یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

دیکتاتورها


محمود فلکی


• در همسایگی‌ ِ همه‌ی سایه‌ها
از اتاق ِ من و تو آفتاب می‌بلعند
برای رویا گور می‌کنند
و پُر می‌کنند از شن
نامی را که بوی نان تازه می‌دهد. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۲۲ دی ۱٣۹۶ -  ۱۲ ژانويه ۲۰۱٨


 در همسایگی‌ ِ همه‌ی سایه‌ها
از اتاق ِ من و تو آفتاب می‌بلعند
برای رویا گور می‌کنند
و پُر می‌کنند از شن
نامی را که بوی نان تازه می‌دهد.

از غم
قامتی می‌سازند
برای کوتوله‌های فهم
و از ترس
جامهیی میبافند
برای پوشاندنِ زخم.

با دست‌های خون‌آشنا
حرکتِ هوا را
یک ساعت به تأخیر می‌اندازند
زمین را
یک ثانیه پشت تاریکی هُل می‌دهند
و در واژه‌یی که از درخت بالا برود
یا سراغِ تابستان را از پستان بگیرد
قیچی می‌کارند
به سوی اسب‌هایی که خیال می کنند بال دارند
شلیک می‌کنند
بر برهنگی ِ تنی که تن ِ برهنه را می‌جوید
تاریکی می‌پاشند
و از همه‌ی صداها
تنها صدای "خیابان" به کابوس‌شان راه می‌یابد.

محمود فلکی


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست