یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سبزها سبز نیستند-نوشتار ماهانه ی حزب مارکسیست-لنینیست آلمان، ترجمه: آرش گنجی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲٣ مرداد ۱٣۹٨ -  ۱۴ اوت ۲۰۱۹


 
نوشتار ماهانه ی حزب مارکسیست-لنینیست آلمان برای وبسایت ایکور
سبزها سبز نیستند
اقلیم و محیط زیست در زمره ی مهمترین موضوعات سیاسی در میان توده ها
از مجله ی روته فانه – مقاله ی اصلی
پنجشنبه 01.08.2019
ترجمه آرش گنجی، 22 مرداد 1398

                                                    سبزها سبز نیستند


آگاهی زیست محیطی در جبهه ای وسیع بیدار شده است. در آلمان از شروع سال جدید بیش از یک میلیون نفر، عمدتاً جوانان، چونان بخشی از جنبش جهانی «جمعه ها برای آینده» دست به تظاهرات زده اند. گذار به یک فاجعه ی زیست محیطی جهانی به طور قابل توجهی سرعت گرفته. با غرقآب سازی معادن که از سوی شرکت معدنکاری راگ (RAG) به راه افتاد، یک فاجعه ی آب نوشیدنی محلی در راین-وستفالیای شمالی شروع به تهدید کرد. اکثریت وسیع جمعیت سر آن ندارد این فرایند تخریب عامدانه ی مبانی طبیعی زندگی را تاب آورد. در حالی که احزاب ائتلاف بزرگ دمکرات-مسیحی/ سوسیال-مسیحی و حزب سوسیال-دمکرات در خصوص مسئله ی محیط زیست میان بخش های بزرگ توده ها اعتماد خود را از کف داده اند، سبزها در حال بلندپروازی هستند. اما آن ها به هیچ وجه پاسخی صحیح به این روند تهدیدگر بشریت نمی دهند. در آخرین مطالعه ی بیداری زیست محیطی از سوی آژانس محیط زیست فدرال، اکثریت نارضایی خود را از حفاظت اقلیمی در صنعت و سیاست ابراز داشتند. نزد 81 درصد افراد مورد نظرسنجی، گذار انرژی (تغییر بلندمدت در ساختارهای انرژی، برای مثال گذار از انرژی فسیلی به انرژی های سبز – آ.گ) به مراتب کند انجام می شود. بحران عمیق اعتماد، تمام سیاست های بورژوایی را فراگرفته. محافل قدرت صدای ناقوس خطر را می شوند: انتقاد از سرمایه داری، به ویژه تخریب قانونمند محیط زیست به دست آن، رو به فزونی است.
سبزها در حال حاضر به عنوان بخشی از دستکاری بورژوایی افکار عمومی که «بدیل»های جدید در یک چارچوب بورژوایی را به هر وسیله ای مستمر به خورد توده ها می دهند، تا حد زیادی ارتقا یافته اند. گفته می شود رابرت هابک (رئیس حزب سبزها – آ.گ) جذابترین سیاستمدار است و هنوز اندیشه هایش به طور کامل به کرسی عمل درنیامده و سیاست هایش یکدست و همزمان دوستدار اقلیم است. و از اینها هم بیشتر! اگر به سیاست سبزها از یک نقطه نظر زیست محیطی یکدست نگاهی اندازید، مثل مرغزاران و دشتهای خشکیده در خشکسال تابستان 2018 هر چه رنگی از سبز بدهد می خشکد و می پژمرد. قرار است سبزها به مناسبات دولتی جدید و پایدار سازمان بدهند و خود به عنوان آورنده ی اکثریت مهم برای دولت های آتی در نظر گرفته می شوند. به این دلایل، هیچ یک از احزاب بورژوایی به واقع به سبزها حمله نمی کند. حزب مارکسیست-لنینیست آلمان (MLPD) اما تفاوت دارد. حرف این حزب این است: سبزها سبز نیستند!
امروز هر کس که بخواهد یک سیاست زیست محیطی جدی اتخاذ کند باید به واسطه ی نحوه ی رسیدگی اش به مسائل هستی گرایانه ی مربوط به آینده قضاوت شود. برهمکنش و تشدید نُه عامل اصلی، هم اکنون گذار به یک فاجعه ی زیست محیطی جهانی را تسریع می کند: تخریب لایه ی ازون، نابودی سرعت یافته ی جنگلها، فاجعه ی اقلیمی جهانی قریب الوقوع، افزایش چشمگیر شمار فجایع زیست محیطی منطقه ای، خطر قریب الوقوع فروپاشی اقیانوس ها، تخریب اکوسیستم های منطقه ای و انقراض گونه ها، بهره کشی بیش از حد و بی رحمانه از منابع طبیعی، تکثیر زباله ها، مسمومیت و آلوده سازی به علاوه ی استفاده ی غیرمسئولانه از انرژی هسته ای. فاجعه ی زیست محیطی جهانی را فقط با یک مبارزه ی جامعه-تغییر-ده می توان دفع کرد. سبزها در این میان چگونه پاسخ می دهند؟

سوراخ لایه ی ازون؟ مرگ جنگل ها؟

این موضوع برای سبزها به گذشته پیوسته است. مایکل کِلنر، مدیر مسئول فدرال سبزها، در آوریل 2019 سرمست از سیاست زیست محیطی که از سال پایان دهه ی 1980 شروع شده بود اعلام کرد «رودخانه ها بار دیگر زلال شده اند، و آسمان بار دیگر آبی» (1). شکر خدا! این آقا تا چه حد مردم را احمق فرض می کند؟ بنا به این شعار، هیچ کدام از آن ها قصد ندارد ببیند که شرکت راگ از طریق تخلیه ی فیلترنشده ی آب زیرزمینی معادن چگونه با بیفنیل پلی کلره ها (PCBs) رودخانه ها را در ناحیه ی روهر و راینلند به آلودگی می کشاند. به هر حال، سبزها هرگز با کارگرانی که این کثافت را افشا کرده اند کاری ندارند.
در عین حال این یک واقعیت است که «سوراخ لایه ی ازون» در برخی مناطق در برهمکنش با گرمایش جهانی و نابودگرهای شیمیایی جدید ازون، حتا در حال وسعت یابی مجدد است (2). و تخریب جنگل های بارانی به طور غول آسایی از سوی ابرانحصارهای بین المللی مانند بولسونارو رئیس جمهور برزیل به پیش برده می شود. و سبزها؟ فقط خواستار تجدید مذاکرات پیمان مرکوسورِ اتحادیه ی اروپا با کشورهای آمریکای لاتین درباره ی «استانداردهای الزام آور بوم شناختی و اجتماعی» هستند (3). تو گویی شرکت های پیشتاز سلطه ی سود خود بر کل جامعه را با این اقدامات موهومی تخفیف می دهند.
در سال 2016 سبزها دوشادوش حزب سوسیال-دمکراسی در دولت ایالتی راین وستفالیای شمالی تصمیم به تمدید مجوزهای معدنی شرکت RWE در خصوص معدنکاری روباز در هامباخ و به این ترتیب تخریب جنگل های هامباخ گرفتند. در پاییز 2018 اعتراض های توده ای علیه این معدنکاری به راه افتاد و موقتاً توانست جنگل تراشی را متوقف کند. یک «دفاعیه»ی رسوا از سوی ویبکه برِمس، سخنگوی سبزها در سیاست انرژی در پارلمان ایالتی اقامه شد. او تا آن جا پیش رفت که اعلام کرد سبز ها در آن زمان «سخت درگیر مذاکره با حزب سوسیال-دمکراسی» بودند و نتیجه عبارت بود از یک «موفقیت سیاسی باورنکردنی». در واقع، گسترش و تمدید معدنکاری روباز و مخرب محیط زیست مورد توافق قرار گرفت و به عنوان یک «ورود به برونرفت» جا زده شد. در آغاز آن سال، سبزها نقشی پیشتاز در پیشنهاد کمیسیون ذغالسنگ دایر بر حفظ انرژی ذغالسوز (سودآور برای انحصارها) تا یک دوره ی بیست ساله ی دیگر یا حتا در صورت لزوم مدت طولانی تر ایفا کردند.
این الگو پیشتر نیز در خصوص تصمیم نیمبند به تعطیلی نیروگاه های هسته ای به نمایش درآمده بود. تحت رهبری یورگن تریتین، وزیر سبز محیط زیست، «مقادیر انتقالپذیر باقیمانده ی نیروی برق» در سال 2002 مورد توافق قرار گرفت، تاریخ های تعطیلی به صراحت اعلام نشد، و حمل و نقل زباله های اتمی به زور و به رغم راه بندان های فعالان محیط زیست به اجرا درآمد. در سال 2018 سبزها به همراه یورگن تریتین بار دیگر در فروش مازادهای شرکت های هسته ای مشارکت کردند تا آن ها را برای همیشه از تمام هزینه های بی پایان و پیآیندی 23 میلیارد یورو خلاص کنند.
سبزها گستاخانه لاف می زنند که تنها حزب محافظ اقلیم اند. با این حال، نظر به گرمایش جهانی دراماتیک، مطالبات انضمامی حزب سبزها برای انتخاباتهای اتحادیه ی اروپا وامی داردتان سر «جای گرم و نرمِ» سبز خودشان انگشت حیرت به دهان گیرید: «گذار کامل به انرژی های تجدیدپذیر نباید تا سال 2050 تکمیل شود» (4). در سال 2013 مطالعه ای از سوی دانشگاه استنفورد اثبات کرد که با سرمایه گذاری سالانه ی هزینه ای حدود هفت درصد تولید اجتماعی جهان این گذار تا سال 2030 به طور کامل قابل حصول است. تنها اقلیمی که سبزها از آن حفاظت می کنند اقلیم سود و سرمایه گذاری های سرمایه دارانه است.
با توجه به توده های مردمی که در سراسر جهان، همچنین به دلیل افزایش فجایع زیست محیطی منطقه ای، رانده می شوند سبزها فقط از «آبرومندتر شدن گریزها و مهاجرت های ناشی از اقلیم» (5) سخن می گویند. وقتی خودتان را مسئول اول و درجه یک در حفظ سیستم جهانی امپریالیستیِ ویرانگر می بینید، همین نتیجه حاصل می شود. آنگاه به کاهش وخیمترین آثار دل خوش می کنید. حزب مارکسیست-لنینیست آلمان در سوی مقابل مفتخر است که بر مبنایی غیرفاشیستی برای حق گریز و همچنین علیه دلایل فاجعه ی زیست محیطی جهانی تهدیدگر پیکار دارد، و این دو را در مبارزه برای چیرگی انقلابی بر امپریالیسم ادغام می کند.

«مضیقه های عملی» سرمایه داری – مهلک برای بشریت

به اصطلاح «مضیقه های پراگماتیک» که تمام احزاب انحصاری بورژوایی – و به این ترتیب سبزها نیز – به آن مقیدند، مزیت رقابتی و حداکثرسازی سود ابرانحصارهای فعال در سطح بین الملل را تضمین می کند. فقط زمانی که این موارد تأمین شد ممکن است گوشه چشمی به محیط زیست نشان دهند. اما مشکل دراماتیک در خصوص این «مضیقه های عملی» سرمایه داری: بقای نوع انسان در آینده ای قابل پیش بینی به واقع به خطر افتاده. این مضیقه ها مانع از اقدامات معین لازم و مبرم برای حفاظت از محیط زیست می شود.
کتاب «ناقوس فاجعه! در برابر تخریب عامدانه ی وحدت بشریت و طبیعت چه باید کرد» (اثر اشتفان انگل – ترجمه آرش گنجی، نشر نگاه، در دست چاپ) درباره ی نقش سبزها به درستی می گوید: « این حزب تحت شعار ’به کسب و کار جهتی سبز دهید‘ (برنامه ی 2013 برای انتخابات فدرال، ص. 21) در برنامه های خود، در سیاست های خود در سطح فدرال، و در رهبری خود، اکنون به یک حامی اصلی محیط زیستگرایی امپریالیستی تبدیل شده است. آنها سیاست های انحصاری بورژوایی را سبزشویی می کنند.» (6)
آنالنا بائربک از رهبری سبزها حتا اجازه یافت سخنرانی اختتامیه ی «روز صنعت» را در 4 ژوئن بلافاصله پس از نتایج «درخشان»اش در انتخابات اروپا اقامه کند. «پیشنهاد» او مورد استقبال گرم مجمع انحصارگرها قرار گرفت. رادیو «دویچه وله» در این باره توضیح داد: «هرکس که انتظار داشت بائربک، رهبر حزب سبز، وقتش را مقدمتاً وقف سیاست اقلیمی کند شگفتزده شد. در عوض، دغدغه ی وی به طور اصلی منازعه با چین و ایالات متحده ی آمریکا و آینده ی بازار داخلی اروپا بود» (7). او به صراحت به منافع و سودهای مدیران عامل چراغ سبز نشان می دهد: «من با محدودیت های جدید شما را تهدید نخواهم کرد... اما می خواهم موقعیت های صنعتی را در کل اروپا تضمین کنم» (8). پیام دریافت شد: با کمک سبزها، آلوده کنندگان اصلی و مسئولان مقدم تخریب محیط زیست، بانک ها و شرکت های بین المللی عمده، از نظر دور می مانند. از این هم بیشتر: شووینیسم اتحادیه ی اروپا که سبزها عامل پخش آن هستند، به طور کامل در هماهنگی با انجمن های انحصاری برای مدیریت سفت و سخت منافع آن ها در رقابت جهانی قرار دارد. این یعنی کارگران و محیط زیست، هر دو قرار است متحملان باشند.
سیاست سبزها باید به طور حتم از آن چه بسیاری از رأی دهندگانشان انتظار ذهنی داشتند متمایز باشد. برای خیلی ها، رأی به سبزها فرصت امیدوارانه ای بود تا بیداری زیست محیطی فزاینده را سر صندوق بگذارند، تا بر سر خواست های جنبش محیط زیست تأکید ورزند، و جز آن. اما چنین امیدهایی این جا محلی از اعراب ندارد. یک رأی به سبزها شاید بتواند وجدان فرد رأی دهنده را شاد کند، یا ممکن است توهم خدمترسانی به محافظت زیست محیطی را به همراه داشته باشد، یا در وهله ی اول شاید راحت تر از دست به کار شدن خود او باشد... اما سبزها جلوی فاجعه ی زیست محیطی را نخواهند گرفت که هیچ، به عکس!
حزبی که به واقع موافق حفاظت محیط زیست است باید استخواندار باشد. این حزب اجازه ندارد با سرمایه داری مغازله کند. باید دست به کار مبارزه علیه انحصارهای پیشتازی شود که مسئول کل مشکل هستند. بالاتر از همه، این حزب باید مدافع دگرگونی بنیادین در جامعه باشد، و جامعه ای پدید آورد که وحدت بشریت و طبیعت اصل راهنمای آن به طور کل است. اگر سرمایه داری خصم بنیادین ویرانگر محیط زیست است، آن گاه فقط یک نتیجه در میان خواهد بود: آن ها که می خواهند محیط زیست و بشریت را حفظ کنند، در عین حال باید بر امپریالیسم و سلطه ی سود انحصارها بر سراسر جامعه غلبه کنند. در آلمان این چشم انداز جامعه ی سوسیالیستی رهاشده از استثمار بشریت و طبیعت فقط با حزب مارکسیست-لنینیست آلمان نمایندگی می شود. این حزب، مقاومت فعال را برای نجات محیط زیست طبیعی به طور محلی سازمان می دهد و تلاش دارد مبارزات زیست محیطی انضمامی را به مدرسه ای ارتقا دهد برای رسیدن به مبارزه ای جامعه-تغییر-ده. و این مبارزات در خدمت گردآوری نیروها برای انقلاب بین المللی قرار دارد. چنین است حزب رادیکال و مصمم در محافظت محیط زیست.

مبارزه برای مشاغل و حفاظت زیست محیطی

یک نقطه ی کانونی مسمومیت مزمن انسان ها و طبیعت، مبارزه برای آب پاک و وحدت ضروری جنبش طبقه ی کارگر و جنبش محیط زیست، در حال حاضر در ناحیه ی روهر و زارلند واقع است. شرکت راگ، با غرقآب سازی معادن ذغالسنگی که تعطیل شدند، قصد دارد جنایت زیست محیطی قانونی خود را «دفن» کند. این جنایت شامل ذخیره سازی 6/1 میلیون تن زباله ی سمی زیرزمینی و آلوده سازی معادن با بیش از ده هزار تن PCB مافوق سمی است. جنبش معدنچیان به نام «معدنچیان برای AUF»، جنبش زیست محیطی و کارگری رزمنده، اتحادهای فراحزبی انتخاباتی شهرداری و حزب مارکسیست-لنینیست آلمان در زمره ی کسانی هستند که پرتوان در کنار هم علیه این تهدید مسمومیت آب های نوشیدنی و زیرزمینی برای شش میلیون انسان، علیه اخراج 200 معدنچی، برای مشاغل در حفاظت زیست محیطی و علیه کاهش مزایای بازنشستگی و هزینه های رو به تزاید اجاره ها از سوی راگ، پیکار می کنند.
نظر به این که یک اعتراض یواشکی علیه PCB در آب معدنی را می توان از سبزها شنید، به طور بی شرمانه ای در خصوص 6/1 میلیون تن زباله ی سمی سکوت کرده اند. دلایلی وجود دارد: تحت مسئولیت باربل هوهن، اولین وزیر سبز محیط زیست فدرال در راین-وستفالیای شمالی (مشغول به کار از 1995 تا 2005) مطلقاً هیچ اقدامی در برابر ذخیره سازی زباله های سمی که انجام آن در دولت ایالتی فدرال حزب سوسیال-دمکراسی به تصویب رسیده بود، صورت نگرفت. این امر نه جدی گرفته شد نه علنی شد – به رغم این واقعیت که سبزها بارها این موضوع را پیش از روی کار آمدن هوهن توی بوق کرده بودند. و به ناگاه، این موضوع غیب شد. به همین سادگی یک موضوع تا این حد مهم، کتمان و تاب آورده شد. نه مگر این ها زباله های سمی مدفون شده ی «آنها» هم بود. بخش بزرگی از این زباله ها از تفاله ها و فیلترهای بکاررفته ی تأسیسات زباله سوزی می آمد. این روند از سال 1998 تا 2005 به عنوان تصفیه ی استاندارد زباله در اروپا، به رغم اعتراضهای توده ای، زیر نظر یورگن تریتین، وزیر سبز محیط زیست، به پیش برده شد.
این روزها هفتادمین سالگرد قانون اساسی همه جا جشن گرفته می شود. سبزها برای اصلاح قانون اساسی که شامل تعهد به حفاظت حیوانی و زیست محیطی رادیکال است چه در دست خواهند داشت؟ یا درباره ی ممنوعیت ورود سمومی که وحدت بشریت و طبیعت را معیوب می کند چه خواهند گفت؟ به زودی معلوم خواهد شد سبزها برای انجام چنین تعهد بنیادینی هیچ چیزی در چنته نخواهند داشت. زیرا خوب می دانند که در غیر این صورت به منافع انحصارات خدشه وارد می کنند – و – خودشان هم در این جنایات زباله های سمی دست داشته اند.

پروژه ی سبز جلف – برای نجات سرمایه داری با توسل به آنتی کمونیسم

در حالی که ائتلافها با رهبران شرکت ها و مسئولان اصلی تخریب محیط زیست برای سبزها آشکارا عاری از اشکال است، در پخش آنتی کمونیسم مدرن هم دست پیش را گرفته اند. و حالا به سبزی جلف تبدیل شده اند! بسیاری از نمایندگان آن ها همچون ایفاگران کلیدی آنتی کمونیسم، فعال هستند. سبزها عاملان پرحرارت منع کردن مارکسیست-لنینیست ها در جنبش های آنتی فاشیستی، زیست محیطی و صلح هستند. آن ها علیه نیروهای انقلابی و منتقد سرمایه داری کار می کنند، برای نمونه، در جنبش «جمعه ها برای آینده» به هر وسیله ای دست می زنند از جمله نیروی فیزیکی و منع و محرومیت با کمک نیروی پلیس، که همین تازگی در برلین، هلیبرون، براونشوایگ، ویلینگن و دوسولدورف در 24 ماه مه تکرار شد. برای آن ها دامن زدن به سیاهکاری های آنتی کمونیسم مدرن بسیار مهم تر از مبارزه ی زیست محیطی مشترک است. سبزها که عامل سازشکار و آنتی کمونیست برای سدگذاری در جنبش زیست محیطی هستند، همین نقش را در رهبری دست راستی سوسیال-دمکراتیک اتحادیه های کارگری در جنبش طبقه ی کارگر ایفا می کنند. به این سان، لفت و لعاب سبزها در دفاع ناب آن ها از سرمایه داری و سبزشویی های آن ها به هر قیمت، باد هوا می شود.
ینس پترینگ، نماینده ی ایالتی سبزها در راین-وستفالیای شمالی، در سال 1997 با افتخار اعلام کرد: «ما میانجی های بهتری برای ناگزیرها هستیم» (9). سبزها که از یک حزب اعتراض خرده بورژوایی در دهه ی 1970 کار خود را شروع کردند، به یک حزب انحصاری بورژوایی حام دولت تبدیل شدند و با مشارکت در دولت فدرال در سال 1998 به اوج رسیدند. از این رو، انقیاد آن ها به منافع انحصاری «ناگزیر» شد. امروز نه می توان و نه باید قهر اقتصادی در سرمایه داری به نابودی نظام مند و جهانی وحدت خطیر بشریت و طبیعت را تعدیل کرد یا در آن دست داشت، اگر بشریت قصد هلاکت ندارد. به این ترتیب، یک جنبش زیست محیطی موثر همچنین باید بوم گرایی امپریالیستی سبزها را به خوبی دریابد. «ناگزیرِ» واقعی برای چاره ی مسئله ی محیط زیست، مبارزه ی زیست محیطی تغییردهنده ی جامعه است!

نجات محیط زیست از اقتصاد سومحور...

... خط اساسی کار زیست محیطی صفوف حزب مارکسیست-لنینیست آلمان به همراه گروه های زیست محیطی آن است. این حزب، به عنوان عضو موسس سازمان انقلابی جهانی ایکور (ICOR)، همچنین در زمینه ی بین المللی سازی و اتحاد مبارزه ها (ی زیست محیطی) تلاش دارد. تلاش های حزب، در بستر یک جبهه ی مقاومت بین المللی فعال– برای آینده ی بشریت در ایالات سوسیالیستی متحد جهان – جاری است. یک مبارزه ی زیست محیطی جامعه-تغییر-ده با چشم اندازی انقلابی، نیازمند یک MLPDی قدرتمند است. هر کس که ثابت قدمانه علیه توسعه ی دست راستی دولت و احزاب بورژوایی است؛ هر کس که ثابت قدمانه برای نجات محیط زیست از اقتصاد سودمحور تلاش می کند، باید به خود زحمت دهد و شیوه ی «سبز» خرده بورژوایی تفکر را بشناسد: محقق کردن خود در سرمایه داری و توجیه آن با یک موسیقی پسزمینه ای شبه اتقادی. باید به خود زحمت فهم آنتی کمونیسم مدرن را بدهد، همان که سبزها به آن واسطه ظاهری «غیردگماتیک» و لیبرال به خود گرفته اند تا سیاست های ارتجاعی و بوم شناختی-امپریالیستی را به عمل آورند. بین دو صندلی نمی توان نشست: یا باید سوی طبقه ی کارگر، ستمدیدگان و رهایی از استثمار و ستم سرمایه داری را گرفت، یا باید با سرمایه داری آشتی کرد - که در این صورت باید از تمام سیاست های غیرانسانی آن دفاع هم کرد. سبزها در بلندمدت نمی توانند خود را پشت برگ سبز انجیر مخفی نگه دارند. امروز زمان اتخاذ تصمیم های شجاعانه برای چاره ها و دگرگونی های واقعی و بنیادین است! به حزب مارکسیست-لنینیست آلمان و شاخه ی جوانان آن، ریبل، بپیوندید. گروه های زیست محیطی و گروه های ساختمانی زیست محیطی حزب مارکسیست-لنینیست آلمان را تحکیم کنید!


1 https://www.gruene.de/artikel/ozonloch-klimawandel-planetare-grenzen-die-oekologie-in-gruenen-grundsatzprogrammen
2 Bulletin of the World Meteorological Organization (WMO) of 22.11. 2018
3 European Electoral Program of the Greens, p.148
4 ibid.
5 ibda, p.18
6 Catastrophe Alert! p. 235
7 https://www.dw.com/de/kanzlerin-angela-merkel-schlagabtausch-auf-dem-tag-der-
German industry/a-49051211
8 Quoted from speech Annalena Baerbock at BDI Conference, June 2019
9 "Reich oder rechts?” (“Rich or right?"), Jörg Bergstedt, p. 255


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست