ما خسته نمی شویم


لاله حسین پور


• امسال نامش امنیت اخلاقی است. امنیت؟ حقیقتی ست. وقتی مو و اندام زن نمایان شود، به راستی امنیت حاکمیت اسلامی به خطر می افتد و پایه و اساس ایدئولوژی چنین حاکمیتی به لرزه در می آید. ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه‌شنبه  ۲٨ ارديبهشت ۱٣۹۵ -  ۱۷ می ۲۰۱۶




آن ها هم خسته نمی شوند.
هوای گرم مصادف است با تدابیر خلاقانه ای که دو طرف جبهه تدارک می بینند تا یک تابستان داغ دیگر را از سر بگذرانند. امسال نامش امنیت اخلاقی است.
امنیت؟
حقیقتی ست. وقتی مو و اندام زن نمایان شود، به راستی امنیت حاکمیت اسلامی به خطر می افتد و پایه و اساس ایدئولوژی چنین حاکمیتی به لرزه در می آید. ایدئولوژی ای که زن را از آن ِ مرد می داند و نه یک موجود مستقل. در این ایدئولوژی زن برای مرد به وجود آمده و وظیفه او تنها و تنها خدمت به مرد و تولید مثل برای اوست.
اگر زن از خدمات خود به مرد سر باز زند، باید برود گم شود. اگر با مرد دیگری رابطه پیدا کند، می تواند به "حق" کشته شود. در این ایدئولوژی تمام تدابیر در نظر گرفته شده تا زن توجه مرد دیگری را به خود جلب نکند و پشت پرده باقی بماند. صدایش شنیده نشود، راه رفتنش مرد دیگری را مجذوب خود نکند، زینتش دیده نشود و............ چرا؟ چون مردی که صاحب زن است، باید اطمینان داشته باشد که فرزند شخص اوست که زن به دنیا آورده است. چرا؟ چون اموال او به آن فرزند می رسد و باید مطمئن باشد که اموالش به کس دیگری جز تیره و تبار خودش نمی رسد. وجود زن تنها وسیله ایست برای "تولید" وارث، آن هم از جنس مذکر. مرد حتی نام خود را به زن نمی دهد، فقط وارث مرد حق داشتن نام او را دارد.

تابستان داغ در مدینه

زنی در هوای داغ مدینه دولبه روسری اش را به پشت گردن انداخته بود و مردی که محو گردن نمایان زن شده و از خود بی خود بود، صورتش به دیوار برخورد کرده و زخم و ذلیل نزد پیغمبر می رود و داستان را تعریف می کند. از آن جا آیه ای که شماره اش را نمی دانم، گفته می شود که ای زنان دنباله روسری تان را طوری روی سینه های تان بیندازید که گردن تان پوشانده شود..........
لابد مرد دیگری از صدای یک زن به هیجان آمده و نزد پیغمبر از آن شاکی می شود و از آن پس شنیدن صدای زن حرام اعلام می گردد. ماجرای آرایش مو در زیر چادر که همانند کوهان شتر می شود نیز هیجان انگیز است. قوزک پا و مچ دست هم که جای خود دارد.
لابد ابروی کمانی، پوست خوش رنگ، چشمان شهلا، لب های برجسته و... و... و.... همه و همه حرام هستند. قرار است زن با پوشش خود جذاب نشود. پس اگر روسری به زنی می آید و او را جذاب تر می کند، چه؟ تکلیف عمل های زیبایی چه می شود که تحت حاکمیت اسلام درکشورمان به اوج خود رسیده است. اگر زمان، زمان پیامبر بود، حتما آیه ای گفته می شد و راه و چاه را نشان می داد!!!!
واقعیت این است که حجاب وظیفه اصلی اش پوشاندن زیبایی های زن است. پس همان بهتر که پرده ای بر سر زن آویزان کرده تا اصلا معلوم نشود در زیر آن زن راه می رود یا مرد.
آه، نه. آیه ای وجود دارد که در آن، بر مردانی که لباس زنانه می پوشند، لعنت می فرستد.....
پس چاره ای نیست جز آن که زن را در پستوی خانه نهان کند. اگر نمی تواند این موجود طغیان گر و زیاده خواه را رام کند، پس به کمک شلاق چادر بر سرش کرده و به دنبالچه خود روان سازد و اگر باز نتوانست مهارش کند، پس لااقل روسری، وگرنه توسری..............
امسال تابستان اما، تدبیر دیگری اندیشیده اند. هفت هزار پلیس را با لباس شخصی، در شیفت استراحت شان، زمانی که در حال رفتن به خانه بوده که خستگی درکنند، یا با اهل خانه درحال رفتن به رستوران یا مهمانی هستند و کلا در مسیر قدم زدن و غیره، مأمور کرده اند تا به طور کاملا نامحسوس، چغلی هر زنی را که در کوچه و خیابان و ماشین و محل خرید یا هر مکان دیگر، چپ راه می رفت و مثلا راست نگاه می کرد، به مراکز جاسوسی خبرداده تا او را به سزای اعمالش برسانند. البته این چغلی می تواند شامل مردان نیز به علت گوش دادن به موزیک یا هر حرکتی که امنیت اخلاقی جامعه را به خطر بیاندازد، باشد. همه این ها قرار است نامحسوس اجراء شود و چه زمانی نتیجه این خبرچینی سازمان یافته محسوس می شود، در عمل روشن می گردد.
به این ترتیب قصد دارند فضای ضد امنیت را در خیابان ها و بین مردم حاکم کنند که نتوانند حتی به نگاه دیگران نیز اعتماد کنند. غافل از این که بخش بزرگی از اقشار مردم، سال هاست با ترفندهای رژیم در خصوص حجاب و نابودی آزادی های مدنی دست و پنجه نرم می کنند و با وجودی که تحت فشارهای مداوم قرار می گیرند و هزینه های جسمی، روحی و مالی می دهند، اما خسته نمی شوند و راه های گریز را شناخته اند. اقشاری که سا ل به سال بر تعدادشان افزوده می شود و گاهی برچسب خار و خاشاک می خورند و گاهی نیز بدتر از اهالی کوفه می شوند.

حجاب یا بی حجابی؟
یک سئوال انحرافی و سرتا پا اشتباه!

هم اکنون برخی از طراحان مد برای جلب مشتری بیشتر و یا با هر هدف دیگری، مدهایی با حجاب اسلامی عرضه می کنند و این امر اینجا و آنجا مورد اعتراض برخی فمینیست ها قرار می گیرد.
درست است که ریشه حجاب در اسارت و به هیچ انگاشتن وجود مستقل زن نهفته است و می بایست در این رابطه روشنگری به عمل آید. اما به همین ترتیب می توان مدهای مختلف لباس های غیر حجاب دار را نیز ریشه یابی کرد و آن ها را تنها برای سود آوری سرمایه داران و اسارت زنان به مثابه عروسک های تحریک و تهییج مردان به حساب آورد و ارزیابی کرد. وضعیت و موقعیت بسیاری از زنان در دنیای بی حجابان نیز اسفناک است.
آن ها بی حجابی را نشانه فساد و تباهی می دانند و این ها حجاب را نشانه تحجر و ناآگاهی. این همان دو روی یک سکه است.
اصلا بحث بر سر حجاب نیست. بحث بر سر آزادی پوشش است. اگر زنی به هر دلیلی بخواهد حجاب داشته باشد، احترامش واحب است. قرار نیست بعد از فردای جمهوری اسلامی، با دیکتاتوری رضاخانی، حجاب را با شعار "یا بی روسری، یا توسری" از سر زنان برداریم. قرار است انسان ها را آزاد بگذاریم تا خود پوشش خویش را انتخاب کنند. چه تحت تأثیر مذهب بخواهند حجاب را برگزینند و چه تحت تأثیر دیزاین های مختلف و مدهای از بالا تعیین شده بخواهند هر بار به رنگ و مدل دیگری درآیند. باید ابتدا این آزادی را تجربه کنند تا بتوانند کم کم استیل و سبک خود را بازیافته و استقلال بیشتری در انتخاب پوشش خود نشان دهند.