سیاسی دیدگاه ادبیات جهان - مقالات و خبرها بخش خبر آرشیو  
   

کبوتر سپید و ُ گل سرخ


عسگر آهنین


• وقتی دریچه را به روی نو بهار گشودم
دیدم کبوتری سپید گلی سرخ بر دریچه رها کرد
در پای گل نه نام بود وُ نه نامه ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۱۶ فروردين ۱٣۹۱ -  ۴ آوريل ۲۰۱۲


 
وقتی دریچه را به روی نو بهار گشودم
دیدم کبوتری سپید گلی سرخ بر دریچه رها کرد
در پای گل نه نام بود وُ نه نامه

گل را به دست گرفتم
و رو به افق ماندم
مبهوت بازتاب نیمرخ آشنای تو
در پرتو جهش آذرخش ها

من روی چهره ی تو مکث کرده بودم
نام تو را به یاد نیاوردم
از قاب پنجره ی من گریختی

در آسمان ابری آن نوبهار، رقص کبوتر را
یک لحظه در جهش آذرخش دیدم
دیگر در امتداد نگاهم گلی نبود
تنها زنی که در وزش مه عبور کرد

هنگام صبحدم
بر گونه های گل سرخ
شبنم نشسته بود.

۲۴ مارس ۲۰۱۲

 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست