یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سوسیالیسم و دموکراسی: دو بغرنج زمانه ما - شیدان وثیق

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : ایکاروس

عنوان : تنها "رهایی بشر"
صرفنظر از در هم بر همی ها و تناقضات و نظرات نادرستی که آقای شیدان در مورد انقلاب اکتبر و کودتا گونه خواندن آن و لنین و قدرت و طبقه بیان می کند، ایشان همیشه در مقالات و نظراتش چه اکنون و چه در گذشته نفس کم می آورد چون نمی داند به قول خودش حرکت و تحولات جاری را چگونه در راستای هدف نهایی مورد نظر خود که "رهایی بشر" است به فرجام برساند و این بدین خاطر است که درکی سطحی و مکانیکی از ارتباط منطقی بین دولت، قدرت، طبقه و انقلاب در تئوری مارکسیستی دارد. او همه آنچه را که مارکس در مورد رهایی بشر اندیشیده، نوشته و در راستایش حرکت کرده به هیچ انگاشته و ترجیع بندی را که از مارکس به خاطر سپرده تنها "رهایی بشر" است و آنچه را که مارکس در این جهت بیان نموده به دور می ریزد. وقتی از خودش سئوال می کند که امر نابودی سرمایه داری و ایجاد سوسیالیسم و دموکراسی واقعی چگونه باید بدون تصرف قدرت و مبارزه طبقاتی صورت پذیرد؟ به جای پاسخ قاطع و شفاف میگوید: از طریق "جنبشهای اعتراضی و .....رخدادهای نامنتظره و پیش بینی نشده" و بالاخره "خدا" را چه دیدی شاید بلایی نازل شدو سرمایه داری را نابود کرد.
٨۱۱٣۷ - تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱٣۹۶       

    از : م محزون

عنوان : اخبار روز بسیار محترم و مفید...واقای وثیق گرامی
دوستان گرداننده این سایت مفید،خواهش دارم اگر فکر میکنید مضر نیست ..این چند خط را هم محبت فرمائید..ممنون شما هستم.
اقای وثیق ببخشید که من به فضولیم ادامه میدهم،اما اخر نمیتوان سکوت کرد..والله بخدا نمیتوان،چرا که برای این حقیر راز یست این که :
چنانچه نوشته سراغاز خانم باران(نام زیبای باران به تصور بنده نام خانم هاست بله؟)
بله..چنانچه نوشته خانم باران در باره تکرار و کپی مقاله از ترجمه ان دو نویسنده فرانسوی ست،درست نباشد و حقیقیت نداشته باشد..ادم همان دم کاغذ و قلم برداشته و نادرستی و کذب نوشته ان خانم را ،تحلیل میکند،مینویسد که چنین نیست و فلان و بهمان..اخبار روز گرامی و دوستان دیگر ،مرا راهنمائی کنید اگر اشتباه میکنم...ایا چنین نیست؟ من خود اگر در چنین وضعیتی قرار بگیرم و فردی به این شکل بمن تهمت بزند..به اثبات نادرستی او و صدق خودم ،خواهم کوشید..ولی اقای شیدان وثیق سکوت کردند! ایا این سکوت به معنای درستی نوشته خانم باران ،ارزابی و تحلیل نمیشود؟ بله میشود.
این برای بنده عجیب است.
گاهی فکر میکنم رویه و کردار ما ایرانیان چگونه بود و چگونه است امروز؟
ایا به ترمیم زخمها و نادرستی ها و کجروی های خویش کوشیده ایم؟
ایا خویش و فرهنگ خویش و عادات و رسوم خویشتن را بعنوان یک "ملیت کهن و تاریخی" ایا بوده که نشسته باشیم و یک چتکه حقیقی ،نگرشی از بالا و پائین ،کرده باشیم تا نقاط کور،نادرست و کم رنگ فرهنگ و اخلاق خویش را بازسازی کنیم و مرمت؟
اقایان محترم اخبار روز ما چرا انقدر بد شانسیم؟
چرا انقدر کوله پشتیمان سنگین و پر از اتو اشغال است؟
من سایت شما را دیر دیدم..اما ماهی را...
با تشکر از شما دوستان کوشا و زحمت کش.
٨۱۱۲٣ - تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱٣۹۶       

    از : م. محزون

عنوان : خانم زنده باشید
داشتم رد میشدم،هوس فضولی کردم ،گفتم سرکی بکشم ببینم چه خبره،یکشنبه ها ادم هم خسته است و هم تنبل..داشتم رد میشدم که یهو چشمم به نوشته های پر مغز خانم باران افتاد..یکهو مثل اسبی که با یک شیهه وحشتناک سمی محکم به زمین ..گردو خاکی به هوا میکند..ایستادم،با ولع و لذت خواندمو خواندم..در واقع با سی و یکی دو خط خلاصه یکی دو کتاب مربوطه را نوشت .انهم خوشگل،ساده و روان و استادانه.
واقع گرای بدون تعارفات مرسوم روز ،بدون خالی بندی های ادبی و سیاسی.لباسی برازنده سیاست دروغین مد روز!
مرسی خانم قربان دست و قلم شما.
٨۱۱۱۴ - تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱٣۹۶       

    از : امیر ایرانی

عنوان : گیر کار را تشخیص دادن
گاهی در نوشتارها،
گونه ای از گونه های آرمانشهری ترسیم می شود؛
که در این مورد می توان گفت:
ما گیرمان در اینجاست
اما
آنجا را نشان می دهند!؟
٨۱۱۱٣ - تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱٣۹۶       

    از : باران اذرمینا

عنوان : ان را که یافت می نشود ان ام آرزوست
اقای وثیق گرامی
شما با کپی برداری و تکرار سخنان اندیشمندان چپ فرانسوی آلن بدیو و ژک رانسیر می کوشید راه حلی برای بحران جپ جه د ر سطح جهان و چه برای ایران پیش گذارید.شما نشان دادید که تجربه ی بیش از شصت سال سوسیالیسم در شوروی ، چین، اروپای خاوری ، کوبا ، کره ی شمالی و... همراه با جنایتهای خونبار و برچیدگی ازادی ها به شکست خورده است و تجربه ی سوسیال دمکراسی نیز به بر چیدگی نظام سرمایه داری نیانجامیده است.راه پیشنهادی شما همانا فرضیه ی کمونیستی بدیو است.
سرمایه داری را باید برچید اما چه بر جای ان نشاند ؟ سوسیالیسم ؟ اما کدام سوسیالیسم ؟ شما دولتی گردانی اقتصاد را نمی پذیرید پس تولید ، پخش و مصزف کالاها در مقیاس جهانی چگونه انجام خواهد گرفت ؟ طرح های اقتصاد خود گردان ، شورایی ، سندیکالیستی و .... هیچ کدام نه موفق بوده اند ونه در دراز مدت عملی شده اند . شما می گو یید راه حل از درون جنش های مردمی بیرون می اید به چه دلیل و به چه اطمینانی ؟شما نیز مانند الن بدیو خوشبختانه اسطوره ی طبقه کارگر را رها کرده اید و دل به جنبش های مردمی خود جوش سرمایه داری ستیز بسته اید. اگر جنبش فتح وال استریت و شب بپا خاستگان پاریس در نظرتان است که جز اخگر های کوتاه عمری اعتراضهایی گذرا نبودند. در اسپانیا و یونان هم جنبش اعتراضی شکل حزب های کلاسیک اپوزیسیون را به خود گرفتند.
شما هم سخن با رانسیه دمکراسی نمایندگی بنیاد را دمکراسی واقعی نمی دانید و دمکراسی بی میانجی ژان ژک روسو را جانشین ان می خواهید. در تاریخ تنها نمونه ی موفق ان ، دمکراسی بی میانجی باستانی دولتشهر اتن است اما این نمونه گذشته از محدودیت جغرافیایی یک دولتشر کوچک ،بر پایه ی مشارکت دائمی مردان ازاد (زنان، بردگان ، بیگانگان و مستمندان حق رای و مشارکت نداشتند) استوار بود که به لطف کار بردگانشان کار نمیکردند و از بامداد تا شامگاه وقت ازاد برای رای زنی و اداره ی بی میانجی امور دولتشهر را داشتند. ایابرای اداره امور بسیار پیچیده ی جهان امروز دمکراسی بی میانجی روسو عملی است.؟ امروز آِیا اداره ی یک کلان شهر با طرح شماممکن است که ان را برای سراسر جهان پیشنهاد می کنید؟
شما برچیدگی یا از میان رفتگی دولت را باز هم در پیروی از بدیو پیشنهاد میکنید . این ایده ی انارشیستی مارکسیستی یا عمر اجرایی کوتاهی داشته ( در اوکرایین در جمهوری انارشیستی ماخنو پس از انقلاب اکتبر،یا در تجربه های محدود انارشیستها در مکزیک و جمهوری اسپانیا) یا تبدیل به ضد خود در دولتهای سو سیالیستی شده است.
گیریم دولت را بر چیدید تکلیف دستگاه های اموزشی پژوهشی ، بهداشتی ، قضایی، فانونگذاری ، رفاهی ، تفریحی ، ایمنی و امنیتی ، سازمان اقتصادی ، نظام مالیاتی و پولی آنهم نه در سطح ملی بلکه در مقیاس جهانی چه می شود ؟ میگویید به مردم وا میگذارید ایا شدنی است؟ تجربه سومالی ، عراق و لیبی نشان داد که ازهمپاشی دولت
می تواند به پیدایش باند های مسلحی بیانجامد که شیرازه ی امور را از هم میگسلانند .
اتوپی ها یی که بدون در نظر گرفتن تجربه ها و واقعیتها در پندار ادمیان بافته می شوند بی خطر و گاه زیبایند واما در عملی شدن شان جای شک بسیار است
٨۱۰۹۹ - تاریخ انتشار : ۱٨ شهريور ۱٣۹۶       

    از : هزمز رودبارکی

عنوان : وضع خیلی وخیم است
جناب مهرداد محزون مگر آنها ئیکه «مخالف» حکومت کشتار هستند و در راستای تجزیه طلبی و «مزایای» آن قلمفرسائی می کنند «روشنفکر » ، «کوشنده علم ، دانش و سیاست » نیستند. خیلی هم اسم و رسم دارند و در تمام رسانه ها نیز «مهمان» هستند. وقت آن رسیده است که تعارف و بده بستون را کنار بگذاریم فردا خیلی دیر است.
فکر نمی کنم آنها به پیام شما توجه کنند:" آیا وقت ان نیست که همه شما کوشنده گان علم و دانش و سیاست همه را به نزدیکی و اتحاد ،دعوت کنید؟ امروز کشور ما بیش از هر چیزی و هر وقت دیکری نیاز به اتحاد تمام نیروها دارد.. "
این جماعت فکر می کنند تمام بدبختی ما از «پان فارس » ست و مرزی بین استعمار و حکومت و مردم نمی بینند.
٨۱۰۷۵ - تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱٣۹۶       

    از : کیا

عنوان : مطلب به نظر جالب میآید،ولی
فهم آن مشکل!
آیا نویسنده خودمختاری را جدا از سیستم سرمایه داری یا سوسیالیستی میداند؟
حال چگونه؟
٨۱۰۶۶ - تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱٣۹۶       

    از : م محزون

عنوان : یکی میمرد زدرد بی نوائی یکی میگفت خانم زردک میخواهی؟؟!!
اقای وثیق ،هموطن گرامی استعمار پیر و ایالات متحده به اتفاق همقطاران خود،ملایان را بر کرسی قدرت و حکومت کشور گماردند ،تا تجزیه کشور را اسان نمایند ،اداره کشور کجا و ایجاد صحنه های تعزیه و مسجد و حسینیه کجا؟ با سیاست ها و شیوه معمولشان کشور ما را به نقطعه ئی کشاندند که امر تجزیه و جدا خواهی به مرزی برسد(مهیا شدن شرائط اقتصادی و سیاسی) که بدون هیچگونه شک و تردیدی..عملی گردد..امروز ما در ان مرحله قرار داریم.تمام انسانها،هموطنان ما که در مرزهای ایران با دیگر کشورها زندگی میکنند،در واقع مردگی کرده و میکنند.با اهداف قبلی تعین شده توسط استعمار و دیکته شده به ملایان و عوامل داخلی اشان..امروز اگر اتفاقی بیافتد که در بانه افتاده است..ایران به سمت و سوی تجزیه میرود.خشونت دستگاه امنیت به بازمانده گان و مردم ،دلیل قاطعی ست به این امر...
هموطن گرامی فکر نمیکنید که نیاز ما و کشور ما ،مردم ما و از همه مهمتر استقلال و امنیت مرزهای ما ،باید دغدغه و نگرانی امروز همه روشنفکران و قلم زنان و همه احاد مردم ایران باشد؟
ایا وقت ان نیست که همه شما کوشنده گان علم و دانش و سیاست همه را به نزدیکی و اتحاد ،دعوت کنید؟ امروز کشور ما بیش از هر چیزی و هر وقت دیکری نیاز به اتحاد تمام نیروها دارد..
چنین مقوله های علمی و سیاسی را میتوان به وقت دیگری موکول کرد دوست عزیز..نیاز ما بیش از این مقوله های علمی به اتحاد ،نیازمند است.کار شما ارزشمند و باقیست و این شکی نیست.اگاه شدن مردم ،ما به این گونه مسائل حیاتی برای اینده ،امریست ضروری که در مقایسه با ضروریات شاید بتوان به زمان دیگری موکول کرد..
اما امروز ایران در شرائطی بس نگران کننده قرار دارد شاید مانند زمان جدا شدن بلوچستان و شمال از پیکره ایران در یک قرن و اندی پیش !
تمام مقصود من دوست عزیز با احترامی که به شما و دیگران و ارزشمندی دانش شما عزیزان قائلم،ضرورت مقوله ها ست که کدام برای ما امروز مقدم و مهم ترند؟
اتحادی برای حفظ استقلال ایران و یا بازنگری کودتای نفت،انقلاب اکتبر ،سازمانهای چپ و..و غیره کدام یک مقدم اند؟
با احترام و سپاس فراوان
مهرداد.م
٨۱۰۶۵ - تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱٣۹۶       

  

 
چاپ کن

نظرات (٨)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست