یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

باورمان نکردند


مرضیه شاه بزاز


• ابر چنان بر شاخه های لخت گریست
که گویی باد
از جبهه ی خاور خبری آورده ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۵ آذر ۱٣۹۱ -  ۱۵ دسامبر ۲۰۱۲


 
ابر چنان بر شاخه های لخت گریست
که گویی باد
از جبهه ی خاور خبری آورده
در جامه ی خاکستر دختران بر خود لرزیدند
و نفس در سینه ی اندوه حبس
مردانِ انتظار
تسبیح در دست چرخاندند

دست بر چشم سایه بان
در کمرگاه کوه
فریاد زدیم
که دریاچه به لجن فرو نشسته
تخمریزی مارها را
در مرداب می بینیم
و دیده بودیم نه آنچنان که افعی قصه ها      
آتش نه،
از دهانشان دودی سیاه تنوره می کشید
باورمان نکردند
قباله ای از گوشه ی کهکشان به نامشان کردیم
نپذیرفتند
که در کتاب مقدس بر طاقچه
مار
قدیسی بود
که از بطن عدالت نیش می زد
و رستگاری در لجنزار بارور می گشت
چون از جبهه ی خاور باد به تاخت آمد و ابر گریست
به سوگ،
سر و موی پریشان
قدیسان را نفرین کردند
و رستگاری را.
ماه ی یک شبه بر بام
آب دریاچه را قطره قطره
در رگهای اندیشه پالایش می داد
اما
هراس تاریخ
از کتاب مقدسی بود، نه بر طاقچه
که از بر کرده بودند.
.
آتلانتا آذر ۱۳۹۱
divanpress.com

 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست