یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

رهبر معظم حکومت آخوندها باز هذیان گفت! - محمدعلی مهرآسا


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲۵ آبان ۱٣۹۶ -  ۱۶ نوامبر ۲۰۱۷


حضرت رهبر حکومت شیعه ی ایران از نوادگان ابوطالب عربستان است و به صراحت نوشته های تاریخ ابوطالب می دانست برادرزاده اش دروغگو است و پیامبر نیست لذا تا آخرین لحظه مرگش حاضر نشد خواهش او را در مورد قبول دینسازی محمد بپذیرد و همچنان بت پرست مرد که هیچ توفیری با مسلمان و یهود و عیسوی نداشت.
محمد اولاد پسر نداشت بنابراین سادات به دروغ خود را به محمد وصل کرده اند. آنها اگر راستگو باشند، همه از ورثه و بازماندگان همان ابوطالب پدر علی و عموی محمدند. البته علی خامنه ای نیز از همان نسل بت پرستان بازمانده از ابوطالب است که خودش در ایران بت اعظم شده است.

به همین دلیل هرچند وقت یک بار اعضای دفتر خامنه ای عده ای از مردم تهران یا شهرستانها را به حضورش می برند تاهمیشه مطرح باشد و او برایشان لُغز بگوید و موهومات و مزخرفات ببافد و تقدیمشان کند.
هذیان گوئی از صفات آخوندها است. چون زیاد حرف می زنند و اهل وعظ و خطابه اند، پس در کلامشان هذیان و مهملات فراوان است. آقای خامنه ای را به یقین تمام هم سن و سالهای صاحب این نوشتار می شناسند و می دانند از چه جائی، به این جاه و جلال رسیده است. او روضه خوانی بود که بین دو تا ۵ تومان می گرفت که اشک زنان شیعه را در بیاورد و بساط تریاکش مهیا باشد. البته این را هم می دانیم که اشک زن خیلی آسان سرازیر می شود؛ و نیازی به تحریک زیاده از حد ندارد. من در مجلسی بودم که روز تولد امام رضا بود ولی به محض این که آخوند نام امام رضا را برزبان آورد زنها شروع به گریه کردند؛ آنهم چه گریه ای همراه با خودزنی و فریاد و شیون . در صورتی که روز تولد بود و می بایست شادی کنند.
به هرحال بر گردیم سر هدف اصلی یعنی جناب علی خامنه ای که از آن روضه خوان دو تومانی وارد سیاست شد و برای شرکت مستقیم در فتنه سال ۱٣۴۲ خورشیدی زندانی نیز کشید. البته در انقلاب نکبتی ۱٣۵۷ خورشیدی آخوند بودن و دشمنی با شاه فقید نیز مزید برعلت شد و او را بالا آورد. به این دلیل و جهات، از روز اول انقلاب همیشه متصدی کارهای مهم در حوزه سیاست و نظامیگری بوده است و الان حدود بیست و هشت سال است که فرد نخست کشور و حاکمیّت است. در نتیجه من در شگفتم که چگونه تبدیل به آیت الله عظمای تشیّع دروغین شد؟ زیرا وقتی برای تلمذ در حوزه های دینی و طلبگی نداشت. البته این گونه شامورتی بازی در میان آخوندها رایج است و کس را یارای پرسش نیست که چگونه آیت الله عظما می شوند.

من این واژه دروغین را نوشتم و ممکن است شیعه های متعصب و بی مطالعه، مرا تکفیر کنند که برایم مهم نیست. چون من بی دین، هیچی آئینی را بردیگری ترجیح نمی دهم و تمام آئینهای آسمانی را دروغ محض می دانم. مذهب تشیع نیز از روز نخست بر بنای دروغ گذاشته شده است، لذا دروغ در آن مباح و روا است و از آن به عنوان تقیه نام برده می شود تا گناه و عذاب گردن شیعیان علی را نگیرد. شما در تمام قرآن بگردید و کاوش کنید، امکان ندارد نامی و نشانی از امامان شیعه و مقامی به نام امامت در آن بیابید. تنها در یک آیه می گوید انسان نایب خدا بر زمین است و منظورش تمام مردم کره زمین است. پس درست کردن این دوازده امام به این گونه که درست شبیه دوازده حواری مسیح است، کاری عبث و دروغی بزرگ است. شیعه عکس برگردان عیسوی پاپهای واتیکان است. حمل آن علم و کتل در مذهب عیسوی نیز رایج است و آنها نیز به جای دوازده امام، دوازده حواری دارند. .
خامنه ای، این آیت خدا که ده ها میلیارد دلار خود و پسرانش ثروت از دزدی و ارتشا اندوخته اند غیر از حرافی چیزی بارش نیست و این را در سخنانی که اغلب از او صادر می شود می توان فهمید. او تار هم می نوازد و در جوانی همراه آوازش تار می زد.

چندی پیش روزنامه اطلاعات چاپ تهران در سربرگ صفحه نخستش جمله ای از او نقل کرده است که نشان نادانی کاملش از اوضاع جهان است. جمله چنین است:

«اروپائی ها مقابل اقدامات ضد ایرانی آمریکا بایستند»
به عبارت دیگر یعنی اروپائیان به خاطر ایران آدم کش و تروریست، در برابر دوست چند قرنی خود حالت دشمنی بگیرند و امریکا را ملامت و حتا تحریم کنند!
گوینده این جمله نه امریکا را می شناسد و نه اروپا را. امریکا دوبار برای نجات اروپا وارد جنگ شد و با هزینه فراوان مالی و انسانی اروپا را بار آخر در ۱۹۴۵ ترسائی از دست فاشیسم نجات داد؛ لذا اروپا مرهون آمریکاست. بریتانیا هیچگاه خود را از ایالات متحد امریکا جدا تصور نکرده و صیغه برادر خواندگی بینشان گذشته است. به هر حال ایالات متحد امریکا همواره حامی و پشتیبان کشورهای اروپائی از کوچک و بزرگ بوده و کشورهای اروپائی خود را جدا از امریکا نمی دانند. اگر می بینیم که کنفدراسیونی از تمام کشورهای اروپا(غیر از چند کشور کوچک و بریتانیا) تشکیل شده است، بیشتر به این نیّت است که دیگر آن دو جنگ جهانی که هردو در اروپا شروع و مشتعل شد، به وجود نیاید و کشورهای اروپائی سر دلائل بسیار کوچک و احمقانه به جان هم نیفتند.
جدا از مسئله ی تجارت و روابط بازرگانی و فروش اجناس اروپائی و خرید نفت ایران توسط آنها، در دیدگاه و ذهنیّت کشورهای اروپائی اگر ایران نمره اش یک باشد، نمره ایالات متحد ۱۰۰ است. اما رهبر عظیم الجثه ایران این امر بدیهی را گویا نمی فهمد و تصورش این است که اروپائی ها به خاطر گل روی حضرت خامنه ای امریکا را بایکوت می کنند و معاملات با آن را حذف خواهند کرد. بلاهت از این بیشتر که فقیه عالی قدر نه ارج و قُرب خود را می شناسد و نه از مکان و پیمان بین اروپا و امریکا با خبر است. البته این بلاهت شامل خود گنده بینی نیز هست و خامنه ای چنین تصوری دارد که کشور ایران، دُردانه و عزیز دنیا است و لاجرم رهبرش نیز در چنین مقام و مکانی است؛ و از این جهت باید درخواستهایش را منفی و مثبت بپذیرند. او نمی فهمد که اکنون گوشت تلخترین حکومت جهان کره شمالی و ایران است و هیچ یک از کشورهای جهان در باطن روی خوش و نظر مثبت نسبت به این دو کشور ندارند. چنین است که این دو کشور هر دو با حکومت تک نفره، همپیمان و همکار و همساز شده اند. کره شمالی بین این ۱۹۴ کشور کره زمین تنها با ۱۱ کشور رابطه دارد که یکی از آنها ایران است و بقیه در افریقا قرار دارند و حکومت فقیهان به توقع لفت و لیسی با کیم جونگ اون عهد محبت دروغین بسته اند. خوب رهبر سیاسی ایران باید چنین ابلهی باشد تا ایران به فلاکت کنونی بیفتد.
.
و اما شکر خوردن جدیدش نیز بسیار خنده آور و افتضاح است.

آقای خامنه ای سه شنبه شب در جمع رئیسان سه قوه کشور و سران دزد حکومتی در سخنهایش گفته است:
«زلزله کرمانشاه آزمایشی الهی و میدانی برای ادای وظیفه مسئولان است»
این سخن و ادعا دیگر از آن گونه سخنان بی پایه و بی مایه نیست که به اشتباه بر زبان آید؛ و ربط کامل به جهل مرکب دارد و مختص تنها ایشان نیست بل تمام آخوندها این گونه بلایای ارضی را از هر نوعش باشد، امتحان الهی نام می نهند. من نمی دانم با چنین کلامی چه مبدء و منظوری را می خواهند تبرئه کنند؟ زمین به علت تغییرات درونی خود لرزیده است و شدت لرزش نیز بالا بوده و سبب مرگ سدها و زخمی شدن هزاران هموطن شده است. اگر مسبب این لرزش الله است، با این کارش می خواهد چه کس و کسانی را آزمایش کند. این سدها نفر رفته در گور و هزاران نفر خوابیده بر تخت بیمارستان چرا باید وسیله ی آزمایش این الله موهوم و دروغین شوند. آنها به چه جرم و گناهی باید تقاص دزدیها و رشوه خواریهای حضرت رهبر و گروه حکومتش را پس بدهند؟ این الله بدکردار در کجا پنهان شده است که هرچند وقت یک بار زلزله، سیل، طوفان، طاعون و وبا را به آفریده هایش هدیه می دهد که چه نوع آزمایشی سرگیرد؟ این خدا چرا یک بار کار نیک انجام نداده و هرچه کرده است زمین لرزه و سیل و مرض و فقر و گرسنگی بوده است!
این آخوندها چهارده قرن است که هر بلائی که از طبیعت زمین و کهکشان بر زمین مسکونی ما وارد می شود، جزء آزمایشهای الهی و یا جریمه بشر توسط خدای موهوم و نادیده معرفی کرده و خود و دولتشان را از هر گونه خرابکاری و بد عملی و دزدی و فساد مبری می دانند.
در این میان و میدان، نه از بافت ساختمان سازی و نظارت شهرداریها سخن به میان می آید و نه به کاهلی و تنبلی دولتیان اشاره ای می شود. استخراج نفت و دزدیدن پول فروشش نتیجه ی مهارت و پشتکار ماست؛ اما کشتن مردم در سیل و زلزله و دیگر مصائب کار حضرت باریتعالی خواهد بود. آنهم برای آزمایش مردمی که برای زنده ماندن ده ها مصیبت و ناتوانی را تحمل می کنند. البته این بلایا چنانکه رهبر گفته است کار خدای موهوم است و به دولت و دولتیان ربطی ندارد.

این مردم آلوده به دینداری تا کی می خواهند در خواب غفلت بمانند و از دانش و تغییرات فیزیکی و شیمیائی جهان پیرامونشان بیگانه باشند و مصائب را به گردن فلک و خدا بگذارند؟ تاکی با رقم ده میلیون - ده میلیون باید برای چهله مرگ یک عرب در ۲۴ قرن پیش پیاده رهسپار کربلا شوند؟ خیام می فرماید:

نیکی و بدی که در نهاد بشر است                               شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل                               چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

این سخن دانشمندی است در قرن چهارم و پنجم هجری می زیسته که بسیار از ما، به زمان محمد نزدیک تر بوده است ولی دیدگاه و اعتقادش راجع به آفرینش چنین است. اما در نهاد ما پس از چهارده قرن و این همه کشفیات و اختراعات توسط بشر که ذره ای از آنها به آفریدگار موهوم ارتباط ندارد، هنوز ذهنمان از خالقی که سه هزار سال پیش قوم یهود درست کرده اند، پاک نشده و او را رها نکرده ایم و خود را اسیر تعصب زشت کرده و نمی خواهیم از خرافات و موهومات دست بکشیم.

خیلی جای تعجب و تأسف است که خود پیامبر اسلام گفته است من بی سوادم. اما لیسانس و دکتر و پروفسورمان خود را اسیر این بی سواد کرده و خویشتن را پیرو او می دانند. پیرو چه چیزش؟
آخر مگر ممکن است آدم بی سوادی را معلم مدرسه و یا مکتب دار کنند؟ چگونه خدا یک بی سواد را پیام آور خودش کرد؟
محمد جز جاهطلبی و عشق به نام آوری چه در چنته داشته است؟ چه هنر و خلاقیّت و برتری در او سراغ کرده ایم که چنین واله و شیدای دینیم؟ هنگامی که حافظ در قرن هشتم فراری نظرش راجع به بهشت چنین است، آیا من در قرن ۱۴ باید به بهشت و جهنم باور داشته باشم؟

چو طفلان تا کی ای زاهد فریبی                     به سیب بوستان و شهد و شیرم

کالیفرنیا دکتر محمدعلی مهرآسا
۱۵/۱۱/ ۲۰۱۷ ترسائی


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست