یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اگر بشار اسد سقوط کند...


خسرو صدری


• در روزهای گذشته آمریکایی ها صحبت از تحریم های شدیدتر علیه جمهوری اسلامی کردند و از طرف مقابل پاسخی مبنی بر افزایش حجم غنی سازی بیست درصد دریافت نمودند. همزمان وبسایت "گرداب"، وابسته به سپاه پاسداران، برای نخستین بار، به صورت غیرمستقیم، امکان آزمایش سلاح هسته ای در ایران را مطرح می کند. تمام شواهد برآن دلالت دارد که ج.ا.ا مدتهاست که به توانایی ساخت بمب اتمی دست یافته است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۲۰ خرداد ۱٣۹۰ -  ۱۰ ژوئن ۲۰۱۱


با ورود هر رئیس جمهور جدید به کاخ سفید آمریکا، کارشناسان سیاسی امور خارجه تمام کشورهای جهان گوش به زنگ و مترصد می مانند تا نه در حرف، بلکه در عمل ببینند که او چه "سورپریز"ی به همراه دارد. جرج بوش بعد از ۱۱ سپتامبر از سایه به درآمد و معلوم شد که لشکرکشی به خاورمیانه هدف اصلی دولت اوست. کاندولیزا رایس در مقام مشاور امنیت ملی، دوسال پس از حمله به عراق وافغانستان اعتراف می کند که طرح حمله به این دو کشور، در همان آغاز کار دولت بوش تهیه شده بود.
هویت سیاسی باراک اوباما هم تا پیش از ناآرامی های خاورمیانه در پرده ابهام بود. اینک ولی تنها این خبرگان سیاسی نیستند که "آس" اوباما را در "بازی دمکراسی"اش، رو شده می بینند، بلکه افراد معمولی هم با کمی دقت به همین نتیجه می رسند که جنگ نرم اوباما نیز در خدمت همان هدف اصلی سیاست خارجی آمریکا یعنی "تسلط بر خاورمیانه بزرگ" قرار دارد. حال اگر کسی دوست داشته باشد این را ثابت کند که: "بهاراعراب" ناگهان همه، و از جمله پرزیدنت اوباما، را غافلگیر کرد (همانگونه که ۱۱ سپتامبر بوش را غافلگیر کرد!)، و سیاست های او دربرخورد با این تحولات، "واکنشی" است، آنگاه باید در کنارش این را هم ثابت کند که دولت اوباما بر خلاف اسلافش، فاقد هرگونه طرح و برنامه در عرصه سیاست خارجی بود و اگر جز این است، این برنامه ها پیش از آغاز "بهار" چه بودند؟ بر اساس گزارشات منتشره، کارشناسان خارجی اوباما از مدت ها قبل در مورد فراهم آوردن مقدمات تحولات مورد بحث، در حال تحقیق و جمع آوری اطلاعات بوده اند. ولی از آنجایی که اتفاقا برای من و شما هم در طرح های اوباما، جایگاه "والایی" در نظرگرفته شده است و قرار است که همه، با "راهنمایی" وسائل ارتباط جمعی مدرن و تحت کنترل، در گروه "کر"، یک صدا همان آوازی را بخوانیم که از "بلندگو" پخش می شود، خودمان هم دوست داریم چنین فکر کنیم که: "انشاءالله گربه است"! و خیر و صلاح ما هم در همین جا نهفته است و... هیچ هم از خود نمی پرسیم، آن ۲۰ نفری که هفته پیش در جولان به دست ارتش اسرائیل به قتل رسیدند و یا آن چهارده زن و کودکی که در افغانستان، آن هم تنها در هفته گذشته و فقط در یک عملیات، در اثر بمباران نیروهای ناتو جان باختند، چرا مشمول این حمایت های انساندوستانه اوباما و رسانه های آمریکایی واقع نمی شوند؟
در تحولات خاورمیانه، روسیه آخرین پایگاه های بجا مانده از دوران ابرقدرتی را از دست می دهد. لیبی و سوریه، پس از عراق صدام حسین، تنها کشورهای عربی همسو با سیاست های روسیه هستند. تا این ساعت که نتیجه چانه زدن های پیمان ناتو و روسیه بر سراستقرار سامانه دفاع موشکی در اروپا به نتیجه نرسیده است، هنوز این امکان ضعیف وجود دارد که در صورت شکست مذاکرات، روسیه با حمایت غیرمستقیم از قذافی یا جانشین احتمالی اش، لیبی را به باتلاقی با هزینه های اخلاقی سنگین تر برای ناتو تبدیل کند. سرنوشت سوریه هم به عنوان هدف بعدی، مستقیما به توافقات روسیه و غرب گره خورده است. توافقات قدرت ها بر سر سرنوشت دولت های زیردستشان، حقایق تلخ و آشکاری است که به طور مشخص در موارد فوق، در عناوین اخبار و تفسیر نشریات جهان قابل مشاهده است.
جمهوری اسلامی در حال حاضر دو راه پیش رو دارد: یا با گرفتن امتیازاتی، دست دوستی به سوی غرب دراز کند و یا این که خود را دارای توان هسته ای نظامی اعلام دارد. اگر وضعیت در سوریه تغییر نکند، توازن استراتژیک منطقه ، همچنان با سلاح های متعارفی، به زیان ج.ا.ا بر هم نخواهد خورد و امکان دارد که وضعیت چانه زنی برای امتیاز، همچنان تا مدتی ادامه یابد. در غیر اینصورت ج.ا از موضع ضعیف می بایست شرایط غرب را برای مصالحه بپذیرد و یا به احتمال بیشتر، راه دوم را در پیش میگیرد. سران رژیم لااقل در ظاهر همیشه چنین وانمود کرده اند که زیربار مصالحه تحمیلی نمی روند.
در روزهای گذشته آمریکایی ها صحبت از تحریم های شدیدتر علیه جمهوری اسلامی کردند و از طرف مقابل پاسخی مبنی بر افزایش حجم غنی سازی بیست درصد دریافت نمودند. همزمان وبسایت "گرداب"، وابسته به سپاه پاسداران، برای نخستین بار، به صورت غیرمستقیم، امکان آزمایش سلاح هسته ای در ایران را مطرح می کند.
تمام شواهد برآن دلالت دارد که ج.ا.ا مدتهاست که به توانایی ساخت بمب اتمی دست یافته است. ولی درست مانند کره شمالی که بلافاصله پس از به بن بست رسیدن مذاکرات با آمریکا، اقدام به آزمایش هسته ای نمود، جمهوری اسلامی هم اعلام رسمی توان خود را تا شکست کامل مذاکرات پشت پرده با آمریکا و یا تهدید خطرناک، که سرنگون کردن دولت سوریه شاید از آن جمله باشد، به تاخیر انداخته است.
نشریه "نشنال اینترست" چاپ آمریکا، اخیرا در مطلبی با عنوان "التهاب ایران"می نویسد: "...اوباما با تهدید ایران، این کشور را در راه دست یابی به سلاح هسته ای پیگیرتر می کند و در صورتی که آمریکا روند فعلی را ادامه دهد، تنها راه حل رویارویی باقی می ماند. ولی اوباما پیش از آن که در یک مخمصه ژئوپولیتیک در این رابطه گیر کند، باید تمام جوانب کار را بسنجد..."
آمریکایی ها، هم در واکنش منفعلانه به اعتراضات گسترده خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری و هم در شیوه محتاطانه تا امروز خود با جمهوری اسلامی در طرح "دمکراسی تازی" در خاورمیانه، بخوبی نشان داده اند که دستی گشاده در تحریکات و تحرکات داخل ایران ندارند و این به احتمال زیاد دلیلی جز توان بالقوه هسته ای- نظامی ج.ا.ا ندارد. از این رو آنها هم، باید به نوبه خود تصمیم بگیرند که: یا به درخواست های ج.ا در ازای انصراف از اعلام هسته ای بودنش، پاسخ مثبت دهند و یا این که با برهم زدن توازن استراتژیک فعلی در منطقه، از طریق حذف دوستان ج.ا در سوریه و لبنان ،بالارفتن ریسک اعلام "بمب هسته ای داشتن"، در پی یک آزمایش هسته ای از طرف ج.ا.ا را بپذیرد. هرچند برای ج.ا.ا ، هم وضعیت آخر ایده آل نیست، زیرا مانع تحریم ها و فشارهای بیشتر نخواهد شد، ولی بازی دوگانه ملایان، تا کنون آنچنان با مهارت صورت گرفته است که هیچ کس نمی داند آن ها نهایتا در این باره چه تصمیمی خواهند گرفت. همین سیاست بر لبه پرتگاه نگاه داشتن احمدی نژاد هم شاید به زبان دیپلماسی، اعلام آمادگی برای سازش ترجمه شود.
سیاست اتمی ج.ا و مقابله آمریکا با آن، عملیات انتحاری هواپیماهای جنگی نازی ها و متفقین در جنگ جهانی دوم را به یاد می آورد که به سرعت به سمت هم پرواز می کردند و آن که می ترسید و مسیرش را عوض می کرد همیشه مورد اصابت گلوله قرار می گرفت. تفاوت ولی در آن است که اشتباه محاسباتی ج.ا. در این رویارویی، به احتمال زیاد ضایعه ای جبران ناپذیر برای کشور به دنبال دارد، در صورتی که اشتباه آمریکا، آن را نهایتا به یک "مخمصه استراتژیک" می اندازد که سودی هم اگر داشته باشد، برای رقبای قدرقدرتش و نه ایران خواهد داشت. نصیب ایران از باخت استراتژیک آمریکا هم در این پیکار، همچون نمونه عراق، جز ویرانی نخواهد بود.

خسرو صدری
khosro-sadri.blogspot.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست