چرا رژیم اسلامی در ایران تثبیت نمی شود و دلهره آقای نگهدار از کجاست؟


ناصر مستشار



اخبار روز: www.iran-chabar.de
آدينه  ۱ دی ۱٣٨۵ -  ۲۲ دسامبر ۲۰۰۶


پس از برگذاری و خاتمه هر انتخاباتی در ج.ا. ، رهبران نظام اسلامی با خط ونشان کشیدن به مخالفان وجهانیان از پیروزی و نفوذ مردمی خود در میان مردم خبر می دهند.همه اینها از علت های روانشاسی خود رژیم بر می آید، چراکه رژیم خود معلول پارامترهای متغیری می باشد که   رژیم هر بار با وضعیت نوین به تلاش در می آید تا باردیگر خود را در میان مردم   هنوز موجه نشان دهد. ج.ا. از بدو تولد خویش که به شیوه کاملا غیر طبیعی به وقوع پیوست با این متدولوژی دست به گریبان بوده است. رژیم اسلامی در جهان جزو رژیم هائی به حساب می آید که هر آئینه در انتظار چندین خطر فوری در راه سرنگونی اش به کمین نشسته اند.حاکمان اسلامی همواره در جدال با بخشی از مردم بوده است که خود بدانها صفت ضد انقلاب اسلامی داده است واین روند نیز بی وفقه با جزر و مد های گوناگون همواره خود را وفق داده است.موقعی که محمد خاتمی روی کار آمد ، جنبش بر اندازی موقتا مجبور به عقب نشینی شد. در آن روزها بسیاری از نیروهای میانه باز بالاخره جایگاه واقعی خود را باز یافتند و همچنان در همان موضع باقی مانده اند. در صف آرائی نیروهای برانداز هنوزتحولات چشمگیری به چشم نمی خورد.اما همچنان بیش از نیمی از جامعه هنوز خود را با رژیم   اسلامی انطباق نداده است ورژیم همواره از این وحشت دارد که این بخش رو به فزونی بگذارد.از انقلاب اسلامی سه نسل می گذرد واپسوزیون ج.ا. هنوز نتوانسته است پایگاه و آلترناتیومناسبی در میان مردم ایجاد نماید.در میان نیروهای سیاسی آنقدر اختلاف وجود دارد که مانع هر گونه اتحاد می گردد.بحش وسیعی از نیروهای سیاسی هنوز در نوستالژی انقلابات دهه شصت وهفتاد بسر می برند.اکثریت رهبران رزمنده باقیمانده از آن سالها با زبانی سخن می گویند که نسل سوم بعد از انقلاب با آن مسائل هیچ گونه آشنائی و ارتباط تاریخی ندارند وبه همین لحاظ بخش وسیعی از جامعه کنونی ایران نمی توانند سخنان رهبران اپسوزیون را درک نمایند.برای مثال وقتی ما در باره دولت شاپور بختیار می نویسیم ویا سخن می گویم برای بخش وسیعی از جامعه این موضوع جنبه تاریخی به خود گرفته است واز نقاط درک وفهم پائینی برخوردار می باشد.نزدیک به سی سال از وقایع انقلاب پنجاه وهفت می گذرد بی آنکه از اشتباهتمان درس گرفته باشیم.همان نیروهائی که ازحکومت اسلامی با دلایل مختلف به دفاع برمی خیزند همچنان بر مواضع دیرینه خود پای می فشرند ودر مقابل نیروهای اپسوزیون نتوانسته اند در مواضع خود در کنار یک دیگر گرد هم آمده باشند.گاهی اوقات خود رژیم به ناتوانی نیروهای اپسوزیون جهت سرنگونی اش اذعان می دارد وگاهی اوقات نیروهای اپسوزیون خود به عدم توانائی   جهت سرنگونی رژیم اعتراف می دارند. این کشمکش همچون نزاع تاریکی وروشنائی ادامه دارد.برای مثال اگر به آمارهای انتخاباتی اخیر نگاه کوتاه داشته باشیم به راحتی از دسائس رژیم باخبر می شویم. رژیم هیچ آمار صحیح و قانع کننده ائی نتوانسته است حتی به نزدیکان شرکت کننده در انتخابات ارائه دهد تا چه باشد به جهانیان!! در ج.ا. پس از برگذاری هر انتخاباتی سپس به معامله وتقسیم آرا بین طرفین مدعی پرداخته می شود.یک هفته پس از شمارش سودا گرایانه آرای مردم که بااعتراضات افشاگرایانه جناح های درگیر همراه می گردد ، پس از آن تازه به اعلام آرای کسب شده کاندیداها می پردازند. پس از هر انتخاباتی رژیم به مستحکم شدن خود ایمان می آورد اما ازبعد چند صباحی دوباره نزاع ها چرکین شده وقدیمی آغار می گردد.پس از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری در سال گذشته تمام گوش از شعارهاو خط ونشان کشیدن ها" کر"شد اما یه سرعت همه حقایق به روشنی یک روز آفتابی آشکار گردید. در کشور مسلمان نشین کویت هم به تازگی انتخابات   بسیارغیر دمکراتیک   برگذار می گردد که برای مثال زنان حق کاندیداتوری ندارند اما در شمارش آرا تا کنون شنیده نشده است که دستبردی برده باشند. در نظام اسلامی قوانین بازی از همان آغاز با تقلب شروع می شود وتا پایان نمایشنامه همان شیوه ناسالم حاکم می ماند اما در این میان نیروهائی بنام اپسوزیون هستند که شرکت در انتخابات را یک وظیفه ملی اعلام می دارند و پس از آن به التماس از رژیم در می آیند که به آرای مردم خیانت نشود. نیروهای تحریم کننده با دلایل گوناگون از شرکت در انتخابات سر باز می زنند واین حق قانونی ودمکراتیک آنها می باشد.این نیروها اذعان می دارند که نخست کاندیدای مورد دلخواه   رادر میان شرکت کنندگان نمی یابند ودیگر اینکه با کل رژیم سیاسی مسئله دارند ومادامیکه این رژیم بر سرکار باشد هیچ علاقه ائی به شرکت در انتخابات را نخواهند داشت.اما افرادی همچون فرخ نگهدار به چند گونه به مردم بی مهری می کنند.نخست اینکه با شانتاژ وجو سازی همیشگی در طول۲٨سال گدشته عدم شرکت در انتخابات را کمک به نیروهای بیگانه محسوب میدارند وبه یک سرپیچی ملی شباهت می دهند وپس از اتمام رای گیری پر از تقلب همچنان به پاسداری از رژیم ادامه می دهند.نامه آقای نگهدار جهت اطلاع در زیر آورده شده است.
نامه فرخ نگهدار به کروبی، خاتمی و رفسنجانی
 
  خدمت حجج اسلام آقایان شیخ مهدی کروبی، سید محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی
پس از سلام،
خبرها و پرشس‌ها دهان به دهان در شهر می‌گردد که "چه خبر است؟" و "دارند با رای مردم تهران چه می‌کنند؟
 
مردم و تاریخ بر شما نخواهند بخشید، هرگاه بر شما مسلم شود که به رای مردم خیانت شده و شما، به غلط، مصلحت نظام، یا مصلحت خود، را در مقابل مصلحت کشور و مردم ببینید، خانه نشین بمانید و بست نشین نشوید. اگر مردم از انتخابات نومید شوند شکستی دامن گیر کشور شود از عراق بدتر.
 
وطن خواهان و آزادی دوستان آرزو کردند که مردم تلخ کامی را همه فرو دهند، قدم پیش گذارند و به پای صندوق ها بروند. پیش قدم شدن در پاسداری از سلامت انتخابات وظیفه فرشتگان و ملائک، وظیفه دختران و پسران و پدران و مادران، نیست. وظیفه اول شماست.
 
ایران بر شما - که مردم را به اعتماد فراخواندید - نفرین کند هرگاه دغلکاران به صندوق رای، به امید مردم، خیانت و سکوت شما را ساتر این جنایت کنند.
فرخ نگهدار � لندن � چهار شنبه بیست و نهم آذرماه ١٣٨٥.