یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

چون در گذرم


مرضیه شاه بزاز


• من بانوی کهنسال بادم بر آبهای تیره ی قرون
مشعلی در دست
پیوسته آتشی از آتشی می افروزم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۷ ارديبهشت ۱٣۹۲ -  ۲۷ آوريل ۲۰۱٣


 
 من بانوی کهنسال بادم بر آبهای تیره ی قرون
مشعلی در دست
پیوسته آتشی از آتشی می افروزم
بر آسیاب تو یک امشب در گذرم
ز من می گریزی،
شگفتا
بزیر سنگ
بگذار در چشم اندازت به جلوه
آینه ای گردم
تا الهه ای را ببینی
با دو پستان سرشار
و بیتابی کودکان گرسنه ی قرن را
و فوران شیر تازه که بر شوره زار می ریزد
انگشت بدهان،
اما انکار می کنی
به خیالت هزار ساله ای، گردون را می چرخانی
صدای طبل را نمی شنوی
و صدای جیرجیر چرخی را که باز می ایستاد
در آسیابی مخروبه
و سنگینی سنگ آسیاب که استخوان می شکند
و باد همچنان می وزد پرنفس
بر آبهای تیره ی قرون
از سینه ای بر سینه ای.

آتلانتا آوریل ۲۰۱۳
divanpress.com




اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست