یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سه رباعی


فتح اله شکیبایی


• یک چند برای خانه گلشن بودیم
چون چشمه خروشنده و روشن بودیم

با این همه گویمت که روزان و شبان
مستانه در اندیشه ی میهن بودیم. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۱ دی ۱٣٨۹ -  ۱۱ ژانويه ۲۰۱۱


 
اکنون که گذر به بیستون دارم من
با یادِ تو دیده پُر ز خون دارم من

ای عشق به آیینه ی پاکِ دل تو
(خسرو) را پیوسته زبون دارم من.

***
فریاد که فریاد نیارم گفتن
یک شکوه ز بیداد نیارم گفتن

این کفترِ دل که تشنه ی پرواز است
باری ز چه آزاد نیارم گفتن.

***
یک چند برای خانه گلشن بودیم
چون چشمه خروشنده و روشن بودیم

با این همه گویمت که روزان و شبان
مستانه در اندیشه ی میهن بودیم.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست