تحولاتی بیرون نیامده از تجربهء اقتصاد ِامروز ایران ، تنها از طرف نیروهای بالائی جامعهء ایران و برای خلاص کردن خود از اعتراف به عدم کفایت در سازماندهی اقتصاد ِ"کشور ایران" ؛ از قرن گذشته تا امروز؛ صورت می گیرد . کوشش هائی که با ایجاد وحشت از "سوسیالیسم" و ترس از نفی ِبی رویهء "مالکیت" بر ابزار و وسائل تولید سعی دارند تا از ضعف و ناکارآمدی نظام ِ"جمهوری اسلامی" ، آلترناتیو ِ"مشروطهء لیبرال - اسلامی" ِمنطبق با طرح خاورمیانهء امپریالیستی ؛ و حتی بالکانیزه کردن ِایران ؛ را در دستور کار ِاکثریت مردم ایران که از این وضع بستوه آمده اند ، قرار دهند
 
با آنچه که در مختصر ترین شکل نسبت به اقتصاد سیاسی ِآیندهء ایران گفتم ، بر این باورم که اقتصاد آیندهء ایران ؛ تنها بخاطر پیچیدگی این مرحله از رشد ِناهنجار ِجامعهء ایران ؛ یک اقتصاد تمام عیار از هیچ یک از ساختارهای فوق نخواهد بود . اقتصاد ایران بر مبنای یک کار کارشناسی ، یک اقتصاد ِدوران ِگذار ؛ چون اقتصاد ِبسیاری از بورژوا دموکراسی های پیشرفته ؛ و التقاطی از نظام های سرمایه داری و سوسیالیستی خواهد بود . اقتصاد ِدوران ِگذاری طولانی و آرام از اقتصاد بیمار امروز ایران به یک اقتصاد سالم و برنامه ریزی شده در راستای حل معضلات ِ مربوط به اجتماعی کردن تولید و توزیع در سراسر ایران و در روندی طولانی خواهد بود
 
من این اقتصاد را "راه ِرشد ِغیر سرمایه داری" و یا "سوسیالیسم" نمی نامم . من در یک کلام این اقتصاد را یک "اقتصاد"ِزنده و در راه اجتماعی کردن ِهر چه بیشتر تولید و توزیع ِعادلانهء ثروت ها بر مبنای "کار" و با در نظر گرفتن استعدادها و ابتکارات شخصی می دانم . من این طرح نوین ِکارشناسانه برای اقتصاد آیندهء ایران را اقتصاد ِدوران ِگذار به سوسیالیسم و کوشش در راه ِاستقرار آزادی ، دموکراسی ، مساوات ، استقلال و عدالت سیاسی و اجتماعی می دانم
 
در آیندهء ایران "شهروندان مساوی الحقوق" بایستی بجای "سود" در محور تغییر و تحولات ِسیاسی و اجتماعی و رشد ِآگاهانهء جامعهء ایران قرار گیرند . آیا این همه با تداوم ِناهنجار ِنظام ِاز خود بی خود گر ِسرمایه داری و یا استقرار مکانیکی و زودرس ِ یک اقتصاد ِسوسیالیستی قابل ظهور و باز تولید خواهند بود ؟
 
آنچه را که من در عالم غیب و برای ِفردای ایران می بینم اقتصادی است با حساب و کتاب که شباهت های بسیاری به اقتصاد ِ دوران "نپ" خواهد داشت . اما نه برای یک دورهء کوتاه ِتزریقی که به "کنگرهء بیستم" بیانجامد .   اقتصادی برای گذاری مستمر و طولانی ، اقتصادی که تولید و توزیع برنامه ریزی شده و رشد استعدادهای شخصی و همبستگی اجتماعی را در کل ِروند ِتولید و توزیع و در یک دورهء تاریخی ، در مد نظر خواهد داشت . اقتصادی که از شکل گیری ِسرمایه های ناهنجار و انگلی که در تضاد با منافع عمومی جامعه می باشند ، با کارشناسی و از طرق ِقانونی ؛ مثلا دریافت مالیات های ویژه برای پر کردن خزانهء کشور ؛ جلوگیری به عمل خواهد آورد . اقتصادی که در آن   تعاونی ها و تولید اجتماعی از نقش ویژه ای برخوردار هستند و ارزش اصلی در این جامعه کار ، خدمت ، تولید و بهره وری عمومی از این ثروت ها خواهند بود . از آنجائی که تا روز ِاین انتقال قدرت هنوز اند سالی فاصله داریم ، در آینده به آن بیشتر خواهم پرداخت . در پایان ناچار به این اشاره هستم که هر چه این انتقال دموکراتیک قدرت به مردم ایران دیرتر صورت گیرد ، جنبه های "بورژوائی" این اقتصاد تضعیف و جنبه های "سوسیالیستی" آن تقویت خواهند گردید . پیروز باشید
 
جواد قاسم آبادی ، سیزدهم سپتامبر دو هزار و شش                                                                     
 
javad.ghassemabadi@no-log.org
 
(۱)
  در این مختصر پرداختن به امر « اقتصاد سیاسی » بطور عام و اقتصاد فردای ایران بطور خاص ، ناممکن است . آنچه که به حضور شما رسید کوششی است در طرح چند "خط"ِ از نظر من مهم در سازماندهی این چرخ تولید . آنچه را که در حاشیه لازم به توضیح می دانم رابطهء دیالکتیکی "زیربنا" ها با "روبنا"ها است که از نظر برخی از ما یا به درستی فهمیده نشده است و یا قادر به فهم آن در شرایط امروز ایران و "تضادهای" امروز آنها نمی باشیم . از آنجائی که در این مختصر قادربه بسط این امور نمی باشم در این پس از تحریر به یک نکته بسنده می کنم
 
رابطهء بین زیربنا و روبنا ، رابطهء بین رشد و پویائی نیروهای مولده و مناسبات تولیدی حاکم ، رابطهء بین اقتصاد و سیاست رابطه ای است پیچیده و"دیالکتیکی" . توجه به این امر از این رو صاحب اهمیت است که تا قبل از ظهور ِتاریخ بشر و نفی دولت ، این دو مقوله تنها و تنها در مقاطعی کوتاه در طول تاریخ بشر ، از انطباق دیالکتیکی ( وحدت ) برخوردارمی شوند و در یک رابطهء "مستقیم"ِعلت و معلولی قرار می گیرند . این دو مقوله بطور عام در عدم تطابق ساختاری ( تضاد ) قرار دارند و در حال تغییر و تطور و اثر گذاری   متقابل بر یکدیگر می باشند . با آنچه گفته شد اندیشمندان ایرانی شایسته است که در تفحصات و تلمذات خود بویژه به این نه همانی ِ"بورژوازی" ، "دموکراسی" و "سوسیالیزم" از یکطرف و رابطهء دیالکتیکی این مقولات در هر شرایط خاص از طرف دیگر توجه داشته باشند . به استقلال نسبی و عمومی این دو مقوله "اقتصاد" و "سیاست" عنایت داشته باشند تا از افتادن بدام "این همانی های غیردیالکتیکی"( قیاس ) ، و بقول ملای رومی "کار شیطان" ، خود را بر حذر دارند
 
(۲)
توزیع تاهنجار جمعیت و ظهور جنگل هائی چون "کلان شهرتهران" ، مامن بزرگ دزدان ، بزرگ رشوه گیران ، بزرگ منحرفین ، بزرگ متجاوزین ، بزرگ واسطه گران و نهایتا بزرگ جانیان ِدر راس مافیاهای   قدرت ، از این "محاسن" و از عوارض چنین "اقتصادی" می باشند .


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست