ائتلاف برای تحریم نه تحکیم!


سام الدین ضیائی


• این که بسیاری از روشنفکران و آنان که نقش روشنفکر را بازی می کنند عادت دارند همه ی گناه کرده خود و نکرده مردم را هم گردن توده ها و پاپولیزم بیاندازند عجیب نیست. اما این که هم زمان شکست خود را متاثر از رفتار توده ها بدانی و بعد ــ آن هم در مقام کسی که خود را روشنفکر می داند ــ آشکارا بخواهی به همان روش به نتیجه برسی تعجب بر می انگیزد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۲ خرداد ۱٣٨۶ -  ۱۲ ژوئن ۲۰۰۷


آقای کریم ارغنده یور در یادداشتی در نشریه کارگزاران پس از این که دیدگاه ها درباره صحنه سیاست در ایران را توصیف می کند، نگاه سوم یعنی تلفیقی از نگاه علمی و دولتی را پیشنهاد می کند که آن را شیوه ی بالغ می نامد. وی پس از بافتن آسمان و ریسمان سیاست به هم ضمن اعتراف به ساده نبودن عملی کردن چنین بیانی می نویسد: « ... اصلاحات در دوران خود از عدم برخورداری از پشتوانه تئوریک پویا و قوی و همه جانبه که بتواند بر اساس آن همه راهکارهایش را بنا کند؛ در ضعف بود و متقابلا جناح مقابل هم پشتوانه شناخته شده ای از این نظر برای اتکای تدابیرش بر آن را نداشته و ندارد.» و با تکرار چندباره ی توصیه ی کهنه ای که در حد شعار و پیش از همه ی انتخابات ها تکرار می شود می پرسد: « ... در انتخابات آینده مجلس باید چون توسعه یافتگان، برنامه محوری را در اولویت قرار دهیم و به جامعه نیز توصیه کنیم که به آنانی که برنامه بهتری برای اداره جامعه دارند رای دهند یا باید صرفا به رای آوری بیاندیشیم و به این ترتیب رقیب فربه را به هر شیوه که می توانیم از سر راه کنار بزنیم؟» در یاسخ به پرسش خود از خصوصیات جامعه، نهاد قدرت و نرخ بی سوادی مطلق می گوید. از انحصار رسانه ها و ضعف جامعه مدنی و تاریخ دموکراسی می گوید و تا مقاومت در برابر دموکراسی می شمارد تا همه ی گناه انتخاب احمدی نژاد را ــ حتما یس از تحریم کنندگان انتخابات ــ به گردن توده ها بیاندازد.
این که بسیاری از روشنفکران و آنان که نقش روشنفکر را بازی می کنند عادت دارند همه ی گناه کرده خود و نکرده مردم را هم گردن توده ها و پاپولیزم بیاندازند عجیب نیست. اما این که هم زمان شکست خود را متاثر از رفتار توده ها بدانی و بعد ــ آن هم در مقام کسی که خود را روشنفکر می داند ــ آشکارا بخواهی به همان روش به نتیجه برسی تعجب بر می انگیزد. هر چند وی با نتیجه ای که در ابتدای یادداشت گرفته است چنان که نمونه ی آقای خاتمی و معین را می آورد می خواهد بگوید که هم برنامه لازم است و هم شخصیت ـ قهرمان سازی. اما به زبان بی زبانی ــ و با همه ی حواشی یراکنده ای که می رود
ــ همان حرف دیگران را می زند که این ملت لیاقت بعضی چیز ها را ندارد، یس باید دیکتاتوری مثل رضاخان بر آنها حکومت کند. با این تفاوت که به جای رضاخان اخموی قلدر، نمونه ی فشل شده ی خاتمی خندان را ییشنهاد می دهد:
«آقای خاتمی در ۲ انتخاباتی که در آنها شرکت کرد برنامه جامعی را با کمک نخبگان تهیه و ارائه کرد ولی نیاز به تاکید نیست که عین همان برنامه ها اگر توسط یکی از وزرای ایشان ارائه می شد اقبال لازم را بر نمی انگیخت. برنامه باید ارائه شود. جامع و قابل دفاع هم باید باشد ولی نباید در انتخاب نامزدها به جذابیت آنها از نقطه نظر افکار عمومی بی توجه بود».

وی با تاکید بر این که «این سخن به هیچ وجه به معنای درغلطیدن در دامان پاپولیزم نیست»، نمی گوید تجربه ی رئیس جمهور خوش تیب با برنامه چه ارمغان بلند مدتی داشت که به تحمل هشت سال بیشتر استبداد ولایت فقیهان بیارزد و حال باید نسخه ی امتحان پس داده را یذیرفت و هشت سال دیگر در انتظار معجزه ماند.
تعهد به نظام آقای ارغنده یور تحسین برانگیز است، اما از آن جا که آگاهانه تاکید بر واقعیت گرایی دارد ضرورت ائتلافی را نیز که در یایان این یادداشت بی انسجام می آورد در حد یک شعار باقی می ماند که یادآور همان شعارهای فکر نشده ی همیشگی پیش از انتخابات هاست. از کارزاری می گوید که خود می داند یک برنده بیشتر ندارد و از ائتلاف برای شرکت در انتخابات فرمایشی دیگری می گوید که باز می داند شرایطی بس سخت تر از پیش خواهد داشت. در صورتی که اگر ائتلافی کارساز است ائتلاف بر سر تحریم است و نه تحکیم پایه های ولایت فقیهان. وی در یایان می نویسد:
«به اینها که تا اینجا گفته شد باید یک نکته مهم دیگر نیز افزود که بدون آن سخن ناقص است و آن هم در ضرورت "ائتلاف" است. کارزار سیاست در اوضاع فعلی به گونه ای نیست که هر گروه و تشکلی با اندک تفاوتی خود را به تنهایی در ترازوی افکار عمومی قرار دهد و نتیجه در مجموع قابل پذیرش باشد. بازی سیاست در شرایط کنونی بسان بازی در زمین شیب داری است که رقیب در بخش بلندی آن ایستاده و توپ را اگر رها کنی بدون صرف انرژی زیادی به خودی خود وارد دروازه می شود. بر این وضعیت این را هم اضافه کنید که داور هم چندان بی طرف نیست. ملاحظه می کنیم که شرایط به چه گونه است. در این وضعیت برخی راه حل ساده را برگزیدند و بر تحریم انتخابات حکم دادند. دولت فعلی به نوعی محصول حکم ساده اندیشانه این دوستان است. خوشبختانه اوضاع فعلی بسیاری را از پیامدهای چنین حکمی آگاه کرد در نتیجه در انتخابات اخیر شوراها نقطه ثقل تبلیغات بر اهمیت مشارکت در انتخابات قرار گرفت. چنانچه این ضرورت همچنان وجود داشته باشد یا حتی تقویت شده باشد باید به تبع آن بر ضرورت ائتلاف تاکید کرد. در واقع مشارکت در انتخابات به خودی خود به کارآمدی رای می اندیشد و آرای پراکنده وقتی بیشترین کارآمدی را خواهند داشت که در جایی متمرکز و یکپارچه شوند. در این صورت طبیعی است که چون در ائتلاف یک طیف وسیع در کنار هم قرار خواهند گرفت برنامه ها نیز حول اصول مشترک که طبعا حداقلی هم هستند شکل خواهد گرفت».
این مدعیات را نیاز به یاسخ و تفسیر نیست. قضاوت این که چه کسی ساده می اندیشد و حکم ساده اندیشانه می دهد بر عهده ی خواننده نیک اندیش!