یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سومین جنگ جهانی آماده می شود: هدف، ایران
بخش ۳: طرح عملیات نظامی


میشل شوسودوسکی - مترجم: حمید محوی


• سازماندهی تظاهرات ضد جنگ کافی نیست. باید شبکه ی ضدجنگ مردمی و گسترده تشکیل داد که قادر به رویارویی با ساختارهای قدرت و قدرتمداران باشد. امروز جلوگیری از این جنگ به جنبش مردمی گسترده نیازمند است تا حقانیت این جنگ را زیر علامت سوال برده و ابعاد جنایت آمیز چنین طرحی را درسطح جهانی آشکار سازد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ٣۱ شهريور ۱٣٨۹ -  ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۰


نقش مرکز فرماندهی استراتژیک ایالات متحده ی آمریکا

جنگ جهانی : نقش مرکز فرماندهی استراتژیک ایالات متحده ی آمریکا(38)
عملیات نظامی در سطح جهانی در مرکز فرماندهی کل از پایگاه هوایی اوفات (39) در نبراسکا، در پیوند با مراکز فرماندهی محلی (به عنوان مثال، مرکز فرماندهی فلورید که مسئولیت منطقه ی خاورمیانه و آسیای مرکزی را به عهده دارد، نقشه زیر را نگاه کنید) و به همین ترتیب یگا نهای فرماندهی ائتلاف با اسرائیل، ترکیه، در خلیج فارس و در پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند عمل می کنند. طرح نظامی و تصمیم گیری در سطح ملی و بر اساس تصمیم گیریهای فردی توسط هم پیمانان ایالات متحده، ناتو و «کشورهای شرکت کننده» در اتحادیه در طرح نظامی جهان ادغام شده و نظامی سازی فضا را نیز در بر می گیرد.
بر اساس گزینش قانونی مجددا مرکز فرماندهی استراتژیک ایالات متحده ی آمریکا مسئولیت «نظارت بر طرح حمله ی جهانی» به وسیله ی سلاح های متعارف و هسته ای را به عهده می گیرد. در زبان رایج نظامی، این مرکز فرماندهی برای اجرای نقش «مأمور محاسبه ی مأموریتهای عملیات فضایی، عملیات اطلاعاتی، دفاع ضد موشک مناسب، فرماندهی و کنترل جهانی، اطلاعات، محافظت و شناسایی، حملات در سطح جهانی و بازدارندگی استراتژیک [...] است.»
مسئولیت های مرکز فرماندهی استراتژیک ایالات متحده ی آمریکا شامل :«مدیریت، برنامه ریزی و اجرای عملیات بازدارنده ی استراتژیک در سطح جهانی است، هماهنگ ساختن طرح ها و عملیات دفاع ضد موشک و به همین ترتیب طرح های منطقه ای و غیره است». مرکز فرماندهی استراتژیک ایالات متحده ی آمریکا سازمانی اصلی برای تنظیم جنگهای مدرن.
در ژانویه 2005 در آغاز لشکر کشی و افزایش نیروی نظامی برای حمله به ایران، مرکز فرماندهی استراتژیک ایالات متحده ی آمریکا به عنوان «فرماندهی اصلی برای هماهنگ سازی نیروها در بخش دفاع تعیین شد که در رابطه با مبارزه علیه سلاح های کشتار دسته جمعی بود.»(40)
این نکته به این معنا است که هماهنگ سازی حمله در ابعاد گسترده علیه ایران، که شامل سناریوهای گسترش منازعات در درون و بیرون منطقه ی وسیع خاور میانه و آسیای مرکزی می باشد، به عهده ی مرکز فرماندهی استراتژیک ایالات متحده است.

درباره ی سلاح های اتمی تاکتیکی که ایران را هدف گرفته اند
در این مورد که ایالات متحده ی آمریکا و اسرائیل درفکر استفاده از سلاح های هسته ای علیه ایران هستند، موضوعی است که پرونده های نظامی و اعلامیه های رسمی آن را به روشنی تأیید می کند. در سال 2006 مرکز فرماندهی استراتژیک ایالات متحده ی آمریکا اعلام کرد که به سطحی از توان عملیاتی رسیده است که می تواند با سلاح های متعارف و هسته ای به هر هدفی در سطح کره ی زمین حمله کند. این اطلاعیه پس از اجرای شبیه سازی های نظامی با سناریوی حمله ی اتمی به یک کشور تخیلی منتشر شد(41).
درباره ی آن چه که به دوران بوش و چنی مربوط می شود، باید دانست که ما شاهد یک روند هم گون هستیم که دائما تکرار می شود، و بر این اساس مشاهده می کنیم که اوباما نیز کاملا همان نظریات دولت پیشین را در وادی استفاده پیش گیرنده از سلاح هسته ای پی گیری و از آن پشتیبانی می کند. در سال 2010 در بررسی موقعیت سلاح هسته ای دولت اوباما تأیید کرد که « استفاده از سلاح های اتمی علیه ایران را برای خود حفظ می کنند» و این تصمیم به دلیل نفی درخواست های ایالات متحده ی آمریکا در خصوص منع گسترش برنامه ی سلاح هسته ای توسط ایران (که البته وجود خارجی ندارد) اتخاذ شده است(42).
دولت اوباما در عین حال به طور مشخص اعلام داشت که علیه عملیات تلافی جویانه ی ایران در واکنش به حمله ی اسرائیل از سلاح هسته ای استفاده خواهد کرد(43). اسرائیل نیز به سهم خود «طرح سرّی» برای حمله به ایران تدارک دیده است که در آن از سلاح های هسته ای تاکتیکی استفاده خواهد کرد.
فرماندهان نظامی ارتش اسرائیل به این نتیجه رسیده اند که حمله ی با سلاح های متعارف کافی نخواهد بود زیرا نیروگاه های ایرانی بیش از پیش محافظت شده هستند و بسیاری از آنها تقریبا در عمق 21 متری لایه های سنگی و بتونی ساخته شده است. با این وجود، مراتب بالای ارتش اسرائیل اعلام کرده اند که در صورتی که حمله ی کلاسیک از برنامه حذف شود و ایالات متحده از مداخله قطع نظر کند، سلاح های سنگر کوب مسلح به کلاهک هسته ای به کار برده خواهد شد.
بیانیه های اوباما در ارتباط با موضوع استفاده از سلاح هسته ای علیه ایران و کره ی شمالی در پیوند و هماهنگی با نظریات نظامی در عرصه ی سلاح هسته ای است که پس از 11 سپتامبر مطرح شد که استفاده از سلاح هسته ای تاکتیکی را در جبهه ی جنگ کلاسیک مجاز می داند.
در رسان های همگانی با پشتیبانی دانشمندان انرژی هسته ای اذهان عمومی را مطمئن می سازند که استفاده از بمب های کوچک اتمی به عنوان ابزار صلح قابل توجیه بوده و به ویژه برای مبارزه علیه «تروریسم اسلامی» و برقراری دموکراسی از نوع غربی در ایران به کار خواهد رفت. « استفاده در جبهه ی جنگ» از سلاح هسته ای با قدرت ضعیف مجاز دانسته شده و پیش بینی کرده اند که این نوع سلاح های هسته ای تاکتیک همراه با سلاح های متعارف علیه ایران و سوریه در مرحله ی بعدی «جنگ ایالات متحده ی آمریکا علیه تروریسم» به کار برده شود.
نمایندگان دولتی استفاده از سلاح های هسته ای ضعیف را به عنوان ابزارهای بازدارنده ی ضروری علیه دولت های یاغی [ایران، سوریه، کره ی شمالی] مجاز دانسته اند. منطق آنها بر این اساس که سلاح اتمی خیلی مخرب است و نمی توان از آنها در چنین جنگ هایی استفاده کرد. دشمنان احتمالی نیز به این نکته آگاه هستند، در نتیجه به حمله ی اتمی فکر نمی کنند. با این وجود، بمب های هسته ای کوچک قدرت تخریب کمتری دارند و در نتیجه می توان از این نوع سلاح ها استفاده کرد. در عین حال چنین موردی جایگاه بازدارندگی سلاح اتمی را برجسته تر می سازد(44).
سلاح هسته ای مناسبی که در حمله علیه ایران به کار خواهد رفت، سلاح هسته ای تاکتیکی (ساخته شده در ایالات متحده ی آمریکا) خواهد بود که عبارت است از بمب های سنگر کوب مجهز به کلاهک هسته ای (به عنوان مثال ب61. 11) که قدرت تخریب آن سه تا شش برابر بمبی است که روی هیروشیما منفجر کردند. ب61.11 نسخه ی هسته ای بمب های متعارف بلو113 (45) یا بمب هدایت شونده ی گبو-28 (46)است. ب11.61 به همان شکلی که بمب های متعارف سنگر کوب به کار برده می شود، مورد استفاده قرار می گیرد (47).
در حالی که ایالات متحده ی آمریکا نمی خواهد از سلاح گرما هسته ای (48) استراتژیک علیه ایران استفاده کند، انبارهای سلاح اتمی در اسرائیل انباشته از بمب های گرما هسته ای است که می تواند در جنگ علیه ایران به کار برده شود. تمام ایران برای موشک های اسرائیل قابل دسترسی هستند، جریگو3 بین 4800 تا 6500 کیلومتر برد دارد.

باران رادیو آکتیو
تحلیل گران نظامی ایالات متحده ی آمریکا و ناتو به هیچ عنوان به مسائل و مشکلات باران اتمی و آلودگی اسفناک محیط زیست که تمام منطقه ی خاور میانه و آسیای مرکزی به انضمام اسرائیل را در بر می گیرد، نمی اندیشند.
سلاح های هسته ای در منطق پر پیچ و خمی مطرح شده و به عنوان راه کاری معرفی گردیده که گویی باید برا ی عامل تحکیم صلح و پیش گیری از خسارات جانبی به کار رود. سلاح های هسته ای ایران که در واقع وجود خارجی ندارند همچنان در حال تهدید امنیت جهانی هستند، در حالی که بمب های هسته ای ایالات متحده ی آمریکا و اسرائیل ابزارهای صلح آمیز هستند و برای شهروندان مناطق اطراف خطری به حساب نمی آیند.

استفاد ه از
MOBA ("Mother Of All Bombs")
GBU-43/B Massive Ordnance Air Blast bomb (MOBA)
مادر تمام بمب ها علیه ایران پیش بینی شده است(49)
«اسلحه ی هیولایی» به وزن تقریبا 9752 کیلوگرم و برخی منابع دیگر آن را بیش از 10 تن ارزیابی کرده اند (21500 لیور یا 21600 لیور) که آن را «مادر تمام بمبها» نامیده اند در انبار سلاح های متعارف ایالات متحده ی آمریکا معنی دار است. «مادر تمام بمبها» در واقع قوی ترین بمب غیر هسته ای است که تا کنون ساخته شده و پیش از آن که برای جنگ علیه عراق گسیل شود نخستین آزمایش آن در مارس 2003 انجام می گیرد. به گفته ی منابع نظامی آمریکا، پیش از این که «مادر تمام بمب ها» پرتاب شود، هیئت رئیسه ی مرکز فرماندهی دولت عراق را آگاه ساختند که این بمب علیه عراق به کار برده خواهد شد (مصاحبه های تأیید نشده این نکته را یادآور شده اند).
بخش دفاع ایالات متحده ی آمریکا در اکتبر 2009 اعلام کرد که تصمیم دارد که از «مادر تمام بمب ها» علیه ایران استفاده کند. در مورد گبو-43/ب تخمین زده اند که «مادر تمام بمبها» برای نیروگاه هایی که در اعماق زمین محافظت شده اند، مثل نیروگاه نطنز و قم در ایران، بسیار مناسب است(50).
در حقیقت، «مادر تمام بمبها» به علت قدرت انفجاری اش بین شهروندان غیر نظامی نیز تعداد بی شماری قربانی خواهد گرفت، زیرا این «آلت قتاله» ی متعارف ابری از نوع قارچ هسته ای ایجاد خواهد کرد.
در اکتبر 2009 چهار فروند «گبو-43/ب به خدمت گرفته شد که 58،4 میلیون دلار خرج برداشت یعنی 14،6 میلیون برای هر فروند. این مبلغ مخارج ساخت، آزمایش و جاسازی آن در بمب افکن های ب-2 را نیز در بر می گیرد. چنین تمهیداتی مستقیما به تدارکات جنگ علیه ایران مرتبط است.
یادداشتی برای برنامه ریزی، در 93 صفحه دستورالعمل های زیر را صادر می کند:
«بخش دفاع به شکل فوری نیاز عملیاتی دارد، که بتواند قابلیت ضربتی به اهداف سخت در اعماق زمین و در محیط بسیار خطرناک را فراهم سازد. گبو- 57آ/ب (ام.او.پ - نفوذی) (51) سلاح مناسب برای پاسخگویی به چنین نیازی است.»
علاوه براین اضافه می کند که درخواست توسط فرماندهی اقیانوس آرام (مسئول کره ی شمالی) و مرکز فرماندهی (مسئول ایران) به تأیید رسیده است. برای مشاهده ی در خواست نامه به آدرس زیر مراجعه کنید:
abcnews.go.com
پنتاگون طرح تخریب گسترده ای از زیربناهای ایران و کشتار بخش قابل ملاحظه ای از شهروندان ایرانی را به وسیله ی سلاح های هسته ای تاکتیک و بمب های متعارف غول پیکر که قارچ ابری تولید می کنند، به انضمام «مادر تمام بمبها» و بمب های نفوذگر که از نظر قدرت تخریبی از گبو-43/ب قوی تر است.
بمب های نفوذگر به عنوان بمب های جدید پر قدرتی تعیین شده اند که هدف آنها مستقیما نیروگاه های زیر زمینی ایران و کره ی شمالی است. بمب غول پیکری که در تصویر می بینم طویل تر از یازده نفری است که شانه به شانه ایستاده اند، یعنی بیش از 20 پا (52).
این بمب ها به مفهوم واقعی کلمه سلاح های کشتار دسته جمعی هستند. حتی نام این بمب ها و نام های مستعار آنها «مادر تمام بمبها» در اصل «تخریب دسته جمعی » است و کشتار دسته جمعی از بین شهروندان، به این دلیل انتخاب شده است که ترس و ناامیدی را در اذهان تلقین کنند.

سلاح های پیشرفته : «تکنولوژی های نوین جنگ را ممکن می سازد»
روند تصمیم گیری ارتش ایالات متحده ی آمریکا در رابطه با ایران به جنگ ستاره ها، نظامی شدن فضا و انقلاب ارتباطاتی و سامانه های اطلاعاتی تکیه دارد. از دیدگاه پیشرفت تکنولوژی نظامی و گسترش سامانه های جنگی نوین، حمله به ایران، اگر بخواهیم آن را با جنگ برق آسایی مقایسه کنیم که در مارس 2003 علیه عراق صورت گرفت، به دلیل ترکیب سامانه های نظامی به شکل کاملا معنی داری متفاوت خواهد بود. درعملیات نظامی علیه ایران استفاده از پیشرفته ترین سامانه های نظامی برای پشتیبانی حمله ی هوایی پیش بینی شده است. به احتمال بسیار قوی جنگ علیه ایران فرصتی خواهد بود برای به آزمون گذاردن سامانه های نظامی نوین.
پرونده ی طرح برای قرن نوین ایالات متحده ی آمریکا(53) تحت عنوان(54) بازسازی دفاع ایالات متحده، به طور خلاصه مسئولیت های ارتش ایالات متحده در رابطه با جنگ در سطح گسترده و جنگ های مختلف دراقصا نقاط جهان را توضیح می دهد :
«قاطعانه جنگیدن و پیروز شدن در جبهه های مختلف جنگهای بزرگ و متقارن»
این قاعده به مفهوم ابراز تمایل برای جنگ و کشورگشایی در سطح جهانی توسط یک قدرت مافوق یا امپراتوری است. مستندات طرح قرن نوین ایالات متحده در عین حال مدعی تحول در نیروهای آمریکایی برای بهره برداری از «انقلاب در امور نظامی» است، به این معنا که از این پس « به دلیل تحولات نوین تکنولوژیک، جنگ امکان پذیر شده است» (55). به این معنا که ساخت و تکمیل و بهینه سازی ابزارهای قتاله ی پیشرفته برای انبار سلاح های نوین پیشرفته که دیر یا زود باید جایگزین نمونه های موجود (از دور خارج شده) شوند.
«در نتیجه می توانیم پیش بینی کنیم که روند دگرگونی ها، در واقع، دو مرحله را در پیش خواهد داشت : ابتدا مرحله ی گذار، و سپس دگرگونی در اشکال عمیقتر. مرحله ی گذار قطعی و تثبیت زمانی تحقق خواهد یافت که سامانه های نظامی نوین به خدمت گرفته و موقعیتشان تثبیت شود. این دگرگونی شاید زمانی عملا به وقوع بپیوندد که به عنوان مثال، تعداد هواپیماها و یا نیروهای زرهی بی سرنشین و بی خلبان نسبت به جنگ افزارهایی که نیازمند خلبان و سرنشین هستند افزایش پیدا کند. در این مورد، پنتاگون برای سرمایه گذاری در برنامه های نوین _ به عنوان مثال، تانک، هواپیما، ناو هواپیمابر -تردید می کند، یعنی جنگ افزارهایی که نیروهای ایالات متحده را در وادی جنگ های معاصر تا دهه های آینده تأمین می کند.
جنگ علیه ایران در واقع برای ارتش ایالات متحده مرحله ای اساسی برای گذار به عصر نوین خواهد بود. سامانه های نظامی که در فضا مستقر شده اند برای منفعل ساختن دشمنی که قابلیت های نظامی قابل توجهی داشته و نیروی زمینی آن از مرز نیم میلیون نفر نیز فراتر می رود، به کار گرفته خواهد شد.

سلاح های الکترو مغناطیسی
سلاح های الکترو مغناطیسی احتمالا برای ایجاد اختلال در سامانه های ارتباطاتی ایران، تولیدات الکتریسته، فرماندهی و کنترل، زیر بناهای دولتی، ترابری، انرژی و غیره به کار برده خواهد شد.
فنون ایجاد تحولات آب و هوایی (جنگ هواشناختی)، که شامل طرح «هارپ» و طرح های مشابه به همین نوع سلاح ها می باشد، احتمالا در جنگ علیه ایران به کار بسته خواهد شد(56). این سامانه های نظامی کاملا عملیاتی هستند. در این باره، مستندات ارتش نیروی هوایی ایالات متحده به طور کاملا مشخص اعلام کرده است که از این تکنولوژی ها برای ایجاد تغییرات آب و هوایی استفاده خواهد کرد.
تغییر و تحولات آب و هوایی به یکی از عناصر امنیت درونی و بین المللی تبدیل خواهد شد [...] این نوع سلاح ها می تواند به عنوان سلاح تهاجمی، دفاعی و یا حتی بازدارنده به کار برده شود.
قابلیت به وجود آوردن حوادث طبیعی، ایجاد مه و طوفان روی زمین یا دگرگونی های آب و هوایی، بهبود ارتباطات از طریق تغییرات ایونسفری که در بالاترین لایه ی جو واقع شده (استفاده از آینه ی ایونسفری) و به عبارت دیگر ایجاد شرایط آب و هوایی مصنوعی تماما به مجموعه تکنولوژی های ادغام شده توان عملیات نظامی آمریکا را به شکل فوق العاده ای افزایش داده و به همین نسبت موجب تضعیف نیروی دشمن می گردد. با چنین سلاحی قدرت ارتش ایالات متحده به بردی جهانی ارتقاء خواهد یافت(57).
پرتوهای الکترو مغناطیسی قادر است سلامت انسان را به خطر بیاندازد و در جبهه ی جنگ مورد استفاده قرار گیرد(58)، به همین ترتیب بر اساس مستندات مرتبط به طرح قرن نوین ایالات متحده، ارتش آمریکا از سلاح های نوین بیولوژیک بهره خواهد برد : یعنی از انواع سلاح های بیولوژیک پیشرفته که قادر است روی «ژنوتیپ های» مشخصی تأثیر بگذارد و در نتیجه می تواند این ابزار ترور یعنی جنگ بیولوژیک را به ابزار سیاسی تبدیل سازد (59).

قابلیت های نظامی ایران: موشک های میان برد و دوربرد
ایران توان نظامی پیشرفته ای دارد که شامل موشک های میان برد و دور برد می شود که می تواند اهداف خود را در اسرائیل و کشورهای منطقه ی خلیج مورد اصابت قرار دهد. از همین رو کشورهای هم پیمان ایالات متحده، ناتو و اسرائیل برای پیش گیری از حمله ی تلافی جویانه ی ایران به وسیله ی موشک، برای استفاده از سلاح های هسته ای حساب بازکرده اند.
در نوامبر سال 2006 ، پس از یک برنامه ریزی دقیق، موشکهای زمین به زمین ایران در چهار چوب طرح عملیاتی مورد آزمایش قرار گرفت. متخصصین رده بالای موشکی ایالات متحده (به نقل از دبکا)(60)، «ایرانیان تکنولوژی نوینی را به نمایش گذاشتند ولی غربی ها تا پیش از این نمی دانستند که ایران چنین تکنولوژی ای را در اختیار دارد(61).
به گفته ی یوزی روبن، رئیس اسبق برنامه ی موشکهای بالیستیک اسرائیل، «شدت آزمون نظامی بی سابقه بود[...] هدف آن شگفت زده کردن بود و شگفت زده کرد». چنین موردی اگر چه در ایالات متحده و اسرائیل تحریکات سیاسی ایجاد کرد ولی ازمایشان 2006 به هیچ وجه در تصمیم آمریکا، ناتو و اسرائیل برای حمله به ایران خللی وارد نساخت.
تهران طی چندین بیانیه اعلام داشت که اگر مورد حمله قرار گیرد، اسرائیل نخستین هدف موشکهای ایران خواهد بود. در این صورت موضوع سامانه های پدافند هوایی اسرائیل به شکل اساسی مطرح می گردد. پایگاه های نظامی آمریکا و هم پیمانانش در کشورهای خلیج، ترکیه، عربستان سعودی، افغانستان و در عراق می تواند از اهداف احتمالی ایران باشد.

نیروی زمینی ایران
ایران توسط پایگاه های نظامی ایالات متحده و هم پیمانانش به محاصره در آمده، با این وجود توان نظامی قابل توجهی را در اختیار دارد(به نقشه زیر توجه کنید).
با این وجود، لازم به یادآوری است که حد و حدود نفرات نیروهای ایران را(نیروی زمینی، نیروی دریایی، نیروی هوایی) در مقایسه با نیروهای ایالات متحده ی آمریکا و ناتو که در عراق و افغانستان حضور دارند بازشناسی کنیم.
در رویارویی با یک قیام سازمان دهی شده، نیروهای متفقین از همین حالا در افغانستان و در عراق از پا افتاده اند. اگر نیروی زمینی ایران وارد جبهه ی دو کشور اشغال شده شوند، آیا نیروهای متفقین یارای مقابله با چنین موقعیتی را خواهند داشت؟ نیروی مقاومت علیه اشغال ایالات متحده و هم پیمانانش به شکل اجتناب ناپذیری تأثیر گذار خواهد بود.
نیروی زمین ایران در حد 700000 است که 13000 سرباز حرفه ای، 220000 سرباز وظیفه و 350000 سرباز ذخیره(63 ). علاوه بر این 18000 نفر در نیروی دریایی و 52 نفر در نیروی هوایی خدمت می کنند.
بر اساس گزارشات بررسی های استراتژیک، «پاسداران انقلاب 125000 نفر هستند که به پنج شاخه ی مختلف تقسیم شده اند : آنها نیروی دریایی، نیروی هوایی، نیروی زمینی خاص خود را دارند، و به علاوه نیروی قدس (نیروهای ویژه) و شبهه نظامیان داوطلب تحت عنوان بسیجی که تحت نظارت و سرپرستی پاسداران انقلاب هستند و 90000 نفر در آن به شکل تمام وقت فعال بوده و 300000 نفر ذخیره در اختیار دارد. در مجموع این نیرو می تواند تا 11000000 نفر را بسیج کند.» (64)
به عبارت دیگر ایران می تواند تا نیم میلیون نفر ارتش منظم و چندین میلیون نفر ارتش نامنظم در اختیار داشته داشته باشد. نیروهای ویژه ی قدس از هم اکنون در عراق حضور دارند.
چندین سال است که ایران مانور نظامی برگزار می کند. اگر نیروی هوایی ایران توان کافی در اختیار ندارد، موشک های میان برد و دور برد کاملا عملیاتی هستند و ارتش ایران در حالت آماده باش کامل به سر می برد. در حال حاضر یگان های رزمی ارتش ایران در چند کیلومتری مرزهای عراق و افغانستان و به همین ترتیب در نزدیکی کویت مستقر هستند. نیروی دریایی ایران در نزدیکی پایگاه های نظامی ایالات متحده و هم پیمانان و دوستان نزدیکش در امارات عربی در سرتا سر خلیج فارس گسترش دارد.
لازم به یادآوری است که افزایش قدرت نظامی ایران، ایالات متحده را بر آن داشته است تا به مقادیر زیادی اسلحه به کشورهای عضو ناتو در خلیج فارس و به همین ترتیب به کویت و عربستان سعودی ارسال دارد.
اگر چه سلاح های ایران نسبت به سلاح های آمریکایی، و کشورهای عضو ناتو از سطح نازل تری برخوردار است، با این وجود نیروهای ایران قادر خواهند بود که تلفات سنگینی به نیروهای کشورهای هم پیمان در جبهه ی عراق و افغانستان وارد سازند. در دسامبر 2009 واحدهای زمینی و تانک های تهاجمی ایران برای اشغال منطقه ی نفت خیز در شرق میسان که گویا ایران آن را متعلق به خود می دانست، بی آن که با نیروهای متفقین برخورد کنند، وارد خاک عراق شدند. حتی در صورتی که با حمله ی برق آسا، پایگاه های، سامانه های اطلاعاتی و دیگر زیر ساخت های ایران به شکل حجیم بمباران شود و موشک های سنگر کوب متعارف و هسته ای تاکتیک در جنگ علیه ایران به اعدافشان اصابت کند، با شروع جنگ، دیر یا زود کارزار به رویارویی زمینی منتهی خواهد شد. طراحان نظامی ایالات متحده بی شک چنین موضوعی را در سناریوهای جنگی شان در نظر داشته اند.
تحت چنین شرایطی عملیات نظامی تلفان جانی بسیار زیادی بین شهروندان و نظامیان بر جا خواهد گذاشت، خصوصا وقتی که سلاح های هسته ای نیز به کار برده شود.
افزایش بودجه ی جنگ در افغانستان در حال حاضر در کنگره ی ایالات متحده در دست بررسی است و موضوع حمله به ایران را نیز در بر می گیرد. در سناریوی گسترش جنگ، یگان های رزمی ارتش ایران قادر هستند از مرزهای عراق و افغانستان عبور کنند.
از طرف دیگر، گسترش نظامی در شرایطی که از سلاح های هسته ای استفاده شود می تواند به سناریوی جنگ جهان سوّم منتهی شود و از مرزهای خاورمیانه و آسیای مرکزی نیز فراتر رود.
در واقع این طرح عملیات نظامی که بیش از پنج سال است که روی میز پنتاگون گذاشته شده است، آینده ی بشریت را تهدید می کند.
در این نوشته، توجه ما روی تدارکات جنگی متمرکز بود، ولی چنین تدارکاتی هر چند که به مراحل پیشرفته رسیده باشند، به این معنا نیست که جنگ به مرحله ی اجرایی درآید. ایالات متحده و ناتو و اسرائیل پی برده اند که دشمنشان در سطح گسترده قادر به پاسخگویی است. در این پنج سال گذشته، همین عامل ( نیروی بازدارنده ی ارتش ایران) به تنهایی در تصمیم گیری ایالات متحده ی آمریکا و همپیمانانش تأثیر گذار بوده و به همین علت حمله به ایران دائما به آینده موکول شده است.
ساختار پیمان نظامی یک عامل تعیین کننده ی دیگر نیز دارد. اگر ناتو به نیروی قدرتمند تبدیل شده است، اتحاد بین روسیه و چین و برخی جمهوری های شوروی سابق، سازمان همکاری شانگهای به شدت دچار ضعف شده است.
تهدیدات دائمی ایالات متحده ی آمریکا علیه چین و روسیه به هدف تضعیف اتحادیه ی شانگهای و نا امید ساختن هر گونه عکس العمل نظامی از جانب هم پیمانان ایران در صورت حمله ی ارتش آمریکا، ناتو و اسرائیل به این کشور است.
ولی پرسش این جا است که این کدام نیروهای حاضر در صحنه هستند که می توانند از شعله ور شدن جنگ جلوگیری کنند؟ در دستگاه دولت ایالات متحده ی آمریکا، در سطح کنگره، پنتاگون و ناتو نیروهایی وجود دارند که دائما روی این موضوع کار می کنند.
ولی در پایان خط، نیروی مرکزی که می تواند مانع بروز جنگ گردد از پایه های اجتماعی بر می خیزد و به این ترتیب شرکت نیرومند جریان های ضد جنگ را ضروری می سازد که صدها و میلیون ها نفر در سطح ملی و بین المللی در آن شرکت می کنند.
مردم نه تنها باید علیه چنین طرح نظامی بسیج شوند بلکه باید به مقامات دولتی و نمایندگانشان اعتراض کنند. از چنین جنگی می توان اجتناب کرد، و این امر مستلزم مداخله ی قاطعانه ی مردم در رورویایی با سیاست های جنگ طلبانه ی دولت هایشان است. مردم باید دولت ها و نمایندگانی را که انتخاب کرده اند تحت فشار قرار دهند، و در سطح اماکن عمومی در شهرها و شهرداری ها سازماندهی کنند. باید پیغام را به همه منتقل کرد و شهروندان را از نتایج جنگ هسته ای مطلع ساخت. مردم باید درباره ی این موضوع حیاتی با مراتب نیروهای نظامی وارد گفتگو شوند.
سازماندهی تظاهرات ضد جنگ کافی نیست. باید شبکه ی ضد جنگ مردمی و گسترده تشکیل داد که قادر به رویارویی با ساختارهای قدرت و قدرتمداران باشد. امروز جلوگیری از این جنگ به جنبش مردمی گسترده نیازمند است تا حقانیت این جنگ را زیر علامت سوال برده و ابعاد جنایت آمیز چنین طرحی را درسطح جهانی آشکار سازد.

مترجم : حمید محوی
ویراستار متن فارسی : رضا بی شتاب

پانوشت ها

38) USSTRATCOM
39) Offut
40) Michel Chossudovsky, Nuclear Wae against Iran, Global research, 3 janvier 2006, en français/ Guerre nucléaire contre l’Iran.
41) David Ruppe, Preemptive Nuclear War in a state of readiness : U.S. Command Declares Global Strike Capability, Global Security Newswire, 2 décembre 2005
42) U.S. Nuclear Option on Iran Linked to Israeli Attack Threat-IPS ipsnews .net, April 23, 2010
43) Revealed : Israel plans nuclear strike on Iran-Times Online, 7 janvier 2007
44) Opponents Surprised By Elimination of Nuke research Funds defense News 29 novembre 2004
45) BLU 113
46) GBU 28
47) Michel Dhossudovsky, www.globalresearch.ca et www.thebulletin.org nn.php?art ofn=jf03norris
48) thermonucléaire
49) GBU-43/B Massive Ordnance Air Blast bombe : Mother of Alle bombes
www.youtube.com
50) Jonathan Karl, Is the U.S. Preparing to Bomb Iran ? ABC News, 9 octobre 2009
51) GBU-57A/B ou Massive Ordnance Penetrator (MOP)
52) Edwin Black, « Super Bunker-Buster Bombs Fast-Tracked for Possible Use Against Iran and North Korean Nuclear Programs », Cutting Edge, 21 septembre 2009
53) Projet of the New American Century (PNAC)
54) Rebuilding American Defense
55) Voir Project for a New American century, Rebuilding Americas defenses, Washington DC, septembre 2000,pdf.
56) Voir Michel Chossudovsky, « Owning the Weather » for Military Use, Global research, 27 septembre 2004.
57) (Air Force 2025 Final Report, See also US Air Force: Weather as a Force Multiplier: Owning the Weather in 2025, AF2025 v3c15-1 | Weather as a Force Multiplier: Owning... | (Ch 1) atwww.fas.org)
58) , (Voir Mojmir Babacek, Electromagnetic and Informational Weapons:, Global Research, 6 août 2004)
59) (PNAC, op cit., p. 60).
60) Debka
61) (Voir Michel Chossudovsky, Iran's "Power of Deterrence" Global Research, 5 novembre 2006 ; en français : « Le Pouvoir de Dissuasion » de l'Iran) Israël a reconnu que le Shehab-3, avec une portée de 2000 km, peut atteindre Israël, le Moyen-Orient et l’Europe. (Debka, 5 novembre 2006)
62) www.cnsnews.com 3 novembre 2006)
63) Voir Islamic Republic of Iran Army - Wikipedia
64) Armed Forces of the Islamic Republic of Iran - Wikipedia

Article original en anglais : Towards a World War III Scenario? The Role of Israel in Triggering an Attack on Iran, Part II The Military Road Map


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست