یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

جوانان نیروی تغییر و تحول در ایران - ۴
سکس و سکسوالیته در میان جوانان


علی صمد


• با توجه به جمعیت جوان کشور نیاز جنسی و چاره جوئی برای آن به صورت واقعیتی غیرقابل کتمان و حاد در آمده است. تغییرات انجام گرفته در دیدگاه ها و زندگی جوانان، کمابیش موجب این شده است که تابو بودن روابط جنسی دیگر موضوعیت خود را رفته رفته دارد در میان نسل جوان کشور از دست می دهد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ٨ آبان ۱٣٨٨ -  ٣۰ اکتبر ۲۰۰۹


 ششم- سکس و سکسوالیته در میان جوانان: با توجه به جمعیت جوان کشور نیاز جنسی و چاره جوئی برای آن به صورت واقعیتی غیرقابل کتمان و حاد در آمده است. تغییرات انجام گرفته در دیدگاه ها و زندگی جوانان، کمابیش موجب این شده است که تابو بودن روابط جنسی دیگر موضوعیت خود را رفته رفته دارد در میان نسل جوان کشور از دست می دهد. نبود گفتگوهای وسیع اجتماعی در میان نسل های گذشته با نسل جوان و تابو بودن امر جنسی به دلیل رعایت اخلاقیات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، منجر به پدیدار شدن مشکلات عدیده أی در جامعه شده است. البته با جرات می توان گفت که در سه دهه‌ی اخیر، افزایش شدید پدیده سکس و سکسوالیته در ایران به طور مستقیم محصول سیاست‌گذاری‌های نا کارآمد تفکیک سازی جنسیتی حکومت اسلامی ایران بوده است.

در حال حاضر در جامعه و بویژه در میان نسل جوان، بخش های وسیعی از زندگی و روابط اجتماعی آنها تحت تاثیر نیاز جنسی قرار گرفته است. رفتارهای جنسی «هنوز» در جامعه، فرهنگ و خانواده به عنوان موضوعات انحرافی، ممنوعه و خط قرمز به حساب می آیند و سخن گفتن از آن ناپسند و غیر اخلاقی محسوب می شود. نسل های پیشین هنوز درکی سنتی و نسبتاً بسته در این عرصه از خود بروز می دهند. آنها بشدت تحت تاثیر فرهنگ، آموزش و تربیت سنتی و دینی قرار دارند. بالطبع آنها نیز در ادامه همه سعی و تلاش شان این است که این ارزش ها و آموزه های فرهنگی را که نسل به نسل به آنها انتقال یافته است را به جامعه و نسل های جدید انتقال دهند. اما با مراجعه به آمارهای دولتی و تجربیات روزانه زندگی جوانان در سالهای اخیر می توان ملاحظه کرد که شرایط و نگرش نسل جوان در جهت حفظ این ارزش های سنتی و مذهبی دچار تغییر و تحولات اساسی شده است. امروزه روابط جنسی با درجاتی متفاوت به صورت امری نسبتاً «پذیرفته شده» و «عادی»، در میان نسل جوان کشور در آمده است. آمارهای رسمی و غیر رسمی نشانگر این واقعیت است که شکل‌های گوناگون و پرتنوع رفتار جنسی و تمایل جنسی در جوانان رو به رشد بوده است و این واقعیت در سال های اخیر منجر به تعدیل نگاه جنسیتی در میان بخش هایی از مردم شده است.
در سطح کشور و در فرهنگی که جوانان در آن زندگی می‌کنند یک تحول اساسی بوجود آمده است. آنها در دهه اخیر به شیوه های گوناگون نشان داده اند که ماندن در دنیای مدرن امروز، لازمه اش امروزی، زمینی و این دنیایی بودن و فکر کردن است و و برای این کار در عمل به اشکال گوناگون، رفتارهایی را در فضاهای مجازی و حقیقی در تمام سطوح جامعه اشاعه داده و می دهند. روشن است که رفتارهای اجتماعی، علایق و نوع تفکر نسل جوان کنونی کشور، متفاوت با نسل‌های گذشته می باشد. زیرا که دسترسی جوانان به وسایل ارتباطی چون اینترنت، ماهواره و موبایل باعث شده که آنها بتوانند از مزایا و امکانات بی شماری در ارتباط ها، فرهنگ سازی ها و بازتاب آن در میان خود، بهره مند شوند. در دهه اخیر در ایران، سطح اطلاعات، آموزش، دانش نسل جوان کنونی بسیار افزایش یافته است. و این موجب ایجاد تغییراتی در نوع نگرش آنها به زندگی و رابطه میان خود و نیز با نسل های دیگر شده است. در واقع شاید بتوان گفت که این وضعیت، آنها را نسبتاً در موقعیت برتری نسبت به نسل های دیگر، قرار می دهد. علاوه بر این می توان مشاهده کرد که در رفتارها و دیدگاه‌های همین نسل نیز دگرگونی‌های اساسی و ساختاری در حال شکل‌گیری است که بخش عمده آن متاثر از ورود و شیوع فناوری نوین ارتباطات یعنی اینترنت و ماهواره است. در دنیای کنونی با بوجود آمدن مفاهیم نو و نیز راه های ارتباطی جدید در میان جوانان، رفتار‌هایی که در گذشته به عنوان انحراف اخلاقی و جنسی و یا ضعف شخصیتی و فرهنگی به حساب می‌رفت، دستخوش «تغییر و دگرگونی» در میان آنها شده است.

جوانان به سکس و سکسوالیته به عنوان یک واقعیت و یک نیاز اساسی در زندگی توجه دارند. معاون فرهنگی سازمان ملی جوانان «عصارنیا» در تاریخ 5 دی ماه 1387 در گزارشی اعلام کرد:" متاسفانه 56 درصد جوانان ما بر اساس اظهارات خود اعلام کرده‌اند که در طول دوران جوانی با یک دختر در ارتباط بودند که متاسفانه از این تعداد 26 درصد منجر به رابطه نامشروع جنسی شده است. وی اضافه کرد: جای تاسف است که 13 درصد روابط نامشروع جنسی در بانوان منجر به حاملگی ناخواسته شده که این افراد ناچار به سقط جنین شده‌اند"(1). ایشان اضافه کردند: "هم‌اکنون 15 میلیون جوان در آستانه ازدواج، در کشور وجود دارد که هنوز مجرد هستند... 7 میلیون نفر از این تعداد دچار ازدواج معوق شده‌اند به طوری که سن ازدواج آنها از سن عرفی بالاتر رفته است." او گفت که "سالانه 5/1 میلیون نفر به تعداد مجردین افزوده می‌شود." وی با ابراز نگرانی از بالارفتن سن ازدواج در دختران و پسران گفت: "سن ازدواج در پسران که 19 تا 29 سال است به بیش از 40 سال رسیده و سن ازدواج دختران که 15 تا 29 سال است به 35 سال نزدیک شده است"(2).
آمار و گزارشهای فوق به مجموعه ای از واقعیت ها که منجر به فشارهای روحی، انواع محرومیت ها و ممنوعیت ها و شرایط سخت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی زندگی در میان جوانان که موجب افزایش سن ازدواج شده، پرداخته اند. این آمارها و بسیاری دیگر از نظر سنجی ها گویای این حقیقت اند که نیاز به سکس از طریق مجراها و کانال‌های مجاز و رسمی ارضا نمی‌شود و همین امر رابطه جنسی را به عنوان یکی از مسائل مهم اجتماعی در ایران تبدیل کرده است. سازمان ملی جوانان در گزارشی دیگر در تاریخ روز سه شنبه 8 مرداد 1387 ادعا کرده است: "بیش از 55 درصد کاربران اینترنت در ایران که چیزی در حدود 12 میلیون کاربر فعال هستند به سرچ (جستجوی) سایتهای مبتذل مبادرت می کنند و بیشترین میزان عبارات سرچ شده در اینترنت از سوی کاربران ایرانی کلماتی شامل عبارات سکس و یا ابزار جنسی بوده است"(3). آمارها و گزارش های ارگان های رسمی جمهوری اسلامی به اندازه کافی گویاست و نشان می دهد که حاکمیت در مواجهه با جوانان به این واقعیت اجتماعی توجه نمی کند که برخورداری از لذت جنسی برای نسل جوان بسیار دارای اهمیت می باشد. حکومت مناسب است به شکل مستقیم وغیرمستقیم امکان رشد گفتگو و بحث ‌های لازم و ضروری حول محور سکس و سکسوالیته را به شکل آموزشی و تربیتی از طریق نهادهای مستقل مدنی و نیز از طریق خود شهروندان در جامعه و در میان جوانان برای روشنگری ایجاد کند. اما دولت جمهوری اسلامی بجای این کار آمده و دست به مبارزه برای ارائه طرح هایی در مجلس شورای اسلامی، جهت سرکوب و محدود کردن این نیازهای اجتماعی زده است. برخی از ناظران، این اقدام سازمان ملی جوانان که به ریاست یکی از معاونان رئیس جمهور اسلامی ایران آقای احمدی نژاد، اداره می شود را « زمینه سازی» برای تصویب نهایی «طرح تشدید مجازات با اخلال گران امنیت روانی»، عنوان می کنند. این طرح که از سوی محمد رضا باهنر، روح الله حسینیان، حسن غفوری فرد و 16 تن از نمایندگان حامی دولت به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد شده است، دارندگان «وبلاگ و وب سایت مروج فساد و فحشا و الحاد» را در کنار متهمان «راهزنی و سرقت مسلحانه»، «تجاوز به عنف»، « تشکیل باندهای فساد و فحشا» و مواردی از این قبیل قرار داده، و ضمن معرفی آنها به عنوان «مفسد فی الارض و محارب»، مجازات آنها را «اعدام» تعیین کرده است. یک فوریت این طرح در 12 تیر 87 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و در صورت نهایی اعدام دارندگان «وبلاگ و وب سایت مروج فساد و فحشا و الحاد» شکل قانونی به خود خواهد گرفت"(4).

در کشورهای دمکراتیک و آزاد چنین مسائلی به‌صورت درس یا بحث علمی مطرح می شوند و از مقاطع ابتدائی و متوسطه به اشکال گوناگون با زبان های متفاوتی موضوع سکسوالیته به دانش آموزان آموزش داده می شود، اما در کل در مراکز آموزشی ابتدائی، متوسطه و عالی ایران، سخنی از جنسیت، آموزش جنسی و هویت جنسی گفته نمی شود. این موضوع فقط در ترم سوم دانشگاه در واحدی به نام تنظیم خانواده، آن هم به صورت کلاس های جداگانه پسران و دختران و محدود به راه های جلوگیری از بارداری و بهداشت، آموزش داده می شود. در واقع کاری که دولت ایران برای «روشنگری» در امور جنسی انجام می‌دهد، آنقدر ناچیز است که جایی برای اظهار نظر، بحث و گفتگو پیرامون آن، باقی نمی‌‌گذارد.
همان‌طور که پیشتر متذکر شدم، موضوعات مربوط به سکس و سکسوالیته در میان بسیاری از رهبران و دولتمردان جمهوری اسلامی و نیز بخش هایی از مردم همچنان جزء مسائل ممنوعه و تابو اند. در صورتی که امروزه در شهرهای بزرگ، بسیاری از جوانان به صورت مشترک بدون ازدواج با هم زندگی می کنند و این در حالی است که موضوع «بکارت» روز بروز بیشتر از قبل اهمیت خود را در میان نسل جوان کشور از دست می دهد.
شواهد و فاکتورهای بسیاری گویای این واقعیت است که جامعه و بویژه جوانان نیاز به آموزش و روشنگری جنسی دارند. تعیین روش درست و نیز آموزش و روشنگری در این عرصه می بایست از طریق گفتمان های دمکراتیک توسط خود جوانان، شهروندان و نهادهای مستقل مدنی و با کمک و حمایت ارگان های حکومتی به اشکال متنوع صورت گیرد. در چنین شرایطی است که امکان تحول و گذشت از وضعیت بحرانی موجود فراهم می شود و جامعه از این طریق با آسیب های اجتماعی بزرگی مواجه نخواهد شد. در اینجا لازم به تاکید است که وظیفه حکومت علاوه بر برقراری امنیت و محیط مناسب و آزاد برای گفتگو در جامعه می بایست نیز به اشکال گوناگون و دمکراتیک به یاری و پشتیبانی از تلاش ها و همکارهای صورت گرفته توسط ارگان های دولتی، غیردولتی و نهادهای مستقل مدنی متمرکز شود. در این خصوص روشن است که در سه دهه گذشته، حکومت اسلامی ایران نتوانسته تجربه و راهکارهای مناسبی را در این عرصه برای نسل جوان کشور فراهم کند.
امروزه ضرورت تحقیق و پژوهش در خصوص موضوعات مربوط به نگرش های جنسیتی در میان جامعه و بویژه نسل جوان کشور حائز اهمیت است و حکومت دیگر نخواهد توانست با قوانین معطوف به تفکیک جنسیتی به سرکوب نیازهای اولیه جوانان بپردازد. امروزه نسل جوان کشور و بویژه زنان جوان جز اصلی ترین نیروهایی هستند که در دهه اخیر در جامعه توانسته اند با تاکید بر لذت، زیبائی، عشق، دوستی، ارتباط دو جنس و نیازهای اولیه انسانی، ارزش های سنتی خانواده، دینی و فرهنگی جامعه و نیز حکومت اسلامی ایران را به چالش بکشند و آنها را در دنیای مدرن امروزی به زیر سوال ببرند و این همه باعث شده است که بطور روزانه پایه های سنتی و بنیادی خانواده، فرهنگ و حکومت دینی در ایران، هر چه بیشتر از قبل تعضیف و تعدیل شود.

1- www.asriran.com
2- www.asriran.com
3- www.radiofarda.com
4- www.radiofarda.com

پایان بخش چهارم
ادامه دارد

alisamadpouri@yahoo.fr

جوانان نیروی تغییر و تحول در ایران –بخش سوم
www.akhbar-rooz.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست