یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

جنگ ویژه


• به‌ ریاست پزشک قانونی گفتیم: "ما یک تیم بین المللی هستیم و میخواهیم وارد محوطه‌ی سردخانه‌ شده‌ و جنازه‌ها را ببینیم." اوزدمیر از جایش برخاست و گفت: "بیرون، من با شما حرفی ندارم." ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ٣ دی ۱٣۹۰ -  ۲۴ دسامبر ۲۰۱۱


همراه با یک تیم اروپایی در کردستان هستم و این مطلب را از کوردستان مینویسم.
ما در مالاتیا هستیم، از سوی BDP, İHD، MEYA-DER به‌ پیشوازمان امده‌اند. خانواده‌ی مبارزینی که‌ به‌ شیوه‌ای وحشیانه‌ کشته‌ شده‌ بودند نیز حضور داشتند. آنها امیدوار بودند.

میخواستند همه‌ چیز را در مورد چگونگی کشته‌ شدن فرزندانشان بدانند. خانواده‌ها ٣۴ روز است دم درب پزشک قانونی منتظرند و میخواهند جنازه‌ی فرزاندانشان را با خود به‌ زادگاههایشان بازگردانده‌ و جلوی دیدگانشان و با دستهای خود دفنشان کنند. سنگ نبششان را راست کرده، تا بتوانند هرازگاهی به‌ گورستان سر زده‌ و با عزیزانشان درد دل کنند.

غم در چشم مادران همانند نشانه‌ی آدرس قاتلان بود. مادران میخواهند فرزندانشان را همانند سمبولهای آشتی دفن کرده‌ و امیدوارند که‌ دیگر فرزندان مادران دیگری قربانی نشوند.

باهم به‌ راه افتاده‌ و به‌ دادگاه میرویم. رئیس دادگاه سرکار نبود. آنها میدانستند که‌ ما آنروز به‌ انجا خواهیم رفت، مسئول دفتر رئیس‌ گفت: جناب رئیس به‌ زندان سر زده‌ و امروز بازنخواهد گشت.

ما میخواستیم پیکر بیجان فرزندان مادران چشم به راه را به‌ ما نشان دهند، یا آنها را به‌ خانواده‌هایشان تحویل بدهند. ولی اجازه‌ی چنین کاری را ندادند.

در میان تیم ما نماینده‌ی مجلس آلمان، ژان وان نیز حضور داشت.
به‌ ریاست پزشک قانونی گفتیم: "ما یک تیم بین المللی هستیم و میخواهیم وارد محوطه‌ی سردخانه‌ شده‌ و جنازه‌ها را ببینیم."
اوزدمیر از جایش برخاست و گفت: "بیرون، من با شما حرفی ندارم."

نماینده‌ی مجلس کارت ویزیتش را بیرون آورده‌ و به‌ محقق نشان داد. محقق بازوی نماینده‌ را گرفته‌ و هل داد. بعد بیرون رفته‌ و پلیس را صدا زد. نیروهای پلیس وارد شده‌ و خواستند ما را به‌ زور از محوطه‌ بیرون برانند.   

با خود گفتم: قانون در ترکیه‌ چگونه‌ پیاده میشود؟ یک محقق پزشک ترک با چه‌ حقی نماینده‌ی مجلس کشور المان را با متوسل شدن به‌ زور به‌ بیرون میراند.

خانواده‌ها با فشار بیشتری مواجه‌ بودند. میخواستند آنها را تحقیر کنند: امیدشان را شکسته‌ و بر آزارهایشان بیافزایند. همه‌ی کارها به‌ صورت پنهانی و از پیش تعین شده‌ انجام میشد.

گزارش های پزشکی اعلام نشده‌ بودند. جنازه‌ی فرزندان را به‌ خانواده‌هایشان نشان نمیدادند. چرا؟ خانواده‌های که‌ از شرق کوردستان (کوردستان ایران) امده‌ بودند برای تحویل گرفتن اجساد فرزندانشان باید از سوی کنسولگری ایران گزارشی اماده‌ میکردند. بعد از آنکه‌ خانواده‌ها به‌ ایران بازگشتند یا از انها شکایت خواهد شد یا دستگیرشان میکنند.

ما به‌ عنوان یک تیم بین المللی حق برقراری ارتباط با محقق را نداشتیم و نه‌ میتوانستیم جنازه‌ی فرزندان خانواده‌ها را ببینیم.

ما همه‌ یک دیدگاه داشتیم: ترکیه‌ نمیخواهد کسی واقعیات را ببیند. چه‌ چیزی را پنهان میکنند؟

اگر محقق با ما صحبت کرده‌ و اطلاعیه‌ای برای افکار عمومی صادر میکرد همه‌ چیز روال عادی و قانونی خود را طی میکرد، ولی چنین نشد و محقق جمهوری، اوزدمیر ما را بیرون راند.
بنا به‌ اطلاعات قبلی، اگر راپورت پزشکی ۲۴ جنازه‌ایی که‌ در مالاتیا نگهداری میشوند نیز حاضر بود او باز هم حاضر به‌ تحویل جنازه‌ها به‌ خانواده‌هایشان نبود. با وجود چنین وضعیتی اوضاع را چگونه‌ باید ارزیابی کرد؟


*فلک‌ناز اوجا (Feleknas Uca) نماینده حزب چپ سوسیال دموکرات آلمان در پارلمان اروپا.

برگردان از کوردی: درسیم اورامار
این یاداشت به زبان کردی در روزنامه‌ی ازادی وطن (ئازادیا وه‌ڵات) چاپ شده است.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (٣)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست