یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

دلفین ها نمی میرند


آسو صالح



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱٣ مهر ۱٣٨۷ -  ۴ اکتبر ۲۰۰٨


خودکشی دلفین ها پدیده ی بسیار جالبی است. هر از چندگاهی گروهی از دلفین ها لاشه های خود را به خشکی ساحل رسانده و به یک خودکشی دسته جمعی دست می زنند. جالب آنجاست که ساکنان محلی و ماموران حفاظت محیط زیست، گاهی اوقات دلفین های نیمه جان را دوباره به آب می سپارند، اما دلفین های نیمه جان پس از ساعتی دوباره خود را به خشکی زده و خودکشی خود را به اتمام می رسانند. دلایل مرگ و میر دسته جمعی دلفین ها کاملا مشخص نیست، اما به گفته ی کارشناسان این خودکشی دستجمعی "اعتراضی"ست به نامناسب بودن شرایط زیست آنها که ممکن است آلوده شده باشد. شاید این تنها راه اعتراض برای دلفین هایی باشد که هیچ ابزار دیگر جز "جان"شان برای بیان اعتراض خود سراغ ندارد.

اعتصاب غذای فعالین سیاسی و مدنی کرد چهلم خود را سپری کرد. این اعتصاب غذا طبق بیانیه ای که در روز اول شروع اعتصاب منتشر شد، برای شش هدف اصلی انجام گرفت که همگی آنها حداقل خواسته های یک فرد یا یک زندانی بودند. خواسته هایی چون اعتراف حاکمیت به هویت سیاسی ومدنی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی، تجدید نظر در اعدام دسته جمعی زندانیان و توقف فوری اجرای احکام اعدام، پایان دادن به شکنجه، آزار و رفتارهای غیرانسانی و تبعیضات ملی مذهبی و جنسیتی، نظارت سازمان های حقوق بشری داخلی و خارجی از زندانها و اصلاحات در دستگاه قضایی ایران.

این زندانیان سرانجام در شرایطی قرار گرفتند که برای "بقای" خود می بایست از "بقای" خود مایه بگذارند. این چنین شد که در "اعتراض" به شرایط زندان، خواسته هایی را مطرح کرده و اعتصاب غذای نامحدود خود را اعلام نمودند.

هرچند این اعتصاب غذا دارای اهداف و خواسته هایی انسانی و همه گیر بود، اما چون از سوی فعالان سیاسی و مدنی کرد آغاز و اعلام شده بود، موجب بروز تمایزاتی با دیگر اعتصابات مشابه، هرچند بسیار محدود تر از این اعتصاب غذا – چه از نظر شمار اعتصاب کنندگان و چه از نظر شمار روزهای اعتصاب – شد. همین امر، باز موجب بروز شبهه هایی از سوی کسانی گردید که چشمان تیزبینشان همواره فعالین کرد را تعقیب می کنند، تا اینکه اتهامات "لوس" شده ای را که همواره از سوی قدرتمداران جمهوری اسلامی تکرار می شود، آنها نیز دوباره کنند. شاید وجود همین تمایزها بود که سکوت رسانه ها، حمایت منفعلانه ی سازمان ها و سکوت معنادار نیروهای غیرکردی داخلی و خارجی را شاهد بودیم، و چه دردناک بود(است).

طی چند سال گذشته که وضعیت حقوق بشر در ایران، در کنار اخبار سیاسی و اقتصادی، به عنوان تیتر اول خبرگزاری و رسانه های داخلی و خارجی می باشد، بسیار نادان است کسی که این اخبار را دنبال کرده و در میان آنها وجود نوعی تبعیض را مشاهده نکرده باشد، و آن عدم پوشش یا پوشش اندک اخبار مربوط به مناطق حاشیه ای ایران می باشد، مگر در مواردی که خبر خودسوزی یا موارد مشابه به آن است.

وجود این تبعیض را می توان از دو بعد بررسید: یکی اینکه ارباب رسانه ای و کسانی که قدرت رسانه ای را در داخل و حتی در خارج از ایران برعهده دارند، نگاه مرکز- پیرامون خود را همواره حفظ کرده و این امر تبدیل به رسوباتی در افکار و ذهن آنها شده، به همین دلیل همواره مسائل مربوط به "حاشیه" برای آنها، کم اهمیت تر جلوه می نماید، و دوم اینکه در حالت خوشبینانه تر، چون هیچ گاه خود را شهروند درجه دو ندیده اند، قادر نیستند که درک نمایند که موارد نقض حقوق بشر در "حاشیه" چقدر گسترده تر و عمیق تر از "مرکز" خواهد بود. به همین دلیل موج اخبار رسیده از سوی فعالین حقوق بشر در "حاشیه" را با نگاهی مشکوک می نگرند و در اندک موارد آن را انعکاس می دهند.

این امر در این مورد مشخص، یعنی اعتصاب غذای فعالین سیاسی و مدنی کرد، بسیار نمایان گردید. در موارد پیشین که خبر اعتصاب غذایی منتشر می شد، حتی اگر یک منبع آن را ارسال یا تائید می کرد، خبر آن به سرعت تایپ مسئولین وبسایت ها و خبرگزاری ها، منتشر می شد، اما موردی که در زمینه این اعتصاب غذا بسیار شک برانگیز بود، سوال هایی بود که هیچ گاه در موارد پیشین از سوی این مسئولین محترم پرسیده نشده بود؛ گویا در این مورد بسیار حرفه ای عمل می کردند. تا اینکه در روز ۱٨ شهریور ماه اسامی ۵۵ نفر که در ۴ زندان دست به اعتصاب غذا زده بودند، منتشر شد. همزمان با انتشار این اسامی، رسانه هایی که عدم انتشار اسامی را بهانه ای برای عدم انعکاس خبر مربوط به اعتصاب غذا عنوان می کردند، به سرعت تمام، دوباره بر عدم انعکاس و بایکوت خبری اعتصاب غذای فعالین سیاسی و مدنی کرد اصرار ورزیدند. جالب آنجاست که در همین روز، خبر مربوط به اعتصاب غذای یکی از هم وطنانمان در یکی از شهرهای مرکزی کشور بر روی تلکس های خبری و وبسایت ها مشاهده شد، طوری که در کنار آن، خبر مربوط به اعتصاب غذای ۵۵ فعال سیاسی و مدنی و روزنامه نگار و معلم کرد، هیچگاه دیده "نشد".

بسیار زیاد نوشته ایم و گفته ایم، بسیار کم خوانده اید و گوش داده اید. به نظر می رسد که نوشتن نه یک، ده و شاید صدها نوع از این نوشته ها قادر نخواهند بود که رسوبات فکری مخاطبین نقد این نوشته را پاک نماید؛ اما همچنان امیدوارانه می نویسم و می گوییم. احتمالاً در این زمینه لازم نیست که از بقای خود مایه بگذاریم و دست به اعتصاب غذا بدهیم تا به صحبت هایمان گوش دهید، حاکمیت "دیکتاتور" را نمی گویم...!

aso.salih@gmail.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست