یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

در جهت تولد دیدی نو به مساله قومیت ها


آسو صالح



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۱ اسفند ۱٣٨۶ -  ۲۰ فوريه ۲۰۰٨


این یادداشت قصد دارد در تائید مقاله "ماییم که باید اعتمادسازی کنیم"، نوشته محمد هاشمی، منتشر شده در نشریه الکترونیکی روزآنلاین در روز سه شنبه 23 بهمن ماه (1)، نکاتی را متذکر شود.
مقاله های از سنخ "ماییم که باید اعتمادسازی کنیم" از معدود مقالاتی هستند که هرچند سال یک بار ازسوی نخبگان مرکز نشین و در حمایت و تائید جنبش های قومیتی ایران نگاشته می شوند. این نوشته ها را، خارج از نشریات محلی، آنقدر کم مشاهده می کنیم که بلافاصله پس از انتشار آنها خواهیم دید که از سوی فعالین جنبش های هویت طلب در تائید آنها، یاددشت هایی به رشته تحریر در می آیند. در همین مورد آخر، بلافاصله بعد از رویت آن بر روی سایت روزآنلاین، تعدادی از سایت های محلی در نقاط مختلف ایران، اقدام به انتشار مجدد آن نمودند.
"ماییم که باید اعتمادسازی کنیم" از سوی محمد هاشمی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت نوشته شده است، تشکیلاتی دانشجویی که همواده شعارهای سالانه آن بر محور دموکراسی خواهی، جامعه مدنی و حقوق بشر قرار دارد. اگر یک بار مقاله را مطالعه نماییم، به این نکته پی خواهیم برد که ادبیات حاکم بر نوشته کاملا بر مواضع دموکراسی خواهانه و معطوف به نقد دیدگاه های پاره ای از شونیست های دموکراسی خواه تاکید دارد، که جنبش های هویت طلب و مطالباتشان را هیچ گاه هم عرض شعارهای دموکراسی خواهانه خود قرار نمی دهند. اشاره به چنین امر مهمی از سوی یکی از نخبگان مرکز نشین نسل دوم انقلاب، حاکی از تولد دیدگاهی نو در میان پرچم داران دموکراسی و حقوق بشر در ایران می باشد، دیدگاهی که امید می رود به ایجاد گفتمانی متفاوت از گفتمان های مسموم شده از تبلیغات و رخدادهای سال های اول انقلاب باشد. همانگونه نگارنده نیز در اولین جمله ی نوشته خود اشاره کرده است، این مهم مرهون «گسترده شدن اعتراضات قومیت ها و علنی تر شدن مطالباتشان در کنار دست یافتن حاملین مطالبات به رسانه هایی محدود» می باشد که موجب شده است «بسیاری از دموکراسی خواهان نگاهی جدی تر به جریانات هویت طلب و مطالبات آنها داشته باشند».
یکی از شاخصه های بارز این نوشته، اشاره به "حق تعیین سرنوشت" می باشد. اصطلاحی سه کلمه ای که همواره برچسب "خطر؛ پرهیز کنید" بر آن مشاهده شده است. اما این نوشته که نماینده "نگاه مدرنی" است که به تعبیر نگارنده ی آن «حقوق بشر محور» است که «حق تعیین سرنوشت را حقی ذاتی برای انسان ها می داند»، با نوعی ساختارشکنی از این خط قرمز عبور کرده و به تحلیل این "حق ذاتی" پرداخته است. تحلیلی که عدم وجود آن از جانب اصلاح طلبان و طیف وسیعی از اپوزیسیون، به تعبیر هاشمی منجر به «عدم شناخت جنبش های قومی و مطالباتشان» از سوی این گروه های شده که در نهایت بازتولید "نگاه بدبینانه ای" است که در ریشه در نوعی حس نوستالژیک دارد که این خود نتیجه "تبلیغات دهه های گذشته" می باشد. این نگاه بدبینانه، نه فقط از سوی دولت و قدرت حاکم، بلکه در طیف وسیعی از اپوزیسیون قدرت نیز حاکم می باشد. نگاهی ابزارگرایانه که هراز چندگاهی با در نظر گرفتن احتیاط های لازم، مسئله قومیت ها را در ایران مطرح می کنند.
وجود این نگاه از سوی حاکمیت نیز غیرقابل انکار بوده، چه بسا در برخی موارد به صراحت از این موضوع بحث می شود. علی یونسی، وزیر اطلاعات دولت اصلاحات در آخرین هفته دولت دوره خاتمی در جمع خبرنگاران اعلام کرد: بحران هایی که ایران در آینده با آنها مواجه خواهد بود، لزوماً بحران سیاسی نخواهند بود و مهمترین چالش هایی که ایران پیش رو دارد، چالش های قومی و اجتماعی است. وزیر اطلاعات سابق با با برشمردن گسست های بومی و اجتماعی گفت که نگران تحرکات قومی است و وزارت اطلاعات همه تحرکات قومی را با شدت دنبال می کند. (2)
اما اختلافی که میان "نگاه بدبینانه" حاکمیت با اپوزیسیون آن وجود دارد، این است که این دید هزینه هایی را برای فعالین مدنی جنبش های هویت طلب به همراه داشته است. اتهاماتی که به فعالین دانشجویی، روزنامه نگاران و فعالین مدنی در این نواحی زده می شود، خود اثباتی بر این مدعاست. در اتهامات این فعالین همواره موارد: تجزیه طلبی، ارتباط با احزاب و گروه های بیگانه و اقدام علیه امنیت ملی، مشاهده می شود. در این جا دوباره به گفته ی دیگری از وزیر اطلاعات دولت اصلاحات اشاره می شود. یونسی در "سومین همایش خانه احزاب ایران" اظهار داشت: "نباید" اجازه داد که احساسات قومی و محلی با منافع ملی در تضاد قرار گیرد، زیرا وجود "تضاد خطرناک" از سیاست های دشمن است. (3)
این اظهارات و عملکرد حاکمیت در قبال جنبش های هویت طلب و قومیتی، نشان از رویکردی نابخردانه دارد که تنها پیامد آن محروم ساختن کشور در استفاده از بخش گسترده ای از پتانسیل کاری و فکری می باشد. و این یعنی بی بهره بودن بلوچ ها، عرب ها، کردها و دیگر گروه های قومی از مدیریت کلان کشور و بازتولید مطالبات آنها.
اما نتیجه این "نگاه بدبینانه" از سوی گروه های اپوزیسیون و خارج از ساختار قدرت و حاکمیت، تنها غبارآلود شدن فضای بحث در این باره می باشد که خود موجب شده است نوشته هایی از نوع "ماییم که بیاید اعتمادسازی کنیم" بسیار نادر جلوه نمایند. بسیاری از این گروه ها و طیف ها که اغلب شناخته شده و در مواردی رسانه هایی از قبیل رادیو و تلویزیون در اختیار دارند، چنان در این "نگاه بدبینانه" خود سیر می کنند که گویی در ایران دو جریان بیشتر وجود ندارد، یا باید شوونیست بود و یا تجزیه طلب. بدین ترتیب چنان تحلیل می کنند که کسانی که از ستم سیستم شونیستی به تنگ آمده اند، تجزیه طلب هستند، و دفاع از "حق تعیین سرنوشت" چیزی نیست مگر اثبات تجزیه طلب بودنشان! اینان به قول محمد هاشمی «هیچ اولویتی برای قومیت ها و مطالتشان قائل نیستند. ایشان معتقدند آزادی و دموکراسی بر هر خواسته ای مقدم است و همه تحول خواهان و معترضان به وضع موجود باید با جمع شدن در زیر چتر دموکراسی خواهی برای رسیدن به جامعه ای آزاد و دموکرات تلاش کنند تا پس از تحقق آن و در جامعه ای باز و با ساز و کار دموکراتیک سایر مطالبات و شعارها، از جمله مطالبات قومی پیگیری شود». شاید برساخته ی همین دید مسموم باشد که همواره در پی پاک کردن صورت مساله و انکار وجود مسائل و بحران های قومیتی در ایران هستند و تنها در چارچوب "استفاده ابزارگرایانه"ی خود، قائل به طرح چنین مسائلی هستند. ممکن است این چنین نگاه گروه ها و و فعالین سیاسی خارج از ساختار قدرت و حاکمیت، در کوتاه مدت هزینه ای را بر این جنبش های هویت طلب تحمیل نکنند، اما جز غبارآلود کردن فضای بحث و پرهیز از بحث در این مورد، نتیجه دیگری دربر نخواهد داشت که خود در دراز مدت منجبر به انباشت هرچه بیشتر این مطالبات و شعله ور شدن این آتش زیر خاکستر می کند.
در پایان ضمن تشکر از دوست عزیزم، محمد هاشمی، که فرصت طرح چنین بحث هایی را فراهم آورد، امیدوارم این نوشته ها در درجه اول در پاک نمودن دید بدبینانه ای که دامن گیر گروه ها و فعالین اپوزیسیون شده، مفید واقع شوند. مسلماً وجود چنین دیدی باعث بوجود آمدن شکاف هایی عمیق میان اپوزیسیون و «عمیق تر شدن دره عمیق بی اعتمادی» و در نهایت چند تکه شدن آن خواهد شد. همه ما باید بپذیریم که تنها "تحقیر و محرومیت" هستند که باعث بوجود آمدن جنبش های هویت طلب و قومیتی هستند، باید بپذیریم که "تحقیر و محرومیت" در میان قومیت های ایران وجود دارد، باید آن را تحلیل و در پی رفع آن برآمد.


aso.salih@gmail.com

1- www.roozonline.com
2- آفتاب- شهریور 1383
3- همان منبع


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست