یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اعتراف


مرضیه شاه بزاز


• دلدادگی . . .
مستِ شراب گشته ام
عبوس و سرد نشسته است همسفرم کنار من ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۹ خرداد ۱٣۹۱ -  ۲۹ می ۲۰۱۲


 
 

دلدادگی . . .
مستِ شراب گشته ام
عبوس و سرد نشسته است همسفرم کنار من
اما دلم
آه . . .
که پیش دیگری
دلدادگی . . .
مستی خوش است اما کنار همدلان
همسفرم شِکوه کنان
آیه‌ی یاس سر می‌دهد
من سرخوش از شراب تو، از همه چیز بی‌خبرم
در چشمانش ‌نگرم
بیگانه‌ است، کجا و کی؟ هرگز من ندید‌مش
به او گریز می‌زنم
از ژرف تاریکی شب،
سپیده است می‌دمد در افقی که منم
سرشار از یاد او   
ترس در جانم می‌تپد
نکند او هم پیش دیگری
یا که به یاد دیگری
مستی کند
آه، اگر اینچنین مستی کند!

از پوست خود بدر شده
هر سازی که می‌زنم، رقصان آید در برم
اول کمانچه می‌شوم،
سنگین آرشه می‍کشد
نی ‌شده‌ام،
نی می‌زند
چوپان غم‌هایم شده،
با چوبش هی می‌زند
پرنده ای سرخ و زرد، با بالهای نازکم
شاهین تیز بالی شده
روباه سرخی می‌شوم
در تپه‌زاران می‌دوم
سایه‌ی ابری شده است
در پی من می‌دود
آه . . .
شانه‌ها و بوسه‌ها!

آینه ای جهان نما در روبرو
شیفته‌ی تصویر خودش همسفرم
کلاه بدست
در بَر غم نشسته است
بیهوده شِکوه می‌کند
انگار هزار ساله است،
هزار سال دیگر هم عمر می‌کند
من خندان شناورم در برکه‌ی خاطره‌ها
از عشق هی پُر شده، و از غصه خالی می‌شوم

دلدادگی . . .
شور کجا، مستی کجا، شِکوه و بیزاری کجا
من خموش، سوز و جدال در تنم
هر چه که جنبد در برم
بهانه ای است، مرا به او می‌برد
او می‌کند اشاره‌ای
غرق تمنا می‌شوم، چگونه پنهانش کنم
من ناتمام در بودنم
با راز پر افسون خود
همسفر عبوس را
با آبشار بوسه‌ها
از شِکوه‌ها، از خود بدر می‌آورم
با آبشار بوسه‌ها
بیاد او، بیاد او.

۲۰ آوریل ۲۰۱۲ رم
www.divanpress.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست