یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سومین جنگ جهانی آماده می شود: هدف ایران
بخش ۱ : جنگ سیاره ای


میشل شوسودوسکی - مترجم: حمید محوی


• بشریت به سوی چهار راه حطرناکی کشیده شده است: تدارک جنگ علیه ایران تا مرحله ی حادی پیش رفته است و سامانه های جنگی با تکنولوژی پیشرفته، به انضمام کلاهک های اتمی در آرایش رزمی کاملا گسترده شده اند. طرح این ماجراجویی نظامی از اواسط سال ۱۹۹۰ روی میز پنتاگون است. اوّل عراق، بعد ایران ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۷ شهريور ۱٣٨۹ -  ۱٨ سپتامبر ۲۰۱۰


بشریت به سوی چهار راه حطرناکی کشیده شده است: تدارک جنگ علیه ایران تا مرحله ی حادی پیش رفته است و سامانه های جنگی با تکنولوژی پیشرفته، به انضمام کلاهک های اتمی در آرایش رزمی کاملا گسترده شده اند.
طرح این ماجراجویی نظامی از اواسط سال 1990 روی میز پنتاگون است. اوّل عراق، بعد ایران، این موضوع را می توانیم در یکی از پرونده های مرکز فرماندهی ایالات متحده که از حالت سرّی بیرون آمد به روشنی مشاهده کنیم.
فرایند اوج گیری جزئی از همین طرح نظامی است. در حالی که ایران با سوریه و لبنان هدف بعدی را تشکیل می دهد، این آرایش استراتژیک نظامی در عین حال کره ی شمالی، چین و روسیه را نیز تهدید می کند.
از سال 2005 ، ایالات متحده و یارانش به انضمام کشورهای عضو پیمان آتلانتیک، ناتو و اسرائیل به پایگاه های وسیع ذخیره ی سلاح ها و سامانه های نظامی پیشرفته تبدیل شدند. سامانه های پدافند هوایی ایالات متحده، کشورهای عضو پیمان ناتو و اسرائیل کاملا مستقر و آماده شده اند.
چنین اقداماتی با همکاری پنتاگون، ناتو و ارتش اسرائیل، و با شرکت فعال نظامی چندین کشور غیر عضو در پیمان ناتو از جمله کشورهای عربی که در خط اوّل قرار دارند(اعضای گفتگوی مدیترانه که عبارتند از الجزایر، مصر، اسرائیل، اردن، موریتانی، مراکش، تونس، و به همکاری اتحادیه ی استانبول) : عربستان سعودی، ژاپن، کره ی جنوبی، هند، اندونزی، سنگاپور، و بین کشورهای دیگر از استرالیا نیز می توانیم نام ببریم. (28 کشور عضو ناتو هستند. افزون بر آن 21 کشور دیگر اعضای شورای همکاری اروپا-آتلانتیک، و ده کشور عربی به علاوه اسرائیل گفتگوی مدیترانه و اتحادیه ی استانبول را تشکیل می دهند.)
نقش مصر، کشورهای خلیج و عربستان سعودی (در بطن اتحاد نظامی در تمام گستره ی آن) از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مصر عبور و مرور کشتی های جنگی و نفتکش ها را در کانال سوئز کنترل می کند، عربستان سعودی و دولت های خلیج ساحل جنوب غربی خلیج فارس، تنگه ی هرمز و خلیج عمان را در اختیار دارند. در آغاز ژوئن، «مصر اجازه داده است که ناو اسرائیلی و یازده ناو آمریکایی از کانال سوئز عبور کنند [...] و همین پیغام روشنی برای ایران بود. [...]12 ژوئن، نشریات محلی اعلام کردند که عربستان پرواز هواپیماهای اسرائیلی را بر فراز کشورش بلامانع دانسته است [...]»
(Muriel Mirak Weissbach, Israel’s Insane War on Iran Must Be Prevented., Global Research, 31 juillet 2010)
در نظریات نظامی پس از 11 سپتامبر، این آرایش وسیع تجهیزات نظامی به عنوان تمهیدات به اصطلاح «جنگ جهانی علیه تروریسم» تعبیر شد که هدف آن سازمان های تروریستی «غیر دولتی» بودند، به انضمام القاعده و «کشورهایی که از تروریسم حمایت می کنند» که عبارتند از ایران، سوریه، لبنان و سودان.
ایجاد پایگاه های جدید ارتش اتازونی، ذخیره ی سامانه های سلاح های پیشرفته، به انضمام سلاح های اتمی تاکتیک، و غیره بر اساس دکترین دفاع نظامی پیش گیری کننده به نام «جنگ جهانی علیه تروریسم» تعریف شد.

جنگ و بحران اقتصادی
پیامد حمله ی آمریکا، ناتو و اسرائیل علیه ایران نتایج سنگینی در بر خواهد داشت. جنگ و بحران اقتصادی در پیوند تنگاتنگ با یکدیگر هستند. از یک سو، اقتصاد جنگ توسط وال استریت تأمین مالی می شود که به عنوان بستانکار دستگاه اداری آمریکا عمل می کند. سازندگان اسلحه نیز در ایالات متحده ی آمریکا دریافت کننده ی قراردادهای بخش تدارکاتی سلاح های پیشرفته به حجم چندین میلیارد دلار برای دپارتمان دفاع هستند. از سوی دیگر، «نبرد نفت» در خاور میانه و در آسیای مرکزی مستقیما برای تأمین منافع شرکت های نفتی انگستان و آمریکا به کار می رود.
ایالات متحده ی آمریکا و متحدینش «فراخوان جنگ» را در بحرانی ترین رکود اقتصاد جهانی صادر می کنند، بی آن که از مهمترین مصیبت طبیعی تاریخ حرفی بزنیم. زیرا در این واقعه ی تلخ، یکی از بازیگران (بریتیش پترولیوم) در شطرنج ژئوپولیتیک خاور میانه و آسیای مرکزی که پیش از این به نام شرکت نفت ایران و انگلیس شهرت داشت، مسئول این مصیبت طبیعی در خلیج مکزیک است.

تحریف در رسانه های همگانی
در رویارویی با نتایج احتمالی آن چه که به عنوان عملیات «تنبیهی» مطرح می کنند، مستقیما به طرف هدفی که باید بروند می روند، یعنی به طرف نیروگاه های اتمی ایران، و بهتر بگوییم به طرف جنگ تمام عیار علیه ایران می تازند، و افکار عمومی نیز تحت تأثیر تبلیغات رسانه های همگانی به شکل ضمنی به طریق اولی، موافق، بی اعتنا و یا ناآگاه است. با این وجود، تمهیدات جنگی استقرار سلاح های اتمی ساخته شده توسط آمریکا و اسرائیل را در بر می گیرد. تحت چنین شرایطی، تأثیرات ویرانگر جنگ اتمی یا بی اهمیت جلوه داده می شود و یا به شکل خیلی ساده تر، چنین موضوعی را مطرح نمی کنند.
«بحران حقیقی» که جهان بشریت را تهدید می کند، بر اساس گزارشات رسانه ها و دولت ها، جنگ نیست بلکه افزایش دمای سیاره است. رسانه ها در جایی که خبری نیست، بحران می سازند مثل همه گیر شدن آنفولانزای خوکی که تمام «سیاره را به خطر» انداخته بود. با این وجود هیچکس در مورد جنگ اتمی که آمریکایی ها می خواهند به راه بیاندازند ابراز نگرانی نمی کند.
جنگ علیه ایران را در افکار عمومی به عنوان مشکلی بین مشکلات روزمره ی دیگر جلوه داده اند و هیچ سوء ظنی را بر نمی انگیزد که شاید «مام زمین» به همان اندازه که افزایش دما آن را تهدید می کند به خطر افتاده باشد و در صفحه ی اوّل روزنامه ها دیده نمی شود. از این که جنگ علیه ایران اوج بگیرد و به «جنگ جهانی» بیانجامد در ذهن کسی نمی گنجد.

آئین کشتار و ویرانگری
آلت قتاله ی جهانی در عین حال که به آئین ریشه دار قتل عام و ویرانگری تکیه دارد با فیلم های هالیوودی نیز عمیقا در آمیخته است، البته بی آن که از سریال های جنایی و جنگی که در ساعات پر بیننده در شبکه های تلویزیونی پخش می کنند حرفی بزنیم. چنین آئین کشت و کشتاری از طرف پنتاگون و سیا سازمان حمایت می شود و با اختصاص دادن بودجه به تولیدات هالیوود، جهان سینما را به عنوان ابزار تبلیغاتی برای سیاستهای جنگ طلبانه ی خود به خدمت می گیرند.
«باب بائر مأمور اسبق سازمان سیا به ما می گوید : «بین سازمان سیا و هالیوود همزیستی عمیقی وجود دارد و در حال حاضر رئیس سابق سازمان سیا، ژرژ تنت برای گفتگو با استودیوهای فیلم سازی در هالیوود به سر می برد.» (1)
ماشین آدم کشی بر اساس ساختار مرکز فرماندهی جنگی در سطح جهان مستقر شده، و موسسات دولتی، رسانه های خصوصی و به همین ترتیب شخصیت های برجسته و روشنفکرانی که به طیف نظم نوین جهان تعلق دارند دائما از آن به عنوان ابزاری بی بدیل و انکار ناپذیر برای صلح و سعادت تمام جهان یاد می کنند، ولی باید دانست که چنین افرادی مستقیما از اتاق های فکری و موسسات آموزش استراتژیک واشینگتن بیرون آمده اند.
فرهنگ کشتار و خشونت در بطن روان بشر خانه کرده است. جنگ به عنوان مرحله ای از روندهای اجتماعی عمیقا پذیرفته شده است : به این معنا که باید از وطن دفاع کرد و آن را حفظ و حراست نمود. در دموکراسی غربی تفکری هست که بر اساس آن «خشونت قانونی» را توجیه می کند و از بین بردن اجمالی «تروریست ها» را به عنوان امری ضروری برای امنیت ملی تلقی می کند.
با تکیه به چنین اندیشه ای است که به اصطلاح جامعه ی بین المللی «جنگ بشر دوستانه» به راه می اندازد، و چنین جنگی به هیچ عنوان جنایت کارانه تعبیر نمی شود و طراحان اصلی آن نیز به خاطر حفظ صلح جهانی مدال افتخار و پاداش دریافت می کنند.
و امّا آن چه که در رابطه با ایران جریان دارد، قانونیت مطلق جنگ به نام مفهوم واهی امنیت جهان است.

حمله ی هوایی «پیش گیری کننده» علیه ایران و جنگ گسترش یابنده
در حال حاضر سه تآتر جنگی مختلف در خاورمیانه و آسیای مرکزی قابل تفکیک است : عراق، اف-پاک (افغانستان و پاکستان) و فلسطین.
اگر ایران توسط نیروهای متفقین هدف حمله ی هوایی «پیش گیرنده» قرار گیرد، منطقه تماما از ساحل شرق مدیترانه تا مرز غربی چین، پاکستان و افغانستان شعله ور خواهد شد، و این واقعه ای است که احتمالا به سناریوی سوّمین جنگ جهانی خواهد انجامید.
جنگ به لبنان و سوریه گسترش خواهد یافت
اگر طرح حمله ی هوایی به اجرا در آید، بر خلاف آن چه ایالات متحده ی آمریکا و ناتو رسما اعلام کرده اند، احتمال بسیار کمی وجود دارد که بمباران تنها به نیروگاه های اتمی ایران محدود شود. به احتمال قوی حمله ی هوایی گسترده خواهد بود و زیربناهای نظامی و غیر نظامی، شبکه های حمل و نقل، کارخانه ها و ساختمان های دولتی را نیز آماج بمباران قرار خواهد داد.
در مقایسه ی با کل ذخایر نفتی جهان، ایران تقریبا 10% ذخایر را در اختیار دارد و مقام سوم را بعد از عربستان سعودی (25%) و عراق (11%) احراز می کند، در حالی که ایالات متحده ی آمریکا کمتر از 2.8 % از ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد که با حساب تخمینی تقریبا معادل 20 میلیارد بشکه است. منطقه ی خاورمیانه به علاوه آسیای مرکزی 30 برابر بیشتر از تمام ذخایر ایالات متحده، ذخیره ی نفتی دارد که 60% تمام ذخایر جهان را در بر می گیرد.
کشفیات جدید در ایران در مناطق سومار و هلگان این کشور را به دومین ذخیره ی گاز جهان تبدیل کرد یعنی معادل 12.4 بیلیون پای مربع.
هدف گرفتن ایران تنها به دلیل استقرار تسلط انگلیس و آمریکا بر اقتصاد نفت و گاز به انضمام لوله های نفتی نیست، بلکه علت دیگری نیز در کار هست و آن هم مقابله با نفوذ روس و چین در منطقه است.
حمله ی طراحی شده علیه ایران برگی است از طرح عملیات نظامی گسترده تری که در سطح جهانی قابل درک می باشد و تنها مرحله ای است از «جنگ طولانی» توسط پنتاگون، جنگی بی مرز با اهداف سودجویانه، طرحی برای تسلط جهانی که باید از طریق عملیات نظامی پی در پی تحقق یابد.
طراحان نظامی ایالات متحده ی آمریکا و ناتو سناریوهای مختلفی را برای توسعه ی عملیات نظامی تدارک دیده اند. آنها کاملا به پیامدهای ژئوپولیتیک اقدامات خود آگاه هستند، و می دانند که جنگ ممکن است فراتر از مناطق آسیای مرکزی و خاورمیانه گسترش پیدا کند. از سوی دیگر، تأثیرات اقتصادی روی بازارهای نفتی و غیره محاسبه شده است.
در حالی که ایران، سوریه و لبنان هدف فوری را تشکیل می دهند، چین، روسیه و کره ی شمالی، بی آن که از ونزوئلا و کوبا یاد کنیم، توسط ایالات متحده تهدید می شوند.
ساختار اتحادیه های نظامی در این جا مطرح می شوند. آرایش نظامی، آزمایشات و تمرینات نظامی ایالات متحده ی آمریکا، ناتو و اسرائیل که در مرزهای جانبی روسیه و چین انجام گرفته مستقیما با جنگ علیه ایران در پیوند تنگاتنگ است. تهدیدات و زمان انتخاب شده برای آشکار ساختن نیت پنهان چنین نمایشاتی، هشداری است برای قدرت های متخاصم جنگ سرد که به هیچ عنوان نباید در حمله آمریکا علیه ایران مداخله کنند.

جنگ سیاره ای
آماج استراتژیک میان برد، هدف قراردادن ایران و خنثی ساختن متحدین آن توسط دیپلماسی توپخانه است. آماج استراتژیک نظامی دور برد عبارت است از هدف گرفتن چین و روسیه به شکل مستقیم.
با این که ایران هدف فوری را بازنمایی می کند، گسترش آرایش نظامی محدود به خاورمیانه و آسیای مرکزی نیست بلکه برنامه ی نظامی برای تمام جهان طرح ریزی شده است.
گسترش آرایش یگان های نیروهای هم پیمان و سامانه های نظامی پیشرفته توسط ایالات متحده ی آمریکا، ناتو و هم پیمانانش هم زمان در تمام مناطق بزرگ جهان مستقر شده اند.
حرکات نظامی اخیر آمریکا در طول سواحل کره ی شمالی، و حتی نمایشات جنگی، حاکی از همین طرح جهانی است. آزمایشات، تمرینات نظامی و گسترش آرایش نظامی ایالات متحده ی آمریکا، ناتو و هم پیمانانش که هم زمان در مناطق ژئوپولیتیک حساس انجام می گیرد، در واقع روسیه و چین را هدف می گیرند :
در شبهه جزیره ی کره، دریای ژاپن، تنگه ی تایوان، دریای چین جنوبی، تماما به مفهوم هشدارهای تهدیدآمیز به چین است.
در لهستان، موشک های پاتریوت مستقر شده اند، در حالی که در جمهوری چک یک مرکز اخطار در فاصله ی دور ایجاد کرده اند، هر دو روسیه را تهدید می کنند.
در بلغارستان، رومانی و دریای سیاه آرایش ناوگان دریایی روسیه را تهدید می کند.
در گرجستان، ایالات متحده و ناتو یگا نهای نظامی شان را مستقر می کنند.
در خلیج فارس، آرایش گسترده ی نیروی دریایی به انضمام زیردریایی های اسرائیلی علیه ایران موضع گرفته اند.
هم زمان، مدیترانه ی شرقی، دریای سیاه، جزایر کارائیب، آمریکای مرکزی و منطقه ی آند در آمریکای جنوبی دائما در حال گسترش نیروهای نظامی هستند. در آمریکای لاتین و در جزایر کارائیب ونزوئلا و کوبا آماج تهدیدات هستند.

«کمک نظامی» ایالات متحده ی آمریکا
علاوه براین، ارسال مقادیر زیادی اسلحه به برخی کشورها تحت عنوان «کمک نظامی» ایالات متحده ی آمریکا انتقال یافت که پنج میلیارد فروش اسلحه به هند، نمونه ای است که به هدف تقویت قدرت نظامی هند در مقابله با چین انجام گرفت(3).
«فروش اسلحه روابط بین واشینگتن و دهلی نو را بهبود بخشید و خواسته و یا ناخواسته موجب کاهش نفوذ چین در منطقه می شود.» (4)
ایالات متحده ی آمریکا با چندین کشور آسیای جنوب شرقی قرار داد همکاری نظامی دارد، سنگاپور، ویتنام و اندونزی از این نوع «کمک های نظامی» دریافت می کنند و به همین ترتیب در مانورهای نظامی که توسط آمریکا در حواشی اقیانوس آرام تدارک دیده می شود شرکت می کنند(ژوئیه-اوت 2010)، چنین مناسباتی بی شک به تقویت آرایش نظامی علیه جمهوری خلق چین یاری می رساند.(5)
در رابطه با طرح حمله علیه ایران، ایالات متحده کشورهای خلیج را مسلح می کند (بحرین، کویت، قطر، امارات متحده ی عربی)، موشکهای زمین به هوای رهگیر، پاتریوت پاک-3 (6) و یک نوع سامانه ی پدافند هوایی دور برد به نام «تهااد»(7) و به همین ترتیب سامانه ی استاندارد3 که موشک رهگیر دریا-هوا است و روی ناوهای جنگی مجهز به دستگاه رادار «اگیس» (8) سوار شده و در خلیج فارس مستقر هستند. (9)

ذخیره سازی و آرایش نظامی تقویم
در مورد انتقال اسلحه توسط آمریکا به کشورهای هم پیمان و کشورهایی که در این اتحاد هستند، زمان بندی برای تحویل و استقرار نیروها اهمیت خاصی دارد. در زمان عادی، اجرای طرح عملیات نظامی توسط آمریکا وقتی است که سامانه ها در محل آماده و به شکل موثری موضع گرفته باشند و پرسنل نیز آموزش دیده باشد. (به عنوان مثال در هند).
ما شاهد برنامه ی نظامی در سطح جهان هستیم که تحت نظارت پنتاگون به دقت تنظیم شده و بیش از 40 کشور در آن شرکت دارند. در چشم انداز این آرایش نظامی چند ملیتی در سطح سیاره ی زمین، مهمترین نمایش سامانه های نظامی پیشرفته در تاریخ دیده می شود.
علاوه بر این، ایالات متحده ی آمریکا و هم پیمانانشان پایگاه های تازه ای در مناطق مختلف جهان ایجاد کرده اند: «سطح زمین همانند صحنه ی جنگی وسیعی سامان یافته است.» (10)
ساختار فرماندهی مرکزیت یافته که به فرماندهی جغرافیایی تقسیم شده بر اساس استراتژی نظامی در سطح جهانی عمل می کند. «ارتش آمریکا در 63 کشور پایگاه نظامی دارد و از 11 سپتامبر نیز پایگاههای جدیدی نیز در هفت کشور دیگر ایجاد کرده است. در مجموع 255065 سرباز آمریکایی در اقصا نقاط جهان به خدمت گماشته شده اند.(11)
www.defense.gov

سناریوی جنگ سوّم جهانی
«جهان و مناطق تحت نظارت فرماندهان» (نقشه ی بالا) طرح نظامی پنتاگون برای جهان را تعیین می کند که در واقع نقشه ی تسخیر جهان است.
این آرایش نظامی هم زمان در چندین منطقه تحت فرماندهی فرماندهان محلی آمریکایی به اجرا درآمد، و عبارت است از ذخیره ی سامانه های نظامی ساخت آمریکا توسط نیروهای آمریکایی و کشورهای هم پیمان که برخی از آنها از دشمنان قدیمی هستند، مثل ویتنام و ژاپن.
وجه مشخصه ی زمینه ی فعلی عبارت است از افزایش توان نظامی در سطح جهانی که تحت نظارت «سوپر» قدرت جهانی قرار دارد و در عین حال این «سوپر» قدرت از هم پیمانانش برای بر پا کردن آتش جنگ های منطقه ای استفاده می کند. این استراتژی با آن چه در جنگ جهانی دوم روی داد تفاوت دارد، زیرا جنگ جهانی دوّم مجموعه ای از جنگ های منطقه ای بود و از یک دیگر قابل تفکیک بودند. به دلیل تکنولوژیک در سالهای 1940 هماهنگی استراتژیکی در «زمان واقعی» بین عملیات نظامی در بستر مناطق گسترده ی جغرافیایی وجود نداشت. ولی درجنگ جهانی فعلی گسترش آرایش نظامی بر اساس تسلط یک قدرت برتر تنظیم می شود و تنها یک مرکز فرماندهی است که بر عملیات هم پیمانان و کشورهای متحد نظارت دارد.
به استثنای هیروشیما و ناکازاکی، در جنگ جهانی دوّم از سلاح های متعارف استفاده می شد. ولی طرح جنگ سیاره ای به استفاده ی نظامی از فضا تکیه دارد. اگر جنگی علیه ایران بر پا شود، نه تنها از سلاح های هسته ای استفاده خواهد شد بلکه شماری از سامانه های پیشرفته به انضمام روش های الکترومتریک و تکنیک های تغییر محیط زیست و ایجاد مصنوعی مصیبت های طبیعی (12).

شورای امنیت در سازمان ملل متحد
شورای امنیت سازمان ملل متحد در آغاز ژوئن برای چهارمین بار مجازات های شدیدی را علیه جمهوری اسلامی ایران به تصویب رساندند که شامل منع فروش اسلحه و «کنترل مالی خیلی سختی» بود. ولی حادثه ی تلخی که این مجازات را مضحک ساخت، چنین بود که روز بعد از صدور تصمیم، شورای امنیت قاطعانه از محکوم کردن اسرائیل به خاطر حمله به کشتی آزادی برای غزه، در آب های بین المللی، سر پیچی کرد.
روسیه و چین تحت فشار آمریکا در شورای امنیت مجازات علیه ایران را به ضرر منافع خودشان تأیید کردند زیرا چنین امری به تضعیف سازمان همکاری شانگهای که ایران نیز در آن نقش ناظر دارد می انجامد. و به این ترتیب، مصوبه ی شورای امنیت موجب فلج کردن همکاری نظامی دو جانبه و قراردادهای تجاری متقابل چین و روسیه با ایران شد، و علاوه بر این تأثیر عمیقی روی سامانه پدافند هوایی ایران داشت که بخشی از آن به تکنولوژی و مشاوره ی روسیه بستگی دارد. این مصوبه ی شورای امنیت عملا چراغ سبز برای حمله ی نظامی پیش گیرنده علیه ایران است.
تفتیش عقاید آمریکایی : ایجاد توافق سیاسی برای جنگ
رسانه های غربی در مجموع ایران را به دلیل ادعای (واهی) در پی گیری برنامه ی سلاح اتمی ا ش به عنوان تهدیدی برای جهان معرفی کرده اند، و در ادامه ی اعلامیه های رسمی، رسانه ها از این پس برای تأمین امنیت اسرائیل خواستار اجرای بمباران تنبیهی علیه ایران هستند. رسانه های غربی از طریق مصاحبات و مقالات پی در پی و تکراری فراخوان به جنگ صادر می کنند، و هدفشان این است که در اذهان عمومی تلقین کنند که تهدید ایران واقعی است و جمهوری اسلامی باید بر کنار شود.
چنین ساز و کاری برای ایجاد توافق برای جنگ شبیه تفتیش عقاید اسپانیا در قرون وسطی است: به این معنا که تبعیت از نظریه ی جنگ را به عنوان عملی بشر دوستانه درخواست و تحمیل می کند.
تهدید واقعی برای امنیت جهان، تا جایی که می دانیم و شواهد مستندی هم برای آن وجود دارد، از اتحاد بین ایالات متحده ی آمریکا، ناتو و اسرائیل منشأ می گیرد. با این وجود در فضای تفتیش عقاید واقعیات برعکس جلوه داده می شوند، به این معنا که با عبور از فیلتر رسانه ها جنگ طلبان به دوستدار صلح و قربانیان جنگ به جنگ طلب تعبیر می شوند. در حالی که در سال 2006 دو سوّم آمریکایی ها مخالف جنگ علیه ایران بودند، بر اساس آمارگیری رویتر- زوگبی(14) که در فوریه 2010 انجام گرفته، 56% آمریکایی ها با طرح حمله ی آمریکا و ناتو به ایران موافق هستند.
جلب توافق سیاسی که کاملا بر اساس دروغ انجام گرفته نمی تواند تنها به موضع گری های رسمی از جانب آنهایی که چنین دروغی را ساخته و پرداخته و منتشر کرده اند تکیه داشته باشد. جنبش ضد جنگ در آمریکا که تا حدودی در آن عوامل نفوذی دیده می شود در رابطه با ایران موضع گیری ضعیفی داشته است. این جنبش البته یک پارچه نیست و از زمان روی کار آمدن اوباما نیز آن تحرک پیشین خود را از دست داده، به این ترتیب می بینیم که تکیه ی آنها بیشتر روی جنگ هایی بوده که پیش از این در افغانستان و عراق به وقوع پیوسته، در حالی که نسبت به جنگی که در حال تدارک دیدن آن هستند و امروز پرونده ی آن روی میز پنتاگون است، از روی تسامح رفتار می کنند.
علاوه بر این، آنهایی که فعالانه جنگ علیه عراق و افغانستان را محکوم می کنند، الزاما با «بمباران تنبیهی» ایران مخالفت نمی کنند و آن را به عنوان مقدمه ای برای جنگ جهانی سوّم بازشناسی نمی کنند.
ابعاد تظاهرات جنبش ضد جنگ دررابطه با ایران در مقایسه با تظاهراتی که علیه بمباران و تسخیر عراق در سال 2003 انجام دادند، بسیار ناچیز بود.

تهدید واقعی برای امنیت جهان از اتحاد ایالات متحده ی آمریکا، ناتو و اسرائیل منشأ می گیرد
در صحنه ی دیپلماتیک، چین و روسیه با عملیات نظامی علیه ایران مخالفت نمی کنند، این امر دیپلماتیک در عین حال از پشتیبانی دولتهای عربی برخوردار است که به گروه گفتگوهای مدیترانه تعلق دارند و توسط ناتو سازمان دهی شده و در خط اوّل موضع گرفته اند. علاوه بر این حمایت افکار عمومی در کشورهای غربی را نیز اضافه کنیم.
ما تمام مردم کشورهای ایالات متحده ی آمریکا، اروپای غربی، اسرائیل، ترکیه و تمام جهان را فرامی خوانیم تا از مشارکت دولت هایشان در طرح حمله ی نظامی به ایران مخالفت کنند و علیه رسانه هایی که در خدمت کتمان نتایج مصیبت بار جنگ علیه ایران هستند اعتراض کنند.
طرح نظامی پنتاگون در خدمت ساختار مخرب اقتصاد جهانی و با اهداف سودجویانه ای آمیخته است که تنها می تواند بیش از پیش بخش عظیمی از ساکنین کره ی زمین را به فقر محکوم کند.

این جنگ دیوانگی محض است
سومین جنگ جهانی مرحله ی نهایی خواهد بود. آلبرت آنشتاین خیلی خوب به خطر جنگ اتمی برای ادامه ی حیات روی کره ی زمین آگاه بود، خطری که با آلودگی رادیو آکتیو توسط اورانیوم ضعیف شده آغاز گشته است.
«نمی دانم طی جنگ جهانی سوّم از چه سلاحهایی استفاده خواهند کرد، ولی طی جنگ جهانی چهارم با سنگ و چوب خواهد بود.»
رسانه ها، روشنفکران، پژوهشگران علمی و سیاستمداران، همگی در تبانی با یک دیگر در حال پنهان ساختن حقیقت ناگفته هستند، ولی باید دانست که جنگ با کلاهک های اتمی بشریت را به ورطه ی نابودی می کشاند، و این روند پیچیده برای تخریب تدریجی پیش از این آغاز شده است.
زمانی که دروغ جایگزین حقیقت می شود، راهی برای بازگشت وجود نخواهد داشت، و در صورتی که جنگ را به عنوان اقدامی بشر دوستانه تلقی می کنند، عدالت و دستگاه قضایی بین المللی در هم می پاشد و در نتیجه صلح طلبی و جنبش ضد جنگ به بزهکاری و اعتراض به جنگ به عملی جنایتکارانه تبدیل خواهد شد.
دروغ را باید در ماهیت اصلی و کارکرد آن افشا کرد.
تأیید کشتار، بی آن که بین مرد و زن و کودک تفاوتی قائل شده باشند.
که چنین جنگی خانواده ها و مرد م را از بین می برد، و حتی تعهدات افراد انسان در برابر هم نوعشان را از بین می برد.
دروغ از آزادی مردم در بیان احساس هم دردی جلوگیری می کند ولی جنگ را تشویق کرده و تنها به دولت پلیسی میدان می دهد.
کارکرد دروغ ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم را تخریب می کند.
پایان دادن به دروغ معادل پایان طرح جنایتکارانه و مخربی است که جهان را هدف گرفته و کسب منفعت نیروی محرک و انگیزه ی اصلی آن است.
این طرح نظامی با اهداف سودجویانه ارزش های انسانی را نابود خواهد کرد و از بازماندگان مرده های متحرک از خود بیگانه ای بیش باقی نخواهد ماند.
این ارزش های دروغین را واژگون کنیم و به بالاترین مراجع قدرت و گروه های خصوصی که از این جنگ جنایتکارانه پشتیبانی می کنند اعتراض کنیم.
تفتیش عقاید آمریکا را منحل سازیم
جنگ صلیبی آمریکا، ناتو و اسرائیل را ناکام کنیم
کارخانه های اسلحه سازی و پایگاه های نظامی را ببندیم.
یگان های نظامی را به خانه هایشان بازگردانیم
اعضای نیروهای نظامی باید از فرامین سرپیچی کنند و از شرکت در جنگ جنایتکارانه سرپیچی کنند.


منبع اصلی به ز بان انگلیسی
Preparing for World War III, Targeting Iran, Part I/ Global Warfare, 1er août 2010
منبع به زبان فرانسه
www.mondialisation.ca
Michel Chossudovsky

میشل شوشودوسکی رئیس مرکز پژوهشی جهانی سازی و استاد اقتصاد در دانشگاه اوتاوا است. او نویسنده ی کتاب «جنگ و جهانی سازی»، «حقیقت در پشت پرده ی 11 سپتامبر» و »جهانی سازی فقر و نظم نوین جهان» است. این اثار تا کنون به 12 زبان ترجمه شده است.

مترجم : حمید محوی
ویراستار متن فارسی: رضا بی شتاب
Mondialisation.ca, Le 29 aout 2010


پانوشت ها
1) Matthew Alford et Robbie Graham, Lights, Camera…Covert Action : The deep Politics of Hollywood, Global Research, 31 janvier 2009). 0.0283 mètre cube
2) 1 pied = 0.0283 mètre cube
3) Huge U.S.-India Armes deal To Contain China, Global Times, 13 juillet 2010
4) Cité dans Rick Rozoff, Confronting both China and Russia : U.S. Risks Military Clash With China In yellow sea, Global Research, 16 juillet 2010.
5) Voir Rick Rozoff, Confronting both China and Russia : U.S.Risks Military Clash With China In Yellow Sea, Global research, 16 juillet 2010
6) Patriot Advanced Capabilité-3
www.mda.mil
7) THAAD
8) Système Aegis
9) Rick Rozoff, NATO’s Role In The Military Encirclement Of Iran, Global Research, 10 février 2010
10) Jules Dufour, Le réseau mondial des bases militaires US, Mondialisation.ca, le 10 avril.
11) Jules Dufour, Le réseau mondial des bases militaires US, Mondialisation.ca, le 10 avril.
12) ENMOD, HAARP
13) OCS. Organisation de coopération de shanghai, 14 et 15 juin 2001
14) Reuter- Zogby


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست